ضرورت نياز به معرفت معاني معطوف به بصيرت
آخرین اخبار:
کد خبر:۷۸۸۶۹
سينماي ديني - 12

ضرورت نياز به معرفت معاني معطوف به بصيرت

هم آن چنان كه رهبر فرزانه انقلاب در بياني وارسته، مانايي و پايايي هر تفكر و انديشه‌اي را اختصاصاً و لزوماً در گرو بيان آن به زبان هنر دانسته‌اند، اشاره متفكر شهيد مطهري نيز به جلوه يابي امتدادي حركت عاشورا در زبان هنر است.

محمدرضا محقق - گروه ادب و هنر؛ شهيد مرتضي مطهري با اشاره به ويژگي ملهم از متن فراتاريخي و جهان شمول حوادثي چون قيام عاشورا يادآور اين نكته مي شود كه كساني كه به خاطر يك سلسله اصول و مبادي قيام مي كنند و نهضت مي نمايند، در حقيقت به همه جهانيان بعد از خودشان پيامي دارند و به اصطلاح معروف، وصيتي دارند. آيندگان بايد با پيام آنها آشنا باشند و نداي آنها را بشناسند.

و در ادامه هم آن چنان كه رهبر فرزانه انقلاب در بياني وارسته، مانايي و پايايي هر تفكر و انديشه‌اي را اختصاصاً و لزوماً در گرو بيان آن به زبان هنر دانسته اند، اشاره متفكر شهيد مطهري نيز به جلوه يابي امتدادي حركت عاشورا در زبان هنر است؛ چه انسان وقتي تاريخ حادثه عاشورا را مي خواند،‌ استعدادي براي شبيه سازي در آن مي بيند، همان طور كه قرآن براي آهنگ پذيري ساخته نشده، ولي اين طور هست و حادثه كربلا هم براي شبيه سازي ساخته نشده، ولي اين طور هست من نمي دانم و شايد شخص اباعبدالله (ع) در اين مورد نظر داشته است.

متن تاريخ اين حادثه، گويي اساساً براي يك نمايشنامه نوشته شده است، شبيه پذير است، گويي دستور داده‌اند كه آن را براي صحنه بردن بسازند.

و آن گاه به راز اين پتانسيل متراكم و سرشار براي شبيه سازي و انعكاس و بازتابندگي دراماتيك واقعه اشاره مي كند كه راز اين است كه اساساً خود اين حادثه، تمام اين حادثه، تجسم اسلام است در همه ابعاد و جنبه‌ها؛ ‌يعني راز اينكه اين حادثه نمايش پذير و شبيه پذير است اين است كه تجسم اسلام است در همه ابعاد و جنبه‌ها.

همه اصول و جنبه‌هاي اسلامي عملاً در اين حادثه تجسم پيدا كرده است، ‌اسلام است در جريان و در عمل و در مرحله تحقق؛ وقتي بخواهيم به جامعيت اسلام نظر بيفكنيم بايد نگاهي هم به نهضت حسيني بكنيم؛ مي بينيم امام حسين (ع) كليات اسلام را در كربلا به مرحله عمل آورده، مجسم كرده است، ولي تجسم زنده و جاندار حقيقي و واقعي، نه تجسم بي روح.

انسان وقتي در حادثه كربلا تامل مي كند، اموري را مي بيند كه دچار حيرت مي شود و مي گويد اينها نمي تواند تصادفي باشد و سر اينكه ائمه اطهار اين همه به زنده نگه داشتن و احياي اين خاطره توصيه و تاكيد كرده و نگذاشته‌اند حادثه كربلا فراموش شود، اين است كه اين حادثه يك اسلام مجسم است.

شهيد مطهري با اشاره به وجوه متنوعي كه در واقعه عاشورا منبع مطالعه و دستاويز آفرينش قرار مي گيرد، اصل و فرع را متمايز كرده و نوعي هويت صنفي براي فرهنگ عاشورايي برمي‌شمارد.

چرا ما صفحه نوراني اين داستان را كمتر مطالعه مي كنيم، در حالي كه جنبه حماسي اين داستان صد برابر بر جنبه جنايي آن مي چربد و نورانيت اين حادثه بر تاريكي آن خيلي مي چربد.

اگر ما صفحه نوراني تاريخ حسيني را خوانديم آن وقت از جنبه رثايي‌اش مي توانيم استفاده كنيم، و گرنه بيهوده است.

پس اول بايد قهرمان بودنش براي شما مشخص بشود و بعد در رثاي قهرمان بگرييد، و گرنه رثاي يك آدم نفله شده، بيمار و بي دست و پا و مظلوم كه ديگر گريه ندارد و گريه ملتي براي او معني ندارد.

در رثاي قهرمان بگرييد؛ براي اينكه احساسات قهرماني پيدا كنيد، براي اينكه پرتويي از روح قهرمان در روح شما پيدا شود و شما هم تا اندازه‌اي نسبت به حق و حقيقت غيرت پيدا كنيد، شما هم عدالت خواه بشويد، شما هم با ظلم و ظالم نبرد كنيد، شما هم آزادي خواه باشيد، براي آزادي احترام قائل باشيد، شما هم سرتان بشود كه عزت نفس يعني چه، شرف و انسانيت يعني چه، كرامت يعني چه؟

و بيان شهيد مطهري، تعبير ديگري از همان سلوك هنر ورزانه است براي آفريننده تصويري بي كژ و كاست از واقعه‌اي كه براي تداعي بصري وجوه دراماتيكش، علاوه بر تسلط به فرم و عبور از حجابي كه خالق فرم يعني تكنيك و تكنولوژي، روز به روز و نو به نو مي زايد و مي آفريند، به معرفت معاني معطوف به بصيرت، نيازمند است./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار