رب خلصني!
آخرین اخبار:
کد خبر:۷۸۷۶۳
به مناسبت سالگرد شهادت حضرت امام موسي بن جعفر (ع)

رب خلصني!

راوي اوج غربت و درد است   آه و أمّن يجيب تو هر روز گريه در گريه: «رَبِّ خَلِّصنِي»   ندبه هاي غريب تو هر روز

چشمهايت اگر چه طوفاني

قلبت اما صبور و آرام است

شوق پرواز در دلت جاريست

شب اندوه رو به اتمام است

 

روح تو آنقدر سبکبار است

که اسير قفس نخواهد شد

لحظه اي با مظاهر دنيا

 همدم و همنفس نخواهد شد

 

کور خوانده کسي که مي خواهد

بسته بيند شکوه بالت را

چشم اگر واکنند مي بينند

جبروت تو را، جلالت را

 

چه غم از اين که گوشة زندان

شب و روزش کبود و ظلمانيست

در کنار فروغ چشمانت

جلوة آفتاب پيدا نيست

 

همدمي غير اشک و شيون نيست

در سحرگاه خيس تنهائيت

مي شود در غروب عاطفه ها

تازيانه انيس تنهائيت

 

راوي اوج غربت و درد است

آه و أمّن يجيب تو هر روز

گريه در گريه: «رَبِّ خَلِّصنِي»

ندبه هاي غريب تو هر روز

 

از تمام صحيفة عمرت

آه چند آيه اي به جا مانده

شمع چشم تو رو به خاموشي است

از تنت سايه اي به جا مانده

 

لاله لاله دخيل مي بندند

به ضريح تنت جراحت ها

شرمگين، بيقرار، باراني

آسمان هم از اين جسارت ها

 

چه به روز دل تو مي آورد

کينة قاتل يهودي که

بر تن خستة تو گل مي کرد

آنقدر سرخي و کبودي که

 

ميله هاي کبود اين زندان

شب آخر، شده عصاي تو

زخم زنجيرها شده کاري

رفته از دست، ساق پاي تو

 

پيکرت روي تکه اي تخته !

غربت تو چقدر دلگير است

راوي روضه هاي بي کسي ات

ناله هاي کبود زنجير است

 

شيعيان تو آمدند آن روز

پيکرت روي دست ها گم شد

آه اما غروب عاشورا

بدني زير دست و پا گم شد

 

نيزه ها محو پيکر خورشيد

محشري بود کربلا آن روز

بوسة نعل تازه گم مي شد

بين انبوه زخم ها آن روز

 

عشق بر روي نيزه معنا شد

در حوالي قتلگاهي که

پيکر آفتاب جا ماند و

کاروان رفت سمت راهي که ...

يوسف رحيمي

پربازدیدترین آخرین اخبار