تصاوير و مدارك از نقش صهيونيست ها در ترور رفيق حريري حكايت دارند
آخرین اخبار:
کد خبر:۸۲۹۴۱
افشاگري سيدحسن نصرالله از جزييات جاسوسي تروريستي:

تصاوير و مدارك از نقش صهيونيست ها در ترور رفيق حريري حكايت دارند

دبيركل حزب الله لبنان با بيان اينكه مدارك و شواهد داريم كه دخالت صهيونيست ها در ترور رفيق حريري را اثبات مي كند، گفت: اگر دادگاه ترور حريري به اين اسناد و ادله با دقت توجه نكند حرف ما در سياسي بودن اين دادگاه ثابت مي شود.

به گزارش گروه بين الملل «شبکه خبر دانشجو» به نقل از واحد مرکزي خبر، سيد حسن نصرالله در کنفرانس خبري که به طور زنده از شبکه هاي مختلف پخش شد گفت: من وعده داده بودم کنفرانسي مطبوعاتي برگزار کنم که در آن نشانه ها و شواهدي ارائه شود که افقهاي جديدي را در تحقيقات درباره ترور شهيد رفيق حريري بگشايد و به متهم کردن رژيم صهيونيستي به ترور وي کمک کند.

وي افزود: من چنين وعده اي دادم و امشب انشاء الله به وعده ام عمل خواهم کرد.

همچنين از زماني که من اين وعده را مطرح کردم، اظهار نظرهايي همگي از طرف يک جناح خاص صورت گرفت که چرا اکنون اين شواهد مطرح مي شود و چرا چند سال پيش مطرح نشد؟ صرفنظر از پيش زمينه ها و شيوه هاي مطرح کردن اين پرسشها، من پاسخ آنها را به پايان اين کنفرانس خبري موکول مي کنم زيرا شواهدي که ارائه خواهم کرد به علت ماهيت و شرايط زماني آنها، کمک زيادي به پاسخ دادن به اين سئوال مي کند.

در ابتدا بايد به همه شما خوش آمد بگويم و از شما به علت حضورتان در اين کنفرانس خبري تشکر کنم.

(بزرگي) حادثه ترور حريري و شرايط کنوني و چالشها ايجاب کرد که شما اين گونه احساس مسئوليت کنيد.

همچنين از همه رسانه هايي که به آنچه امشب مي گويم توجه نشان مي دهند و آن را به طور زنده پخش مي کنند تشکر مي کنم.

سعي خواهم کرد سخنانم را تا حد امکان سريع بيان کنم و (به عربي) فصيح حرف بزنم تا خارج از لبنان هم مفيد واقع شود.

طبق معمول من ابتدا محورها را ذکر مي کنم.

محور نخست، اتهام اسرائيل عليه حزب الله است که لازم است مقدمه اي در اين خصوص ذکر کنم.

اسرائيل از همان اوايل و مشخصا از زمان وقوع حادثه سيزدهم سپتامبر 1993 اتهامات خود را شروع کرد.

همه لبناني ها مي دانند که در آن روز توافقنامه اسلو امضا شد و حزب الله تظاهراتي در حومه جنوبي بيروت برگزار و با دولت آن زمان لبنان مخالفت کرد که رياست آن را رفيق حريري بر عهده داشت.

در آن زمان به سوي تظاهرکنندگان تيراندازي شد و ده نفر به شهادت رسيدند و حدود پنجاه نفر زخمي شدند.

نوعي تنش سياسي و خصومت سياسي بين حزب الله و دولت رفيق حريري و شخص رفيق حريري ايجاد شد.

اسرائيلي ها وارد ميدان شدند و از طريق يکي از مزدورانشان که در آن زمان با يکي از مسئولان امنيتي وقت رفيق حريري تلاش کردند او را متقاعد کنند که حزب الله براي ترور او تلاش مي کند و طرح ترور وارد مرحله اجرايي شده است.

در اين خصوص برادر شهيد حاج عماد مغنيه و شماري ديگر متهم شدند.

براي درک اين مسئله مي خواهم آن را همان گونه که روي داده است بيان کنم.

چند ماه پس از حادثه سيزدهم سپتامبر 1993 دستگاه اطلاعاتي سوريه به دستور سرتيپ غازي کنعان يکي از نيروهاي مقاومت اسلامي را در صيدا دستگير کرد.

فرد دستگير شده، برادري مجاهد که اسرائيلي ها بعدا او را کشتند حاج علي ديب معروف به ابوحسن سلامه بود.

اين عضو مقاومت در شرايطي مبهم دستگير شد و من چند روز بعد متوجه شدم که ابوحسن سلامه در عنجه است.

من به ديدار سرتيپ غازي کنعان رفتم و از او خواستم ابوحسن را آزاد کند.

او گفت من صبح امروز او را به دمشق فرستاده ام و مسئله از دست من خارج شده است.

من با عتاب به او گفتم داستان چيست؟ اگر از من خواسته بودي تحقيق کنم مي داني که ما در چنين مواردي همکاري مي کنيم به ويژه اگر مسئله حساسي در بين باشد.

سرتيپ غازي به من گفت، چند روز پيش رفيق حريري به ديدار من آمد و به من گفت: "فردي مرتبط با حاج عماد مغنيه که ممکن است مسئول دفتر او يا از همراهان نزديک او باشد به من گفته است که در جلسه اي با حضور حاج عماد مغنيه ، ابوحسن سلامه و ديگران که اسامي آنها را نمي دانم شرکت کرده است.

او به من گفت در اين جلسه براي ترور شما برنامه ريزي شده است و قرار است شما از طريق کميني که در فلان مسير ايجاد مي شود ترور شويد".

دبيرکل حزب الله افزود: غازي کنعان به من گفت اين مسئله اي نيست که بتوان در قبال آن سکوت کرد زيرا طرحي براي ترور نخست وزير کشور در جريان است، ما دستمان به عماد مغنيه نمي رسد ولي ابوحسن سلامه را که دستمان به او مي رسيد دستگير کرديم.

گفتم اشکالي ندارد.

بعد از شش روز بازجويي خشن از حسن سلامه که طي آن استخوانهاي ابوحسن سلامه خرد شد تا به چنين حادثه اي اعتراف کند، وي همچنان به آنها مي گفت اين مسئله واقعيت ندارد و افتراء است.

او به شدت اين اتهام را انکار مي کرد.

او به دمشق فرستاده شد و در آنجا هم بازجويي از او ادامه يافت.

من نامه اي خطاب به رئيس جمهور فقيد حافظ اسد فرستادم و او مسئله را به سرتيپ علي دوبا که هنوز زنده است ارجاع داد و او هم خواستار ملاقات با من شد.

من به ديدار علي دوبا رفتم که او نتايج تحقيق را به من اطلاع داد و گفت تحقيقات در دمشق هم نشان مي دهد اين داستان بي پايه و اساس است.

مسائلي اتفاق افتاد که اينجا جاي بيان آن نيست و ابوحسن آزاد شد و به بيروت بازگشت.

دو سال بعد از اين حادثه که اواخر سال 1993 و اوايل 1994 روي داد يعني در سال 1996 دستگاه امنيتي مقاومت مزدوري را دستگير کرد که براي اسرائيلي ها کار مي کرد و از مراکز و خانه ها و شخصيتها در حومه جنوبي بيروت و در جنوب لبنان تصويربرداري مي کرد.

اين مزدور احمد نصرالله نام داشت.

طبعا او با من نسبتي ندارد زيرا از روستاي ديگري است.

از احمد نصرالله درباره تصويربرداري ها از مراکز و خانه ها و اطلاعاتي که به اسرائيلي ها داده بود بازجويي شد و به هيچ وجه داستان رفيق حريري و غازي کنعان و حسن سلامه در ذهن ما نبود.

تا اين که خودش در زمان بازجويي به اين مسئله اشاره کرد.

ما تصاوير ضبط شده زيادي از او در اين خصوص داريم ولي به علت کمبود وقت، بخشهايي از اعترافات او را پخش مي کنيم.

او اعتراف کرد و گفت من با يکي از افراد (مرتبط با حريري) تماس گرفتم و گفتم از همراهان حاج عماد مغنيه هستم و خودم را محمد عفيف معرفي کردم در حالي که فردي را به چنين نامي نمي شناختم و اطلاعاتي دروغ به او دادم و حتي به اين مسئول امنيتي حريري گفتم از حرکت کردن در مسيرهاي خاصي خودداري کند زيرا حزب الله قرار است در مسيرش کمين کند يا خودرو بمب گذاري شده در مسير بگذارد و او بايد از مسيرهاي ديگري عبور کند.

او به اين ترتيب حتي براي مدت چند ماه توانست مسير حرکت حريري را به دلخواه خود تغيير دهد.

اين مزدور به مسئول امنيتي حريري گفته بود، حسن سلامه که اهل شهر صيدا است در جلسه اي که با حضور عماد مغنيه برگزار شد پيشنهاد کرده بود که بهيه الحريري (خواهر رفيق حريري) را (در صيدا) ترور کنيم و هنگامي که رفيق حريري مجبور مي شود براي عرض تسليت به صيدا برود او را در اين شهر مي کشيم.

اين مزدور اسرائيل چنين اطلاعاتي را در اختيار دستگاه امنيتي رفيق حريري قرار داده بود.

من در آن زمان نسخه اي از نوار اعترافات اين مزدور را در اختيار غازي کنعان قرار دادم و اين مزدور هم تحويل دستگاههاي امنيتي ذيربط شد و تا سال 2000 هم زنداني بود و در فوريه آن سال اين فرد به دلايلي که من نمي دانم آزاد شد و چند روز بعد از طريق نوار مرزي به اسرائيل فرار کرد و خانواده اش هم به او پيوستند و هنوز هم در فلسطين اشغالي است و لبناني ها را براي منافع دشمن استخدام مي کند.

احمد نصرالله مزدور اسرائيل توانست با هدايت اسرائيل اين دروغ و اين داستان را سر هم کند.

بخشهايي از تصاوير احمد نصرالله را مي بينيم.

در ادامه، عکسي از اين مزدور اسرائيل به همراه توضيحات مکتوب و شفاهي پخش شد که در آن آمده است: احمد حسين نصرالله در سال 1967 در منطقه خيام متولد شد.

او لبناني و مزدور اسرائيل است و اکنون در فلسطين اشغالي اقامت دارد.

او در سال 1996 بازداشت شد و تا سال 2000 در بازداشت بود.

او سوم فوريه 2000 آزاد شد و چهاردهم فوريه همان سال به نوار اشغال شده جنوب لبنان فرار کرد و در ماه مه 2000 از آنجا به فلسطن اشغالي رفت.

اعضاي خانواده اش در چند مرحله از طريق گذرگاه مرزي الناقوره از فلسطين اشغالي به لبنان باز گشتند.

او در زمان حضور در فلسطين اشغالي در چند عمليات جذب نيرو از بين لبناني ها براي دشمن شرکت کرد.

او اطلاعاتي جعلي را از طريق يکي از اطرافيان رفيق حريري در اختيار وي قرار داد.

اين اطلاعات شامل موارد زير بود: -اطلاعات دروغ درباره حاج عماد مغنيه -حزب الله قصد ترور حريري را دارد و به اين منظور چند بار تلاش کرده ولي ناکام مانده است -خودرويي بمب گذاري شده براي هدف قرار دادن حريري تدارک ديده شده که آن را در تقاطع کليساي مار مخيل ديده است -حزب الله قصد دارد حريري را از طريق کشاندن او به شهر صيدا هدف قرار دهد و به اين منظور ابوحسن علي ديب بهيه الحريري نماينده پارلمان را در صيدا به قتل مي رساند. در ادامه، تصاوير ويدئويي اعترافات احمد نصرالله در سال 1996 پخش شد که در بخشهايي از آن آمده است: "نام من احمد حسين نصرالله است، شخصي را تقريبا از سال 1988- 1989 مي شناسم که نزد رفيق الحريري کار مي کند.

او در موسسه رفيق حريري کار مي کرد که خانه خواهر من نزديک آن بود.

در سال 1993 يعني زمان کشتار سپتامبر، من نزد خواهرم زندگي مي کردم.

به او گفتم والله با توجه به آنچه که مي گويند او (رفيق حريري) در وضعيت خوبي نيست و قصد دارند حريري را بکشند.

بعد از مدتي به او گفتم از ميزان دقيق بودن اين اطلاعات چيزي نمي دانم.

مدتي بعد به او گفتم از طريق فردي به نام محمد عفيف که نزد عماد مغنيه کار مي کند و مورد اعتماد او است اطلاع يافته ام که طرحي براي ترور حريري در کار است.

به او گفتم اگر اتفاقي افتاد چگونه با او تماس بگيرم.

او قرار بعدي را گذاشت تا به من تلفن بدهد.

روز جمعه بعد به من تلفن داد.

من هر بار چيزي مي گفتم مثلا از خودرو بمب گذاري شده حرف مي زدم.

مثلا مي گفتم مواظب خودرو بمب گذاري شده در مسير بعبدا باشيد.

بار ديگر مي گفتم مي خواهند بهيه الحريري را ترور کنند زيرا اگر او را بکشند حريري به صيدا مي رود و وقتي به صيدا رفت مي توان در مسير او را کشت.

مي گفتم اين نقشه ابوحسن سلامه است زيرا او ساکن صيدا بود.

درباره محمد عفيف هم من اصلا فردي را به اين نام نمي شناختم بلکه اين نام را خودم اختراع کردم و گفتم با من تماس دارد و نزد عماد مغنيه کار مي کند.

من در عمرم عماد مغنيه را نديده بودم."

سيد حسن نصرالله دبيرکل حزب الله لبنان در ادامه کنفرانس خبري خود گفت: اين اعترافات، شاهدي است که داستان سازي هاي اسرائيل را در آن زمان نشان مي دهد و ذهن رفيق حريري را به اين مسئله مشغول کرده بود.

طبعا فرض ما بر اين است که شهيد رفيق حريري در آن زمان فقط با غازي کنعان در اين باره صحبت نکرده بلکه به ساير دوستان در سوريه و اطرافيان خودش و دوستان فرانسوي و سعودي و خليجي و اروپايي خود و ديگران اين مسئله را گفته است زيرا اين مسئله اي بسيار حساس است که نمي توان درباره آن سکوت کرد.

اسرائيل به اين ترتيب از همان ابتدا توانست در ذهن خيلي ها وجود توطئه اي خيالي از اين نوع را جا بيندازد.

دبير کل جنبش حزب الله لبنان در ادامه کنفرانس مطبوعاتي خود به مروري بر اتهامات اسرائيل عليه حزب الله در خصوص ترور رفيق حريري پرداخت و گفت: اسرائيلي ها در چهاردهم فوريه 2005 (روز ترور حريري) به سرعت از همان ابتدا ما را به ترور حريري متهم کردند و به تکرار اين گونه اتهامات ادامه دادند تا زماني که مقاله اشپيگل درباره متهم شدن حزب الله منتشر شد و بعد از آن هم اتهامات اسرائيل ادامه يافت.

سيد حسن نصرالله افزود : شما اخيرا اظهارات اسرائيلي ها را در اين زمينه شنيده ايد ولي براي آن که در وقت صرفه جويي کرده باشيم گزارشي کوتاه را که صرفا نشان دهنده شواهدي از اتهامات اسرائيل عليه حزب الله است مي بينيم.

در ادامه، گزارشي پخش شد که در آن آمده است: "مسئولان و رسانه هاي اسرائيلي حزب الله را به قرار داشتن در پشت ماجراي جنايت ترور حريري متهم کردند.

در چهاردهم فوريه سال 2005 راديو اسرائيل در تفسيري درباره کشته شدن رفيق حريري اعلام کرد، حريري کشمکشهاي زيادي با حزب الله داشت.

روز هفدهم فوريه 2005 روزنامه يديعوت احارونوت در گزارشي به نقل از دستگاه اطلاعات نظامي اسرائيل (امان) اعلام کرد، دستگاه اطلاعات نظامي در ارزيابي جديد خود به اين نتيجه رسيد که حزب الله مسئول کشتن رفيق حريري نخست وزير سابق لبنان است.

روز هفدهم فوريه 2005 امنون کوهن از مسولان حزب شاس گفت: بر اساس ارزيابي هاي دستگاه اطلاعات نظامي اسرائيل، سازمان حزب الله حريري را ترور کرد که با در تنگنا قرار دادن حزب الله و محدود کردن فعاليتهايش موافقت کرده بود.

ياد آوري مي شود روز بيست و پنجم ماه مه 2010 عاموس هرئيل گزارشي براي روزنامه هاآرتص نوشت که در آن آمده بود: در اواخر سال 2001 يعني بيش از سه سال قبل از ترور حريري پرونده اي تحويل رئيس دستگاه اطلاعات نظامي شد که در آن پيش بيني شده بود حريري به دست حزب الله کشته مي شود.

ايهود باراک وزير جنگ اسرائيل روز بيست و چهارم ماه مه 2009 يعني بعد از انتشار گزارش نشريه اشپيگل گفت: دادگاه بين المللي، حزب الله را متهم کرده است نه سوريه را.

روز بيست و نهم ماه مه 2009 يعقوب کاتس خبرنگار نظامي روزنامه جروزالم پست به نقل از باراک نوشت: آن گونه که به نظر مي رسد، گزارش سازمان ملل متحد نشان خواهد داد که حزب الله مسئول قتل نخست وزير سابق رفيق حريري است.

اويگدور ليبرمن وزير امور خارجه اسرائيل روز بيست و چهارم ماه مه 2009 بعد از انتشار گزارش نشريه اشپيگل تاکيد کرد بايد دستور بازداشت بين المللي درباره نصرالله صادر و او با توسل به زور دستگير و محاکمه شود.

روز دهم فوريه 2010 پايگاه اينترنتي خبري نانا به نقل از ليبرمن، حزب الله را مسئول قتل رفيق حريري دانست.

او در خصوص سعد حريري گفت: دل من با حريري است، سازمان حزب الله پدرش را کشت از اين رو او گروگان است.

فکر مي کنم ديدگاه او درباره حزب الله بسيار فراتر (خصمانه تر) از ديدگاه ما درباره حزب الله است".

پس از پخش اين گزارش، دبيرکل حزب الله لبنان در ادامه کنفرانس خبري اش افزود: به همين مقدار درباره محور نخست اکتفا مي کنم و به سراغ محور دوم مي روم.

محور دوم اين است که ما اسرائيل را به ترور رفيق حريري متهم مي کنيم.

اولا، اسرائيل توانايي اجراي اين عمليات و حملات مشابهي را که در لبنان به ويژه پس از سال 2004 تاکنون روي داده است دارد.

تاريخ اسرائيل پر از عملياتي است که در آن رهبران فلسطيني و رهبران لبناني را در لبنان و در خارج هدف قرار داده است.

در لبنان نيازي نيست به فهرست طويل اسامي کساني که اسرائيل آنها را کشته است اشاره کنيم.

شايد لبنان بعد از فلسطين اشغالي يکي از بهترين ميدانهايي است که اسرائيل قادر به اجراي توطئه ترور در آن است زيرا اسرائيل با لبنان مرز زميني مشترک دارد و لبنان سواحلي طولاني دارد و ما وقتي به سراغ جاسوسها مي رويم متوجه مي شويم که اسرائيلي ها چگونه از طريق سواحل لبنان يا مرزهاي زميني وارد خاک لبنان مي شوند و چند هفته در آن مي مانند.

بنابراين اسرائيل قدرت و فرصت اجراي عمليات ترور در لبنان را دارد.

امروزه نيز مشخص مي شود که اسرائيل شمار زيادي مزدور با تخصصهاي گوناگون دارد.

اين مسئله از آنچه تاکنون افشا شده است مشخص مي شود و آنچه هنوز افشا نشده بسيار بيشتر از اينها است.

ثانيا؛ اسرائيل منافع و انگيزه براي ترور حريري داشت.

هرچند آنچه مي گويم تحليلي سياسي است ولي مبتني بر امور قطعي است.

همه مي دانند که خصومت اسرائيل با مقاومت لبنان بسيار شديد است.

اسرائيل با همه جنبشهاي مقاومت به ويژه با حزب الله خصومت دارد.

اسرائيل مشتاق است که از هر فرصتي اعم از امنيتي يا نظامي يا داخلي براي از بين بردن مقاومت يا خلع سلاح آن استفاده کند.

همچنين بديهي است که اسرائيل با سوريه خصومت دارد زيرا اين کشور مانع سازش فراگير طبق شروط مورد نظر اسرائيل است که در آن حقوق عربها ضايع مي شود.

دليل ديگر خصومت اسرائيل با سوريه اين است که سوريه بر حقوق خود پافشاري و از مقاومت در فلسطين حمايت و به مقاومت در لبنان کمک مي کند.

قطعا مشکل اسرائيل با سوريه زماني که نيروهاي سوري در لبنان مستقر بودند اين نبود که سوريه لبنان را اداره مي کند يا بر اين کشور اعمال قيوميت مي کند يا دولت لبنان را تعيين مي کند.

مشکل اسرائيل با سوريه اين است که سوريه از جنبشهاي مقاومت در لبنان و فلسطين حمايت مي کرد.

رئيس جمهور سوريه بشار اسد شخصا در سال 1994 (سيد حسن نصرالله در ذکر سال دچار اشتباه شد زيرا در ان سال حافظ اسد هنوز زنده بود) يعني چند هفته قبل از صدور قطعنامه 1595 به من گفت يک رهبر عربي در ديدار با او گفته است که آمريکايي ها و جامعه بين المللي با ادامه حضور نيروهاي سوري در لبنان مخالفتي ندارند و مشکلي ندارند که نيروهاي سوري دامنه حضور خود را گسترش دهند و در جنوب لبنان هم مستقر شوند و به مرزهاي بين المللي برسند ولي به دو شرط: نخست آن که حزب الله را خلع سلاح کنيد، و دوم اين که اردوگاههاي فلسطيني در لبنان را خلع سلاح کنيد.

بشار اسد در پاسخ گفته بود مقاومت در لبنان بخشي از امنيت ملي راهبردي است که هيچ کس نمي توان درباره آن سازش کند و اسرائيل در سال 1982 لبنان را اشغال کرد و نتوانست وارد اردوگاههاي فلسطيني شود و ساکنانش را خلع سلاح کند.

در واقع پاسخ رئيس جمهور سوريه به معناي "نه" به اين رهبر عربي بود.

بنابراين چند هفته قبل از صدور قطعنامه 1595 با سوريه درباره باقي ماندن نيروهايش در لبنان چانه زني شده بود و لازم بود حادثه بزرگي در لبنان روي دهد که بتوان از آن براي دستيابي به هدف اخراج سوريه از لبنان و محاصره مقاومت و ضربه زدن به آن و منزوي کردن آن قبل از خلع سلاح آن استفاده کرد.

زلزله بزرگ در 14 فوريه 2005 روي داد.

ترور رفيق حريري در اين چارچوب صورت گرفت و از اين خون براي بيرون راندن سوريه از لبنان استفاده شد و اکنون از آن براي محاصره کردن مقاومت و حمله به آن استفاده مي شود.

انگيزه و منفعت اسرائيل در ترور حريري همين بود. دبيرکل حزب الله لبنان در ادامه سخنانش گفت: نکته سوم به شيوه عمل اسرائيل مربوط مي شود.

بررسي اقدامات عملي اسرائيل به ما کمک خواهد کرد شواهدي را که انشاء الله به شما عرضه خواهم کرد درک کنيم.

اسرائيل هر وقت مي خواهد عملياتي امنيتي يا نظامي با ماهيت امنيتي را انجام دهد به مجموعه اي از عوامل تکيه مي کند.

يکي از اين عوامل، جاسوسي هوايي است.

اسرائيل انواع مختلف وسايل جاسوسي را در اختيار دارد که يکي از مهمترين آنها هواپيماي جاسوسي است.

نکته ديگر، سيطره فني و تکنولوژيکي اسرائيل است که شامل دستگاههاي استراق سمع و نظارت و دوربينهاي نصب شده در اماکن مختلف و استفاده گسترده از تلفن هاي همراه مي شود.

مسئله ديگر، جمع آوري اطلاعات در داخل از طريق جاسوسان و مزدوران يا از طريق کماندوهاي اسرائيلي است که بر زمين فرود مي آينده و به بررسي اوضاع مي پردازند. اين جاسوسان اطلاعاتي جزئي و دقيق را تهيه مي کنند که امکان دستيابي به آن از طريق جاسوسي با هواپيما وجود ندارد.

نکته ديگر حمايت تدارکاتي است که شامل وارد کردن يا تامين سلاحها و مواد منفجره و وسايل انتقال به محل عمليات و اجراي عمليات است.

رابعا، توجه به شواهد و حوادث، اطلاعات خوبي به ما مي دهد.

آيا اسرائيل واقعا از سال 2004 تا امروز فعاليت اطلاعاتي و امنيتي و عملياتي داشته است يا خير؟ برخي مي گويند اسرائيل در صحنه لبنان فعاليت عملياتي ندارد و در هيچ عمليات ترور در لبنان متهم نيست بنابراين هرگونه تروري در لبنان روي مي دهد بايد انگشت اتهام به سوي سوريه يا متحدان سوريه يا آنچه نظام امنيتي مشترک سوري-لبناني ناميده مي شود دراز شود.

پاسخ به اين سئوال به ما کمک مي کند عمليات ترور و ارتباط بين آن و حوادث سالهاي گذشته را درک کنيم.

ما بررسي مسئله را از مزدوران اسرائيل آغاز مي کنيم.

اين مزدوران عمدتا در سالهاي 2009 و 2010 بازداشت شده اند.

دستگاههاي امنيتي از سال 2009 به صورت جدي تصميم گرفتند مزدوران اسرائيل را بازداشت کنند.

اين که علت چيست، موضوع ديگري است.

از مزدوران شروع مي کنيم و اعترافات آنها نزد دستگاههاي امنيتي رسمي لبنان را در بازجويي هاي رسمي منعکس مي کنيم.

اين مزدوران و اعترافات آنها به دادستان کل لبنان تحويل شده است.

برخي از اين اعترافات در رسانه ها منعکس شد ولي آن گونه که شايسته بود، به آن توجه نشد.

نمونه هايي از اعترافات مزدوران را بيان مي کنيم و بعد از اعترافات هر مزدور، من توضيح کوتاهي براي تکميل مسئله ارائه مي کنم.

از مزدور اول شروع مي کنيم.

در ادامه کنفرانس خبري سيد حسن نصرالله، اسامي برخي مزدوران اسرائيل پخش شد که به رديابي و مزدوري و بمب گذاري و شنود و نصب دوربينهاي نظارتي و تعيين محل حضور افرادي که اسرائيل اقدام به ترور آنها کرد اعتراف کرده اند.

برخي از اين افراد اعتراف کرده اند مواد منفجره و ملزومات آن را وارد لبنان کرده اند.

در توضيحات مربوط به مزدوران که تصاويري از آنها پخش مي شد چنين آمده است: "فيليپوس حنا صادر: مزدور اسرائيل، رفت و آمد رئيس جمهور و فرمانده ارتش لبنان را زير نظر داشت.

اين جاسوس در سال 1964 متولد شد.

وي لبناني و مزدور اسرائيل است.

کار براي اسرائيل را از سال 2006 آغاز کرد و در سال 2010 به دست نيروهاي امنيتي لبنان دستگير شد.

اين فرد اقدام به جمع آوري اطلاعات درباره مواضع نظامي لبنان مي کرد که برخي از آنها متعلق به ارتش لبنان بود.

فعاليت ديگر وي، جمع آوري اطلاعات درباره شخصيتها و رهبران سياسي و نظامي لبناني بود.

وي اطلاعاتي را درباره منزل ميشل سليمان رئيس جمهور لبنان در عمشيت جمع آوري کرده بود که شامل مشخصات خارجي منزل، ورودي ها و جاده هاي منتهي به آن، مقدار فاصله آن از ساحل، زمان لازم براي رسيدن از خط ساحلي به اين خانه با پاي پياده و با خودرو، و پارکينگهاي خودرو که نزديک اين خانه بودند مي شد.

وي همچنين اطلاعاتي درباره جان قهوه چي فرمانده ارتش لبنان از جمله درباره قايق تفريحي خاص وي جمع آوري کرده بود".

دبيرکل حزب الله لبنان در ادامه درباره ماموريت هاي اين مزدور گفت: لازم است يادآوري کنم که جمع آوري اطلاعات ميداني، برنامه اي پيشرفته قبل از اجراي عمليات است.

زيرا پرونده عمليات با اين اطلاعات تکميل و بعد از آن، عمليات اجرا مي شود.

اسرائيلي ها اگر به اطلاعاتي درباره منزل رئيس جمهور لبنان و اطراف آن نياز داشتند، جاسوسي با هواپيما برايشان کافي بود.

ولي وقتي اين مزدور به درخواست افسران اطلاعاتي خود اقدام به جمع آوري اطلاعات جزئي و دقيق درباره منزل و ورودي ها و اطراف آن مي کند، مسئله خطرناک مي شود.

اسرائيلي ها هميشه به اين نکته توجه دارند که محل عمليات آنها نزديک به نوار ساحلي باشد.

به همين علت از اين مزدور خواسته شده بود به نوار ساحلي برود و پياده به سوي منزل ميشل سليمان ريس جمهور حرکت کند تا ببيند به چقدر زمان نياز است.

اين جاسوس سپس با خودرو همين مسير را مي پيمايد.

آيا اين گونه جاسوسي، صرفا اقدامي براي جمع آوري اطلاعات است؟ يا اين که نشان ميدهد اسرائيل سرگرم آماده سازي زمينه براي اجراي عمليات ترور در اين منطقه است.

همچنين اين جاسوس اعتراف کرد که اطلاعاتي جزئي درباره قايق تفريحي فرمانده ارتش به دست آورده است که در بندر قرار دارد.

چرا دربار اين قايق اطلاعات جمع مي شود؟ زيرا مي توان بمبي را در آن گذاشت و فرمانده ارتش را هدف قرار داد.

نصرالله در ادامه افزود: اگر فرض کنيم دستگاه امنيتي لبنان يک شهروند لبناني را دستگير کند و مشخص شود که دستگاه اطلاعاتي سوريه يا حزب الله چنين ماموريتي به وي داده اند، کشور در چه وضعي قرار مي گرفت؟ ولي وقتي اتهام متوجه اسرائيل است، مسئله ظرف بيست و چهار ساعت حل و فصل شود.

در رسانه ها اعلام شد که اين پرونده ظرف يک روز حل و فصل شد در حالي که هدف جاسوسي، شخص رئيس جمهور لبنان و فرمانده ارتش لبنان بودند نه شخصيتهاي عادي موجود در کشور.

به ديگر مزدوران و اعترافات آنها توجه کنيد.

چرا کميته بين المللي تحقيق نيامد با اين جاسوس و ساير جاسوسهايي که به مسائل مشابهي اعتراف کردند بنشيند تا به ارتباط احتمالي اين مزدور با افسر مسئول خود و ديگر مزدوراني که در عمليات ديگري دست داشتند پي ببرد.

از سوي ديگر مي بينيم که يک شاهد دروغين در لبنان پيدا شد و بر اساس اظهارات وي چهار افسر بلندپايه لبناني به مدت چهار سال در زندان ماندند و افسران بلندپايه سوري به وين احضار و بازجويي شدند و حتي در دمشق از اين افراد بازجويي شد اما اطلاعاتي با اين اهميت و دهها اعتراف مشابه ديگر مورد توجه جامعه بين المللي و دولت لبنان و هيچ کس قرار نگرفت تا از افسران اسرائيلي که اين مزدوران را هدايت مي کنند بازجويي شود تا مشخص شود آنها در لبنان چه مي کنند و قصد دارند چه کساني را مانند شخصيتهاي قبلي، بکشند.

من اين مسئله را فقط براي جلب توجه به اين نکات گفتم و اکنون به مشخصات و اعترافات مزدور ديگري مي پردازيم.

در ادامه اين کنفرانس خبري، سعيد طانيوس العلم به عنوان يکي ديگر از جاسوسان اسرائيل معرفي شد.

درباره اين جاسوس گفته شد: "سعيد طانيوس العلم مسئول نظارت بر رفت و آمدهاي سمير جعجع و سعد الحريري بود.

وي متولد سال 1958 و لبناني است.

او جاسوسي براي اسرائيل را از سال 1990 شروع کرد و در سال 2009 به دست نيروهاي امنيتي لبنان دستگير شد.

وظيفه وي جمع آوري اطلاعات درباره شخصيتهاي سياسي رسمي و حزبي لبناني بود.

طبق اعترافاتش، وي به درخواست دشمن صهيونيستي مامور شده بود زمان حضور سعد حريري را در منزل سمير جعجع مشخص کند.

وي همچنين رفت و آمدهاي سمير جعجع را زير نظر داشت.

او همچنين رفت و آمد برخي سياستمداران را به قهوه خانه هاي منطقه جبيل رصد مي کرد".

سيد حسن نصرالله در توضيحات خود درباره اين جاسوس اسرائيل گفت: افسر اسرائيلي مسئول اين جاسوس از او نخواسته بود اطلاعاتي ميداني و جزئي درباره مسئولان حزب الله جمع آوري کند بلکه از وي اطلاعاتي درباره سمير جعجع خواسته بود.

همچنين از اين جاسوس خواسته شده بود زمان ملاقاتهاي سعد حريري را با سمير جعجع گزارش کند.

چرا اسرائيل رفت و آمدهاي سمير جعجع و سعد حريري را زير نظر گرفته بود؟ اين سئوال در واقع پاسخي است به اين سئوال که چرا (بعد از ترور حريري) شماري از رهبران گروه چهارده مارس ترور شدند؟ زيرا بايد عده اي از رهبران اين گروه کشته مي شدند تا بهتر بتوان سوريه و متحدانش و مقاوت لبنان را متهم کرد.

اسرائيل در شرايط به دنبال جمع آوري اطلاعات درباره رفت و آمد سياستمداران لبناني به قهوه خانه هاي جبيل بود که همه مي دانند افرادي مانند محمد فنيش يا محمد رعد يا شيخ نعيم قاسم (هر سه از رهبران حزب الله) به اين قهوه خانه ها رفت و آمد ندارند.

اکثر سياستمداراني که به اين مناطق رفت و آمد دارند از رهبران گروه چهاردهم مارس هستند.

در ادامه کنفرانس مطبوعاتي سيد حسن نصرالله دبيرکل جنبش حزب الله لبنان، مشخصات و اعترافات يکي ديگر از مزدوران رژيم صهيونيستي که دستگير شده است پخش شد.

درباره اين فرد که محمود رافع نام دارد آمده است: "محمود رافع متولد سال 1949 و لبناني است که مزدوري براي اسرائيل را از سال 1993 آغاز کرده است.

وي در سال 2006 به دست نيروهاي امنيتي لبنان دستگير شد.

وي اعتراف کرده است که در چهار عمليات ترور عليه علي ديب، جهاد جبريل، علي صالح و برادران مجذوب شرکت داشته است.

وي همچنين اعتراف کرده است که در کار گذاشتن چند بمب بين سالهاي 1999 و 2005 دست داشته است از جمله بمب گذاري در منطقه الناعمه در سال 1999 و بمب گذاري در منطقه الزهراني در سال 2004.

اين مزدور به پناه دادن و کمک کردن به چند گروه اسرائيلي در داخل خاک لبنان اعتراف کرده است".

سيد حسن نصرالله درباره اين جاسوس نيز گفت: محمود رافع به هدف قرار دادن شماري از فرماندهان مقاومت اعتراف کرده است.

جهت اطلاع مي گويم که دادگاه نظامي براي اين مزدور حکم اعدام صادر کرد.

در خصوص اعترافات اين شخص به دو نکته اشاره مي کنم.

نکته نخست به بمب گذاري در منطقه الزهراني مربوط مي شود.

بررسيها نشان داد که هدف بمب گذاري در منطقه الزهراني در سال 2005، نبيه بري رئيس پارلمان لبنان بود که البته دستگاه اطلاعاتي ارتش لبنان اقدام به کشف و خنثي کردن اين بمب کرد.

محمود رافع مي گويد نمي دانسته که هدف اين بمب گذاري چه کسي است و من حرف او را باور مي کنم زيرا او صرفا يک ابزار براي اجراي توطئه بوده است.

وظيفه او جابجايي بمب و يا کمک به کار گذاشتن آن بوده است و احتمالا بعد از انفجار بمب متوجه مي شده که چه کسي هدف اين بمب گذاري بوده است.

بمبي که در منطقه الزهراني کار گذاشت شد بسيار دقيق و خطرناک بود که گزارش و تصاوير مربوط به آن موجود است.

اين بمب، طبق اعتراف محمود رافع و با توجه به ويژگيهاي آن صد درصد ساخت اسرائيل بوده است.

اين مسئله نشان مي دهد اسرائيل که از نظر ما قاتل نخست وزير سني يعني رفيق حريري در اوايل سال 2005 است قصد داشت با ترور رئيس شيعه پارلمان لبنان در همان سال بين شيعيان و سني ها در لبنان فتنه انگيزي کند ولي خدا يکبار ديگر لبنان را حفظ کرد.

ممکن است در آينده درباره اين بمب بيشتر از اين حرف بزنيم.

نکته اي که بايد به آن توجه کنيم اين است که اين بمب گذاري در سال 2005 صورت گرفت و کار اسرائيل بود.

نکته ديگر، اعتراف محمود رافع به پذيرايي و پناه دادن و کمک کردن به شماري از گروههاي اسرائيلي در داخل خاک لبنان است.

او به اين افراد پناه مي داد بدون آن که بداند کجا مي روند و چه مي کنند.

اين افراد پس از مدتي از طريق نوار ساحلي يا نوار مرزي زميني، لبنان را ترک مي کردند.

آيا کميته بين المللي تحقيق از محمود رافع درباره اسرائيلي هايي که به ورود آنها به لبنان کمک مي کرد سئوال کرده است؟ به ويژه در همان سالي که ترورهاي زيادي در لبنان صورت گرفت.

آيا مي توان افسران اسرائيلي هدايت کننده محمود رافع و گروههايي که وارد لبنان شدند را به کميته بين المللي تحقيق درباره ترور حريري احضار کرد؟

در ادامه اين کنفرانس خبري، يکي ديگر از مزدوران اسرائيل به نام ناصر نادر اين گونه معرفي شد: "ناصر نادر متولد سال 1965 و لبناني است که مزدوري براي اسرائيلي ها را از سال 1997آغاز کرد و در سال 2009 به دست نيروهاي امنيتي لبنان بازداشت شد.

وي به همکاري با گروه ترور کننده شهيد غالب عوالي در حومه جنوبي بيروت در سال 2004 اعتراف کرده است.

اين مزدور در منطقه جل الديب اقامت داشت".

سيد حسن نصرالله درباره اين جاسوس گفت: ناصر نادر، جاسوسي بود که در اجراي عمليات مشارکت داشت.

من نمي دانم شايد بازجويي جدي از وي، اطلاعات بيشتري در اختيار قرار مي داد به ويژه آن که او يک مسلمان شيعه از جنوب لبنان است و به درخواست دستگاه اطلاعاتي اسرائيل در منطقه جل الديب سکونت داشت ولي مشخص نيست با چه هدفي در اين منطقه به سر مي برد.

نکته اي که بايد يادآوري کنم اين است که در همان روزي که شيهد غالب عوالي ترور شد بيانيه اي به نام سازمان "جند الشام" منتشر شد که مسئوليت اين ترور را بر عهده گرفته بود.

اين از کم عقلي اسرائيلي ها است که مي خواستند حزب الله را متقاعد کنند که سازماني سني به نام جندالشام اقدام به قتل يکي از نيروهاي شيعه مقاومت کرده است. در ادامه، مزدور بعدي "فيصل مقلد" اين گونه معرفي شد: "فيصل مقلد متولد سال 1977 و لبناني است که مزدوري براي اسرائيلي ها را از سال 2003 شروع کرد و در سال 2006 به دست نيروهاي امنيتي لبنان بازداشت شد.

وي اعتراف کرده است که عوامل اجرايي اسرائيلي را از سواحل لبنان به داخل لبنان يا بالعکس منتقل مي کرده است.

اين افراد معمولا چند هفته در لبنان مي ماندند.

وي همچنين به حمل و نقل چندانهاي بزرگ سياه رنگ و تجهيزات تدارکاتي و اسلحه اعتراف کرده است". دبيرکل حزب الله لبنان درباره اين مزدور اسرائيل گفت: آنچه اندکي پيش درباره جاسوس قبلي گفتم، درباره اين جاسوس هم صدق مي کند.

اين فرد در سال 2006 گروههاي اسرائيلي را در داخل لبنان بين ساحل و مناطق داخلي لبنان جابجا کرده است که چند هفته در خاک لبنان باقي مانده اند.

سوال اين است که اين گروهها در لبنان چه مي کردند؟ آيا اطلاعات جمع آوري مي کردند؟ مگر اسرائيلي ها در زمينه جمع آوري اطلاعات کمبود نيرو داشتند که مجبور شوند افرادي را از موساد يا ارتش اسرائيل به داخل خاک لبنان بفرستند تا چند هفته در آنجا بمانند؟ اين مزدور و ساير همقطارانش اعتراف کرده اند که چمدانهاي سياه رنگ را که داخل آن مواد منفجره يا سلاح يا اشياء مشابه بوده است تحويل مي گرفتند و آن ها را در نقاط معيني در منطقه جبل لبنان قرار مي دادند.

دفعه بعد که چمدانهاي جديد را مي آوردند، از چمدانهاي قبلي خبري نبود. در ادامه، مزدور بعدي "اديب العلم" اين چنين معرفي شد: "اديب العلم متولد سال 1942 و لبناني است که مزدوري براي اسرائيل را در سال 1994 آغاز کرد و در سال 2009 نيز به دست نيروهاي امنيتي لبنان دستگير شد.

وي در اعترافاتش به تصويربرداري و بررسي جاده ها و مناطق ساحلي و کوهستاني لبنان اعتراف کرده است.

وي همچنين با همسرش به نام حيات الصلومي که او هم جاسوس بود اقدام به جمع آوري اطلاعات در ماجراي ترور برادران المجذوب کرد.

وي مقداري تجهيزات و ابزارهاي جاسوسي را وارد لبنان کرده و اطلاعاتي درباره خطوط تلفن همراه به دشمن صهيونيستي داده است".

دبيرکل حزب الله لبنان درباره اين جاسوس گفت: آنچه درباره جاسوسهاي قبلي گفتم درباره اين جاسوس هم صدق مي کند.

اين جاسوسان نزد دستگاههاي اطلاعاتي رسمي لبنان چنين اعترافاتي را بيان کرده اند نه نزد دولت تحت قيوميت سوريه يا دستگاه امنيتي مشترک سوريه و لبنان.

اين افراد در زمان حاکميت دولت کنوني چنين اعترافاتي کرده اند.

آنچه گفته شد، بخش کوچکي از اعترافات اين مزدوران است.

من مي خواهم که يکي از دستگاهها در لبنان اقدام به جمع آوري همه اعترافات اين مزدوران کند تا نقشه اي از آنها در بخشهاي مختلف و مناطق و تخصصهاي آنان ترسيم شود و بررسي عميقي درباره فعاليتهاي جاسوسهاي اسرائيل به ويژه در سالهاي اخير هم از جنبه اطلاعاتي و هم از جنبه عملياتي صورت گيرد.

کساني که خواستار پي بردن به حقيقت در خصوص ترور رفيق حريري و ساير ترورهاي صورت گرفته در لبنان هستند بايد تحقيقات را از اين افراد شروع کنند نه از شاهدان دروغين. پنجم، پرونده بخش مخابرات: من فقط چند کلمه در اين خصوص صحبت مي کنم.

بازداشت جاسوسهاي مهم در بخش مخابرات و اعترافات آنها نشان مي دهد که دشمن اسرائيلي سيطره فني گسترده اي بر بخش مخابرات لبنان دارد و نيازي ندارد که اين جاسوسها را در ارتباط با جزئيات به کار بگيرد زيرا خدمات فني که اين مزدوران ارائه کردند کافي است که دشمن اسرائيلي به اهداف مورد نظرش برسد.

در اين زمينه متخصصان بعدا صحبت خواهند کرد.

نتيجه قطعي اين است که اسرائيليها سيطره فني بر صحنه لبنان به ويژه از طريق بخش مخابرات و شبکه تلفن همراه داشتند و توانسته اند هر شخص و هر هدفي را شنود کنند و محل دقيق حضور او را مشخص کنند و رفت و آمدهايش را به صورت دقيق زير نظر بگيرند تا اگر بخواهند بتوانند او را ترور کنند.

اين مسئله بعد از بازداشت هاي اخير که نشان داد دشمن در بخش مخابرات نفوذ کرده است، شکل قطعي به خود گرفت./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار