چگونه جریان دانشجویی جهادی در بحرانها به یکی از بازوهای اجتماعی کشور تبدیل شد؟
به گزارش خبرنگار دانشگاه و فناوری خبرگزاری دانشجو، همزمان با حوادث و تنشهای اخیر، بار دیگر نام گروههای جهادی دانشجویی و تشکلهای دانشگاهی در عرصه میدانی شنیده شد؛ گروههایی که از نخستین ساعات بحران در برخی مناطق شهری وارد میدان شدند و تلاش کردند بخشی از نیازهای فوری مردم را پوشش دهند. این حضور، حالا به موضوع گفتوگوها و تحلیلهای مختلف درباره جایگاه «دانشگاه ایرانی» در معادلات اجتماعی کشور تبدیل شده است.
در همین رابطه، حجتالاسلام مصطفی رستمی، رئیس دفتر نهاد نمایندگی رهبر انقلاب در دانشگاهها، در گفتوگو با SNNTV تصویری از آنچه «جریان دانشجویی اصیل» مینامد ارائه میدهد؛ جریانی که به گفته او، در بزنگاههای مختلف تاریخی و ملی همواره در صحنه حضور داشته است.
او با اشاره به فعالیت گروههای جهادی دانشجویی میگوید: «یکی از افتخارات دانشگاههای ما حضور عناصر مؤمن و پای کار بچههای جهادی است؛ هر جا کاری نیاز بوده جهادیها بودند که قبل از همه گروهها شانه آنها زیر بار قرار گرفته است.»
رستمی معتقد است تجربه حضور دانشجویان در میدانهای مختلف، محدود به امروز نیست و در مقاطع حساس گذشته نیز تکرار شده است. او با اشاره به جنگهای تحمیلی علیه ایران تأکید میکند که دانشجویان جهادگر در کنار دیگر نیروهای مردمی، بخشی از ظرفیت اجتماعی کشور برای مدیریت شرایط بحرانی بودهاند.
به گفته رئیس نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاهها، آنچه جریان دانشجویی جهادی را متمایز میکند، صرفاً حضور در صحنه نیست، بلکه نوع نگاه آن به مفهوم مسئولیت اجتماعی و ملی است. او تصریح میکند: «جریان دانشجویی اصیل مقابل دشمن میایستد و برای وطن دلسوز است.»
این سخنان در حالی مطرح میشود که طی ماههای گذشته، بار دیگر موضوع نسبت دانشگاه با مسائل ملی به یکی از مباحث جدی فضای رسانهای و سیاسی تبدیل شده است. برخی جریانها تلاش میکنند دانشگاه را نهادی صرفاً آموزشی تعریف کنند که باید از ورود به تحولات اجتماعی و سیاسی فاصله بگیرد؛ اما در مقابل، گروهی دیگر معتقدند دانشگاه ایرانی از ابتدای شکلگیری مدرن خود همواره بخشی از تحولات اجتماعی کشور بوده است.
مرور تاریخ دانشگاه در ایران نیز این ادعا را تأیید میکند. از اعتراضات دانشجویی دهه ۳۰ گرفته تا نقشآفرینی دانشگاهیان در مقاطع مختلف سیاسی و اجتماعی، همواره نوعی پیوند میان محیط دانشگاه و مسائل عمومی جامعه وجود داشته است. حالا نیز به نظر میرسد جریانهای جهادی دانشجویی تلاش دارند این پیوند را در قالب فعالیتهای میدانی و خدمات اجتماعی بازتعریف کنند.
در همین زمینه، سیدی، مسئول ناحیه بسیج دانشجویی تهران، جزئیات بیشتری از نحوه فعالیت گروههای جهادی در جریان بحران اخیر ارائه کرده است. او میگوید بسیج دانشجویی با استفاده از تجربه فعالیتهای میدانی گذشته و بر اساس نیازسنجی مناطق شهری، از همان روزهای ابتدایی وارد عمل شد.
به گفته او، حدود ۱۵ گروه جهادی دانشجویی در مناطق مختلف ساماندهی شدند و نزدیک به هزار دانشجو در فرآیند امدادرسانی و خدمات شهری مشارکت کردند. سیدی تأکید میکند که بخش مهمی از فعالیتها بر بازگرداندن شرایط عادی زندگی به مناطق آسیبدیده متمرکز بوده است.
او یکی از گستردهترین اقدامات دانشجویان را «شیشهبری و ترمیم واحدهای مسکونی» عنوان میکند و میگوید دانشجویان تلاش کردهاند خانههای آسیبدیده را دوباره قابل سکونت کنند. به گفته وی، فعالیت این گروهها مقطعی نیست و تا زمان بازسازی کامل مناطق آسیبدیده ادامه خواهد داشت: «تا روزی که حتی یک خانه آسیبدیده در تهران وجود داشته باشد، بچههای جهادی فعال خواهند بود.»
تحلیلگران اجتماعی معتقدند این نوع حضور میدانی، نشانه شکلگیری نوعی «دانشگاه اجتماعی» در ایران است؛ دانشگاهی که علاوه بر آموزش و پژوهش، در بحرانها نیز نقش شبکه پشتیبان مردمی را ایفا میکند.
در این الگو، دانشجو تنها فردی نیست که در کلاس درس حضور دارد، بلکه عضوی از ساختار اجتماعی کشور محسوب میشود که در شرایط بحرانی میتواند بخشی از خلأهای اجرایی و خدماتی را جبران کند. همین مسئله سبب شده برخی ناظران، گروههای جهادی دانشجویی را یکی از مهمترین ظرفیتهای اجتماعی ایران در شرایط بحران بدانند.
با وجود این، همچنان مناقشه بر سر نقش دانشگاه ادامه دارد. منتقدان جریانهای جهادی معتقدند دانشگاه باید تمرکز خود را بر تولید علم حفظ کند و از ورود به حوزههای سیاسی و میدانی فاصله بگیرد. در مقابل، حامیان این جریان استدلال میکنند که علم بدون پیوند با نیازهای واقعی جامعه، به نهادی منفک از مردم تبدیل خواهد شد.
آنچه اکنون بیش از هر چیز جلب توجه میکند، تداوم حضور دانشگاهیان در میدانهای اجتماعی است؛ حضوری که نشان میدهد بخشی از دانشگاه ایرانی، خود را صرفاً محدود به آموزش آکادمیک نمیداند و تلاش میکند در متن تحولات جامعه باقی بماند.
در شرایطی که بسیاری از کشورها به دنبال تبدیل دانشگاهها به موتور حل بحرانهای اجتماعی هستند، تجربه گروههای جهادی دانشجویی در ایران نیز به یکی از نمونههای قابل توجه پیوند میان دانشگاه و جامعه تبدیل شده است؛ پیوندی که موافقان آن را نشانه زندهبودن دانشگاه و مخالفانش آن را عبور از کارکرد سنتی آموزش عالی میدانند.