کد خبر:۹۴۱۱۲۸

بررسی قیام 15 خرداد؛ مبداء تحولات منتهی به انقلاب اسلامی / احیای بُعد سیاسی اسلام

اسلام، به منزلة کامل‌ترین آیین زندگانی، تمامی احکام و دستورالعمل‌هایِ مورد نیاز انسان را برای خوشبختی در دنیا و سعادتمندی در آخرت در بر دارد.

 به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو، استقرار و ثبات برنامه‌های حوزوی، و رشد کمّی و کیفی آن، در سایة مرجعیت و رهبری آیت‌الله‌العظمی‏‎ بروجردی نیازمند زمان بود، و به این ترتیب هر یک از بزرگان و اساتید حوزه، فعالیت‌های خود را آغاز کردند و کوشیدند در این راه گام‌های تازه و سازنده‌ای بردارند.

امام خمینی نیز در این زمینه، فعالیت‌های خود را گسترش داد و با تشکیل حلقات درس و بحث به تقویت بنیة علمی طالبان علوم دین پرداخت و دست به کار پرورش علمی و اخلاقی شاگردانی همچون استاد شهید مطهری شد؛ کسانی که در آینده‌ای نه چندان دور، با روشن‌بینی علمی، سیاسی و اجتماعی‌شان عقبة فکری و اخلاقی نسل جوان و اسلام‌خواهِ ایران را تشکیل می‌دادند.

اسلام، به منزلة کامل‌ترین آیین زندگانی، تمامی احکام و دستورالعمل‌هایِ مورد نیاز انسان را برای خوشبختی در دنیا و سعادتمندی در آخرت در بر دارد. از جزئی‌ترین دستورالعمل‌هایِ فردی گرفته تا کلّی‌ترین احکام اجتماعی، همگی در کتاب خدا و سیرة امامان معصوم (علیهم‌السلام) به اجمال یا تفصیل تبیین گشته و با شیوه‌ها و راهکار‌هایی پویا، این راه تا انتهای دنیا گشوده شده است.

اما یکی از آفت‌هایی که از دیرباز دامن‌گیر امّت مسلمان شده، غفلت از احکام سیاسی و اجتماعی اسلام است. برخی قشری‌مذهبان، تنها به جنبه‌های فردیِ دین توجه دارند و تحت تأثیر تعالیم خاصِ برخی کژاندیشان، در صدد فرو کاستن کلّ دین به حوزة اعمال و عباداتِ فردی‌اند. غافل از آنکه اسلام افزون بر رابطه فرد با فرد، و رابطه فرد با خدا، به رابطه فرد با جامعه و نیز به رابطه جامعه با جامعه‌های دیگر و... نیز می‌پردازد. به این ترتیب، دین، مجموعه‌ای از احکام و عبادات فردی نظیر احکام طهارت و نماز و روزه نیست؛ بلکه بخش عظیمی از آن را فقه سیاسی و احکام ناظر بر روابط اجتماعی تشکیل می‌دهد.

به هر روی، وضعیت مزبور از جانب برخی جریان‌های مذهبیِ انحرافی یا جریان‌هایِ دین‌ستیز دامن زده شد، و طیّ سالیانِ درازی جدایی حوزه‌های دین و سیاست از سوی حکومت‌های غاصب توجیه و ترویج گشت؛ به گونه‌ای که تا چندی پیش پرداختن به امور سیاسی مصداق «فسق» به شمار می‌رفت و روحانیِ سیاسی، «آخوند فاسق» خوانده می‌شد. اما حضرت امام خمینی (رحمهًْ الله علیه)، به منزلة فقیهی ژرف‌اندیش و جامع‌نگر، هم به ابعاد سیاسی و اجتماعی اسلام واقف بود، و هم از دلایل ترویج شعار شیطانیِ جداییِ دین از سیاست خبر داشت. از این روی، راهی را که بزرگانی همچون آیت‌الله مدرس، آیت‌الله شیخ فضل‌الله نوری و آیت‌الله کاشانی پیش گرفته بودند ادامه داد و به سامان رساند. ایشان همواره با رفتار و گفتارش سعی در طرح و تقویت فقه سیاسی اسلام داشت و مباحث حکومتی دین را تبیین می‌کرد و تعلیم می‌داد. برای مثال، امام خمینی (رحمهًْ الله) در حلقه‌های درس و بحث از مثال‌هایی بهره می‌گرفت که ناظر به بعد اجتماعی و حکومتی اسلام نیز باشد و به این ترتیب، رفته‌رفته ذهن طلاّب و دین پژوهان و مردم را با ابعاد و حدود اختیارات، ولی فقیه یا همان حاکم اسلامی آشنا می‌ساخت، و به این صورت، بذر حکومت، ولی فقیه را در دلِ جامعة اسلامی ایران می‌کاشت و پرورش می‌داد؛ بذری که سال‌ها بعد جوانه زد و شکوفا شد.

منبع: کیهان
ارسال نظر
captcha
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار