گزارش آل احمد از روستای پدریاش منتشر شد
به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجو، کتاب «اورازان» نوشته جلال آل احمد به تازگی توسط انتشارات امیرکبیر منتشر و راهی بازار نشر شده است. این کتاب پیش تر توسط ناشران دیگر منتشر شده اما یکی از عناوین مجموعه آثار آل احمد است که امیرکبیر منتشر میکند و عبارت اند از: «دید و بازدید»، «گزارش ها»، «از رنجی که می بریم»، «حزب توده سر دو راه»، «سه تار»، «زن زیادی»، «هفت مقاله»، «اورازان»، «تات نشین های بلوک زهرا»، «مدیر مدرسه»، «سرگذشت کندوها»، «جزیره خارک در یتیم خلیج فارس»، «نون و القلم»، «غرب زدگی»، «کارنامه سه ساله»، «سنگی بر گوری»، «ارزیابی شتاب زده»، «یک چاه و دو چاله»، «در خدمت و خیانت روشنفکران»، «سفر روس»،« سفر آمریکا»، «خسی در میقات»، «نفرین زمین»، «سفر فرنگ»، «مکالمات (1348-1341)»، «پنج داستان»، «سرائیل، عامل امپریالیسم» و «سفر به ولایت عزرائیل».
آل احمد کتاب «اورازان» را سال 1333 برای توصیف و ارائه گزارشی از روستای پدری خود نوشت. اورازان در بخش بالاطالقان در شهرستان طالقان قرار دارد. او در کتاب خود می گوید «اورازان» بر وزن جوکاران، ده کوهستانی از تمدن شهری دورافتاده ای است در منتهای شرقی کوهپایههای طالقان که نه تنها از دبستان و ژاندارمری و بهداری در آن خبری نیست بلکه اغلب اهالی هنوز با سنگ چخماق و قو، چپقهای خود را آتش میکنند و برای روشنکردن اجاقها و تنورها از چوبهایی که پنجشش برابر یک چوبکبریت بلندی دارد و سر آن آغشته به گوگرد است، استفاده میکنند.
کتاب «اورازان» به جز مقدمه و موخرهاش، 11 فصل اصلی دارد. پیش از اینفصول هم «مقدمه: موقعیت محل – کلیات»، و پس از آنها هم «چند نکته مربوط به صوتشناسی»، «صرف چند فعل» و «ترجمه انگلیسی مقدمه» قرار دارند.
عناوین فصول یازدهگانه اینکتاب به ترتیب عبارتاند از:«فصل اول: وضع عمومی»، «فصل دوم: مسائل مذهبی»، «فصل سوم: آب و آبیاری»، «فصل چهارم: تشریفات مرگ و میر»، «فصل پنجم: غذای اهالی»، «فصل ششم: لباس اهالی»، «فصل هفتم: مراسم عروسی»، «فصل هشتم: تشکیلات اجتماعی»، «فصل نهم: فرهنگ مختصر اورازانی»، فصل دهم: الف) چند تعبیر و جمله و مثل اورازانی. ب) دو لالایی. ج) دو بازی بچهگانه. د) یکقصه» و «فصل یازدهم: چند نکته دستوری».
در قسمتی از این کتاب می خوانیم:
مراسم عروسی در عین حال که ساده و فقیرانه است تشریفاتی دارد. در فصولی که آنجا بوده ام (تابستان ها) فقط یک بار شاهد مراسم عروسی بوده ام و هیچ فراموشم نمی شود که داماد از سردر خانه خود یک تکه بزرگ قند را چنان به طرف کاروان عروس، که به خانه اش میآورند، انداخت که اگر به سر کسی می خورد حتما میشکست. و نمیدانم چرا عروس را سوار بر قاطر و با زینتهایی که از پارچه و جاجیم از اطرافش آویخته بودند شبیه به حضرت قاسم یافتم که در دستهها و تعزیهها دیده بودم.
معمولا از ایام کودکی بچهها را برای هم شیرینی میخورند. و با اینکه (اگر خویشاوندی تمام اهالی صحت داشته باشد) اغلب ازدواجها در میان افراد فامیل است نشانهای از انحطاط نسل در میان آنها نیست. کور چندان کم نیست. دنباله همان چشمدردهای کودکی. اما افلیج و ناقص، اصلا در ده نمیشود پیدا کرد. عروسیها به همان سادگی راه میافتد که آسیاب ده. و مقدمات آن به قدری به سرعت میگذرد که اصلا فرصت به گفتوگوهای خالهزنکی نمیدهد. مبلغ مهر بسیار کم است. حداکثر پنجاه تومان. و از جهیز و سایر مخلفات خبری نیست.
اینکتاب با 102 صفحه و شمارگان 500 نسخه منتشر شده است.