از مرتضي آويني تا سيد شهيدان اهل قلم- 1
گروه فرهنگي- ادب و هنر؛ اين تعبير تصرف در سينما يا به قول آقاي مرتضي آويني «خرق و عبور از حجاب تكنيك» از عجيب ترين و مانوس ترين و در عين حال جذاب ترين و حياتي ترين تعابيري است كه در بحث فلسفه سينما به عنوان يك فريضه يا تئوري خام و اوليه و مبتديانه قابل تامل است.
اينكه عبور از حجاب تكنيك محصول كدام رهيافت و چه رويكردي است و زمينه هاي آن كدام است؟ اينكه «حجاب تكنيك» چگونه و با چه مختصاتي تعريف مي شود تا عبور از آن به بحث و تبادل و تعامل نظر گذاشته شود و نهايتا اينكه مصاديق خارجي اين تعابير كدامند؟
از همه اينها گذشته، اين دلالت ها بر كدام مباني استوار است و اين فريضه بر كدام «پايه» ها شكل گرفته اند؟
به نظر مي رسد آرا و فرضيات آقاي آويني، با رفتن ايشان در گير و دار مباحثي اكثرا ژورناليستي و غير حرفه اي، به آبشخوري براي يكسري لفاظي ها و بازي با كلمات تبديل شده و هسته اوليه و منويات ارزشمند آن هدر رفته است.
نيز به نظر مي رسد - خرق حجاب تكنيك - بيشتر يك امر شهودي - شخصي باشد تا دلالت پذير و تعميم يابنده به ساير مصاديق.
بايد ديد مباني اين فرضيه و اين تئوري كدامند؟ «حجاب» در مقابل كدام «رويت» آمده است و تكنيك به مثابه «ذات» يا «ماهيت» يا «دلالت» بين متني و فرامتني در نظر گرفته و طرح گشته ياموضوع ديگري در كار است؟
«خرق حجاب تكنيك» تعبير زيبا و جذابي است، اما عميقا «معجزه آسا»، «شهودگرا»، غير قابل منطق گذاري و بسط پذيري و اساسا در فضا و اتمسفري غير استدلالي شكل گرفته، قد كشيده و به ظهور و بروز رسيده يا نرسيده.
چطور ممكن است كساني كه مدعي نوعي از زيبايي شناسي در سينماي ايران هستند، عجيب ترين و حيرت آورترين موضع گيري ها را در مقابل كارگردان و آثاري داشته باشند كه بنا بر شواهد و قرائن مي تواند به عنوان مصداق تام و تمام همان نگاه زيبايي شناسانه باشد؟!
آيا ما با يك فضاي سياسي و يا درگيري سابقه دار تاريخي و يا دعواهاي شخصي روبروييم يا ... چيز ديگري؟!
تعابير هر چه مطنطن و زيباتر و آهنگين تر چه بهتر، اما كار ما با معاني است و اين معاني جز با الفاظ دقيق در نظر نمي آيند و اساسا به درد نمي خورند.
آرا و انديشه هاي سيد مرتضي آويني نيازمند آسيب شناسي، نقد و تحليل و دقت نظر و مطالعه است.
نمي توان راضي شد به اينكه بستگان نسبي و سبي و ... ايشان هر يك به فراخور حال و روز و قال و مقال و خواست و اراده شان، با نوعي بت تراشي و قديس سازي يا هر چيز ديگري، اين گنج ارزشمند سينماي مستند ايران معاصر را با دست خود به فراموشخانه و تاريك خانه مجادلات بي ثمر و عبث بكشانند و قوه سترگ و ارزشمند و بسيار حياتي منبعث از انديشه و سلوك او را اين گونه هدر دهند.
اين بحث را ادامه خواهيم داد./انتهاي پيام/