اتفاقي كه نيفتاد
به گزارش خبرنگار فرهنگي «شبکه خبر دانشجو»، رمان «اره برقي خاموش است» در صورت توجه بيشتر نويسنده به يكي از به يادماندني ترين رمان هاي سال هاي اخير تبديل مي شد.
حسن بهرامي، معلم جواني از استان چهارمحال بختياري با سفرهايي خواندني و پر از اتفاقات شگفت آور خود را به جامعه ادبي كشور شناساند.
بهرامي كه در كنار شعر، داستان كوتاه نيز مي نوشت، چند سالي است حضوري جدي در عرصه ادبيات داستاني را به عنوان رويكرد ادبي خود انتخاب كرده است و در سال هاي اخير نام او را در تعدادي از جشنواره ها و مسابقه هاي داستاني به عنوان برگزيده شنيده ايم.
او به تازگي رمان «اره برقي خاموش است» را به مخاطبان ادبيات ارائه كرده است و دو كتاب ديگر نيز زير چاپ دارد.
حسن بهرامي فضاي داستاني خود را به جاي محصور شدن در حصار شهر با برج ها و آسمان خراش ها و بن بست هايش، به روستايي با باران هاي سيل آسا، رودخانه خروشان، امامزاده اي در حصار كوه ها و سنجاقك ها و خروس ها و مرغ ها كشانده است.
داستان در فضايي آغاز مي شود كه چند كودك قهرمان اصلي آن هستند، راوي، داناي كل دنياي كودكانه آن ها را روايت مي كند، پس از آن داستان به روايت روابط ميان معلماني مي پردازد كه در روستايي كه قصه در آن آغاز شده است با يكديگر همكار هستند.
شروع انقلاب و روابط تنش آميز ميان اين گروه داستان را به پيش مي برد و بعد يك فصل كوتاه روايت به اول شخص از زبان يكي از اين معلمان تبديل مي شود و دوباره روايت به همين شكل ادامه مي يابد.
منتها اين بار از زبان يكي از همان بچه هايي كه حالا مي فهميم قهرمان اصلي داستان است، بهرام براتي كه داراي ذهني مغشوش است و قصد خودكشي دارد.
اين رفت و آمد مدام داستان ميان روايت ها و شخصيت هاي مختلف تا پايان داستان بخش مهمي از انرژي خواننده را مي گيرد و كمتر مخاطباني مي توانند خط اصلي داستان را بدون زحمت درك كنند.
مشخص نيست اين تناوب براي نويسنده چه ارزش دراماتيكي داشته كه اين گونه مصر است كه مخاطبان خود را پي در پي به زحمت درك روابطي بيندازد كه دائم در حال تغيير است.
شايد اگر ادامه رمان «اره برقي خاموش است» به توانمندي و زيبايي بخش افتتاحيه آن بود ما شاهد خلق يكي از به يادماندني ترين رمان هاي چند سال اخير فارسي بوديم، شايدي كه تحقق نيافته است و اتفاقي كه صد افسوس نيفتاده است./انتهاي پيام/