دیپلماسی زمین در فرغانه؛ پایان دهه‌ها تنش مرزی ازبکستان و قرقیزستان
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۲۸۷۸۸

دیپلماسی زمین در فرغانه؛ پایان دهه‌ها تنش مرزی ازبکستان و قرقیزستان

دره فرغانه با تغییر رویکرد ازبکستان و قرقیزستان، از کانون تنش‌های مرزی به نماد تعامل و تبادل اراضی تبدیل شد.
5462

 به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری دانشجو، سالیان متمادی، دره فرغانه به عنوان نماد بارز مناقشات مرزی، بحران‌های مرتبط با مناطق محصور (برون‌بوم‌ها) و تنش‌های قومی در قلب آسیای مرکزی شناخته می‌شد. با این وجود، در سال‌های اخیر، سیمای ژئوپلیتیک این منطقه حساس نه با درگیری‌های مرزی، بلکه با مذاکرات دیپلماتیک، تبادل هدفمند اراضی و افزایش اتصالات منطقه‌ای بازتعریف شده است.

واگذاری اخیر مناطق محصور «چونگارا» و «تاش-توبو» از سوی ازبکستان به قرقیزستان، یکی از شفاف‌ترین و تازه‌ترین نمونه‌های این دگردیسی بنیادین به شمار می‌رود.

در نگاه نخست، شاید این رویداد صرفاً یک اصلاح فنی و ساده در خطوط مرزی به نظر برسد؛ اما در واقعیت، این اقدام بازتاب‌دهنده رویکردی نوین برای حل‌وفصل اختلافات مرزی دیرینه میان تاشکند و بیشکک است.

کانون توجه استراتژیک در اینجا نباید صرفاً بر تغییر وضعیت حقوقی این دو منطقه محصور متمرکز باشد، بلکه باید به تحول گسترده‌تری نگریست که اساساً دستیابی به چنین توافقی را امکان‌پذیر ساخته است.

خروج «چونگارا» و «تاش-توبو» از وضعیت برون‌بومی از طریق مکانیسم تبادل زمین، رویدادی خلق‌الساعه و مجزا نبود؛ بلکه بخشی از یک تحول کلان در نحوه مواجهه و مدیریت ازبکستان و قرقیزستان با معضلات مزمن مرزی خود محسوب می‌شود.

میراث شوم مرزبندی‌های دوران شوروی

پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، مرز‌های اداری ترسیم‌شده در دوران حاکمیت کمونیسم به مرز‌های رسمی و بین‌المللی تبدیل شدند. این میراث تاریخی، دره فرغانه را به یکی از پیچیده‌ترین، درهم‌تنیده‌ترین و بحران‌خیزترین مناطق مرزی آسیای مرکزی مبدل ساخت که ویژگی بارز آن، وجود مناطق محصور متعدد و بخش‌های مرزی به شدت مورد مناقشه بود.

مناطق محصور یا برون‌بوم‌ها (مناطقی که قلمرو یک کشور به طور کامل در محاصره خاک کشور دیگری قرار دارد)، نه تنها چالش‌های عمیق اداری و لجستیکی ایجاد کردند، بلکه موجبات تنش‌های مستمر و مکرر میان تاشکند و بیشکک را بر سر مسائلی نظیر حق دسترسی ترانزیتی، امنیت ملی و روابط بین‌قومی فراهم آوردند. منطقه محصور «سوخ» برای سال‌های متمادی به عنوان یکی از بارزترین نماد‌های این چشم‌انداز مرزی بغرنج خودنمایی می‌کرد.

ابتکار عمل تاشکند؛ آغاز عصر جدید دیپلماسی همسایگی

این وضعیت پیچیده پس از روی کار آمدن «شوکت میرضیایف» در سال ۲۰۱۶ میلادی دستخوش تغییرات بنیادین شد. ترمیم و بازسازی روابط با کشور‌های همسایه، به یکی از اولویت‌های کلیدی و راهبردی سیاست خارجی ازبکستان در دوران ریاست‌جمهوری میرضیایف تبدیل شد.

در پی این چرخش استراتژیک، گفت‌و‌گو‌های سیاسی با مقامات قرقیزستان احیا شد، گذرگاه‌های مرزی که برای مدت‌های طولانی مسدود بودند بازگشایی شدند و اختلافات مرزی کهنه بار دیگر به میز مذاکره بازگشتند. بدین ترتیب، مسائل مرزی به تدریج از لنز صرفاً امنیتی خارج شده و به جای آن، از طریق امتیازدهی متقابل، تبادل اراضی و تقویت اتصالات منطقه‌ای مورد رسیدگی قرار گرفتند.

توافق جامع ۲۰۲۲؛ نقطه عطف حل‌وفصل مناقشات

توافقنامه جامع مرزی که در نوامبر ۲۰۲۲ میان ازبکستان و قرقیزستان به امضا رسید، نقطه عطفی در فرآیندی بود که از سال ۲۰۱۷ آغاز شده بود؛ زمانی که دو کشور به نخستین توافق جامع خود برای تعیین تکلیف بخش اعظم مرز مشترک ۱۴۰۰ کیلومتری دست یافتند. در آن مقطع، بخش‌های مورد مناقشه باقی‌مانده به مذاکرات آتی موکول شده بود.

پس از نزدیک به پنج سال رایزنی‌های فشرده دیپلماتیک، توافق سال ۲۰۲۲ بیشتر ابهامات باقی‌مانده پیرامون خطوط مرزی را برطرف ساخت. این توافق همچنین به مصالحه‌های دوجانبه و قابل‌قبولی در خصوص مناقشات دیرینه، از جمله مخزن سد «کمپیرآباد» منجر شد.

این توافقنامه بسیار فراتر از یک اقدام فنی ساده برای تعیین و نشانه‌گذاری مرز‌ها بود. مفاد مربوط به تبادل اراضی و مدیریت مشترک منابع آبی نشان داد که هر دو طرف آماده‌اند تا با تکیه بر اراده سیاسی و امتیازدهی متقابل، اختلافات ریشه‌دار خود را حل‌وفصل کنند.

تصویب نهایی این سند توسط مجالس هر دو کشور، بیش از پیش بر توانمندی تاشکند و بیشکک در حل‌وفصل معضلاتی که برای دهه‌ها لاینحل باقی مانده بود، صحه گذاشت.

دیپلماسی تبادل اراضی؛ از «باراک» تا «چونگارا»

با وجود دستاورد‌های چشمگیر، توافقنامه ۲۰۲۲ نتوانست تمامی گره‌های موجود را باز کند. اگرچه بیشتر ابهامات مرزی برطرف شده بود، اما سرنوشت مناطق محصور در دره فرغانه همچنان به عنوان یک پرسش باز باقی ماند.

اینکه آیا این مناطق وضعیت فعلی خود را حفظ خواهند کرد، آیا فرآیند تبادل اراضی بیشتری در دستور کار قرار خواهد گرفت و نحوه مدیریت نهایی آنها چگونه خواهد بود، همگی در هاله‌ای از ابهام قرار داشت.

ویژگی‌های متمایز جمعیت‌شناختی، جغرافیایی و اداری هر یک از این مناطق محصور، بدان معنا بود که توافقات سیاسی در سطح بین‌دولتی لزوماً به سادگی در میدان عمل قابل اجرا نخواهند بود. با این حال، پرونده‌های بعدی نظیر «باراک»، «چونگارا» و «تاش-توبو» ثابت کرد که تاشکند و بیشکک رسیدگی به این مسائل غامض را از طریق مذاکره و سازش متقابل آغاز کرده‌اند.

نخستین اجرای عملی و ملموس این رویکرد نوین پس از توافق مرزی ۲۰۲۲، در منطقه «باراک» مشاهده شد. سال‌ها بود که ساکنان باراک (تنها منطقه محصور قرقیزستان در داخل خاک ازبکستان) به دلیل انزوای جغرافیایی و دشواری تردد به خاک اصلی قرقیزستان، با مشکلات و مصائب جدی دست‌وپنجه نرم می‌کردند. در نتیجه، ساکنان محلی از مدت‌ها پیش خواستار جابه‌جایی و اسکان مجدد بودند.

بر اساس توافق تبادل زمین در سال ۲۰۲۴، کنترل منطقه باراک به دولت ازبکستان واگذار شد و در ازای آن، ازبکستان مساحتی معادل از اراضی خود را به قرقیزستان واگذار کرد. متعاقب آن، ساکنان باراک به شهرک تازه‌تأسیس «جانی-باراک» در استان اوش قرقیزستان منتقل شدند. بدین ترتیب، دو کشور از طریق توافق دوجانبه، اسکان مجدد و مکانیسم تبادل زمین، یک مناقشه طولانی‌مدت منطقه‌ای را با موفقیت حل‌وفصل کردند.

پس از موفقیت در پرونده باراک، دومین نمونه بارز این رویکرد در مورد مناطق «چونگارا» و «تاش-توبو» به منصه ظهور رسید. اواخر ماه ژوئن ۲۰۲۶، مقامات قرقیزستان رسماً اعلام کردند که این دو منطقه محصور که پیش‌تر تحت مدیریت اداری ازبکستان قرار داشتند، به طور رسمی تحت حاکمیت و صلاحیت قضایی قرقیزستان درآمده‌اند. با این حال، راهکار اتخاذ شده در این مورد، شامل جابه‌جایی ساکنان نبود؛ بلکه مقرر شد این مناطق مستقیماً در سیستم اداری و ساختار حکومتی قرقیزستان ادغام شوند.

پس از تکمیل فرآیند ثبت‌نام حقوقی، حدود ۲۵۰۰ نفر از ساکنان قزقیزتبار این مناطق، تابعیت رسمی قرقیزستان را دریافت خواهند کرد. در ازای این اقدام، بیشکک مساحتی معادل از اراضی خود را به تاشکند واگذار خواهد کرد.

گسترش اتصالات منطقه‌ای؛ چشم‌انداز آینده فرغانه

ابعاد این توافق استراتژیک، فراتر از تغییر وضعیت حقوقی خود مناطق محصور است. دو طرف همچنین بر سر یک تبادل زمین اضافی به منظور تسهیل در احداث یک کریدور حمل‌ونقل جدید میان روستا‌های «سای» و «تایان» به توافق رسیدند.

اجرای این پروژه زیرساختی، فاصله میان سکونتگاه‌های استان باتکند را به طور چشمگیری از حدود ۲۲۵ کیلومتر به تنها ۵۵ کیلومتر کاهش خواهد داد. از این منظر، توافق «چونگارا» و «تاش-توبو» صرفاً بازتاب ترسیم مجدد خطوط مرزی نیست، بلکه نمایانگر رویکردی نوین با هدف ارتقای سطح زندگی روزمره ساکنان مناطق مرزی و تحکیم پیوند‌ها و اتصالات منطقه‌ای است.

در عین حال، باید در نظر داشت که مناطق محصور بزرگ‌تر متعلق به ازبکستان، نظیر «سوخ» و «شاخیمردان»، به دلیل وسعت جمعیت، شرایط خاص جغرافیایی و اهمیت بالای استراتژیک، از پویایی‌ها و پیچیدگی‌های کاملاً متفاوتی برخوردارند. به همین دلیل، نمی‌توان به سادگی فرض کرد که راهکار‌های اعمال شده در مناطق «باراک» یا «چونگارا» و «تاش-توبو» قابلیت کپی‌برداری و اجرای دقیق در این مناطق را نیز داشته باشند.

با این وجود، منطقه‌ای که در اوایل دهه ۲۰۰۰ میلادی منحصراً با بحران‌های امنیتی، مرز‌های مین‌گذاری‌شده و گذرگاه‌های مسدود شناخته می‌شد، اکنون روزبه‌روز بیشتر با مفاهیمی نظیر مذاکره دیپلماتیک، سازش‌های عمل‌گرایانه و اتصالات همه‌جانبه منطقه‌ای توصیف می‌شود.

هرچند نقشه جغرافیایی منطقه تا حد زیادی شکل ظاهری خود را حفظ کرده، اما آنچه عمیقاً تغییر یافته، رویکرد و ذهنیت سیاست‌گذاران در تاشکند و بیشکک در مواجهه با این مرز‌های پیچیده و تاریخی است.

پربازدیدترین آخرین اخبار