معضلات داخلی آمریکا و باتلاق خاورمیانه/ آیا مذاکرات به نتیجه میرسد؟!
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۰۹۷۲۵
تحلیل المعلومه؛

معضلات داخلی آمریکا و باتلاق خاورمیانه/ آیا مذاکرات به نتیجه میرسد؟!

چشم‌انداز آینده تداوم سیاست «فشار متقابل زیر سقف جنگ فراگیر» خواهد بود؛ یعنی فرضیه جنگ بزرگ و صلح واقعی هر دو دور از دسترس است و منطقه شاهد مذاکراتی کند، پراکنده و آمیخته با پیام‌های آتشین و تنش‌های حساب‌شده برای خرید زمان خواهد بود تا موازنه‌های جدید قدرت روشن‌تر شود.
معضلات داخلی آمریکا و باتلاق خاورمیانه/ آیا مذاکرات به نتیجه میرسد؟!

به گزارش گروه‌ بین‌الملل خبرگزاری دانشجو به نقل از المعلومه؛ در حالی که واشنگتن برای عبور از استحقاقات و فشارهای داخلی خود در حال مانور است، تهران با بالاترین سطح احتیاط و آمادگی، دست بر ماشه دارد. 

در میان نگرانی‌های عمیق اقتصادی در سطح جهان و تلاش‌های مستمر اسرائیل برای به شکست کشاندن مذاکرات میان دو کشور تحرکات دیپلماتیک فشرده‌ای از سوی اسلام‌آباد، دوحه و مسقط برای کاهش سطح تنش و مهار تهدیدهای آمریکا در جریان است.

هدف این میانجی‌گری‌ها دستیابی به راه‌حلی میانه در چارچوب یک پیش‌نویس تفاهم است تا تداوم آرامش و حمایت از روند دیپلماسی تضمین شود؛

با این حال، زیاده‌خواهی‌ها و مطالبات اغراق‌آمیز آمریکا به حدی است که رهبری ایران هرگونه بحث یا گفت‌وگو درباره آن‌ها را قاطعانه رد کرده و آن را تجاوزی غیرقابل قبول از نظر تهران و جامعه بین‌المللی می‌داند.

ناکامی واشنگتن در تغییر موازنه قدرت پس از بحران فوری
به نظر می‌رسد روحیه برتری‌طلبانه و سیاست نمایش قدرت همچنان بر ذهن سیاسی واشنگتن حاکم است؛ امری که با نفوذ شدید لابی صهیونیستی پیرامون دونالد ترامپ و مخالفت مطلق اسرائیل با هرگونه سازش با جمهوری اسلامی تشدید می‌شود.

با این حال، نگاهی به روند تحولات پس از آغاز این بحران در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که با وجود شدت بمباران‌ها و حجم ویرانی‌های ناشی از حملات هوایی آمریکا و اسرائیل در داخل خاک ایران، اهداف راهبردی مهاجمان به نتیجه نرسیده است.

نه نظام ایران سقوط کرد، نه تهران تسلیم شد و نه واشنگتن توانست پروژه جدید خود را بر منطقه تحمیل کند.

برعکس، ایران توانست ضربه اولیه را به‌خوبی جذب کند، آرایش دفاعی خود را بازسازی نماید و معادلات بازدارندگی جدیدی را دکترین نظامی خود تحمیل کند؛ معادلاتی که منافع آمریکا و متحدان خلیجی واشنگتن را وارد مرحله‌ای بسیار حساس و خطرناک کرده است.

در این میان، ریاض خود را در برابر صحنه‌ای نگران‌کننده یافت و از ترس گسترش دامنه رویارویی و انفجار فراگیر منطقه، برای فعال‌سازی توافق‌نامه‌های همکاری و دفاع مشترک، به درِ خانه اسلام‌آباد مراجعه کرد.

بحران داخلی آمریکا؛ دست‌انداز بزرگ دولت ترامپ
امروز خطر بزرگتر برای واشنگتن، فراتر از پیچیدگی جبهه ایران، بحران‌های داخلی خود آمریکاست. دونالد ترامپ با یک شکاف سیاسی شدید در داخل دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ آن هم در شرایطی که اقتصاد آمریکا دچار عقب‌گرد آشکار تورم مهارنشدنی و بدهی‌های روزافزون شده و مخالفت‌های مردمی با ورود به جنگ‌های جدیدی که اقتصاد کشور را فرسوده می‌کند، به اوج رسیده است.

نهادهای مالی و استراتژیک آمریکا به‌خوبی درک می‌کنند که هرگونه رویارویی گسترده با ایران، شبیه به جنگ‌های گذشته در عراق یا افغانستان نخواهد بود.

هزینه این نبرد این بار جهانی است و مستقیماً بر قیمت انرژی، امنیت کشتیرانی بین‌المللی و بازارهای مالی اثر خواهد گذاشت؛ به‌ویژه اگر تنگه هرمز وارد دایره تهدید مستقیم شود.

از سوی دیگر، متحدان اروپایی واشنگتن نیز با وجود همسویی‌های سنتی، هیچ اشتیاقی به یک ماجراجویی نظامی جدید ندارند که می‌تواند اقتصاد جهانیِ فرسوده را به سوی یک رکود تاریخی و جهش بی‌سابقه قیمت نفت و گاز سوق دهد.

همین محاسبات باعث شده تا دولت ترامپ تاکنون در اتخاذ تصمیم برای یک حمله گسترده جدید ناتوان بماند؛ گزینه‌های نظامی روی میز است، اما هزینه‌های سیاسی و اقتصادی آن فراتر از توان تحمل واشنگتن است.

کارشکنی‌های تل‌آویو و چشم‌انداز آینده؛ نه جنگ، نه صلح
در این فضا، اسرائیل با تمام توان به‌سوی تشدید تنش حرکت می‌کند؛ چرا که تل‌آویو معتقد است هرگونه توافق میان واشنگتن و تهران، فرصتی دوباره به ایران برای بازسازی توانایی‌ها و تقویت نفوذ منطقه‌ای‌اش خواهد داد.

به همین دلیل، صهیونیست‌ها با فشارهای سیاسی، رسانه‌ای و امنیتی به تلاش برای تخریب مسیر مذاکرات ادامه می‌دهند.

در پاسخ به این پرسش که «آیا دیپلماسی موفق خواهد شد؟»، واقعیت‌های میدانی نشان می‌دهد که شانس موفقیت بالا نیست. شکاف میان دو طرف بسیار عمیق، اعتماد نزدیک به صفر و مطالبات آمریکا خارج از حدود قابل قبول مذاکره است، در حالی که عقب‌نشینی برای واشنگتن نیز به‌منزله یک شکست راهبردی تلقی می‌شود.

بنابراین، چشم‌انداز آینده تداوم سیاست «فشار متقابل زیر سقف جنگ فراگیر» خواهد بود؛ یعنی فرضیه جنگ بزرگ و صلح واقعی هر دو دور از دسترس است و منطقه شاهد مذاکراتی کند، پراکنده و آمیخته با پیام‌های آتشین و تنش‌های حساب‌شده برای خرید زمان خواهد بود تا موازنه‌های جدید قدرت روشن‌تر شود.

پربازدیدترین آخرین اخبار