آیا مهمات آمریکا در جنگ علیه ایران تمام شده است؟
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری دانشجو؛ مصرف گسترده موشکهای رهگیر آمریکایی در جنگ با ایران، همزمان با نیازهای اوکراین و تعهدات امنیتی واشنگتن در خلیج فارس و شرق آسیا، ذخایر پاتریوت و تاد آمریکا را تحت فشار بیسابقهای قرار داده است؛ وضعیتی که به گفته مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی آمریکا، «پنجرهای از آسیبپذیری» ایجاد کرده و نشان میدهد در جنگهای موشکی فرسایشی، حتی برتری فناورانه یک ابرقدرت نیز بدون عمق ذخایر و ظرفیت تولید صنعتی کافی نمیتواند بهسادگی حفظ شود.
در ظاهر، مسئله کاهش ذخایر چند نوع موشک رهگیر است؛ اما در سطح راهبردی، آنچه در حال شکلگیری است فراتر از یک مشکل لجستیکی برای پنتاگون است. ایالات متحده طی سالهای اخیر شبکهای گسترده از تعهدات امنیتی را در غرب آسیا، اروپا و اقیانوس آرام ایجاد کرده و بخش مهمی از این شبکه به سامانههای پدافند موشکی آمریکایی وابسته است. اکنون جنگ با ایران نشان داده است که این تعهدات در صورت وقوع یک جنگ طولانی و همزمان، بر سر یک منبع محدود یعنی موشکهای رهگیر با یکدیگر رقابت خواهند کرد.
بر اساس جدیدترین ارزیابی مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی آمریکا(CSIS) در ۲۷ ژوئیه ۲۰۲۶، موجودی موشکهای رهگیر پاتریوت آمریکا به کمتر از هزار فروند و موجودی تاد به حدود ۲۵۰ فروند رسیده است. این مرکز تأکید میکند که عملیات نظامی علیه ایران مصرف قابلتوجهی ازمهمات پدافندی آمریکا ایجاد کرده و ادامه درگیری میتواند ذخایر را بیش از این کاهش دهد. CSIS در ارزیابی خود هشدار داده است که کاهش ذخایر ممکن است آمریکا و متحدانش را مجبور کند در انتخاب اهدافی که باید رهگیری شوند، ریسک بیشتری بپذیرند.
پاتریوت؛ ستون اصلی دفاع موشکی آمریکا و متحدان
پاتریوت مهمترین سامانه پدافند هوایی و ضد موشکی برد متوسط آمریکا محسوب میشود و در نسخههای پیشرفته خود، بهویژه PAC-3 و PAC-3 MSE، برای مقابله با موشکهای بالستیک تاکتیکی، موشکهای کروز وهواگردها به کار میرود. اهمیت پاتریوت صرفاً به ارتش آمریکا محدود نیست؛ این سامانه طی دهههای گذشته به یکی از اصلیترین اجزای معماری دفاع هوایی متحدان واشنگتن در اروپا، خاورمیانه و آسیا تبدیل شده است.
برآورد موجودی پیش از جنگ نیز در منابع مختلف یکسان نیست، زیرا حجم واقعی ذخایر عملیاتی آمریکا اطلاعاتی طبقهبندیشده است. با این حال، برآوردهایی که از دادههای بودجهای، قراردادهای تسلیحاتی و میزان مصرف استخراج شدهاند، نشان میدهند آمریکا پیش از جنگ حدود۲۳۰۰ فروند رهگیر پاتریوت در اختیار داشت. الجزیره در بررسی خود در ژوئیه ۲۰۲۶، موجودی اولیه را حدود ۲۳۳۰ فروند برآورد کرده و میزان مصرف را بین ۱۰۶۰ تا ۱۴۳۰ فروند دانسته بود؛ در نتیجه بخشی ازذخیره بهشدت کاهش یافته است.
رویترز نیز در گزارش ۷ اوت خود، با اشاره به برآوردهای موجود، اعلام کرد حدود ۶۵ درصد از ذخیره پاتریوت آمریکا در فاصله فوریه تا ژوئیه ۲۰۲۶ مصرف شده و موجودی به کمتر از ۸۵۰ رهگیر رسیده است. این گزارش همچنین تأکید میکند که افزایش شدید تقاضا از سوی جنگ اوکراین و جنگ خاورمیانه، کمبود جهانی رهگیرهای پاتریوت را تشدید کرده است.
اهمیت این ارقام زمانی روشنتر میشود که ظرفیت صنعتی را در کنار مصرف جنگی قرار دهیم. تولید موشک رهگیر پاتریوت بسیار پیچیدهتر از تولید بسیاری از مهمات متعارف است و افزایش سریع ظرفیت آن نیازمند گسترش خطوط تولید، نیروی متخصص و زنجیره تأمین قطعات حساس است. به همین دلیل، حتی اگر واشنگتن منابع مالی لازم را در اختیار شرکتهای سازنده قرار دهد، تبدیل سرمایهگذاری به افزایش واقعی تولید زمانبر خواهد بود.
تاد؛ ذخیره کوچکتر، حساسیت راهبردی بیشتر
در لایه بالاتر دفاع موشکی، سامانه THAAD یا «دفاع منطقهای ارتفاع بالا در مرحله پایانی» قرار دارد. تاد برخلاف پاتریوت اساساً برای مقابله با موشکهای بالستیک در ارتفاع بالاتر طراحی شده و از فناوری برخورد مستقیم جنبشی برای انهدام هدف استفاده میکند. بنابراین هر رهگیر آن یک دارایی بسیار گرانقیمت و محدود است و نمیتوان انتظار داشت مانند مهمات ارزانتر با حجم بسیار بالا تولید شود.
بر اساس گزارش الجزیره، آمریکا پیش از جنگ حدود ۳۶۰ رهگیر تاد دراختیار داشت و برآوردهای موجود نشان میدهند بین ۱۹۰ تا ۲۹۰ فروند از آنها در جریان جنگ مصرف شده است. همین مسئله باعث شده موجودی باقیمانده بهشدت کاهش یابد. CSIS نیز در ارزیابی جدیدتر خود موجودی فعلی تاد را حدود ۲۵۰ فروند اعلام کرده است.
در مورد میزان دقیق مصرف تاد، اختلاف قابلتوجهی میان منابع وجود دارد و برخی برآوردهای رسانهای حتی از کاهش نزدیک به ۸۰ درصدی سخن گفتهاند.
به همین دلیل، رقم دقیق مصرف را نمیتوان با قطعیت اعلام کرد؛ اما اصل مسئله مورد تأکید منابع مختلف است: ذخیره تاد نسبت به سطح پیش از جنگ به شکل قابلتوجهی کاهش یافته و بازسازی آن به زمان نیاز دارد.
اهمیت این مسئله زمانی بیشتر میشود که بدانیم تاد در معماری دفاع موشکی آمریکا نقش مکمل پاتریوت را دارد. در یک حمله موشکی گسترده، پاتریوت و تاد میتوانند در لایههای متفاوت با تهدید مقابله کنند و از این طریق احتمال عبور موشکهای مهاجم از کل شبکه دفاعی را کاهش دهند. بنابراین کاهش ذخیره یکی از این دو سامانه صرفاً به معنای کاهش تعداد موشکها نیست؛ بلکه عمق دفاعی کل شبکه را تحت تأثیر قرار میدهد.
مشکل اصلی؛ صنعت آمریکا نمیتواند به سرعت جنگشلیک کند
یکی از مهمترین درسهای جنگ اخیر، شکاف میان سرعت مصرف مهمات و سرعت جایگزینی آنهاست. در جنگهای متعارف گذشته، فاصله میان عملیاتهای سنگین میتوانست به صنایع دفاعی فرصت بازسازی ذخایر را بدهد؛ اما جنگ موشکی مدرن میتواند طی چند هفته هزاران مهمات دقیق و رهگیر را مصرف کند.
گزارش دفاعنیوز در ماه مه، بر اساس تحلیل CSIS، هشدار داده بود که بازسازی ذخایر برخی مهمات مهم آمریکا پس از عملیات علیه ایران دستکم سه سال زمان میبرد. این گزارش تأکید کرد که کاهش ذخایر، یک«پنجره آسیبپذیری» بالقوه در برابر یک درگیری احتمالی در اقیانوس آرام ایجاد کرده است.
البته واشنگتن از همان زمان برای افزایش تولید اقدام کرده است. لاکهید مارتین در ژانویه ۲۰۲۶ اعلام کرد در توافق جدید با وزارت دفاع آمریکا، ظرفیت تولید سالانه رهگیرهای تاد از حدود ۹۶ فروند به ۴۰۰ فروند افزایش خواهد یافت. این شرکت همچنین در ماه مه از ایجاد مرکز جدید تولید مهمات در آلاباما خبر داد. بنابراین مسئله نبود ظرفیت صنعتی آمریکا نیست؛ مسئله اصلی، زمان لازم برای تبدیل ظرفیت بالقوه به تولید انبوه و بازسازی ذخایر است.
خلیج فارس؛ نخستین حلقه آسیبپذیر
پیامد مستقیم این بحران در غرب آسیا دیده میشود. کشورهای عربستان سعودی، امارات، قطر، کویت و دیگر شرکای آمریکا در منطقه طی سالهای گذشته میلیاردها دلار برای ایجاد شبکههای دفاع موشکی سرمایهگذاری کردهاند و پاتریوت بخش مهمی از این معماری را تشکیل میدهد.
گاردین در ژوئن ۲۰۲۶ گزارش داد که مصرف گسترده رهگیرهای پاتریوت در جنگ ایران، علاوه بر فشار بر ذخایر آمریکا، ذخایر کشورهای خلیج فارس را نیز تحت فشار قرار داده است. این روزنامه با استناد به مارک کنسیان از CSIS، تأکید کرد که کشورهای خلیج فارس بخش قابلتوجهی از ذخایر خود را مصرف کردهاند و همین مسئله رقابت میان کشورهای مختلف برای دسترسی به تعداد محدود رهگیرهای موجود را تشدید کرده است.
این وضعیت از منظر ژئوپلیتیکی اهمیت زیادی دارد. اگر کشورهای عربی خلیج فارس احساس کنند واشنگتن نمیتواند در یک جنگ طولانی بهطورمستمر مهمات دفاعی مورد نیاز آنها را تأمین کند، احتمالاً سرمایهگذاری در سامانههای غیرآمریکایی و توسعه توان بومی افزایش خواهد یافت. این الزاماً به معنای چرخش فوری به سمت روسیه یا چین نیست، اما میتواند وابستگی انحصاری به آمریکا را کاهش دهد و به تنوعبخشی تسلیحاتی منجر شود.
اوکراین؛ جایی که کمبود پاتریوت مستقیماً به میدان جنگ منتقل شده است
بحران ذخایر آمریکا همزمان در اروپا نیز احساس میشود. اوکراین برای مقابله با موشکهای بالستیک روسیه به پاتریوت وابستگی ویژهای دارد و هرگونه کاهش در دسترسی به رهگیرها میتواند ظرفیت دفاعی این کشور را محدود کند.
گاردین در ژوئن از ایجاد «پنجره آسیبپذیری» برای اوکراین در نتیجه کمبود رهگیرهای پاتریوت خبر داد و نوشت روسیه میتواند از این خلأ برای افزایش فشار هوایی استفاده کند. این مسئله فقط به اوکراین محدود نیست؛ آلمان، هلند، یونان، اسپانیا، لهستان و سوئد نیز از کاربران پاتریوت در اروپا هستند و کاهش ذخایر میتواند برنامهریزی آمادگی ناتو را تحت تأثیر قرار دهد.
تحولات اوت نیز این نگرانی را تأیید کرده است. رویترز در ۵ اوت گزارش داد که اوکراین در سال ۲۰۲۶ تنها حدود یکسوم تعداد رهگیرهایی را که در سال ۲۰۲۵ از متحدان دریافت کرده بود، دریافت کرده است. ولودیمیر زلنسکی این کاهش را با تشدید جنگ در خاورمیانه و فشار بر ذخایر جهانی مرتبط دانسته است.
اقیانوس آرام؛ مسئله اصلی چین است
شاید مهمترین پیامد راهبردی کاهش ذخایر آمریکا نه در خاورمیانه و نه دراروپا، بلکه در اقیانوس آرام ظاهر شود. استراتژی دفاعی آمریکا بر توانایی مدیریت چند بحران در نقاط مختلف جهان استوار است. اگر بخش قابلتوجهی از ذخایر پدافندی در یک جنگ طولانی در غرب آسیا مصرف شود، توانایی واشنگتن برای پاسخ به بحران همزمان در شرق آسیا کاهش مییابد.
CSIS در تحلیل خود صراحتاً هشدار داده است که کاهش ذخایر رهگیرها میتواند آمریکا را در برابر سناریوی درگیری جدید با ایران یا یک بحران در اقیانوس آرام با انتخابهای دشوارتری مواجه کند. در چنین شرایطی، چین میتواند بدون شلیک حتی یک موشک، از طریق افزایش فشار راهبردی و مشاهده محدودیتهای آمریکا، بخشی از مزیت ژئوپلیتیکی رابه دست آورد.
جنگ فرسایشی و تغییر معادله هزینه
یکی از مهمترین ابعاد این بحران، مسئله «تحمیل هزینه» است. اگر مهاجم بتواند با تعداد زیادی موشک و پهپاد نسبتاً ارزان، مدافع را مجبور کند از رهگیرهای چند میلیوندلاری استفاده کند، در صورت تداوم جنگ، مسئله فقط موفقیت یا شکست رهگیری نیست؛ بلکه ظرفیت صنعتی و مالی طرفین نیز وارد میدان نبرد میشود.
نیویورکتایمز که گزارش آن در جپَنتایمز بازنشر شده، پیشتر برآوردکرده بود آمریکا در جریان جنگ بیش از ۱۲۰۰ موشک رهگیر پاتریوت مصرف کرده و هزینه هر یک از آنها بیش از چهار میلیون دلار بوده است. همین گزارش تأکید داشت که عملیات ایران ذخایر جهانی مهمات آمریکا را تحت فشار قرار داده و پنتاگون را مجبور کرده برای بازسازی آنها به افزایش سریع تولید متوسل شود.
بحران ذخایر؛ یک هشدارراهبردی
با وجود تمام این ارقام، توصیف وضعیت موجود بهعنوان «تهیشدن کامل زرادخانه آمریکا» دقیق نیست. آمریکا همچنان دارای توان عظیم صنعتی، منابع مالی، شبکه متحدان و سامانههای متعدد دفاعی است. همچنین ارقام دقیق ذخایر طبقهبندیشدهاند و برآوردهای عمومی میتوانند با واقعیت عملیاتی تفاوت داشته باشند. حتی CSIS نیز تصریح کرده است که کاهش ذخایر به معنای ناتوانی آمریکا در ادامه جنگ نیست، بلکه به معنای افزایش ریسک و کاهش حاشیه اطمینان است.
با این حال، مسئله اصلی در جای دیگری قرار دارد: جنگ ایران نشان داده است که ظرفیت نظامی آمریکا برای یک جنگ کوتاه و پرشدت بسیار بالاست، اما تداوم همان سطح از مصرف در یک جنگ طولانی میتواند با ظرفیت تولید صنعتی آن فاصله ایجاد کند. پنتاگون نیز در روزهای اخیر برای افزایش سرعت تولید مهمات به شرکتهای دفاعی فشار آورده است؛ آسوشیتدپرس گزارش داده که معاون وزیر دفاع آمریکا به شرکتهای تسلیحاتی فرصت محدودی برای ارائه برنامههای افزایش سریع تولید داده است. همین گزارش کاهش حدود ۶۵ درصدی ذخایر پاتریوت و حدود ۳۸ درصدی ذخایر تاد را بر اساس ارزیابیهای اخیر مطرح میکند.