چگونه رژیم صهیونیستی از تغییر معنای واژهها برای سرپوش گذاشتن بر جنایت استفاده میکند؟
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو به نقل از میدل ایست آی؛ مارچلا وارد، مدرس مطالعات کلاسیک در دانشگاه آزاد بریتانیا، در یادداشتی برای «Middle East Eye» نوشته است که گروههای حامی اسرائیل طی سالهای اخیر تلاش کردهاند معنای برخی واژهها و عبارات مرتبط با مسئله فلسطین را تغییر دهند؛ روندی که به اعتقاد او میتواند دامنه مخالفت با سیاستهای اسرائیل را محدود و حتی برای برخی اشکال حمایت از فلسطین پیامدهای حقوقی ایجاد کند.
وارد در ابتدای مقاله به پرونده «الیاس دِ امزالن»، فعال فرانسوی حامی فلسطین، اشاره میکند که پس از سخنرانی در یک تجمع اعتراضی در پاریس در سپتامبر ۲۰۲۴، به دلیل استفاده از واژه عربی «انتفاضه» با اتهاماتی مواجه شد.
به نوشته نویسنده، دِ امزالن واژه «انتفاضه» را به معنای اعتراض و مقاومت در برابر اشغال فلسطین به کار برده بود، اما برخی گروههای حامی اسرائیل تلاش کردند این واژه را مترادف «خشونت یهودستیزانه» معرفی کنند.
وارد این موضوع را بخشی از روندی گستردهتر برای بازتعریف واژگان مربوط به مناقشه فلسطین و اسرائیل میداند و به تلاش گروه «UK Lawyers for Israel» در فوریه ۲۰۲۶ برای توقف استفاده موزه بریتانیا از عبارت «فلسطین باستان» اشاره میکند.
این گروه مدعی شده بود استفاده از اصطلاح «فلسطین باستان» میتواند به «حذف تاریخ یهودیان» منجر شود؛ اما نویسنده تأکید میکند که این اصطلاح سابقهای طولانی در منابع تاریخی دارد و استفاده از آن لزوماً به معنای انکار تاریخ یهودیان نیست.
در بخش دیگری از مقاله، عبارت «از رودخانه تا دریا» بررسی شده است؛ عبارتی که در برخی کشورها و مناطق از جمله آلمان و ایالت کوئینزلند استرالیا، به دلیل اتهام یهودستیزانه بودن با محدودیت مواجه شده است.
وارد در مقابل یادآور میشود که این تعبیر در ادبیات سیاسی اسرائیل نیز سابقه داشته و به منشور حزب لیکود در سال ۱۹۷۷ اشاره میکند.
نویسنده همچنین به ممنوعیت گروه «Palestine Action» در بریتانیا پرداخته و نوشته است پس از قرار گرفتن این گروه در فهرست سازمانهای تروریستی، نزدیک به ۳ هزار نفر در ارتباط با نمایش یا استفاده از عبارت «من با نسلکشی مخالفم، از Palestine Action حمایت میکنم» بازداشت شدهاند. ممنوعیت این گروه نیز در دیوان عالی بریتانیا به چالش کشیده شده است.
بخش دیگری از یادداشت به واژه «انتفاضه» اختصاص دارد. به نوشته وارد، این کلمه در زبان عربی صرفاً به معنای خشونت نیست و در دورههای مختلف برای توصیف اشکال گوناگون اعتراض و مقاومت در برابر قدرتهای مسلط به کار رفته است.
او با اشاره به نمونههایی از جنبشهای اعتراضی و ضداستعماری معتقد است تبدیل «انتفاضه» به مترادف «خشونت یهودستیزانه»، سابقه تاریخی و تنوع معنایی این واژه را نادیده میگیرد.
وارد در ادامه با استناد به آثار «ویکتور کلمپرر»، زبانشناس و نویسنده آلمانی که درباره نقش تبلیغات نازیها در تغییر معنای واژهها نوشته بود، استدلال میکند که تغییر معنای کلمات میتواند به ابزاری برای برچسبزنی سیاسی تبدیل شود.
نویسنده سپس به مناقشه بر سر معنای «صهیونیسم» میپردازد و با استناد به نوشتههای تئودور هرتسل، حاییم وایزمن و ولادیمیر ژابوتینسکی میگوید برخی متفکران اولیه این جنبش از مفاهیم و الگوهای استعمار اروپایی تأثیر گرفته بودند.
او به کتاب «دولت یهود» هرتسل در سال ۱۸۹۶ اشاره میکند که در آن، هنگام بررسی ایجاد یک دولت یهودی در آرژانتین یا فلسطین، از چنین دولتی بهعنوان «سنگری از اروپا در برابر آسیا» یاد شده است.
از نگاه وارد، معنای «صهیونیسم» نیز در گذر زمان تغییر کرده و از تعابیر مرتبط با استعمار اروپایی به مفاهیمی، چون جنبش ملی یهودیان، حق تعیین سرنوشت و ایجاد سرزمینی امن برای یهودیان پیوند خورده است.
مارچلا وارد در جمعبندی تأکید میکند که مناقشه بر سر واژهها صرفاً بحثی زبانشناختی نیست و در شرایطی که استفاده از برخی عبارات میتواند پیامد حقوقی و سیاسی داشته باشد، «کنترل زبان» خود به بخشی از منازعه قدرت تبدیل میشود.
به باور او، بازتعریف واژههایی مانند «فلسطین»، «انتفاضه» و «صهیونیسم» میتواند بر برداشت افکار عمومی از تاریخ و مناقشه فلسطین اثر بگذارد و دامنه گفتوگو درباره این مسئله را محدود کند.