اختلاف نتانیاهو و ترامپ؛ همان دعوای زرگری همیشگی!
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۱۸۲۲۹
گزارش|

اختلاف نتانیاهو و ترامپ؛ همان دعوای زرگری همیشگی!

وقتی دونالد ترامپ بنیامین نتانیاهو را دیوانه خواند، بسیاری از رسانه‌ها آن را نشانه شکاف بی‌سابقه میان واشنگتن و تل‌آویو دانستند. اما آیا اختلاف‌های لفظی میان دو طرف واقعاً بیانگر فاصله‌گرفتن آمریکا و اسرائیل از یکدیگر است؟
وحید کیانی

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری دانشجو؛ در اول ژوئن ۲۰۲۶، تیتر اصلی بسیاری از رسانه‌های جهانی یک جمله بود: «ترامپ به نتانیاهو گفت دیوانه هستی». اکسیوس در همان روز به نقل از مقامات آمریکایی گزارش داده بود که ترامپ به نتانیاهو گفت: «دیوانه هستی. اگر من نبودم، تا الآن زندان می‌افتادی. دارم نجاتت می‌دهم. به خاطر این کارها، الان همه از تو و از اسرائیل متنفرند». تیتر جذاب بود. اما همان اکسیوس در ادامه نوشت: «ترامپ و نتانیاهو علی‌رغم تنش‌های متعدد گذشته، در مورد ایران و سایر موضوعات همواره هماهنگ عمل کرده‌اند».

دو روز بعد، نتانیاهو جلوی دوربین سی‌ان‌بی‌سی نشست و خودش بر این تئوری صحه گذاشت: «ما اهداف مشترک داریم. گاهی مثل برخی خانواده‌ها به اختلاف تاکتیکی برمی‌خوریم. همیشه راهی برای حل آنها می‌یابیم و این کار را به عنوان دوستانی بزرگ انجام می‌دهیم. صبح اختلاف داریم، اما بعد از ظهر مشترکاً اقدام می‌کنیم».

این جمله که نتانیاهو آن را برای کم‌رنگ‌کردن «شکاف» گفت، در واقع دقیق‌ترین توصیف از رابطه واشنگتن-تل‌آویو است، نه آنچه رسانه‌ها «شکاف» می‌نامند.

 

کد ویدیو

 

حقیقت از نگاه آمار

برای فهم ماهیت واقعی رابطه آمریکا و اسرائیل، باید از روی حرف‌ها به آمار‌ها رفت.

بر اساس گزارش موسسه کاستز آو وار دانشگاه براون که ویلیام هارتانگ، محقق ارشد مؤسسه کویینسی آن را تهیه کرده، از سال ۱۹۵۹ تا به امروز، رژیم اسرائیل مجموعاً ۲۵۱.۲ میلیارد دلار کمک نظامی از آمریکا دریافت کرده است که بزرگ‌ترین دریافت‌کننده کمک نظامی آمریکا در تاریخ به شمار می‌رود. اما آنچه از اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شد، حتی از آن هم فراتر رفت.

بر اساس همین گزارش که در اکتبر ۲۰۲۵ منتشر شد، طی دو سال اول جنگ غزه، آمریکا ۲۱.۷ میلیارد دلار کمک نظامی مستقیم به اسرائیل پرداخت که «بالاترین رقم سالانه تاریخ» به شمار می‌رود و علاوه بر این، ۹.۶۵ تا ۱۲.۰۷ میلیارد دلار نیز هزینه عملیات نظامی آمریکا در یمن و منطقه شد که مجموع آن را به ۳۱.۳۵ تا ۳۳.۷۷ میلیارد دلار رساند. شورای روابط خارجی به نقل از وزارت جنگ رژیم صهیونیستی تأیید کرد که تنها از اکتبر ۲۰۲۳، آمریکا ۹۰ هزار تن سلاح و تجهیزات را روی ۸۰۰ هواپیمای ترابری و ۱۴۰ کشتی به این رژیم تحویل داده است.

ابعاد این وابستگی را مؤسسه کوئینسی در گزارش اکتبر ۲۰۲۵ خود مستند کرده است: «تمام ناوگان هوایی رزمی اسرائیل، از جمله ۷۵ فروند اف-۱۵، ۱۹۶ فروند اف-۱۶، و ۳۹ فروند اف-۳۵ از آمریکا تأمین شده است. تمام هلیکوپتر‌های رزمی و ترابری اسرائیل، از جمله ۴۶ فروند آپاچی و ۲۵ سی‌استالیون و ۴۹ بلک‌هاوک نیز آمریکایی‌اند». بدون هواپیما‌های آمریکایی، بدون بمب‌های آمریکایی و بدون سیستم‌های هدایت آمریکایی، هیچ‌کدام از عملیاتی که اسرائیل در غزه، لبنان، سوریه، یمن یا ایران انجام داده، ممکن نبود.

اهمیت این ارقام صرفاً در بزرگی آنها نیست. حجم و ماهیت این کمک‌ها نشان می‌دهد که رابطه آمریکا و اسرائیل از سطح یک اتحاد معمولی فراتر رفته است. وقتی بخش عمده ناوگان هوایی، سامانه‌های تسلیحاتی و حتی مهمات مصرفی یک کشور از یک تأمین‌کننده واحد می‌آید، اختلافات سیاسی میان دو طرف الزاماً به معنای فاصله‌گرفتن عملیاتی و راهبردی نیست.

لغو محدودیت‌های تسلیحاتی

وقتی ترامپ در ۲۰ ژانویه ۲۰۲۵ به کاخ سفید بازگشت، اولین نشانه‌ها از نوع رابطه دولت جدید او و رژیم صهیونیستی، نه در کلام، بلکه در اقداماتش دیده شد. به گزارش اکتبر ۲۰۲۵ اینک‌استیک مدیا، تعلیق ارسال بمب‌های‌ام‌کِی-۸۴ و بمب‌های دو هزار پوندی بی‌ال‌یو-۱۰۹ به اسرائیل که دولت بایدن وضع کرده بود، سریعاً توسط ترامپ لغو شد. در فوریه ۲۰۲۵، آمریکا فروش ۲۱۶۶ بمب کوچک جی‌بی‌یو-۳۹/بی، ۲۸۰۰ بمب ۵۰۰ پوندی‌ام‌کی-۸۲ و ۱۳۰۰۰ کیت هدایت جی‌دی‌اِی‌اِم به اسرائیل را به کنگره اطلاع داد. در مارس ۲۰۲۵، مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا نیز با استناد به «اختیارات اضطراری»، حدود ۴ میلیارد دلار کمک نظامی به رژیم صهیونیستی را تسریع کرد.

از آغاز دولت دوم ترامپ تا سپتامبر ۲۰۲۵، مجموع فروش ادوات و مهمات نظامی آمریکا به اسرائیل به تنهایی ۱۰.۱ میلیارد دلار بود. به گزارش می ۲۰۲۶ نشریه هیل، در همین دوره، بودجه جنگی اسرائیل معادل ۴۵.۸ میلیارد دلاری برآورد شد که سابقه نداشته است. بر همین اساس، مشارکت آمریکا هنوز ۸ درصد از کل بودجه دفاعی اسرائیل را پوشش می‌دهد.

جنگ نیابتی در یمن

یکی از روشن‌کننده‌ترین شواهد برای همسویی ماهوی دو رژیم، عملیات آمریکا علیه انصارالله یمن است. در پاسخ به نسل‌کشی رژیم اشغالگر در غزه، از اکتبر ۲۰۲۳، انصارالله کشتی‌های مرتبط با با این رژیم را در دریای سرخ هدف قرار دادند. آمریکا که هیچ منافع مستقیمی در این بحران نداشت، وارد عمل شد و عملیات گسترده‌ای علیه یمن آغاز کرد. بر اساس گزارش دانشگاه هاروارد به قلم لیندا بیلمز که مؤسسه کاستز آو وار آن را منتشر کرد، عملیات آمریکا در یمن و منطقه «۹.۶۵ تا ۱۲.۰۷ میلیارد دلار» هزینه برداشت. این یعنی به اندازه‌ای بودجه نظامی چندساله بسیاری از کشور‌های جهان، آمریکا برای حفاظت از منافع اسرائیل در دریای سرخ هزینه کرد.

جالب‌تر اینجاست که در می ۲۰۲۵، ترامپ عملیات آمریکا علیه یمن را متوقف کرد؛ اقدامی که به گزارش ان‌بی‌سی نیوز، موجب غافلگیری نتانیاهو شد. این همان «شکاف» اول بود. اما حتی این اختلاف نیز تاکتیکی بود، نه راهبردی. برخی تحلیلگران معتقدند علت توقف جنگ علیه یمن این بود که ترامپ می‌خواست از اهرم دیپلماتیک برای مذاکره با ایران استفاده کند؛ نه اینکه واقعاً مخالف ماهیت جنگ با یمنی‌ها باشد.

 

اختلاف نتانیاهو و ترامپ؛ همان دعوای زرگری همیشگی!

 

جنگ ۱۲روزه و همکاری مستقیم نظامی

یکی از بهترین‌های نمونه‌های هم‌سویی آمریکا و اسرائیل، عملیات ژوئن ۲۰۲۵ است. به گزارش الجزیره که تایم‌لاین کامل آن را مستند کرده، اسرائیل در ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵ و در بحبوحه دور پنجم مذاکرات ایران و آمریکا در مسقط، با ۲۰۰ فروند جنگنده در عملیاتی هماهنگ‌شده که عملیات‌های موساد را هم شامل می‌شد، به بیش از صد هدف در ایران حمله کرد. در ۲۱ ژوئن، آمریکا با «عملیات میدنایت هَمِر» وارد شد؛ ۷ فروند بمب‌افکن بی-۲ که هر کدام دو بمب ۳۰ هزار پوندی را حمل می‌کردند، از پایگاه وایتمن در میزوری برخاستند، اقیانوس اطلس را طی کردند و فردو، نطنز و اصفهان را هدف قرار دادند.

شورای روابط خارجی عملیات را اینگونه توصیف کرد: «ترامپ اولین رئیس‌جمهور آمریکایی بود که به برنامه هسته‌ای یک کشور دیگر حمله کرد و اولین کسی بود که آشکارا به اسرائیل در حمله به دشمن مشترک پیوست». این را نمی‌توان «اختلاف» نامید. این یک عملیات مشترک نظامی بود.

ایران، لبنان و اختلاف پوششی

در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ و در حالی که مذاکرات تهران و واشنگتن همچنان جریان داشت، آمریکا و اسرائیل در عملیاتی مشترک به ایران حمله کردند. به گزارش الجزیره، این حملات بلافاصله پس از گزارش‌هایی آغاز شد که نشان می‌داد صلح در دسترس است. وزیر خارجه عمان به سی‌ان‌بی‌سی گفته بود: «ایرانی‌ها امتیازات قابل‌توجهی داده‌اند». با این حال، چند ساعت بعد بمب‌ها فرود آمدند. پس از این همکاری نظامی که در تاریخ سابقه نداشته، شاهد همان «اختلاف خانوادگی» بر سر لبنان بودیم.

پس از آتش‌بس اولیه ایران و آمریکا، دو کشور توافق کرده بودند که در تمامی جبهه‌ها از جمله لبنان، درگیری‌ها متوقف شود، اما رژیم صهیونیستی شدت بمباران علیه این کشور را افزایش داد که تاکنون به حدود ۴هزار کشته و ۱ میلیون آواره منجر شده است. این حملات موجب کندشدن مذاکرات تهران و واشنگتن شد و همین مسئله خشم ترامپ را برانگیخت. تریتا پارسی، معاون اجرایی و هم‌بنیان‌گذار مؤسسه کوئینسی در تحلیل ژوئن ۲۰۲۶ نوشت که عصبانیت ترامپ از بمباران‌های رژیم صهیونیستی در لبنان ناشی از این بود که می‌ترسید دیپلماسیش با ایران را از ریل خارج کند، نه اینکه با خود بمباران مخالف باشد. او توضیح داد: «ترامپ می‌خواست به ایران ضربه بزند. فقط می‌خواست این کار را خودش در زمان‌بندی خودش انجام دهد، نه اینکه نتانیاهو دستورش را دهد».

دو رژیم و یک راهبرد

اسرائیل که از سال ۱۹۵۹ تا امروز ۲۵۱.۲ میلیارد دلار کمک نظامی از آمریکا دریافت کرده، تقریباً تمام ناوگان هوایی آن منشأ آمریکایی دارد، مسیر هوایی بمب‌افکن‌های آمریکایی را امن کرد، و مشترکاً با آمریکا علیه ایران وارد جنگ شد، نه‌تنها متحد واشنگتن بوده، بلکه در عمق‌ترین لایه‌های نظامی و راهبردی خودش با آمریکا یکی است.

فیلیس بنیس، پژوهشگر ارشد مؤسسه سیاست‌های مطالعاتی در مصاحبه با ۹ ژوئن ۲۰۲۶ با الجزیره گفت: «کلمات اگر با اقدام همراه نشوند، معنایی ندارند». بنیس استدلال کرد که انتقاد‌های شفاهی ترامپ به نتانیاهو با هیچ تغییر واقعی در سیاست‌ها همراه نبوده است. تمام همه اختلاف‌های ادعایی آمریکا و اسرائیل که تا به امروز دیده‌ایم، در همین دسته قرار می‌گیرند؛ یعنی جملاتی که در روزنامه‌ها سر و صدا می‌کنند، اما در تانکر‌های نفتی، خطوط تسلیحاتی و حمایت‌های سیاسی هیچ اثری ندارند.

ایتان گیلبوآ، کارشناس روابط آمریکا-اسرائیل در دانشگاه بار-ایلان اسرائیل در مصاحبه ۱۰ ژوئن ۲۰۲۶ با پی‌بی‌اِس نیوز گفت: «اگر تهدید واقعی وجود داشت، مثل اینکه اسرائیل جنگ با ایران را ادامه بدهد و آمریکا را وارد درگیری کند، وضع فرق می‌کرد». او افزود که اسرائیل اجازه دارد تا مرز معینی برود و آمریکا مانعش نمی‌شود.

همچنین بر اساس بررسی ماه‌های اخیر ان‌بی‌سی نیوز، اگر اختلافی وجود داشته، ماهیتش این است: «ترامپ فرصتی می‌بیند تا با توافق، توان اتمی ایران را از بین ببرد. نتانیاهو نیز فرصتی می‌بیند تا تأسیسات هسته‌ای ایران را (با روش نظامی) کاملاً نابود کند»؛ بنابراین اختلاف‌های میان واشنگتن و تل‌آویو واقعی‌اند، اما شواهد نشان می‌دهد این اختلاف‌ها عمدتاً بر سر زمان‌بندی، تاکتیک‌ها و نحوه اجرای سیاست‌هاست، نه بر سر اهداف راهبردی. هر دو خواهان سرکوب‌کردن توان هسته‌ای ایران هستند. هر دو به همکاری امنیتی نزدیک ادامه می‌دهند. در دو دوره جنگ، هر دو عملکرد هماهنگ داشتند. حتی در نمونه‌هایی، مانند مسائل بشردوستانه در غزه و لبنان که ترامپ ظاهراً نتانیاهو را مورد انتقاد قرار داده، یک مقام کاخ سفید به نشریه آتلانتیک گفت: «هیچ گسست مهمی وجود ندارد. گاهی اوقات، حتی به شکل واقعی، متحدان اختلاف نظر دارند».

تا زمانی که جریان کمک‌های نظامی، هماهنگی امنیتی و حمایت سیاسی آمریکا از اسرائیل بدون تغییر اساسی ادامه دارد، روایت «شکاف عمیق» میان دو طرف بیش از آنکه در میدان عمل دیده شود، در تیتر‌ها و اظهارنظر‌های رسانه‌ای بازتاب می‌یابد.

پربازدیدترین آخرین اخبار