کد خبر:۸۹۴۸۸۵
شاخص | میزگرد ویژه روز دانشجو

جریان دانشجویی از سیاست‌محوری تا مسئله‌محوری / گام دوم؛ توجه به نهضت‌گرایی یا نهاد‌گرایی؟

در آستانه گرامیداشت روز دانشجو «خبرگزاری دانشجو» در گفتگو با فعالان اسبق جنبش دانشجویی به بررسی میزان اثرگذاری، کارکردها و آسیب شناسی این جنبش پرداخت.
گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو؛ جریان دانشجویی ایران داعیه دار مطالبه گری، گفتمان سازی و نقش آفرینی تخصصی در عرصه های مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی است و یقینا ورود این جنبش به مسائل مختلفی همچون برجام، لوایح  FATF، مسائل معیشتی مردم، نقد عملکرد ارکان مختلف نظام اعم از دولت، مجلس و قوه قضائیه، ازدواج، جمعیت، زن و خانواده، امداد رسانی به مردم استانهای سیل زده و زلزله زده و موارد بیشمار دیگری از این دست بر کسی پوشیده نیست. با توجه به اهمیت برآورد میزان اثرگذاری جنبش دانشجویی در مسائل مختلف کشور و همچنین آسیب شناسی و بررسی کارکردهای این جنبش «خبرگزاری دانشجو» در آستانه 16 آذر مصادف با روز دانشجو به گفتگو با رامین شمسایی نیا دبیر اسبق شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی کشور و سید حسن موسوی فرد دبیر اسبق جنبش عدالتخواه دانشجویی پرداخته که در ادامه مشروح این گفتگو را می خوانید:
 
نقش مطالبه گری مسئله محور در رشد جنبش دانشجویی
دانشجو: جنبش دانشجویی امروز چه نسبتی با آرمان‌های اصیل انقلاب دارد؟
شمسایی نیا: جنبش دانشجویی یک «جنبش اجتماعی» است و جنبش‌های اجتماعی هم زمانی که با یک بی عدالتی روبرو می‌شوند تلاش میکنند تا براین بی عدالتی و نابرابری چیره شوند، چون اراده آن‌ها معطوف به «پیشبرد و تحقق یک آرمان» است، البته تشخیص این شکاف و بی عدالتی در جنبش‌های اجتماعی مختلف، متفاوت است، برای نمونه در جنبش‌های اجتماعی نژادی در غرب، مساله آن‌ها نژاد و طبقه اجتماعی است. این درحالی است که اراده جنبش‌های سیاسی «معطوف به کسب قدرت» است ولو بانیت اصلاح امور؛ البته اینکه اراده جنبش‌های سیاسی معطوف به کسب قدرت است الزاما ًپدیده منفی نبوده و ممکن است برای اعمال حکمرانی متعالی باشد، لکن نگاه جنبش‌های سیاسی به جنبش‌های اجتماعی همواره در راستای بهره گرفتن ازسرمایه اجتماعی این جنبش‌ها بوده است؛ پس درتحلیل جنبش دانشجویی باید توجه داشته باشیم که ممکن است جنبش دانشجویی «فعالیت سیاسی» انجام دهد، ولی یک «جنبش سیاسی» نیست بلکه یک «جنبش اجتماعی» است که صاحب یک سرمایه نُمادین است و گاهی اوقات جنبش‌های سیاسی از آن استفاده می‌کنند و این استفاده هم حدود و ثغوری ندارد به گونه‌ای که هم در بین اصولگران و هم اصلاح طلبان بهره گیری از سرمایه اجتماعی جنبش دانشجویی به نفع جنبش سیاسی را شاهد بوده ایم. جنبش‌های اجتماعی به ویژه جنبش دانشجویی را می‌توان اصلی‌ترین پیشران برای پیشبرد الگوی ۵ مرحله‌ای انقلاب یعنی؛ انقلاب اسلامی، نظام اسلامی، دولت اسلامی، جامعه اسلامی، تمدن اسلامی دانست.
مصاحبه ادوار 16 آذر
برای نقش آفرینی در انقلاب اسلامی عرصه‌های مختلفی وجود دارد با این وجود یکی از آسیب‌هایی که جنبش دانشجویی با آن مواجه شد تمرکز و فعالیت در عرصه سیاست بود یعنی جنبش دانشجویی به جای اینکه در حوزه‌های مختلف نظیر حوزه سلامت، آسیب‌های اجتماعی، کشاورزی، صنعت، اقتصاد خرد و یا مسکن نقش آفرینی کند فقط به عرصه سیاست و به ویژه سیاست داخلی پرداخت؛ البته اتفاق مبارکی که افتاده این است که فعالان جنبش دانشجویی در چند سال اخیر مسئله محورتر کار را پیش می‌برند یعنی فعالیت خود را در حوزه سیاسی به فعالیت‌های تخصصی‌تر در عرصه‌های مختلف ارتقاء بخشیدند به گونه‌ای که امروز در سازمان بسیج دانشجویی با تشکیل هسته‌های مسئله محور چنین رویکردی را شاهد هستیم.

در گذشته گاهی پیش می‌آمد که مسائل اساسی کشور مغفول می‌ماند، اما مسائل غیر ضروری حوزه سیاست داخلی به مسئله اصلی جنبش دانشجویی تبدیل می‌شد و این یک اشکال خیلی جدی بود. با این وجود تشکیل هسته‌های مسئله محور باعث شد که فعالان دانشجویی مقداری جدی‌تر در حوزه مسائل اساسی ورود پیدا کنند و این یک اتفاق خیلی بزرگی بود.
 
موسوی فرد: در دوره‌های اخیر در بین جریان‌های انقلاب اتفاقات جدی افتاده و عده‌ای از این مسیر جدا شده اند، اما با این وجود بخش خوبی از دانشجویان مذهبی هنوز نسبت‌های خود را با آرمان‌های انقلاب تنظیم می‌کنند وآرمان عدالت و استکبارستیزی مسئله جدی آن‌ها است.

از گذشته طیف‌هایی در بین جریان دانشجویی وجود داشتند که جزو واقعیت غیر قابل انکار حرکت دانشجویی در کشور به شمار می روند، اما زاویه این جریانات با انقلاب معلوم است چرا که جنس دغدغه آن‌ها با دغدغه‌ها و آرمان‌های انقلاب از جمله استکبارستیزی و عدالت سازگاری ندارد؛ به گونه‌ای که استکباستیزی اصلا مسئله آن‌ها نیست و از طرفی به جای عدالت در پی آزادی و امثالهم هستند.

همچنین جریاناتی وجود دارند که ظاهرالامر متعلق به جریان مذهبی جنبش دانشجویی هستند، اما به لحاظ جریان فکری خیلی تفاوت ماهیتی با جریان‌های رقیب ندارند به گونه‌ای که مسئله‌های آن‌ها همان مسئله‌های جریان‌های رقیب مثل آزادی و دهن کجی به نظام است.

جنبش دانشجویی مسلمان در حفظ آرمان های انقلاب دچار سردرگمی است
جنبش دانشجویی مسلمان همچنان دغدغه آرمان های اصیل انقلاب همچون عدالت، استکبارستیزی و مقابله با آمریکا را دارد، اما دچار  سردرگمی است به گونه ای که در شرایط فعلی که مثلا درگیری جدی با آمریکا وجود دارد نمی داند که چگونه باید استکبارستیزی خود را حفظ کند و یا نمی داند که با وجود یک دولت غرب گرا که اصلا دغدغه عدالت را ندارد چگونه باید در راستای پیگیری و تحقق عدالت گام بردارد.
جنبش دانشجویی مسلمان همچنان دغدغه آرمان های اصیل انقلاب همچون عدالت، استکبارستیزی و مقابله با آمریکا را دارد، اما دچار  سردرگمی است به گونه ای که در شرایط فعلی که مثلا درگیری جدی با آمریکا وجود دارد نمی داند که چگونه باید استکبارستیزی خود را حفظ کند

امروزه به واسطه طبقاتی شدن دانشگاه‌ها جنس دغدغه‌های نسل‌هایی که وارد دانشگاه می‌شوند به برندگی دهه‌های گذشته نیست و دانشجویان این دوره از لحاظ پیگیری و ادبیات عموما نرم‌تر برخورد می‌کنند، اما با این وجود مسئله قاطبه جریان دانشجویی حزب اللهی که با جدیت نیز آن‌ها را پیگیری می‌کنند همان آرمان‌های انقلاب یعنی استکبارستیزی و عدالت هستند؛ البته جریان‌هایی هم در حوزه پیشرفت و کارآمدی نظام شکل گرفته اند و در این حوزه‌ها تلاش‌هایی می‌کنند، اما شدت و ضعف وجود دارد. از طرفی در خصوص اینکه جنبش دانشجویی در برهه کنونی چه مدلی را در پیش بگیرد و چه کاری را انجام دهد با فقر تحلیل مواجه هستیم به گونه‌ای که وقتی در مورد راه حل‌ها با جریان دانشجویی فعلی بحث می‌کنیم جنس دغدغه‌ها متفاوت می‌شود و این تفاوت نیز عمدتا ناشی از فقر تحلیل، تحلیل‌های متناقض و یا تحلیل‌های غلطی است که متاسفانه از بیرون به این جنبش ارائه می‌شود؛ مثلا در ماجرای استیضاح، نوع مواجه با دولت، نوع ورود به عرصه انتخابات، نوع مقابله با آمریکا در شرایط فعلی و مباحث اینچنینی می‌بینیم که جریان دانشجویی ادبیاتی را اتخاذ می‌کند و یا تحلیل‌های را ارائه می‌دهد که با جنس دغدغه هایش همخوانی ندارد و این فقر تحلیلی نیز عمدتا به خاطر کمبود نخبگان دلسوز و دارای تحلیل‌های مستقل در بدنه دانشجویی است.

در سال‌های گذشته دسترسی جنبش دانشجویی به آدم‌های مستقل که جنس دغدغه‌های آنها از جنس دغدغه‌های انقلاب اسلامی بود بیشتر بود، ولی متاسفانه با ریزش‌هایی که اتفاق افتاد دسترسی به این آدم‌ها که نوعا آدم‌های انقلابی، فرهنگی و اجتماعی بودند و نه سیاسی کم شد و در حال حاضر فعالان دانشجویی از آن آدم‌ها فقط یک کانال تلگرامی می‌بینند. اما حجم زیادی هم از آدم‌های متعدد از ادوار جنبش دانشجویی گرفته تا اساتید هستند که فعالان دانشجویی به تحلیل‌های آن‌ها دسترسی دارند و گیجی امروز جنبش دانشجویی هم به دلیل تحلیل‌های متفاوت و متناقضی است که توسط این افراد ارائه می‌شود، چون بچه‌ها نمی‌دانند که در برهه‌های مختلف باید چگونه عمل کنند.
مصاحبه ادوار 16 آذر
البته گاهی اوقات هم تحلیل‌ها به یک سمت غلط همگرا می‌شوند و، چون جنس قاطبه این تحلیل‌ها سیاسی است در نتیجه وقتی به ایام انتخابات‌ها و اواخر عمر دولت‌ها نزدیک می‌شویم به یک باره تحلیل‌های عجیب و غریبی را می‌شنویم و جریان دانشجویی هم متاسفانه در برابر این تحلیل‌ها تسلیم است، چون توان سابق را برای جریان سازی و تفکیک خط در جریان درونی انقلاب ندارد.
 
جنبش دانشجویی با گریز از سیاست محوری سرمایه اجتماعی خود را احیاء کرد
دانشجو: جریان دانشجویی چقدر ناظر به مسائل مردم نقش آفرینی کرده است؟ مدل، نحوه و موضوعات نقش آفرینی جریان دانشجویی در گذر زمان به چه نحوی بوده است؟

شمسایی نیا: اگر جریانات اجتماعی انقلاب اسلامی اعم از بسیج دانشجویی یا تشکل‌های انقلابی دیگر نتوانند خدمات خود را برای مردم به درستی تبیین کنند با نزول و کسر سرمایه اجتماعی خود روبه رو می‌شوند و اگر این روند ادامه یافت، دیگر بود و نبود جنبش دانشجویی فرقی ندارد.

معتقدم جریان دانشجویی در چند سال اخیر با گریز از سیاست محوری و تعادل در عرصه‌های نقش آفرینی مانند نقش آفرینی در کمک به سیل زدگان، کمک‌های مومنانه در ایام شیوع ویروس کرونا و کمک به مستضعفان توانسته سرمایه اجتماعی خود را احیاء کند.

معتقدم جریان دانشجویی در چند سال اخیر با گریز از سیاست محوری و تعادل در عرصه‌های نقش آفرینی مانند نقش آفرینی در کمک به سیل زدگان، کمک‌های مومنانه در ایام شیوع ویروس کرونا و کمک به مستضعفان توانسته سرمایه اجتماعی خود را احیاء کند.

به هر روی جنبش دانشجویی هر چقدر درگیر مناقشات غیر ضرور سیاست داخلی شود از سرمایه اجتماعی آن کاسته خواهد شد و هر چقدر میزان خدمت رسانی به مردم ارتقاء پیدا کند میزان سرمایه جنبش دانشجویی افزایش پیدا می‌یابد؛ و نکته دوم اینکه از بدو انقلاب اسلامی دوگانه‌ای تحت عنوان «نهضت گرایی- نهادگرایی» وجود داشته که نهضت گرایی عمدتاً ناظر به مردم گرایی و حرکت‌های میدانی و اجتماعی و «ضد بروکراتیک» بوده است که از مصادیق آن می‌توان به جهاد سازندگی و یا تشکیل نیروی مقاومت بسیج اشاره کرد و نهادگرایی نیز عمدتاً متمرکز بر فضای دیوان سالاری و دخیل نکردن مردم در امر حکمرانی بوده است. با این وجود ما امروز به شدت نیازمند بازگشت از فضای نهادی به فضای نهضتی هستیم اگر چه این اتفاق در برخی از مجموع‌ها افتاده، اما در مجموع بازگشت از فضای نهادی به فضای نهضتی در پیگیری مسائل اساسی انقلاب اسلامی جزو اولویت‌های اصلی و ضروری جنبش دانشجویی باید باشد.

 
موسوی فرد: من واقعا نمی‌توانم بگویم که جنس دغدغه‌های جریان دانشجویی از جنس دغدغه‌های مردم نبوده است؛ اما مسئله‌ای که وجود دارد این است که عموما خواسته‌های مردم با نیاز‌های واقعی شان فاصله دارد یعنی مردم خواسته‌هایی دارند که نیاز واقعی شان نیست مثلا تصور مردم این است که اگر ما با آمریکا مذاکره کنیم مسائل مان حل می‌شود و متاسفانه تصور عمومی این است، اما جریان دانشجویی معمولا تحلیل‌های دیگری را اتخاذ می‌کند به گونه‌ای که نوعا با مذاکره مخالف است و به طور جدی در تقابل با آمریکا است پس در چنین وضعیتی ممکن است جریان دانشجویی در ظاهر در مقابل مردم بایستد، چون مجبور است که از آرمان‌های اصیل انقلاب اسلامی دفاع کند.
 
همچنین در مواقعی جنس مسئله‌های جنبش دانشجویی از جنس مسائل، خواست و نیاز مردم نیست و این وضعیت را در فضا‌هایی که اوضاع سیاسی‌تر می‌شود مشاهده می‌کنیم؛ مثلا نیاز مردم این است که آدم‌های کارآمد و دلسوز در راس امور قرار بگیرند، ولی بعضا جریان دانشجویی پشت سر جریان‌های سیاسی می‌ایستد و در پی آن آدم‌هایی روی کار می‌آیند که در ظاهر آدم‌های انقلابی و دغدغه مندی هستند، اما واقعا کارآمد نیستند. معتقدم در چنین مواقعی جریان دانشجویی باید به سراغ آدم‌های کارآمد برود، چون اگر واقعا این جریان دغدغه‌های جدی دارد پس ایستادن جریان دانشجویی پشت سر جریان‌های سیاسی در ایام انتخابات‌ها که سازوکار‌های وحدت شکل می‌گیرد کار درستی نیست و خواست و نیاز مردم را تامین نمی‌کند و متاثر از همین قضیه بود که عموم مردم با انتخابات گذشته قهر کردند، چون احساس آن‌ها این بود که لیست ارائه شده خواست آن‌ها را تامین نمی‌کند و واقعا هم همینطور بود، چون نیاز مردم به آدم‌های با دغدغه‌تر و فهمیده‌تر نسبت به مسائل کشور و با راه حل بیشتر بود. به هر روی در این انتخابات مردم بهتر تشخیص دادند که باید چه اتفاقی بیفتد، اما جنبش دانشجویی راه دیگری رفت و این در حالی است که می‌توانست با انتخاب راه بهتری به مردم و جریان انقلاب و حل مسائل کشور کمک بیشتری کند.
ایستادن جریان دانشجویی پشت سر جریان‌های سیاسی در ایام انتخابات‌ها که سازوکار‌های وحدت شکل می‌گیرد کار درستی نیست و خواست و نیاز مردم را تامین نمی‌کند و متاثر از همین قضیه بود که عموم مردم با انتخابات گذشته قهر کردند

جریان دانشجویی علی رغم دغدغه‌های خوبی که نسبت به مسائل مردم دارد، اما نوعا در خیلی از مواقع ممکن است برخی از این مسائل را که واقعی نیستند پیگیری نکند بنابراین لازم است که به گفتمان سازی و فضاسازی بپردازد تا خواست عمومی جهت پیدا کند همچنین یک مواقعی هم ممکن است دغدغه جریان دانشجویی نه با خواست مردم و نه با نیاز واقعی آن‌ها تطبیق نداشته باشد.

نکته دیگر اینکه جنس پیگیری‌ها و مدل کاری جریان دانشجویی از مدت‌ها قبل تغییر آنچنانی نکرده البته خرده جریان‌هایی در بدنه جریان دانشجویی شکل گرفته، اما جنس کاری که جریان دانشجویی انجام می‌دهد تقریبا با یک سری فرم‌های ثابت و مسائل ثابت است که فرم‌های ثابت از جنس تجمع، بیانیه و نامه هستند و مسائل ثابت هم مانند عدالت همچنان در سطح کلان باقی مانده اند و در مواقعی به مسائل جدید مثل صدا و سیما پرداخته شده است.
در سال‌های اخیر مسائل کشور به سمت مسائل اقتصادی و بین الملل کشیده شده است و از آنجا که این مسائل پیچیده، چند لایه و تخصصی هستند به همین دلیل هنوز قوام لازم را در اقدامات جنبش دانشجویی در این حوزه ها نمی بینیم؛ اگر چه این جریان می‌کوشد تا خود را در حوزه اقتصاد و بین الملل به سطحی از توانمندی برساند

در دولت اصلاحات و احمدی نژاد جنس درگیری‌های جنبش دانشجویی از جنس درگیری‌های سیاسی بود، اما در سال‌های اخیر مسائل کشور به سمت مسائل اقتصادی و بین الملل کشیده شده است و از آنجا که این مسائل پیچیده، چند لایه و تخصصی هستند به همین دلیل هنوز قوام لازم را در اقدامات جنبش دانشجویی در این حوزه ها نمی بینیم؛ اگر چه این جریان می‌کوشد تا خود را در حوزه اقتصاد و بین الملل به سطحی از توانمندی برساند؛ البته تصمیمات غیرکارشناسی هم که بعضا مجلس شورای اسلامی می‌گیرد به خاطر فضای گفتمانی ساده سازی شده از مسائل کشور است و برای جریان دانشجویی هم این مسائل پیچیده، ساده سازی شده از این رو در مقام فهم ماجرا و تحلیل به صورت سطحی به این مسائل می‌پردازد قطعا توقع اینکه عمیق‌تر به این مسائل بپردازد وجود دارد.

جریان دانشجویی خود را با عرصه جنگ اقتصادی بروز نکرده است
جنگ امروز در عرصه اقتصاد، امنیت و سیاست خارجی یک جنگ پیچیده است، اما جریان دانشجویی خود را متناسب با این جنگ بروز نکرده است فقط اندک تلاش‌هایی شده از این جنس که مسائل کشور به صورت عینی، مسئله محور و دقیق پیگیری شوند که به نظر بنده این جنس کار‌ها بیشتر خرده جریان هستند اگرچه مسئله محوری در حال تبدیل شدن به یک جریان و گفتمان در بین جریان دانشجویی است، اما همچنان یک خرده جریان است، چون عموم کنش‌هایی را که از جریان دانشجویی می‌بینیم کنش‌های سیاسی هستند و نه ناظر به عینیت اقتصاد، سیاست خارجی و مسائل اینچنینی؛ لذا نوع مطالبه جریان دانشجویی هم در موضوع یک مقدار تغییر پیدا کرده و از عرصه‌های سیاست به معنای سیاست داخلی و درگیری‌های رایج به اقتصاد کشیده شده و هم در فرم‌ها به سمت برگزاری رویداد‌هایی متفاوت‌تر از نشست‌های کلاسیک دانشجویی رفته است؛ البته منشاء اینگونه تلاش‌ها در بیرون از جریان دانشجویی و از سوی ادوار جنبش دانشجویی و یا آدم‌های سیاسی دیگر جریانات بوده، چون متن جریان دانشجویی تقریبا با همان مسئله‌ها و فرم‌های ثابت گذشته فعالیت می‌کند.

دانشجو: جریان دانشجویی چقدر توانسته کادر سازی کند؟ آیا کادرسازی این جریان کمکی به کشور کرده یا موجب انحصارگرایی شده است؟
شمسائی نیا: جنبش دانشجویی مسلمان سه وظیفه اصلی دارد؛ تربیت و رشد نیروی نخبگانی، نقش آفرینی عمومی و نقش آفرینی تخصصی در عرصه‌های متناسب با رشته تحصیلی دانشجویان، این‌ها اصلی‌ترین کارکرد‌های جنبش دانشجویی هستند. اما یک چالش بزرگ بر سر راه اجرای این سه وظیفه این است که در واقعیت دانشجو در جنبش دانشجویی (به ویژه در دانشگاه‌ها و کلان شهرها) خیلی سریع رسانه‌ای شده و دیده می‌شود و بعضاً به شهرت فرهنگی و سیاسی هم می‌رسد که این مسائل نیاز به مراقبت دارد اگرنه همین مسئله می‌تواند آسیب‌های جدی را به وجود آورد.
 
نقش آفرینی در عرصه‌های تخصصی پیشران رشد جریان دانشجویی انقلابی است
در نظام تعلیم و تربیت مسجد محور، فرد ذیل نظر یک مربی و با محوریت یک روحانی به تعلیم و تربیت و خودسازی می‌پردازد و بر این اساس ضمن اینکه مطالعات دینی او رشد می‌کند، ایرادات و ضعف‌های عقدیتی و اخلاقی اش نیز شناخته شده و با خودسازی تقویت می‌شوند؛ اما در جنبش دانشجویی اگر فرد پیش از ورود به این عرصه و یا در حین فعالیت به خودسازی نپردازد و خیلی زود درگیر فعالیت سنگین اجرایی و بعضاً حاشیه‌های سیاسی شود، اتفاقی که می‌افتد این است که به یک باره با یک فضای سیاسی- رسانه‌ای مواجه شده و دیگر کمترفرصتی برای خودسازی و پیدا می‌کند و آثار این عدم خوسازی و پختگی نیز زمانی ظاهر می‌شود که این فرد مسئولیت مهمی را بر عهده گرفته است و ممکن است کمتر به عیوب خود توجه کند؛ بنابراین دوان دانشجویی بهترین زمان است تا فرد به خودساختگی برسد.
مصاحبه ادوار 16 آذر
مساله دوم مطالعه است، کسی که می‌خواهد گفتمان سازی و مطالبه گری کند، خود می‌بایست یک سیر مطالعه معرفتی و یک هندسه و نظام اندیشه‌ای انقلابی و عمیق داشته باشد. اتفاقی که امروزه با آن روبه رو هستیم این است که «تاب آوری مطالعه» در جامعه ما به سه خط کاهش یافته و قطعاً پیام‌های ساندویچی» رسانه‌های اجتماعی نیز در این مسئله موثر بوده است. با این وجود وقتی تاب آوری مطالعه در کل جامعه و به ویژه در جنبش دانشجویی پایین می‌آید تبعات خیلی بدی به بار خواهد آورد تا جایی که افراد عمق پیدا نمی‌کنند و به صورت سطحی بار می‌آیند؛ البته بنده در حال حاضر ورود جنبش دانشجویی به عرصه‌های تخصصی را اتفاق مبارکی می‌دانم، چون اگر به ۲۰ سال قبل و حتی ۱۰ سال قبل برمی گردیم این حجم از کار کارشناسی تخصصی که فعالان دانشجویی در عرصه‌های اقتصاد، صنعت، کشاورزی، نظام سلامت، انرژی، فرهنگ و رسانه و نظام حقوقی قضائی انجام می‌دهند، در گذشته کمتر وجود داشت (که البته یک دلیلش التهابات پی در پی سیاسی جامعه و دانشگاه بود) و این مطالبه گری و نقش آفرینی در عرصه‌های تخصصی و تمرکز زدایی از فعالیت صرف در عرصه سیاست داخلی، پیشران رشد جنبش دانشجویی انقلابی است.

چرا که واقعیت این است که ما در جمهوری اسلامی به غیر از مدیران انقلابی به یک بدنه کارشناسی انقلابی نیز نیاز داریم، چون ما نمی‌توانیم مثلاً در نظام سلامت و اقتصاد مدیران انقلابی داشته باشیم، اما بدنه کارشناسی یک بدنه نا همراه و غیر انقلابی باشد، این نظام حکمرانی ما را مختل می‌کند؛ لذا بنده احساس می‌کنم که امروز میزان ورود جنبش دانشجویی به عرصه‌های تخصصی و تربیت نیرو بهتر شده که ریشه این تحول نیز در گذار جنبش دانشجویی از تمرکز سیاسی به نقش آفرینی تخصصی نهفته است.
 
کادرسازی جریان دانشجویی انقلاب مبتنی بر مسئله باشد
موسوی فرد: آنچه به صورت عمومی می‌بینم این است که تشکل‌های دانشجویی در جذب نیرو مشکل دارند و از گذشته هم همینطور بوده اگر چه وضعیت بسیج دانشجویی از یک جهاتی به دلیل نوع تشکیلات مقداری بهتر بوده است از سوی دیگر در بحث کادرسازی در قاطبه تشکل‌های دانشجویی آن طور که باید برنامه‌ای برای کادرسازی جدی وجود ندارد، ولی در لایه اتحادیه‌ها برخی از آن‌ها کار‌های خوبی انجام داده اند.

مسئله عمده‌ای که وجود دارد این است که مجموعه‌هایی در بیرون از جریان دانشجویی علاقمند به جذب خروجی‌های این جریان هستند و برنامه‌های جدی هم در این رابطه دارند از این رو بین این مجموعه‌ها و برخی دانشگاه‌های مطرح تهران کانال کشی‌هایی شکل گرفته به گونه‌ای که این مجموعه‌ها امروز به کلونی‌هایی از آدم‌هایی تبدیل شده اند که متعلق به یک دانشگاه خاص هستند و این آسیب زاست، چون رقابت‌های درونی جبهه انقلاب را زیاد می‌کند. به هر روی ما امروز بیشتر از آنکه برای جذب به صورت کانال کشی شده از برخی دانشگاه‌های اقدام کنیم نیازمند تعریف یک سری شاخص‌های واقعی از جنس تخصص، دغدغه مندی انقلاب وجذب مبتنی بر مسئله هستیم.

در حال حاضر وقتی ساختار‌ها شکل می‌گیرند مسئله آن‌ها این است که فقط نیرو جذب کنند یعنی رویه‌هایی را بدون مسئله شکل می‌دهند به گونه‌ای که آن ساختار آدم‌ها را مثل یک سیاهچاله درون خود جذب می‌کند بدون اینکه مسئله‌ای داشته باشد و نکته اینجاست که وقتی از این نهاد‌ها می‌پرسیم که مشغول چه کاری هستند آنها هم می‌گویند کادرسازی می‌کنیم. معتدم وقتی این دورهمی‌ها افزایش می‌یابند مدیریت‌ها هم دورهمی خواهد شد؛ بنابراین به تدریج انتقاد‌ها کمرنگ می‌شود، خلاقیت‌ها به شدت کاهش می‌یابد، مرز‌ها بین تشکل‌ها پررنگ می‌شود و انگ زدن‌ها قوت می‌گیرد و نهایتا می‌بینیم که در جریان درون انقلاب دو رسانه و دو نهاد فرهنگی انقلابی با هم دعوا می‌کنند و دیگر نمی‌توانند با هم کار کنند، چون مرز‌های آن‌ها با هم پررنگ شده است.
کادرسازی جریان انقلاب باید مبتنی بر مسئله باشد اما بعضا اینگونه نیست به گونه ای که در مورد برخی مجموعه ها گفته می شود که فلان افراد بچه های فلان مجموعه هستند و اصلا نمی شود با آنها کار کرد و این اصلا برای کادرسازی جریان انقلاب مطلوب نیست.

معتقدم کادرسازی جریان انقلاب باید مبتنی بر مسئله باشد اما بعضا اینگونه نیست به گونه ای که در مورد برخی مجموعه ها گفته می شود که فلان افراد بچه های فلان مجموعه هستند و اصلا نمی شود با آنها کار کرد و این اصلا برای کادرسازی جریان انقلاب مطلوب نیست. به هر روی ما باید بیش از آنکه دغدغه باشیم که وقتی یک دانشجوی توانمند از دانشگاه فارغ التحصیل می‌شود در کجا جذب خواهد شد باید بیشتر این دغدغه را داشته باشیم که او چه مسئله‌ای را می تواند از نظام  حل کند. با این وجود ما باید روش حل مسئله را به افراد آموزش دهیم و دغدغه‌های اصیل انقلاب را در آن‌ها پررنگ کنیم و در نهایت آدم‌ها را به توانمندی‌هایی مسلح کنیم که توانایی حل مسئله داشته باشند.

بدون شک اگر فضای همواری را برای جنبش دانشجویی فراهم کنیم تا بعد از فارغ التحصیلی بلافاصله افراد وارد فضای کاری شوند مطمئن باشید آنها نه تنها کاری برای انقلاب نمی کنند بلکه مسئله شان می‌شود خودشان؛ کما اینکه همین بلایی هم که بعد از بیانیه گام دوم انقلاب بر سر جوانگرایی آمد متاثر از این موضوع بود. به هر روی رهبر معظم انقلاب در بیانیه گام دوم مسائل زیادی را مطرح کردند، ولی تنها مسئله‌ای که به یک گفتمان تبدیل شد جوانگرایی بود با این وجود شاهد حجم زیادی از انتصابات و انتخابات در بین جوان‌ها بودیم، اما می‌بینیم که بعضا عملکرد مدیران محافظه کار گذشته بهتر از برخی مدیران جوان بوده است.

معتقدم نباید افراد به صرف اینکه عضو یک دایره خاص بوده اند و در یک دانشگاه خاص درس خوانده اند یک حاشیه امن کاری داشته باشند. این افراد باید بدانند که اگر کاری را برای انقلاب پیش ببرند در حاشیه امن قرار می‌گیرند در غیر اینصورت پاسخ خواهی و نقد و انتقادی وجود نخواهد داشت و نتیجه آن فضایی خواهد شد که متاسفانه بر مجلس ما حاکم است به گونه‌ای که اسما می‌بینیم نمایندگان با انرژی و با دغدغه وارد مجلس شده اند، ولی مسئله ندارند یعنی جوان جدی پای کار دارای دستگاه تحلیلی دقیق نیست و مسئله‌ها را نمی‌شناسد و اصلا به واسطه اینکه از پشت میز دانشگاه پرتاب شده پشت میز مسئولیت فرصت نکرده که به مسائل کشور فکر کند.

دانشجو: تنوع و فعالیت تشکل‌های همسو و منتقد عملکرد حاکمیت و بعضا رادیکال چه تاثیری بر رفتار دانشجویان، مشارکت آنها، تحلیل سیاسی و کنش‌ها خواهد گذاشت و چگونه؟
موسوی فرد: خواه ناخواه تضارب آرا و تفاوت بین جریانات دانشجویی روی پویایی سیستم دانشگاه اثر می‌گذارد؛ مثلاً در در اوایل سال ۸۴ با روی کار آمدن دولت جدید پویایی دانشگاه‌ها بیشتر بود، اما به مرور که تشکل‌های ضد انقلاب تعطیل شدند و تشکل‌های اصلاح‌طلب پایگاه‌های خود را از دست دادند شاهد افول جریان مذهبی و حزب اللهی دانشگاه و یک دست شدن عموم اتحادیه‌ها و تشکل‌ها بودیم. به هر روی تا دیروز بین تشکل‌های انقلابی و ضد انقلاب تقابل بود، اما وقتی که این تقابل حل شد باید از خود می‌پرسیدیم «سم ماذا» حالا مسئله‌های کشور چه می‌شود، اما چون بچه‌ها اینطور بار نیامدند که به مسئله فکر کنند نه جریان‌های سیاسی در نتیجه فضای دانشگاه دچار یک رکود جدی شد و از طرفی یک خلع گفتمانی نیز در فضای دانشجویی وجود داشت که آن نیز به رکود فضای دانشگاه دامن زد.

جریان دانشجویی انقلابی از فرصت حذف ضد انقلاب در دانشگاهها استفاده‌ای نکرد
به هر روی با حذف جریان دانشجویی ضد انقلاب در دانشگاهها جریان دانشجویی انقلابی نه تنها از این فرصت استفاده نکرد و مسئله ای حل نشد بلکه فعالیت هایی را هم که جریان انقلابی خود انجام می داد خنثی شد؛  لذا با حذف جریان‌های ضد انقلاب ما باید بستر تضارب آرا را فراهم می‌کردیم تا جریان‌های انقلابی در یک بستر عینی در خصوص اینکه چطور می‌شود مسائل کشور را حل کرد به تضارب آرا بپردازند.
مصاحبه ادوار 16 آذر
واقعیت این است که امروز بین جریان‌های انقلابی در خصوص اینکه چگونه میشود مشکلات کشور را حل کرد اختلاف نظر‌های جدی وجود دارد به گونه‌ای که در همین جریان طیف‌هایی هستند که برای مذاکره خوب با آمریکا مشکلی ندارند و طیف‌هایی نیز هستند که به شدت با این تصمیم مخالفت می‌کنند پس با این وضعیت فراهم کردن بستر تضارب آرا در بین جریان‌های انقلابی می‌تواند یک اولویت باشد.
 
جوان مومن انقلابی نباید به یک ژانر مصنوعی تبدیل شود
شمسایی نیا: چند سالی است که شاهد رشد جنبش‌های عدالتخواهانه هستیم، که گاه در عرصه رسانه با حوزه روزنامه نگاری تحقیقی هم شناخته میشوند و حتی سطح فعالیت این جنبش‌ها در انتخابات مجلس یازدهم از سطح دانشجویی به سطح سیاسی و تقاضا برای ورود به عرصه حکمرانی رسیده بود، با این وجود بعضاً مقاومت‌هایی در مقابل این اندیشه یا فکر صورت می‌گیرد. باید دقت کنیم که اگر ما مسیر درست عدالتخواهی را تئوریزه و تبیین نکنیم این مسئله می‌تواند منجر به برداشت‌های اشتباه «مُساوات طلبانه» و شبه مارکسیستی از عدالتخواهی منجرشود؛ بنابراین از یکسو ما نباید جلوی عدالتخواهی را بگیریم، چون این مسئله باعث می‌شود تا در حوزه‌های دیگر اختلال به وجود بیاید ضمن اینکه گزینه مطلوب هم برای برخی مسئولان خموده و غیر تحول خواه این است که عدالتخواهی بمیرد و از طرفی عدالتخواهی باید در مسیر درست و متناسب با اندیشه انقلاب اسلامی پیش برود یعنی ما نباید تحلیل‌های طبقاتی را که شبیه تحلیل‌های مارکسیستی است به جامعه ارائه بدهیم، و از دیگر سو محدود کردن نقش آفرینی‌های عدالتخواهانه موجب ایجاد بهشت برای رانت خواران و سیاسی کاران می‌شود.
نباید در  برهه انتخابات ریاست جمهوری اجازه دهیم «جوان مومن انقلابی» تبدیل به یک «ژانر» شده و دچار زوال معنا شود، به این شکل که بگوییم اکنون زمان مسئولیت گرفتن جوان مومن انقلابی است و بعد هم عده‌ای سعی کنند که خود را به عنوان مصداق جوان مومن انقلابی جانمایی کند

یک نقد درون گفتمانی دیگر هم این است که نباید در  برهه انتخابات ریاست جمهوری اجازه دهیم «جوان مومن انقلابی» تبدیل به یک «ژانر» شده و دچار زوال معنا شود، به این شکل که بگوییم اکنون زمان مسئولیت گرفتن جوان مومن انقلابی است و بعد هم عده‌ای سعی کنند که خود را به عنوان مصداق جوان مومن انقلابی جانمایی کند و این خود یک مسئله است که تبدیل به یک آسیب می‌شود.

دانشجو: آیا امروز جریان دانشجویی در مقام رهبری و مرجعیت دانشجویان در دانشگاه قرار دارد؟ شما چه مشکلات و موانعی سد راه رهبری و مرجعیت تشکل‌ها می‌بینید؟
موسوی فرد: تشکل‌های دانشجویی نه تنها در بین دانشجویان نقش مرجعیت و رهبری ندارند بلکه در جا‌های دیگر نیز اینگونه نبوده است. به هر روی اینکه جریان دانشجوی انقلابی بخواهد در فضای دانشگاه نقش رهبری و مرجعیت داشته باشد کار خیلی سختی است و هیچوقت هم اینگونه نبوده و بعداً نیز بعید است که این اتفاق بیفتد، چون کسانی که وارد دانشگاه می‌شوند عموما آدم‌های غیر سیاسی هستند و اگر سیاسی هم باشند در فضای روشن فکری سیر می‌کنند در نتیجه با جریان دانشجوی انقلابی همراه نیستند؛ البته در جریانی مثل دانشگاه پولی و چند جریان دیگر شاهد بودیم که جریان عمومی دانشگاه با جریان دانشجوی انقلابی همراهی کرد.

یک زمینه عمومی و تصویری از جریان‌های دانشجویی در جامعه وجود دارد؛ بنابراین وقتی دانشجویی می‌خواهد وارد فضای دانشگاه شود به او می‌گویند که فعالیت سیاسی نکند لذا بازی تا حد زیادی از قبل تعیین شده است؛ اما اگر فرض را بر این بگیریم که جریان دانشجویی انقلابی می‌خواهد با طیف خاکستری که جهت سیاسی ندارد ارتباط برقرار کند مسئله این است که از چه زاویه‌ای باید به این موضوع بپردازد و دقیقاً مشکل هم همین جاست، چون جریان‌های دانشجوی انقلابی عموما توان دیالوگ کردن با دانشجویان را ندارد و در این رابطه قطعاً جنس مسئله‌ها و نوع ادبیاتی که توسط این جریان اتخاذ می‌شود تاثیر گذار است.

نکته دیگر اینکه زمین بازی‌هایی که جریان دانشجوی انقلابی برای خود تعریف می‌کند زمین بازی‌های محدودی است و این در حالی است که جامعه دانشجویی یک جامعه متکثر است. واقعیت این است که سیاست تنها عرصه زندگی ما نیست که بخواهیم با جریان عمومی دانشگاه صرفاً در قالب این عرصه ارتباط برقرار کنیم. به هر روی امروز در عرصه‌های مختلفی مانند عرصه‌های هنری، جهادی و پیشرفت علمی ظرفیت‌های خالی فراوانی وجود دارد، اما تشکل‌های دانشجویی ما به غیر از بسیج دانشجویی که در سایر این عرصه‌ها ورود پیدا کرده عموماً تشکل‌های سیاسی هستند و حتی حاضر نیستند ادبیات خود را به سمت ادبیات‌های اجتماعی و فرهنگی ببرند.

لایه سیاست لبه تیز فعالیت‌های تشکل‌های دانشجویی را در بر می‌گیرد با این وجود اگر این تشکل‌ها فعالیت‌های خود را به سمت لایه‌های فرهنگی، اجتماعی و هنری ببرند ظرفیت‌های زیادی در این لایه‌ها برای نقش آفرینی سایر دانشجویان وجود دارد و البته امروز نیز خیلی از دانشجویان هستند که نمی‌خواهند کار سیاسی انجام دهند، ولی حاضرند با تشکل‌ها در فعالیت‌های جهادی، علمی، فرهنگی و مذهبی و حل مسائل کشور همراه باشند و این‌ها بستر‌های ارتباط گیری هستند، ولی ما آن‌ها را در جریان دانشجویی حذف کرده‌ایم و فقط یک عده الیت سیاسی مانده اند که طبیعتاً خیلی نمی‌توانند ارتباط برقرار کنند.

جریان دانشجویی اراده‌ها را به سمت نیازهای انقلاب همراه کند
همه ما می‌دانیم که شهید مصطفی احمدی روشن تقریباً کنش سیاسی نداشته هر چند که در لایه سیاسی هم بوده، اما می‌بینیم که او چقدر به درد نظام خورده و چقدر دست نظام را پر کرده و شهید داریوش رضایی نژاد هم همینطور با این وجود جهت این عزیزان به سمت خواست و نیاز انقلاب اسلامی بوده است؛ پس جریان دانشجویی نیز باید اراده‌ها را به سمت خواست و نیاز انقلاب همراه کند و اصلاً هم نیاز نیست کسی در این مسیر سوپر انقلابی دو آتیشه باشد و یا روی دیوار سفارت خانه‌ای رفته باشد، ولی در این رابطه تقریباً برنامه‌ای ندارد؛ البته تلاش‌هایی از گذشته مثلاً در بسیج دانشجویی انجام شده، ولی کار‌ها بیشتر شکلی و باسمه‌ای بوده مثلاً ما می‌دانیم که برگزاری مسابقه «خرپای ماکارونی» و کلاس کنکور عرصه واقعی جنبش دانشجویی نیستند، ولی چنین برنامه‌هایی هر چند به بهانه اینکه بابی برای ورود دانشجویان به فعالیت‌های دانشجویی باشند برگزار شده اند و این در حالی است که ما می‌توانستیم مسابقات مهمتری برگزار کنیم تا برای انقلاب هم فایده‌ای داشته باشند.
جریان دانشجویی نیز باید اراده‌ها را به سمت خواست و نیاز انقلاب همراه کند و اصلاً هم نیاز نیست کسی در این مسیر سوپر انقلابی دو آتیشه باشد و یا روی دیوار سفارت خانه‌ای رفته باشد، ولی در این رابطه تقریباً برنامه‌ای ندارد
شمسایی نیا: هر جنبشی یا تشکیلات انقلابی یک میدان اصلی نقش آفرینی یا به اصطلاح مدیریت استراتژیک، یک مزیت نسبی دارد، طبیعتاً عیان است که میدان اصلی نقش آفرینی و مزیت نسبی برای تشکل‌های دانشجویی، محیط دانشگاه است. همانطورکه مثلاً مسجد برای بسیج محلات یک مزیت نسبی و یک میدان کنشگری است. اما یک چالش مهم این است که می‌بینیم در چند سال اخیر طی یک روند صعودی به تدریج میدان اصلی نقش آفرینی تشکل‌های دانشجویی از محیط دانشگاه به محیط رسانه و به ویژه فضای مجازی و بالاخص رسانه‌های اجتماعی منتقل شده است. یعنی آن تخاطب و ارتباط چهره به چهره که بیشترین اثرگذاری را دارد، کمرنگ شده است. البته در دو ترم اخیر به دلیل مساله شیوع کرونا این روند طبیعی است، اما ما قبل آن نیز همین بود؛ و در واقع اشکالی که وجود دارد این است که جنبش دانشجویی در چند سال گذشته مزیت اصلی خود را که کف دانشگاه و دانشکده است رها کرده وفضای رسانه‌ای را مزیت اصلی خود قرار داده است.  
مصاحبه ادوار 16 آذر
نکته دوم اینکه به عقیده من جنبش دانشجویی در یک برهه‌ای خصوصاً در ابتدای دولت آقای روحانی دچار یک یاس و بی مسئلگی شد و البته این یاس نیز زمانی به وجود آمد که علی رغم تلاش جنبش دانشجویی برای روی کار آمدن یک «دولت انقلابی» این اتفاق نیفتاد. به گونه‌ای که مسئله بی مسئلگی بزرگترین مشکل این جنبش بود و مدتی طول کشید تا نظام مسائل خود را باز طراحی و یا تنظیم کنند.
 
غفلت جریان دانشجویی از ظرفیت جریان های دانشجویی جبهه مقاومت
دانشجو: آیا جریان دانشجویی می‌تواند در تحولات منطقه نقش داشته باشد؟ این نقش آفرینی باید چگونه باشد؟
موسوی فرد: نقش آفرینی جریان دانشجویی در تحولات منطقه ضرورت سیاست خارجی ماست. با این وجود یکی از ایراد‌های بزرگ حوزه روابط خارجی کشورمان این است که روابط خارجی ما لایه مردمی ندارد و در حال حاضر صرفاً به واسطه مراسم پیاده روی اربعین توانسته ایم ارتباطاتی با مردم عراق برقرار کنیم و این در حالی است که امروز تعداد زیادی NGO، گروه‌های سیاسی، دانشجویی و پزشکی تفکر انقلاب کوبا را در مجامع بین المللی مردمی نمایندگی می‌کنند؛ اما ما نتوانسته ایم از فرصت‌های بسیار بزرگی که در عرصه بین‌الملل برای شناساندن انقلاب اسلامی و هم جهت کردن نیرو‌های مقاومت وجود دارد استفاده کنیم. به هر روی امروز دل‌ها و ذهن‌های تشنه فراوانی در دنیا وجود دارند که به دنبال پیام انقلاب اسلامی هستند و یقیناً همین افراد می‌توانند به حامی انقلاب در عرصه بین الملل تبدیل شوند. معتقدم یکی از مشکلات ما این است که به ارتباطات منطقه‌ای کشورمان چه در سطح سیاسی و چه در سطح مردمی امنیتی نگاه شده و امنیتی هم اداره شده است.

بدون شک اگر در کنفرانس بین المللی وحدت اسلامی که هر ساله در کشورمان برگزار می‌شود یکبار جوانان کف میدان جنبش‌های اسلامی و مقاومت و جوانان جنبش‌های ضد امپریالیستی را دعوت کنیم بعد می‌فهمیم که این جوامع چگونه تحت تاثیر قرار می‌گیرند. به هر روی اگر ما بتوانیم با جوامع نخبگانی سطوح پایین‌تر در کشور‌های اسلامی ارتباط برقرار کنیم حتماً آینده روشنترین پیش رو خواهیم داشت البته باید موانع پیش رو نیز رفع شوند مثلاً در اجلاس جوانان و بیداری اسلامی شاهد بودیم که با این مراسم امنیتی برخورد شد در صورتی که این برنامه می‌توانست خیلی راحت‌تر و ساده‌تر برگزار شود و روابط پایدار تری هم برای جریان دانشجویی ما شکل بگیرد.

متاسفانه امروز جریان دانشجویی ما با جریان دانشجویی و یا جریان مقاومت در افغانستان، تاجیکستان، آذربایجان و ترکیه ارتباطی ندارد و این جریان‌ها را را نمیشناسند، چون نسبت به شناخت آن‌ها دغدغه‌ای وجود نداشته و این در حالی است که بستر تشکیل تمدن اسلامی در غرب آسیا است و ما می‌خواهیم این تمدن را با عراق، سوریه، افغانستان و لبنان تشکیل دهیم. به هر روی ما در این حوزه کم کاری کرده ایم.
 
شمسایی نیا: باید در نظر داشت که امروزه جمهوری اسلامی ایران بر اساس اندیشه انقلاب اسلامی یک «نظریه مقاومت» را برای نحوه حکمرانی ارائه داده است، که برخی بسیار علاقه دارند برای استخفاف این نظریه، آن را به دو گانه شیعه- سنی و سپس ایران- اعراب تقلیل دهند. لکن حقیقتاً این نظریه مقاومت در برابر دو راهبرد اساسی «ارتجاع عربی، مقاومت هراسی و حفظ وضع موجود» که عمدتاً از سوی کشور‌های پاد گفتمان مقاومت منطقه ارئه شده است و همچنین راهبرد «بی دولت سازی یا تضعیف دولت‌های غرب آسیا» که توسط بلوک غرب طراحی شده است. نظریه مقاومت محدود به جمهوری اسلامی ایران یا شیعیان نیست، یک نوع در حکمرانی است که از اندیشه و سبک زندگی تا الگو‌های سیاستگذاری و پیشرفت را شامل می‌شود.
هرچه جنبش دانشجویی در ایران و در مجموع جرکت‌های جوانانه در عرصه‌های تخصصی و ارائه الگو‌های موفق بیشتر باشد، احتمال ترغیب کشور‌های منطقه و پیروری از اندیشه انقلاب اسلامی بیشتر خواهد بود.

پیرو همان نکته‌ای که درباره جامعیت عرصه‌های نقش آفرینی عرض کردم، هرچه جنبش دانشجویی در ایران و در مجموع جرکت‌های جوانانه در عرصه‌های تخصصی و ارائه الگو‌های موفق بیشتر باشد، احتمال ترغیب کشور‌های منطقه و پیروری از اندیشه انقلاب اسلامی بیشتر خواهد بود.

از سویی دیگر جنبش دانشجویی ما نباید از ظرفیت «دیپلماسی رسانه‌ای دیجیتال» بر بستر فضای مجازی غافل شود، فعالین دانشجویی می‌توانند و می‌بایست با تسلط بر زبان‌های منطقه و بین المللی به ترویج تحلیل‌های خود مبتنی بر اندیشه انقلاب اسلامی بپردازند. این مساله خیلی مهم است. الان در افکار عمومی جهان عرب عمده تحلیل‌هایی که در رسانه‌های جمعی مانند تلویزیون و در رسانه‌های اجتماعی مانند توییتر و فیس بوک ارائه می‌شود، متناسب با گفتمان ضد مقاومت است و صدای مقاومت به خوبی شنیده نمی‌شود.
جنبش دانشجویی از برخورد شعاری با بیانیه گام دوم انقلاب بپرهیزد
خبرگزاری دانشجو: جریان دانشجویی مسلمان در گام دوم انقلاب اسلامی باید چه ماموریت ها، ویژگی‌ها و رویکرد‌هایی داشته باشد؟
موسوی فرد: به نظر بنده جریان دانشجویی در گام دوم انقلاب نباید برخی کار‌ها را انجام دهد نخست اینکه با بیانیه گام دوم شعاری برخورد نکند. رهبر معظم انقلاب در این بیانیه راهی را که در این چهل سال آمده ایم مرور کرده‌اند با این وجود جریان دانشجویی باید راه آمده را بشناسد، چون در حال حاضر دانشجویان ما به داشته‌های انقلاب اسلامی واقف نیستند و قدرت انقلاب اسلامی را باور ندارند و بخشی از این تصور نیز ناشی از عملیات نرمی است که طی ۸ سال گذشته روی مردم و به ویژه جریان دانشجویی صورت گرفته است.

جنبش دانشجویی در دوره جدید باید روی مسائل عینی پیشرفت کشور و انقلاب اسلامی تمرکز کند و بتواند این موقعیت را به عرصه‌هایی برای اقدام تبدیل سازد با این وجود ما نمی‌توانیم از عدالت به صورت کلی حرف بزنیم، اما در مورد عدالت در نظام سلامت، عدالت در مسکن مردم، عدالت در دسترسی به شغل عادلانه، عدالت در آموزش و امثالهم صحبت نکنیم. در این دوره جریان دانشجویی باید خود را توسعه دهد و ضمن انجام فعالیت‌های گفتمانی اش یک کار جدی مسئله محور هم برای خود تعریف کند.

امروز جریان دانشجویی بدنه خوبی از فارغ التحصیلان دانشگاه‌ها را در اختیار دارد که توانایی‌های خوبی را هم به دست آورده اند با این وجود این ظرفیت باید روی مسائل عینی کشور به کار گرفته شود. به هر روی جنبش دانشجویی همین قدر که مسائل را دقیق بفهمد و سوالات خوبی را مطرح کند برکات بسیاری برای نظام دارد و یکی از این برکات این است که می‌تواند به مطالبات جریانات سیاسی و مردم جهت بدهد، چون در حال حاضر یکی از مشکلات ما همین بی مسئله گی‌ها و فهم‌های غلط است.

معتقدم در گام دوم انقلاب جریان دانشجویی باید فهم خود را از مسائل کشور ارتقا ببخشد، عرصه نبرد را خوب بشناسد و با دقیق کردن مسئله‌ها آن‌ها را پیگیری کند و در این راستا نیز باید یک بازخوانی جدی در نوع تشکیلات ها، نوع کادرسازی، نوع نشست ها، شبکه روابطی که تشکل‌های دانشجویی برقرار می‌کنند و اساتیدی که مورد استفاده قرار می‌گیرند صورت بگیرد تا تشکل‌ها بتوانند روی مسائل کشور متمرکز شوند و با برخورد عینی‌تر با این مسائل بتوانند آن‌ها را حل کنند.

جریان دانشجویی باید رسالت گفتمان‌سازی خود را انجام دهد، اما اینکه فکر کند تنها با گفتمان سازی صرف و بدون فهم مسئله می‌تواند مسئله‌ها را حل کند، نمی‌تواند. به هر روی در حال حاضر مسئله‌ها به قدری پیچیده شده که در بین جریان انقلاب پنج نفر استاد در مورد یک موضوع پنج نظر متفاوت دارند؛ پس جریان دانشجویی باید عرصه و حرف رهبر معظم انقلاب را خوب بشناسند و تحلیل دقیق را احصا کند؛ مثلاً حرف رهبر انقلاب در مورد مذاکره با آمریکا شفاف است و می‌گویند ما این راه را تست کرده ایم و جواب نداده است؛ اما چرا جریان دانشجویی نظر رهبری را سر دست نمی‌گیرد و توی دهن کسانی بزند که هنوز هم دم از مذاکره و مذاکره خوب و بد می‌زنند.
مصاحبه ادوار 16 آذر
از منظر آمریکایی‌ها مذاکره خوب مذاکره‌ای است که در آن بتوانند یکی از مولفه‌های قدرت ما را بگیرند و در مقابل چیزی هم ندهند و این بی معناست، اما جریان دانشجویی هنوز در دوگانه مذاکره خوب و مذاکره بعد گرفتار است و این ناشی از عدم فهم دقیق از مسئله است.

به هر روی جریان دانشجویی برای اینکه از تحلیل‌های فلج کننده عبور کند باید با آدم‌های اصیل و کسانی که می‌توانند تحلیل‌های دقیق و دلسوزانه نسبت به انقلاب ارائه کنند ارتباط بگیرد وگر نه آنچه که امروز مشاهده می‌کنیم فقط سیاست است و انقلاب هم به حاشیه رانده شده است.

احیاء نهضت گرایی اجتماعی لازمه تحقق گام دوم انقلاب

شمسایی نیا: همانطور که ذکر شد تربیت نیروی نخبگانی که قدرت تصمیم سازی داشته باشد، نقش آفرینی عمومی و نقش آفرینی تخصصی سه کارویژه اساسی جنبش دانشجویی مسلمان در گام دوم انقلاب اسلامی هستند. همانطور که اشاره شد گاهی اوقات سرعت بدنه کارشناسی کشور به اندازه سرعت بعضی مسئولین انقلابی نیست و این در حالی است که بدنه کارشناسی انقلابی و مدیران انقلابی باید در گام دوم با هم همگام باشند؛ بنابراین این همگام بودن باید از خروجی نقش آفرینی تخصصی تشکل‌های دانشجویی محقق شود. ضمن اینکه گام دوم انقلاب اسلامی یعنی تعمیق انقلاب اسلامی با این وجود یکی از نگرانی‌های جدی بنده حجم کم مطالعه و رسانه زده شدن جنبش دانشجویی است و این‌ها جزو مسائلی هستند که باید در گام دوم انقلاب حل شوند.

معتقدم مهمترین عامل در گام دوم انقلاب اسلامی تقویت نقش آفرینی تخصصی جنبش دانشجویی است و این مسئله خیلی مهمی است، چون آرزوی برخی از مسئولین ما این است که جنبش دانشجویی درگیر عرصه سیاسی شود، ولی کاری با فلان مسئله اقتصادی، شهرداری، انرژی، صنعت و وزارت بازرگانی نداشته باشد

گام دوم انقلاب اصولا گام تعمیق است؛ بنابراین ما نمی‌توانیم بگوییم تاب آوری مطالعه و تحلیل‌ها سطحی و سایتی باشد و بعد انتظار تعمیق انقلاب اسلامی را هم داشته باشیم. به هر روی ما در جنبش دانشجویی نیازمند یک نهضت مطالعه خصوصاً در دوره کارشناسی هستیم، چون بنا به فرموده امیر المونین (ع): «التّعلّم فی الصّغر، کالنّقش فی الحجر» فراگیری علم در دوران نوجوانی و جوانی مثل نقش بر سنگ است یعنی در ذهن انسان می‌ماند.

معتقدم مهمترین عامل در گام دوم انقلاب اسلامی تقویت نقش آفرینی تخصصی جنبش دانشجویی است و این مسئله خیلی مهمی است، چون آرزوی برخی از مسئولین ما این است که جنبش دانشجویی درگیر عرصه سیاسی شود، ولی کاری با فلان مسئله اقتصادی، شهرداری، انرژی، صنعت و وزارت بازرگانی نداشته باشد؛ اگر چه ورود به مسائل سیاسی به عنوان یکی از الزامات حکمرانی هم لازم است.
ارسال نظر
captcha
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار