از فاجعه خاموش غزه تا وقاحت بنگویر؛ عریان شدن وحشیگری تلآویو و رسوایی استانداردهای دوگانه غرب
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو به نقل از العربی الجدید؛ در حالی که توجه افکار عمومی جهان معطوف به بحرانهای بینالمللی، از تنشهای تنگه هرمز گرفته تا هیاهوی انتخابات آمریکا و دگرگونیهای دونالد ترامپ است، پروژه ریشهکنسازی و اشغالگری اسرائیل در فلسطین و لبنان در سکوتی مرگبار ادامه دارد.
تلآویو برای پیشبرد توسعهطلبی خود نیازی به سرصدا ندارد؛ در سکوت ویران میکند، بمباران میکند و به پاکسازی قومی دست میزند.
در این میان، تنها ایتمار بنگویر، وزیر افراطی امنیت داخلی اسرائیل است که این سکوت را برنمیتابد؛ او نه از سر انساندوستی، بلکه به عنوان وقیحترین تجسم پروژهای عمل میکند که تلآویو سالهاست سعی دارد آن را تحت عنوان «تنها دموکراسی خاورمیانه» به جهان بفروشد.
بنگویر؛ ویترین بیپردۀ جنایتهای تلآویو
ایتمار بنگویر (یا به تعبیری «بنحقیر») یک استثنا در ساختار سیاسی اسرائیل نیست.
او هرچقدر هم در افراطگرایی پیش برود، هرگز به ابعاد جنایات بنیامین نتانیاهو و ژنرالهایش، یا همپیمانش بتسلئیل اسموتریچ و وزیران جنگی، چون اسرائیل کاتس و یوآف گالانت (که تحت تعقیب عدالت بینالمللی است) نمیرسد.
تفاوت بنگویر با دیگران تنها در وقاحت و شیوه بازاریابی تفکر صهیونیستی است؛ او لایه پنهان ناخودآگاه صهیونیسم را عریان کرده و بیپرده از اخراج فلسطینیها، تصرف کامل کرانه باختری و غزه و اشغال لبنان سخن میگوید.
جشن گرفتن او با نوشیدن شامپاین برای تصویب قانون اعدام اسیران فلسطینی یا رفتارهای زنندهاش با فعالان بازداشتشده بینالمللی، خارج از قاعده صهیونیسم نیست.
بلکه جوهر اصلی تفکری است که میخواهد واقعیت شهرکنشینی را با آتش و کوچ اجباری بر منطقه تحمیل کند.
حضور احزاب راستگرای افراطی به عنوان ضامن بقای دولت نتانیاهو نشان میدهد که این گفتمان نفرت، دیگر یک پدیده حاشیهای نیست، بلکه به سیاست رسمی و ساختاری تلآویو تبدیل شده است.
ماجرای «ناوگان پایداری»؛ برهنگی وحشیگری اسرائیل و نفاق غرب
رویدادهای اخیر پیرامون «ناوگان جهانی پایداری»، فراتر از یک خشونت روزمره، لحظه کاملی از عریان شدن وحشیگری اسرائیل و نفاق همزمان غرب بود.
فعالان بینالمللی این ناوگان، اعم از زن و مرد، در حالی که دستبسته بودند مورد ضربوشتم، تحقیر، شکنجههای روحی و جسمی و حتی تعرض قرار گرفتند.
خطرناکتر آنکه فیلمهای این رفتارهای تحقیرآمیز نه در خفا، بلکه با افتخار در حساب رسمی بنگویر در پلتفرم «ایکس» به عنوان مادهای برای تبلیغات سیاسی منتشر شد.
واکنش اروپا به این فاجعه، اوج دوگانگی معیارهای غربی را برملا کرد. اروپا که همواره پرچم حقوق بشر را برافراشته است، تنها زمانی تکان خورد و موضعگیریهای خجولانهای اتخاذ کرد که متوجه شد در میان شکنجهشدگان، شهروندانی با تابعیتهای اروپایی حضور دارند.
اقداماتی نظیر احضار سفرای اسرائیل یا ممنوعیت ورود بنگویر به برخی کشورهای اروپایی، صرفاً گامهایی برای رفععتب بود؛ چرا که سقف این واکنشها هرگز به پیگردهای قضایی واقعی، توقیف داراییها یا اعمال تحریمهای سخت علیه مقامات مسئول اسرائیل نرسید.
استانداردهای دوگانه و فلج بودن جامعه جهانی
مقایسه برخورد غرب با اسرائیل در مقایسه با سایر بازیگران منطقهای، عمق یک بحران ساختاری را در نظام بینالملل نشان میدهد. در یک سوی این موازنه، برخورد غرب با محور مقاومت شامل فلسطین، لبنان و ایران قرار دارد؛ موجودیتهایی که طبق قوانین بینالمللی دست به دفاع مشروع از سرزمین و آزادی خود میزنند.
اما از سوی غرب با محکومیت فوری، تحریمهای همهجانبه، انسداد داراییها، پیگردهای قضایی و برچسبهای رسانهای همچون «تروریسم و اقدام علیه امنیت» مواجه میشوند.
در سوی دیگر این معادله، موجودیت صهیونیستی قرار دارد که با وجود ارتکاب جنایاتی، چون نسلکشی، شکنجه، گرسنگدانی و بمباران مدارس و بیمارستانها.
واکنش غرب به آن چیزی جز سکوت، یافتن توجیه، استفاده از عبارات تخفیفآمیز و حمایتهای تسلیحاتی نیست؛ دولتی جنایتکار که رسانههای غربی همچنان آن را با عناوینی، چون «بهشت دموکراسی خاورمیانه» و اقداماتش را تحت عنوان «دفاع از خود» بازنمایی میکنند.
امروز مشکل جهان نبودِ مدرک یا کمبود اطلاعات نیست؛ کارشناسان بینالمللی این اقدامات را مصداق بارز نسلکشی و پاکسازی قومی میدانند.
فاجعه اصلی در ناتوانی و همدستی جامعه جهانی و نهادهای حقوقی آن در برابرسیاست تحمیل واقعیت با زور اسلحه از سوی اسرائیل نهفته است.
انفعال جهان عرب و سونامی در راه
در بحبوحه این جنایات، وضعیت جهان عرب ـ چه حکومتها و چه ملتها ـ تصویری از تسلیم، خواری و انفعال را به نمایش میگذارد.
سکوت به تنها زبان باقیمانده تبدیل شده و امتی که روزی برای قدس و غزه به لرزه درمیآمد، گویی حتی توان خشمگین شدن را نیز از دست داده و به تماشای فاجعه از پشت صفحههای نمایش بسنده کرده است.
پروژهای که امروز در حال اجراست، فراتر از جنگ غزه یا تجاوز به کرانه باختری و لبنان است؛ این یک طرح بلندمدت برای بازسازی نقشه جغرافیای سیاسی و انسانی کل منطقه از طریق ریشهکنسازی ملتهاست.
انفعال امروز موازنه قدرت را تغییر نخواهد داد و این فاجعه همانند سونامی سهمگینی است که وقتی امواجش فرود آیند، هیچکس را در منطقه مستثنا نخواهد کرد.