چرا نتانیاهو از توافق ایران و آمریکا واهمه دارد؟
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۱۱۱۳۱
تحلیل فارن پالیسی؛

چرا نتانیاهو از توافق ایران و آمریکا واهمه دارد؟

احتمال دستیابی آمریکا و ایران به توافقی جدید می‌تواند پیامد‌های سیاسی گسترده‌ای برای بنیامین نتانیاهو در آستانه انتخابات رژیم صهیونیستی داشته باشد.
چرا نتانیاهو از توافق ایران و آمریکا واهمه دارد؟

 به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری دانشجو، دونالد ترامپ عادت دارد هم رقبایش و هم متحدانش را با تهدید و هشدار به پیامد‌های سنگین، وادار به انجام خواسته‌هایش کند. این را می‌توان ناشی از تفسیر او از قدرت دانست. گاهی این روش موفق بوده است؛ برای مثال زمانی که در اکتبر ۲۰۲۵ با تهدید به قطع حمایت از بنیامین نتانیاهو، او را به پذیرش طرح ۲۰ بندی صلح غزه وادار کرد. گاهی نیز نتیجه نداده است؛ مانند تلاش برای تحت فشار قرار دادن اروپایی‌ها بر سر گرینلند یا واداشتن ایران به پذیرش شروط آمریکا برای توافق. او همچنین هفته گذشته تهدید کرد که اگر رهبران عمان در موضوع تنگه هرمز مقابل او بایستند، «آن‌ها را نابود خواهد کرد».

هفته گذشته، ترامپ بار دیگر از این ابزار در قبال رژیم صهیونیستی استفاده کرد. او درباره یک رهبر اسرائیلی چیزی گفت که هیچ رئیس‌جمهور آمریکایی تاکنون علناً نگفته بود: نتانیاهو «هر کاری را که من بخواهم درباره ایران انجام خواهد داد».

رژیم تحت‌الحمایة

به نظر می‌رسد اهرم فشار ترامپ بر نتانیاهو واقعی باشد، خصوصاً آنکه نتانیاهو برای حفظ قدرت به حمایت ترامپ نیاز دارد. محبوبیت ترامپ میان اشغالگران از نتانیاهو بیشتر بوده و اگر چنین برداشت شود که ترامپ حمایت خود را از نخست‌وزیر این رژیم پس گرفته، این مسئله می‌تواند در انتخابات اکتبر به او آسیب بزند.

نمونه تاریخی چنین تصمیمی نیز زمانی بود که جورج اچ دبلیو بوش در سال ۱۹۹۱، به دلیل مخالفت اسحاق شامیر با رد اسکان مهاجران یهودی روس در سرزمین‌های اشغالی، تضمین وام‌های مسکن را از او دریغ کرد. این تصمیم به شامیر از نظر سیاسی لطمه زد و در شکست انتخاباتی او در برابر اسحاق رابین در سال ۱۹۹۲ نقش داشت؛ رابین تنها چند ماه بعد موفق به دریافت آن تضمین‌ها شد.

مجموعه امتیاز‌هایی که ترامپ در دوره نخست ریاست‌جمهوری خود به نتانیاهو داد، از به رسمیت شناختن قدس به عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی و انتقال سفارت آمریکا به آنجا گرفته تا به رسمیت شناختن حاکمیت این رژیم بر بلندی‌های جولان و ادامه حمایت نظامی این تصویر را ایجاد کرد که نتانیاهو مدیری بی‌بدیل برای حفظ روابط قدرتمند آمریکا و اسرائیل است.

نقطه‌عطف دونالد و بی‌بی.

اما امروزه با توجه به آسیب‌پذیری‌های نتانیاهو، خصوصاً ناتوانی او در شکست کامل حزب‌الله، حماس و اکنون ایران، او به حمایت ترامپ برای پیروزی در انتخابات نیاز دارد. ترامپ نمی‌تواند به تنهایی نتانیاهو را پیروز انتخابات کند، اما بدون حمایت او و بدون تأکید بر اینکه نتانیاهو برای حفظ روابط مستحکم آمریکا و اسرائیل ضروری بوده، آسیب‌پذیری نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی به‌طور چشمگیری افزایش می‌یابد.

آزمون واقعی نفوذ ترامپ احتمالاً زمانی آشکار خواهد شد که مذاکرات آمریکا و ایران به مراحل پایانی و تدوین تفاهم‌نامه نزدیک شود. بر اساس آنچه تاکنون می‌دانیم، رویکرد دولت آمریکا چیزی خواهد بود که هم از نگاه نتانیاهو و هم از دید مخالفان داخلی او، وضعیتی باخت-باخت تلقی می‌شود.

حکومت ایران در قدرت باقی خواهد ماند؛ آن هم با مواضعی سخت‌گیرانه‌تر از گذشته، بدون آنکه زمینه‌ای برای تغییر نظام فراهم شده باشد. این حکومت منسجم‌تر گشته و عنصر بازدارندگی در برابر آن نیز تضعیف شده است، زیرا ایران توانست از حمله بزرگ آمریکا جان سالم به در ببرد و اکنون، ابزاری جدید در اختیار دارد که می‌تواند هر زمان بخواهد از آن استفاده کند: توانایی بستن تنگه هرمز و آشکارساختن آسیب‌پذیری کشور‌های حوزه خلیج فارس. همچنین در حال حاضر، هیچ نشانه‌ای وجود ندارد که آمریکا بتواند محدودیت‌های جدی بر زیرساخت هسته‌ای آسیب‌دیده ایران تحمیل کند.

از بخت بد نتانیاهو، هرچند او می‌تواند نقش مهمی در چگونگی، چرایی و زمان آغاز جنگ داشته باشد، اما بعید است در نحوه و زمان پایان آن حرف زیادی برای گفتن داشته باشد. اگر تفاهم‌نامه احتمالی مطابق انتظارات پیش برود، توقف درگیری‌ها دوره‌ای از مذاکرات برای رسیدگی به همه مسائل را فراهم خواهد کرد و احتمال حملات مجدد آمریکا و اسرائیل نیز از میان خواهد رفت.

پس از بازگشایی تدریجی تنگه هرمز و رفع محاصره آمریکا، بازی مقصردانستن دیگران آغاز خواهد شد. نتانیاهو خشمگین خواهد شد و متحدان سیاسی او خواهند گفت آمریکا به دلیل نداشتن اراده کافی نتوانست به تغییر نظام در ایران دست بیابد.

ترامپ اجازه نخواهد داد نتانیاهو توافقی که به جنگ پایان می‌دهد را بر هم بزند. او همچنین برای محافظت از خود در برابر انتقاد‌های داخلی آمریکا، اسرائیل را به زیاده‌روی، خصوصاً در لبنان متهم خواهد کرد.

ترامپ هیچ مخالفتی از سوی نتانیاهو یا هیچ اقدام نظامی جدید اسرائیل که بتواند آمریکا را دوباره وارد درگیری کند، تحمل نخواهد کرد. به یاد داشته باشید که پس از بمباران رهبری خارجی حماس در دوحه توسط اسرائیل، ترامپ نتانیاهو را توبیخ کرد و این بار نیز اجازه نخواهد داد او آمریکا را به سمت ازسرگیری جنگ سوق دهد.

قمار ناشیانه در لبنان

تنها امید واقعی نتانیاهو در چنین سناریویی این بوده که ایران دچار اشتباه محاسباتی شود و روند مذاکرات فروبپاشد. احتمالاً لبنان نیز برای نتانیاهو به نتیجه مطلوبی نخواهد رسید. حزب‌الله به آتش‌بس پایبند نشده، سلاح‌های خود را زمین نگذاشته و با سرعت و ظرفیتی بیش از آنچه اسرائیل تصور می‌کرد در حال بازسازی توان خود است. دولت لبنان نیز سرسخت‌تر از گذشته ظاهر شده است؛ خصوصاً با تمایل به گفت‌وگوی مستقیم با رژیم صهیونیستی تحت نظارت آمریکا. اما همچنان اراده و توانایی لازم برای خلع سلاح اجباری حزب‌الله را ندارد. اسرائیل نیز با اشغال بخش‌هایی از جنوب لبنان، صدور دستور تخلیه روستا‌های بیشتر و کشتن غیرنظامیان لبنانی، اوضاع را پیچیده‌تر کرده است. هرچند عملیات تهاجمی در میان افکار عمومی اشغالرگان، خصوصاً ساکنان مناطق مرزی شمالی، محبوبیت دارد، اما دولت لبنان را در موقعیتی دشوار قرار داده است.

موضوع اصلی این بوده که ممکن است لبنان چگونه در تعاملات آمریکا و ایران نقش پیدا کند. تا این لحظه، دولت ترامپ به اسرائیل اجازه داده بود عملیات خود را در لبنان ادامه دهد. اما اکنون، در واکنش به تصمیم ایران برای تعلیق مذاکرات با آمریکا تا زمانی که اسرائیل آتش‌بس را نپذیرد، ترامپ با نتانیاهو تماس گرفت و از او خواست حملات اسرائیل در منطقه بیروت را متوقف کند.

این می‌تواند نشانه‌ای از اتفاقاتی باشد که در صورت توافق ایران و آمریکا رخ خواهد داد. اگر تفاهم‌نامه نهایی شده و ایران اجرای آن را به آتش‌بسی واقعی در لبنان مشروط کند، ترامپ بدون تردید نتانیاهو را وادار به عقب‌نشینی خواهد کرد و نخست‌وزیر صهیونیست چاره‌ای جز تبعیت نخواهد داشت.

آخرین تقلای ترامپ

ترامپ اخیراً تلاش کرده توافق با ایران را به پیوستن کشور‌های عربی حوزه خلیج فارس به پیمان ابراهیم گره بزند. اما هیچ‌کس در منطقه خلیج فارس نمی‌تواند این ارتباط را درک کند، زیرا با واقعیت‌های منطقه همخوانی ندارد. احتملاً ترامپ تصور کرده که اگر مجبور شود درباره ایران و لبنان بر اسرائیل فشار وارد کند، چنین خواسته‌ای در برابر منتقدان داخلی برای او سپر حفاظتی ایجاد می‌کند. اما هیچ شانسی وجود ندارد که کشور‌های عربی خلیج فارس خود را به به رژیمی گره بزنند که در حال اشغال کرانه باختری، اشغال بخش‌هایی از لبنان و آماده‌شدن برای یک عملیات نظامی بزرگ دیگر در غزه است.

به‌جز امارات متحده عربی که ظاهراً در حال تعمیق روابط خود با این رژیم بوده، سایر کشورها، خصوصاً عربستان سعودی هیچ علاقه‌ای به داشتن روابط علنی و پررنگ با کابینه نتانیاهو ندارند.

فشارها، تهدید‌ها و اهرم‌های نفوذ ترامپ نهایتاً نتایج متفاوتی به همراه داشته‌اند. او هنوز موفق به دستیابی به توافقی با ایران نشده، پاسخی برای آینده اورانیوم با غنای بالای این کشور ندارد، با مسئله اهرم فشار ایران در تنگه هرمز مواجه بوده و طرح صلح او در غزه نیز تاکنون نتوانسته حماس را به خلع سلاح وادار سازد. همزمان فشار‌ها در کرانه باختری روزانه در حال افزایش بوده، هرچند به‌طرز شگفت‌آوری این مسئله چندان موجب نگرانی ترامپ یا مذاکره‌کنندگان او نشده است.

تاریخ انقضای نتانیاهو

آیا مانعی در برابر فشار احتمالی ترامپ بر اسرائیل در صورت تحقق توافق با ایران وجود دارد؟ اعمال فشار بر اسرائیل، احتمالاً به نارضایتی حامیان جمهوری‌خواه این رژیم، خصوصاً در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ایبیانجامد. اما پیش از هر چیزی، ترامپ به خودش فکر می‌کند؛ تا جایی که گفته است برایش اهمیتی ندارد انتخابات میان‌دوره‌ای چه نتیجه‌ای داشته باشد. تنها نگرانی او واکنش کسانی خواهد بود که می‌گویند شاید به ایران آسیب زده باشد، اما جنگ را باخته است. در حالی که جناح چپ او را به خاطر آغاز جنگ هدف انتقاد قرار داده و بخشی از جناح راست نیز او را به شکست در آن متهم می‌کند، ترامپ به دنبال مقصر جلوه دادن دیگران خواهد بود؛ و نتانیاهو احتمالاً در صدر فهرست نامزد‌ها قرار دارد.

پربازدیدترین آخرین اخبار