گروه اجتماعی خبرگزاری دانشجو_ زهرا زمانی فر؛ تحصیل، اشتغال و تشکیل خانواده مثلثی که برای دختران در جامعه بسیار حیاتی، اما به عنوان یک کلاف سردرگم و درهمتنیده شناخته میشود. معادلهی پیچیده که کلیشهای و دست به دست میشود، اما در نهایت حل کردن آن چندان هم کار سادهای نیست. از طرفی؛ تردیدی نیست که اسلام، اشتغال بانوان را جایز میشمارد و در این زمینه نه تنها دلیلی بر منع ندارد، بلکه شواهد و دلایل فراوانی بر جواز آن، یکی حق مالکیت زنان بر اموالشان و دیگری تشویق زنان و مردان به فعالیت اقتصادی نیز وجود دارد. پس عادلانه نیست، دختران برای تحقق زندگی بهتر و مطلوبتر با توجه به نیازهای امروز خود در این چرخه، هدفی را فدای اهداف دیگری کنند، چراکه شرایط و دشواریها در جامعه بایدهایی را برای آنها تعیین میکند. پیش نیازهای اساسی از جمله؛ تحصیل، اشتغال مناسب در بازار کارِ آشفته امروز، استقلال اقتصادی، امنیت و تشکیل خانواده که پشت سر گذاشتن هر یک از آن ها، موجب تحقق دیگری میشود.
راحله کاردوانی، عضو هیأت علمی مرکز تحقیقات زن و خانواده؛ عوامل محیطی و فردی را بر تقدم و تأخر دستیابی اهداف اشتغال و استقلال اقتصادی امروز دختران، وضعیت حضور اجتماعی و شرایط فعلی آنها در جامعه و خانواده مؤثر دانسته و بررسی این مسیر پر پیچ و خم را بسیار مهم و اساسی میداند.
دختران به تحصیلات دانشگاهی گرایش پیدا میکنند
تحولات اجتماعی طی ۵۰ سال اخیر، در ایران و همه دنیا اتفاق افتاده است. تحولاتی که ارزشهایی را در زندگی افراد و در سطح جامعه و خانوادهها به وجود آورده و ارتقاء داده است. اما به تدریج، این تحولات نتایج خود را نشان داده و یکی از نتایج آن، گرایش بسیار زیاد دختران در هر شرایطی به دانشگاه و تحصیلات عالیه است. علت گرایشات در دختران اما، ارزشهای به وجود آمده در قالب شأنیت، جایگاه اجتماعی و در نهایت مسائلی که به عظمت مندی و ارزش مداری آنها خلاصه میشود. تفکری که مدرک تحصیلی خاص را ارزشمند دانسته و همچنین داشتن مشاغلی از جمله؛ تدریس و کارمندی در سطح افراد تحصیل کرده، تعریفهای جدیدی پیدا کرده است. مسائلی که دست به دست هم میدهند تا افراد، فارغ از جنسیت به سمت مواردی مانند تحصیل، ثروت، قدرت و مشارکت سیاسی سوق پیدا کنند. مواردی که اکنون افراد آنها را در مدل مدرنشان نمایان و توصیف میکنند. این مدرن بودن در کشور نیز در قالب تحرکات و مشارکت اجتماعی و اشتغال خود را نشان میدهند.
در گذشته دختران علی رغم اینکه مادران و همسران موفقی بوده اند، امروزه از اینکه صرفاً تمرکز خود را بر نقش مادری و همسری معطوف سازند، گریز دارند و شأنیت اجتماعی برای آنها بسیار مهم و حیاتی است. البته جامعه و تحولات امروزی این ارزش را ایجاد کرده و بسیار مؤثر است.
همچنین بر اساس پژوهشهای صورت گرفته در ایران، یکی از دلایل گرایش دختران به تحصیل و اشتغال، احساس نابرابری اجتماعی و حقوقی است. نابرابری که ممکن است در واقعیت اجتماع نیز وجود نداشته باشد، اما احساسی است که افراد را در زمینههای فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی به سمت قاعده جبران برده و این قاعده جبران همان تحرکات اجتماعی بسیار بالا متناسب با دنیای مدرن و صنعتی شدن جامعه است که به این احساس نیز دامن میزند.
اهداف دختران و مسیر ناهموار آموزش عالی
راحله کاردوانی درباره تحقق اهداف دانشجویان در آموزش عالی عنوان کرد: در محیط بزرگ دانشگاه با طیف گستردهای از دانشجویان دختر روبرو هستیم و گروه ثابتی بین آنها وجود ندارد. اما افراد با ورود به دانشگاه اهداف و معیارهای خاصی را دنبال میکنند که براساس تحقق این اهداف میتوان مشخص کرد که آموزش عالی و تحصیلات دانشگاهی، به چه میزان در زندگی دختران مؤثر بوده است.
اما اگر تعریف بیکاری را تناسبِ شغل و بازار کار با تخصص و مدرک دانشگاهی افراد در نظر بگیریم؛ امروزه مشاهده میشود درصد بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاهی و به صورت خاص دختران دانشجو، در کشور بسیار بالا است. پس باید گفت در حال حاضر تعداد اندکی از فارغ التحصیلان به هدف اشتغال و استقلال اقتصادی خود دست یافته اند و این مسئله یکی از نشانههایی است که میتوان گفت؛ دانشگاهها در تحقق اهداف و توقع افراد به ادامه تحصیل، گرفتن مدرک و پیدا کردن شغل مناسب و به تبع آن درآمد کافی موفق نبوده اند. اما دلیل این ناکارآمدی نسبی، زیاد بودن تعداد فارغ التصیلان دانشگاهی در کشور است و از طرفی؛ در مشاغل اداری و کارمندی یا دانشگاهی، تقاضا بسیار بیشتر از عرضه است. از این رو؛ عرضه مشاغل متناسب با رشتههای دانشگاهی کاهش یافته و طبیعی است که تعداد زیادی از فارغ التحصیلان به هدف استقلال اقتصادی و حتی اشتغال دست پیدا نکنند.
کاردوانی افزود: از دیگر دلایل گرایش دختران به آموزش عالی، میتوان به ارزشمندی مدرک تحصیلی در کشور، تفکر ازدواج بهتر و عنوان فرهیختگی را با ورود به دانشگاه بسیار مؤثر دانست. مسئلهای که برای بسیاری از افراد تحقق یافته، اما برای بسیاری از افراد با شرایط خاص، در بافتهای سنتی و روستایی اتفاق نمیافتد و در نهایت برای تحقق این اهداف، فرد باید از آن بافت خارج شده باشد. پس شرایط برای همه افراد یکسان نیست و تعارضاتی بین فارغ التحصیلان دانشگاهی، شأنیت اجتماعی و دیگر مسائل وجود دارد که در بسیاری از موارد هویت مستقلی برای آنها تعریف نشده است. چراکه فضا و شرایط نیز با آنها همراه نمیشود.
دنیای مدرن امروز، نیاز به استقلال اقتصادی دارد
کاردوانی یکی از مهمترین دلایل گرایش دختران به استقلال اقتصادی را بحث تحولات فکری میداند. چراکه تفکر افراد دچار دگرزیستی شده و ارزشهایی را در ذهن و زندگی آنها تغییر داده است.
اولاً: یکی از دلایلی که دختران به سمت استقلال اقتصادی گرایش پیدا میکنند، تعارضات خانوادگی و دسترسی به منابع مالی در خانواده است. ذات وضعیت مالی در افراد و شرایط اقتصادی امروزی، اندوختن ثروت را به مطالبهای برای زنان تبدیل کرده است. مسئله مهم این است که دختران متولد شده در دهههای ۷۰ و ۸۰، اکنون در دوران جوانی قرار دارند. دخترانی که تمایلات و نیازهای امروزی، تفریحات و تصویرهای اجتماعی در ذهن آنها بسیار گران و به اصطلاح لاکچری به حساب میآید. تفریحاتی از جمله مراکز خرید، باشگاه ها، کافی شاپها و استفاده از لوازم آرایشی که هزینههای بسیار بالا و سرسام آوری را برای نسل جوان به همراه داشته است. جوانانی که از لحاظ پوشش و ظاهر گرانترین آن را میپسندند و این مسئله برای آنها تبدیل به روزمرگی و عادت میشود. طبیعی است که تفاوتهایی بین نسل دختران جوان با پدر و مادرها وجود دارد. تفاوتهایی که در نهایت خانواده را مجاب نمیکند تا نیازهای پر هزینه و گران فرزندان خود را تامین کنند و یا ممکن است از لحاظ مالی توانایی تامین این هزینهها را نداشته باشد.
ثانیا: در دنیای استقلال اقتصادی دختران، فاصله نسلها نیز بسیار مطرح است و شاهد تفاوت آشکارتری در میان دختران و خانواده هایشان به فاصله یک نسل هستیم. دختران جوان، نابرابریهای حقوقی و مالی را بر علیه زنان نسلهای قبل ازخود، احساس میکنند و بسیار تلاش میکنند تا تغییری جدی را در سبک زندگی خود اعمال کنند. امروزه شاهد نسل خودآگاهی هستیم که اگر نمیتواند قانون را تغییردهد، به سمت شخصی حل کردن چالشهای حقوقی و بحثهای مالی میرود و این مسئله در تحرکات شخصی دختران نیز نمایان میشود. اعمالی که مستقل بودن را مقدم میداند و ارزش خانواده محوری را کمرنگ میسازد واین نوع نگاه به زندگی، آسیبهایی را از جمله تجرد قطعی، تأخیر در ازدواج، فرزندآوری، گرفتن حق طلاق، مهریههای سنگین را به همراه دارد. دخترانی که به روشهای متفاوتتری از جمله اشتغال و استقلال اقتصادی به سمت خوداتکایی گرایش پیدا میکنند.

در نهایت، عواملی از جمله تحولات نسل جدید در مقایسه با نسلهای پیشین، خواسته و نیاز بانوان، همچنین احساس مشکلات حقوقی و دسترسی مالی بانوان در جامعه، آنان را به سمت نگرشی از جمله؛ قوی بودن و متکی به خود بودن پیش برده است.
اجتماع و محیط سالم، حق بانوان شاغل
عضو هیأت علمی مرکز تحقیقات زن و خانواده گفت: بهطور طبیعی تمایل و علاقه بانوان به استقلال اقتصادی در چهارچوب معین و صحیح، مسئله ای برای آنان ایجاد نمی کند. اما تأیید و مردود بودن استقلال و اشتغال زنان به دو وجه اساسی، ارزشی و واقعیت جامعه باز میگردد. از لحاظ ارزشی نه تنها در نگاه اسلامی و دینی بلکه در نگاه انسانی، قطعا شایسته نیست که دختران در هر شرایطی، به هر شغلی گرایش پیدا کنند. امر مردودی که دختران جوان صرفاً برای کسب درآمد، خود را به سمت مشاغل کاذب سوق میدهند. چراکه امنیت ضعیف محیط اشتغال، قراردادهای سفید و بدون قید و بند، استفادههای ابزاری و روابطی که زندگی دختران را تباه میکند، در آنها بسیار پر رنگ است.
وی ادامه داد: اما واقعیت جامعه را نیز باید در نظر گرفت. از طرفی باید متناسب با نیاز شغلی بانوان در جامعه، آسیبهای شغلی شناسایی شده و علل گرایش دختران به مشاغل نیز مورد بررسی قرار گیرد. درواقع دانشجویان باید از توانایی و مهارتهای خود استفاده کنند و از همین رو؛ سیاستگزاران باید مشاغل دانشجویی و محیط فرهنگی ایجاد کرده و بازارکار برای دانشجویان دختر باید به سمت مشاغل سالم پیش برود. چراکه گرایش به تحصیل و استقلال اقتصادی، نیازی اساسی و مسئلهای است که سرکوب شدن آن در ذهن و زندگی دختران تقریباً غیرممکن خواهد بود. همچنین تأثیر فضای مجازی، رسانه و خوداتکایی دختران، روز به روز بر این نیاز دامن میزند. پس اگر نیازها به افراد و جامعه فهم شود و مشاغل سالم با نظارت صحیح ایجاد گردد، آسیبها نیز به حداقل خواهد رسید.
جامعه متناسب با تحولات ارزشی دختران، چارهاندیشی کند!
کاردوانی اظهار داشت: نیروهای فکری مختلفی در اجتماع وجود دارد که جامعه و خانوادههای ایرانی و اسلامی نیز از لحاظ فکری و فرهنگی سبک زندگی بسیار متنوعای دارند. در کل نمیتوان گفت خانوادهها، هر شرایط و محیطی را برای اشتغال دختران میپذیرند، چراکه همچنان غیرت ایرانی در خانوادهها از جانب همسران و پدران وجود دارد و آنان نیز برنمیتابند که بانوان در شرایط ناسالم مشغول به کار باشند. مسئلهای که در ازدواج، اشتغال و سبک زندگی افراد بسیار نمایان است. همچنین قانون در کشور از این موارد حمایت میکند و ماده قانونی نیز متناسب با آن وجود دارد که شغل بانوان باید در چهارچوب شرع و عرف باشد.

اما نکته حائز اهمیت این است که، اکنون مقاومت دختران در برابر بسیاری از مسائل نیز بالا رفته و میبینیم که تحولات ارزشی دختران به تدریج بر ارزشهای سنتی و مذهبی خانواده ایرانی حاکم میشود. دیدگاههایی که در خصوص ازدواج کاملاً نمایان است و دختران به ازدواج نکردن یا دیر ازدواج کردن روی میآورند. همچنین در صورتی که تصمیم به ازدواج دارند شرط صددرصدی اشغال را مطرح میکنند که در بازار کار آشفتهی امروزی ممکن است برروی خانواده، تشکیل زندگی و فرزندآوری وی تأثیر بشدت منفی بگذارد. نکاتی که باید جامعه برای آن در پی راه حل و چاره اندیشی باشد، چراکه اثرات جبران ناپذیری به همراه خواهد داشت.
همچنین افزود: اما از طرفی؛ بحث استقلال اقتصادی و فردی دختران در خانه پدری نیز بسیار مطرح است. در گذشته؛ دختران تا دهه ۶۰ و در شرایط خاصی همچون ازدواج از خانه و خانواده خود جدا میشدند، اما اکنون مکرر؛ حتی در مناطق مذهبی یا شهرهای کوچک از خانواده ها جدا میشود و زندگی مستقلی را به تنهایی برای خود بنا میکند.
در نهایت سن ازدواج بالا رفته و با بحران تجرد قطعی و ازدواج روبرو میشویم. همچنین مشکل جوانی خانواده ها، جمعیت، طلاق و... جامعه را تهدید میکند و فروپاشی خانوادهها بسیار سریع اتفاق میافتد.
وی تأکید میکند بحث اشتغال و استقلال اقتصادی دختران را نباید تک بعدی دید، چراکه میتواند آسیبها و فرصتهایی را ایجاد کند و نگرش تخصصی و کارشناسانهتری را باید برای آن در نظر گرفت.
پژوهشگر حوزه زن و خانواده در نهایت تأکید میکند که جامعه باید فرصت و زیر ساختهای مناسب را برای فعالیت دختران جوان ایجاد کند. مسئلهای که به لحاظ فرهنگی در دانشگاهها بسیار ضعیف، اما بسیار جای کار دارد که میتواند برای دختران تا حد زیادی مناسب باشد. همچنین دانشگاهها باید بتوانند سیستم ها، انجمنهای فرهنگی و شغلهای پاره وقتی را ایجاد کنند که فضای تربیتی و اقتصادی برای دختران جوان به وجود بیاید. از این رو؛ نیازهای دختران شناسایی شده و این نیاز ها، با استفاده از ظرفیتها و در یک محیط منعطف آموزشی بر طرف میشود. متأسفانه در خصوص دختران جوان برنامه و آسیب شناسیها به صورت حداقلی اتفاق افتاده است و این مسئله باید دغدغهی سیاست گزاران باشد. بی توجهی که باعث شده امروزه شاهد آسیبهایی در اجتماع باشیم. بحرانی که حل نمیشود مگر با داشتن مسیر و برنامه صحیح که بتواند در سطح جامعه و در بین جوانان حاکم شود.