رفتار تاریخی آمریکا از کودتای ۲۸ مرداد تا امروز؛ چرا معامله با آمریکا ممکن نیست؟
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، برنامه شب گذشته «جریان» با یادآوری واقعه تاریخی ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ و کودتای دو مرحلهای آژاکس آغاز شد؛ کودتایی که با فرار نخستین محمدرضا پهلوی همراه بود و لقب «شاه چمدانی» را برای او از سوی نشریات اروپایی به ارمغان آورد. اما محور اصلی این گفتوگو، واکاوی ابعاد اقتصادی جنگ تحمیلی آمریکا علیه ایران، نقش محوری تنگه هرمز بهعنوان اهرم بازدارندگی، و تحلیل شرایط کنونی برای پایان مقاومت بود.
ازرقی، کارشناس برنامه، با تشریح دو ضربه جبران ناپذیر به هیمنه آمریکا (شکست هیمنه نظامی و بالقوه شدن حاکمیت ایران بر تنگه هرمز)، تأکید کرد که پایان واقعی جنگ نه با تفاهم مقطعی، بلکه با تثبیت حاکمیت ایران بر این آبراه استراتژیک و همسوسازی بازیگرانی، چون چین ممکن میشود.
مرور تاریخی بر ۲۵ مرداد ۱۳۳۲؛ روزی که محمدرضا پهلوی برای نخستین بار فرار کرد
برنامه با اشاره به ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ یادآوری کرد که در این روز، سرهنگ نصیری حکم عزل دکتر مصدق را به منزل او میبرد، اما خودش بازداشت میشود و مرحله اول کودتای آژاکس شکست میخورد.
در همان روز، محمدرضا پهلوی به همراه ثریا بختیاری برای نخستین بار از ایران گریخت. پس از این رویداد، نشریات اروپایی لقب «شاه چمدانی» را به او دادند. برنامه تأکید کرد که این اولین فرار از سه فرار شاه در بحرانهای مختلف بود. همچنین اعلام شد که از فردا شب (سالروز ۲۸ مرداد) و به مدت سه شب، ویژه برنامه «جریان کودتا» پخش خواهد شد.
اقتصاد جنگ؛ دو ضربه جبرانناپذیر به آمریکا که معادلات جهانی را تغییر داد
ازرقی دو ضربه اساسی به آمریکا را تشریح کرد: ضربه اول، شکست هیمنه نظامی آمریکا در برابر ایران؛ ضربه دوم، بالقوه شدن مدیریت تنگه هرمز توسط ایران که یک نظم امنیتی جدید برای منطقه تعریف کرده است. این اقدام برای آمریکا بسیار گرانتر از یک تقابل دوجانبه است، زیرا عقبنشینی در برابر این حاکمیت، امکان تکرار آن را در سایر نقاط جهان برای آمریکا به تهدید تبدیل میکند.
پایان جنگ؛ نه با معامله و تفاهم مقطعی، بلکه با تحمیل شکست بزرگ به آمریکا
کارشناس برنامه با نقد جریانهای داخلی خواهان توافق فوری، تصریح کرد که آمریکا در موقعیت «بازنده بزرگ» قرار دارد و به دنبال تبدیل این شکست بزرگ به شکست کوچک (مثلاً با منصرف کردن ایران از مدیریت تنگه هرمز) است. هدف ایران باید «جبران خسارت ها، بازگشت درآمدهای از دست رفته، رفع تحریم و بازسازی» باشد، اما بهعنوان استرداد حق، نه امتیاز.
تنگه هرمز؛ شاهراهی که با غرق شدن یک نفتکش مسدود میشود و جایگزین ندارد
گزارش تصویری نشان داد که روزانه ۱۸ میلیون بشکه نفت (۳۰ درصد انرژی جهان) از تنگه هرمز عبور میکند. بر اساس اداره اطلاعات انرژی آمریکا، ۸۰ درصد نفت عبوری به بازارهای آسیایی میرود. نیویورک تایمز تأکید کرده که انسداد جزئی تنگه، قیمت نفت را طی چند روز تا ۵۰ دلار افزایش میدهد. مسیرهای جایگزین مانند بندر الفجیره و خطوط لوله عربستان، تنها در شرایط عادی کارایی دارند و در ناامنی نظامی از کار میافتند.
پاسخ به شبهه «پنجره فرصت» و کریدورهای جایگزین؛ چرا تنگه هرمز تا پنجاه سال آینده حیاتی است؟
ازرقی در واکنش به ادعای جایگزینی تنگه هرمز با کریدورهای صهیونیستی و عربی، گفت که شکلگیری کریدورها نتیجه معادلات امنیتی است، نه محاسبات اقتصادی. کریدورهای پیشنهادی توجیه اقتصادی ندارند و تا زمانی که حضور آمریکا بهعنوان بازیگر فرامنطقهای باقی است، امکان شکلگیری کریدورهای پایدار وجود ندارد. تنگه هرمز حداقل برای پنجاه سال آینده کلید معادلات امنیتی غرب آسیاست.
نقش چین و روسیه در شکستن محاصره؛ کلید همسوسازی منافع با مدیریت ایران بر تنگه هرمز
کارشناس برنامه با اشاره به تأمین ۳۵ درصد نفت چین از تنگه هرمز، گفت که همسوسازی منافع چین و روسیه با مدیریت ایران (شامل کاهش نفوذ آمریکا و تأمین امنیت انرژی)، میتواند کلید شکستن محاصره باشد. کلید سیاسی، همگام شدن چین با جمهوری اسلامی ایران و طراحی الگوی مدیریتی مورد پذیرش بینالمللی است.
تحلیل رفتار تاریخی آمریکا از کودتای ۲۸ مرداد تا امروز؛ چرا معامله با آمریکا ممکن نیست؟
ازرقی با یادآوری ۷۳ سال تعامل ایران با آمریکا، تأکید کرد که آمریکاییها هیچگاه پس از دریافت امتیاز، دست از دشمنی برداشتهاند.
در شرایط کنونی که آمریکا در استیصال کامل است و حملات اخیر به جنوب ایران، آخرین تلاش برای سنجش اراده ایران بود، پاسخ قاطع ایران نشان داد که نهتنها عقبنشینی نمیکند، بلکه جنگ را تشدید خواهد کرد. این کلید تحمیل شکست بزرگ به آمریکاست.