امام موسی صدر؛ از تأسیس جنبش امل تا مقابله با «شر مطلق» و معمای ربایشی که ۴۸ سال بیپاسخ مانده است
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو؛ امام موسی صدر تنها یک روحانی شیعه، رهبر مذهبی یا چهرهای سیاسی در تاریخ معاصر لبنان نبود؛ او شخصیتی بود که تلاش کرد میان عدالت اجتماعی، کرامت انسان، وحدت ملی و مقاومت در برابر اشغال پیوندی ناگسستنی ایجاد کند. مردی که در سال ۱۹۵۹ وارد لبنان شد، در برابر محرومیت گسترده جنوب و بقاع ایستاد، «جنبش محرومان» را شکل داد و سرانجام با تأسیس مقاومت لبنان «امل»، دفاع از جنوب را به یکی از ارکان اصلی پروژه اجتماعی و سیاسی خود تبدیل کرد.
برای امام صدر، محرومیت و اشغال دو مسئله جدا از یکدیگر نبودند. جامعهای که شهروندانش احساس تعلق و برخورداری از حقوق برابر نداشته باشند، در برابر دشمن خارجی نیز آسیبپذیر خواهد بود. از همین رو، مبارزه با فقر و تبعیض از یک سو و مقابله با اسرائیل از سوی دیگر، دو بخش از یک پروژه واحد بودند: ساختن جامعهای برخوردار از کرامت، عدالت، حاکمیت و توان دفاع از خود.
امام صدر و لبنانِ محروم
امام موسی صدر در سال ۱۹۵۹ به لبنان آمد و با واقعیتی روبهرو شد که برای بخشهایی از جامعه لبنان، بهویژه جنوب و بقاع، چیزی جز محرومیت ساختاری نبود. صدها روستا از آب آشامیدنی، برق، جاده و امکانات آموزشی محروم بودند و جنوب، با وجود برخورداری از جمعیتی قابل توجه، سهم بسیار اندکی از هزینههای عمومی دریافت میکرد.
مطالعات مربوط به سال ۱۹۶۳ نشان میدهد از میان ۴۵۲ روستا و شهرک جنوب لبنان با جمعیتی حدود ۴۰۰ هزار نفر، ۲۵۰ روستا فاقد آب آشامیدنی و آب مورد نیاز مصارف خانگی بودند. تنها هفت روستا به برق دسترسی داشتند و ۴۴۵ روستا فاقد برق بودند. نیمی از کودکان شش تا ده ساله نیز مدرسه نداشتند و مدارس متوسطه تقریباً وجود نداشتند.
در همین گزارشها آمده بود که ۸۵ روستای شیعهنشین جاده آسفالته نداشتند و یکسوم زمینهای کشاورزی که پیشتر حاصلخیز بودند، به زمینهای بایر تبدیل شده بودند.
صدر این وضعیت را صرفاً یک مشکل اقتصادی نمیدانست. از نگاه او، محرومیت نتیجه ساختاری ناعادلانه در توزیع قدرت، امکانات و منابع بود و دولت لبنان مسئولیت داشت شهروندان و مناطقی را که از اولویتهای خود خارج کرده بود، دوباره در مرکز توجه قرار دهد.
به همین دلیل، امام از مرحله تشخیص مشکل عبور کرد و به ایجاد سازمان اجتماعی و سیاسی برای تغییر شرایط پرداخت. «جنبش محرومان» با شعار «جنبش محرومان، جنبش هر محروم است» شکل گرفت؛ شعاری که نشان میداد هدف امام محدود کردن مسئله به یک طایفه یا منطقه نبود، بلکه میخواست مبارزه با محرومیت را به مطالبهای ملی تبدیل کند.

از جنبش محرومان تا تأسیس امل
فعالیتهای امام صدر به اعتراضهای اجتماعی محدود نماند. او از اعتصاب، تجمعهای مردمی و فشار سیاسی بر دولت و پارلمان استفاده کرد تا حاکمیت را به پذیرش مسئولیتهای خود وادار کند.
در سال ۱۹۷۰، او برای اعتصاب و اعتراض به وضعیت جنوب فراخوان داد و بر این واقعیت تأکید کرد که «جنوب جزء جمهوری لبنان» است. در سال ۱۹۷۳ نیز در اعتراض به بیتوجهی دولت به مطالبات مطرحشده، موضوع استعفای ۱۳ وزیر و نماینده شیعه را مطرح کرد.
اما در نگاه امام، توسعه و عدالت اجتماعی بدون امنیت و دفاع از مردم جنوب ناقص بود. حملات مکرر اسرائیل به روستاهای جنوبی، کشته شدن مردم، تخریب خانهها و ناتوانی دولت لبنان در دفاع از منطقه، او را به این نتیجه رساند که جامعه باید توان دفاع از خود را نیز به دست آورد.
در همین چارچوب، امام موسی صدر مقاومت لبنان «امل» را بنیان گذاشت؛ تشکیلاتی که بعدها به یکی از مهمترین جریانهای سیاسی و نظامی شیعی لبنان تبدیل شد.
صدر در توضیح ضرورت مقاومت گفته بود: «چرا منتظر بمانیم تا دشمن اسرائیلی سرزمین ما را اشغال کند و بعد گروههای مقاومت را برای بازپسگیری آن تشکیل دهیم؟ بهتر است از همین حالا آماده شویم، سلاح به دست بگیریم و با دشمن اسرائیلی مقابله کنیم.»
بنابراین مقاومت برای او واکنشی صرفاً نظامی نبود، بلکه پاسخی به خلأ دفاعی موجود در جنوب لبنان بود.
«اسرائیل شر مطلق است»
امام موسی صدر در موضع خود نسبت به رزیم اسرائیل نیز ابهامی باقی نگذاشت. او اسرائیل را «شر مطلق» میدانست و آن را خطری برای مسلمانان، مسیحیان، آزادی، کرامت و استقلال منطقه معرفی میکرد.
از نگاه او، مسئله فلسطین نیز صرفاً مسئله مردم فلسطین نبود. فلسطین مسئولیتی عربی، انسانی و اخلاقی بود و دفاع از آن با دفاع از لبنان پیوند داشت.
او گفته بود: «مسئله فلسطین ملک هیچکس نیست؛ مسئولیت این امت است.»
برای نشاندادن شدت این نگاه، جملهای گفت که بعدها بارها نقل شد: «اگر روزی اسرائیل و شیطان با هم درگیر شوند، ما جانب شیطان را خواهیم گرفت.»
صدر همچنین تلاش داشت مقابله با اسرائیل را از چارچوب فرقهای خارج کند. از نگاه او، مسلمانان و مسیحیان لبنان باید در برابر اشغال و تجاوز در کنار یکدیگر قرار گیرند. به همین دلیل، همزیستی مسلمانان و مسیحیان برای او نه یک شعار، بلکه بخشی از قدرت لبنان در برابر دشمن بود.
او حتی درباره خطر همکاری با اسرائیل هشدار داده و گفته بود: «تعامل با اسرائیل و استعانت از آن به هر شکل و در هر اندازهای، حرام و غدر و خیانت است.»
در این نگاه، اختلافات داخلی میتوانست جامعه لبنان را از درون تضعیف کند و زمینه را برای نفوذ دشمن فراهم سازد. از همین رو، وحدت ملی یکی از اصول ثابت اندیشه سیاسی امام صدر بود.
دفاع از جنوب؛ وظیفه دولت یا مردم؟
صدر از یک سو بر ضرورت شکلگیری دولت قدرتمند و عادل تأکید داشت و از سوی دیگر معتقد بود اگر دولت از دفاع از شهروندان و مرزهای کشور ناتوان باشد، این ناتوانی نمیتواند مسئولیت مردم را از بین ببرد.
او تصریح کرده بود: «دفاع از وطن تنها وظیفه حکومت نیست و اگر حکومت کوتاهی کند، این امر وظیفه مردم برای دفاع را از بین نمیبرد.»
این نگاه، مقاومت را در برابر دولت قرار نمیداد؛ بلکه آن را پاسخی به خلأ دفاعی میدانست. هدف نهایی، از نگاه او، دولتی بود که هم از سرزمین و حاکمیت لبنان دفاع کند و هم عدالت اجتماعی و توسعه متوازن را برای شهروندان فراهم آورد.
۲۵ اوت ۱۹۷۸؛ آغاز یک معمای تاریخی
اما پروژه امام موسی صدر ناگهان در لیبی متوقف شد؛ جایی که سفر رسمی او به یکی از طولانیترین پروندههای حلنشده تاریخ معاصر لبنان و منطقه تبدیل شد.
بر اساس اسناد و روایتهای موجود، امام موسی صدر در ۲۵ اوت ۱۹۷۸ به همراه دو همراه خود، شیخ محمد یعقوب و عباس بدرالدین، سردبیر خبرگزاری لبنان، وارد لیبی شد. احمد شحاطی، رئیس دفتر ارتباطات خارجی کنگره عمومی خلق، از آنان در فرودگاه طرابلس استقبال کرد. امام که مهمان رسمی دولت لیبی بود، در سوئیت ۳۵۱ هتل الشاطی در طرابلس مستقر شد.
یکی از نکات مهم در این سفر، سکوت رسانههای رسمی لیبی بود. رسانههایی که معمولاً حضور شخصیتهای خارجی در مراسم سالگرد انقلاب لیبی را بهطور گسترده پوشش میدادند، درباره سفر امام صدر و دیدارهای احتمالی او تقریباً هیچ خبری منتشر نکردند.
پس از چند روز، ارتباط امام و دو همراهش با جهان خارج قطع شد.
مقامهای لیبی ابتدا مدعی شدند که دیدار امام صدر با معمر قذافی لغو شده و سپس ادعا کردند که امام و همراهانش با هواپیما لیبی را به مقصد ایتالیا ترک کردهاند؛ روایتی که بعدها بهشدت مورد تردید قرار گرفت.
از همان زمان، روایتهای متعددی درباره سرنوشت این سه نفر مطرح شد. برخی از مقامات و چهرههای سیاسی منطقه از شهادت آنان پس از دیداری با قذافی سخن گفتند؛ روایتهایی که در سالهای بعد نیز تکرار شدند، اما بخش قابل توجهی از آنها بر نقلهای غیرمستقیم استوار بود.

روایتهای متناقض از سرنوشت امام صدر
حکومت لیبی بعدها اعلام کرد دیدار امام موسی صدر با قذافی انجام نشده و صدر و همراهانش پس از آن تصمیم گرفتند لیبی را ترک کنند و همان شب با پرواز شماره ۸۸۱ آلیتالیا راهی رم شدند.
بعد ماجرای هتل پیش آمد. در رم، دو نفر با نامهای موسی صدر و محمد یعقوب وارد هتل هالیدیاین شدند و اتاق گرفتند، اما کارکنان هتل بعدها گفتند افرادی که آن روز دیدهاند، با مشخصات صدر و یعقوب مطابقت نداشتند. عجیبتر اینکه گذرنامههای واقعی صدر و یعقوب در همان اتاق باقی مانده بود.
تحقیقات قضایی ایتالیا در نهایت به این نتیجه رسید که امام موسی صدر و دو همراهش هرگز وارد ایتالیا نشدهاند و پرواز شماره ۸۸۱ به یکی از بزرگترین تناقضهای پرونده تبدیل شد.
با زیر سؤال رفتن روایت رم، نگاهها دوباره به طرابلس برگشت؛ جایی که آخرین رد قطعی امام صدر و همراهانش ثبت شده بود. در سال ۲۰۰۸، دستگاه قضایی لبنان معمر قذافی و شماری از مقامهای لیبی را به دخالت در ربایش و ناپدید شدن آنان متهم کرد.
پس از سقوط قذافی در سال ۲۰۱۱، امیدها برای کشف اسناد و اطلاعات پنهان درباره سرنوشت امام صدر افزایش یافت و هیئتهایی از لبنان راهی لیبی شدند، اما این تلاشها نیز به نتیجه قطعی نرسید
چرا پرونده امام صدر همچنان مهم است؟
اکنون با گذشت نزدیک به پنج دهه از ناپدید شدن امام موسی صدر، پاسخ قطعی به این پرسش همچنان وجود ندارد که در روزهای پایانی او در لیبی چه اتفاقی افتاد و بر سر سه مهمان لبنانی چه آمد.
سن بالا و گذشت زمان، امید به زنده بودن امام صدر را بسیار کاهش داده است؛ اما مسئله اصلی امروز تنها زنده یا مرده بودن او نیست. مسئله، روشن شدن حقیقت یک پرونده تاریخی و مشخص شدن مسئولیت کسانی است که در این ماجرا نقش داشتهاند.
امام صدر برای لبنان تنها یک رهبر مذهبی نبود. او بنیانگذار جنبش محرومان و بنیانگذار مقاومت لبنان «امل» بود؛ شخصیتی که تلاش کرد میان محرومیت اجتماعی، عدالت، وحدت ملی و دفاع از جنوب پیوند برقرار کند.
مرتضی مطهری چند ماه پس از ربایش او درباره جایگاهش گفته بود: «شما هنوز نمیدانید که ما چه کسی را از دست دادیم. ما یکی از بزرگترین یاران فکری و عملی انقلابمان را از دست دادیم.»
امروز نیز بازخوانی اندیشه صدر در شرایطی که جنوب لبنان و فلسطین همچنان با تجاوز و جنگ روبهرو هستند، اهمیت ویژهای پیدا میکند. او دههها پیش اسرائیل را «شر مطلق» میخواند و معتقد بود اشغال و تجاوز را نمیتوان با وارونه کردن علت و معلول توجیه کرد.
در منظومه فکری او، دفاع از انسان از دفاع از سرزمین جدا نبود؛ مبارزه با محرومیت از مبارزه برای کرامت جدا نبود و مقاومت نیز از وحدت ملی و ساختن دولت عادلانه جدا نمیشد.
از همین منظر، میراث امام موسی صدر را میتوان در یک اصل خلاصه کرد: جامعهای که برای کرامت، عدالت و آزادی انسان مبارزه میکند، باید در برابر تجاوز و اشغال نیز از حق دفاع از خود برخوردار باشد.
و در کنار همه این میراث فکری، یک پرسش همچنان باقی است؛ پرسشی که نزدیک به پنج دهه است بیپاسخ مانده:
پاسخ این پرسش شاید هنوز در دل یکی از تاریکترین پروندههای تاریخ معاصر منطقه پنهان باشد؛ اما یک حقیقت را نمیتوان از میان برد: مردی که برای کرامت انسان، عدالت و آزادی مبارزه کرد، با ربایش خود از تاریخ حذف نشد.امام موسی صدر غایب است؛ اما اندیشه او همچنان حاضر است.