جرقههاي ناب يك دگرديسي
محمدرضا محقق ـ گروه ادب و هنر؛ با نگاهي به مجموعه آثار سينمايي توليد شده پيش و پس از انقلاب چند نکته و مولفه ساختاري و مفهومي در اين محدوده به نظر ميآيد و از آن جمله:
1- نگاه محتوايي حاکم بر اين آثار به لحاظ مفاهيم انتزاعي:
الف: نگاهي که برآيند ديدگاههاي رسمي است و محصول آن اغلب آثار سفارشي، و نگرنه حاکم بر آن تک بعدي است.
ب: آثاري که نماينده سليقه، فکر و نياز قشرهاي متفاوت جامعه است.
2- ساختار سينماورزانه حاکم بر آثار:
الف: آثاري که به لحاظ هنري ضعيف و از جهت فيلمنامه غير قابل دفاعند.
ب: توليداتي که به لحاظ کمي، در حداقل و بيشتر با عنوان جرقههايي جدي استاندارد، اين سينما را دستخوش تغيير کرده و به شکل مقطعي بالا بردهاند.
با مطالعه و بررسي آثار ياد شده، نمونههايي را شاهد هستيم که مصاديق تام و تمام آثار تأليفي هستند که در آنها سازنده اثر با تسلط بر هنر سينما و نيز بهره بردن از مؤلفههاي انديشگي توانسته در خلق يک فيلم هنري در سينماي ايران پيروز باشد.
به لحاظ نگاه محتوايي هم پيش و هم پس از انقلاب آثاري که به نوعي با دستاويز قرار دادن قراردادهاي اداري و بي توجه به مؤلفهها و مشخصههاي اصيل هنر سينما ساخته و پرداخته شده باشند، حضور نسبتاً پررنگ و البته ناموفقي دارند.
به همان اندازه که آثار سينمايي مروج ابتذال و فساد پيش از وقوع انقلاب سترگ اسلامي نتوانستند قاطبه مردم مسلمان ايران را تحت تأثير منفي قرار دهند، در مقياسي ديگر و به نسبتي متفاوت در پس از انقلاب نيز آثاري که به نوعي بي توجه به رعايت موازين هنر سينما سعي کردند نوعي رويکرد سطحي و شعاري از اصول مذهبي و شعائر ديني به نمايش بگذارند، ناموفق بودهاند.
دليل اصلي در اين فرجام بي توجهي به «هنر سينما»ست. بايد بپذيريم يک اثر هنري در مقوله سينما بيش و پيش از آن که به پرده نقرهاي برسد بايد در ساختار و محتوا به نوعي بلوغ هنري و فکري رسيده باشد.
سينماگر بايد هنر سينما را به لحاظ ابزارهاي سخت افزاري بشناسد؛. دکوپاژ، ميزانسن، شخصيت پردازي، بازيگري، موسيقي و دهها تخصص ديگر را به صورت جدي و حرفهاي تجربه کرده باشد و در عين حال بتواند آن مفهوم معنوي و ديني و قدسي را به عبارتي در ساحت سينما ترجمه هنرمندانه کند./انتهاي پيام/