فرسایش رسانهای از رواعصابترین رئیس جمهور آمریکا؛ چرا توافق همچنان دور از دسترس است؟
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو به نقل از العربی الجدید؛ مشخص نیست چه زمانی خبرگزاریهای بینالمللی همچون اکسیوس و رویترز از انتشار پیاپی.بندهای مختلف پیشنویس توافقهای اولیه و اسناد مشابه میان ایران و آمریکا دست خواهند کشید؛روندی ملالآور که بیش از دو ماه است در پی مذاکرات غیرمستقیم و دشوار دو طرف با میانجیگری فعال پاکستان و قطر ادامه دارد.
آنچه قطعی به نظر میرسد این است که فرسایش خبرنگاران و فعالان اتاقهای خبر در پیگیری روزانه این روند هفتهها یا ماهها طول خواهد کشید و افکار عمومی همچنان باید پیامهای توئیتری و خطوط قرمز دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، را تحمل کنند؛مردی که گویی تمام وقت خود را صرف فرسودن اعصاب جهان،ابراز نارضایتی از پاسخهای ایران و به رخ کشیدن تماسهایش با نتانیاهو میکند. این اخبار پیاپی که دیگرشایسته عنوان «خبر فوری» نیستند،در کنار مواضع اصول ثابت و سهدههای مقامات ایرانی که بارها بر عدم چشمپوشی از حقوق خود تأکید کردهاند،ریتمی یکنواخت به خود گرفته است که نشان میدهد واشنگتن و تهران هرگز به یک توافق جامع و کامل برای پایان دادن به همه اختلافات نخواهند رسید و شاید تنها به تفاهمهایی محدود،موردی و دیرهنگام بسنده کنند؛از این رو باید در برخورد با اخبار پیاپی رسانههای غربی درباره توافقی که گویا در آستانه نهایی شدن است،جانب احتیاط را رعایت کرد، چرا که بارها تحولات عصرگاهی، اخبار صبحگاهی را کاملاً بیاثر کردهاند.
البته این آشفتگی رسانهای نباید به بدبینی دائمی تعبیر شود؛چرا که بزرگترین دستاورد مذاکرات جاری، هرچند که بحران تاریخی دو کشور را بهزودی حل نکند،کاهش ملموس احتمال ازسرگیری یک جنگ بزرگ و درگیری نظامی گسترده است. فضای حاکم بر دولت آمریکا نشان میدهدکه واشنگتن در شرایط فعلی مذاکره را به حرکت درآوردن ناوهای هواپیمابر و گسیل بمبافکنها علیه خاک ایران ترجیح میدهد و دو طرف متمایل شدهاند که به جای تبادل آتش،در میدان رسانهها و با زبان تهدید به تبادل ضربه بپردازند. در این میان،عملکرد هوشمندانه تیم مذاکرهکننده ایرانی در ادوار مختلف مذاکرات مسقط، ژنو، اسلامآباد و تماسهای فشرده کنونی شایسته تحسین است.
چرا که نشان میدهد نیاز تهران برای خروج از شرایط پیچیده فعلی، به هیچ وجه کمتر از نیاز دولت ترامپ برای رهایی از بنبست رکودی نیست که گمان میکرد بهآسانی از آن خارج خواهد شد.دولت ترامپ که در توهم قدرت برتر خود گرفتار شده بود، تصور میکرد ضربات مشترک آمریکا و اسرائیل برای وادار کردن تصمیمگیران تهران به عقبنشینی کافی است،اما دیپلماتهای ایرانی با سماجت و مهارتی قابل توجه به چرخاندن و بررسی دقیق جزئیات با طرف آمریکایی ادامه دادهاند؛ پدیدهای که واشنگتن هرگز برآورد دقیقی از آن نداشت.
در نهایت، ساختار قدرت در کاخ سفید و سرسختی مذاکرهکنندگان ایرانی، دستیابی به یک توافق کامل را ناممکن میسازد و افق پیشرو تنها یک توافق محدود و جزئی در آیندهای دور است؛
چرا که ترامپ و تیمش فاقد خرد سیاسی لازم برای یک توافق بزرگ هستند و همین بیخردی آشکار، سرمایه چانهزنی تهران را در این نبرد فرسایشی و طولانیمدت به شدت افزایش داده است