از پرونده اپستین تا ۳۵ سال سلطنت؛ پادشاه نروژ که بود؟
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۴۷۲۸۲
گزارش|

از پرونده اپستین تا ۳۵ سال سلطنت؛ پادشاه نروژ که بود؟

هارالد پنجم، پادشاه ۸۹ ساله نروژ، پس از بیش از ۳۵ سال سلطنت درگذشت و هاکون جانشین او شد؛ اما تاج‌وتخت جدید در سایه پرونده اپستین و بحران اعتماد عمومی به خاندان سلطنتی آغاز می‌شود.
هارالد پنجم

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری دانشجو؛ پادشاهی نروژ پس از بیش از سه دهه با مرگ هارالد پنجم وارد دوره‌ای تازه شد؛ پادشاهی که از کودکی جنگ و تبعید را تجربه کرده بود، با ازدواج با یک زن غیرسلطنتی سنت‌های قدیمی خاندان را تغییر داد، در برابر فشارهای ناشی از بیماری از کناره‌گیری خودداری کرد و سرانجام در ۸۹ سالگی در بیمارستان دانشگاهی اسلو چشم از جهان فروبست. اما مرگ او تنها پایان زندگی یک پادشاه نیست؛ همزمان، تاج نروژ به هاکون می‌رسد، در حالی که خاندان سلطنتی با پرونده اپستین، محکومیت ماریوس بورگ هویبی و کاهش اعتماد عمومی به خاندان سلطنتی دست‌وپنجه نرم می‌کند.

صبح جمعه ۲۸ اوت ۲۰۲۶، یکی از مهم‌ترین نمادهای سیاسی و اجتماعی نروژ خاموش شد.

کاخ سلطنتی نروژ با انتشار بیانیه‌ای رسمی اعلام کرد که هارالد پنجم، پادشاه این کشور، در ساعت ۶:۳۵ صبح در بیمارستان دانشگاهی اسلو درگذشته است. در اطلاعیه رسمی خاندان سلطنتی آمده بود که پادشاه «آرام» و در بیمارستان ریگشوسپیتالِ اسلو از دنیا رفته است. 

هارالد هنگام مرگ ۸۹ سال داشت و بیش از ۳۵ سال بر تخت سلطنت نروژ نشسته بود. او از ۱۷ ژانویه ۱۹۹۱، پس از مرگ پدرش، اولاف پنجم، پادشاه بود و در سال‌های پایانی زندگی خود به یکی از سالخورده‌ترین سران کشورهای جهان و پیرترین پادشاه در حال سلطنت اروپا تبدیل شده بود. منابع رسمی خاندان سلطنتی نیز او را پادشاه و رئیس کشور نروژ از ۱۷ ژانویه ۱۹۹۱ معرفی می‌کردند.

اما مرگ هارالد، برخلاف بسیاری از انتقال‌های سلطنتی در اروپا، در خلأ اتفاق نیفتاد.

پادشاهی که بخش بزرگی از عمرش را صرف حفظ اعتبار و محبوبیت سلطنت در یک جامعه مدرن، دموکراتیک و عمدتاً سکولار کرده بود، در واپسین روزهای زندگی خود شاهد قرار گرفتن خانواده سلطنتی در یکی از دشوارترین دوره‌های چند دهه اخیر بود.

در یک سوی این بحران، بیماری و فرسودگی جسمانی خود او قرار داشت؛ در سوی دیگر، رسوایی ارتباط عروسش، مته‌مریت، با جفری اپستین و در کنار آن پرونده قضایی سنگین پسر مته‌مریت، ماریوس بورگ هویبی.

 

هارالد پنجم که بود؟

 

هارالد پنجم در ۲۱ فوریه ۱۹۳۷ در املاک اسکاوگوم در نزدیکی اسلو متولد شد. او تنها پسر ولیعهد وقت، اولاف، و شاهدخت مارتا از سوئد بود و دو خواهر بزرگ‌تر داشت.

تولد او از جهات تاریخی اهمیت داشت. هارالد نخستین شاهزاده‌ای بود که پس از چندین قرن در خاک نروژ متولد شد و همین مسئله به جایگاه نمادین او در تاریخ معاصر خاندان سلطنتی نروژ افزود. اطلاعات موجود در منابعی که در اختیار این گزارش قرار گرفته نیز بر تولد او در اسکاوگوم و جایگاهش به عنوان فرزند ولیعهد وقت تأکید دارد.

اما کودکی هارالد خیلی زود از فضای آرام کاخ فاصله گرفت.

جنگ جهانی دوم زندگی او را دگرگون کرد. در سال ۱۹۴۰، پس از حمله آلمان نازی به نروژ، خانواده سلطنتی مجبور به ترک کشور شدند. هارالد همراه مادر و خواهرانش در خارج از نروژ زندگی کرد و بخش مهمی از کودکی خود را در تبعید گذراند. در نهایت پس از پایان جنگ به کشور بازگشت.

این تجربه بعدها در شکل‌گیری نگاه او به مفهوم کشور، مردم و سلطنت اهمیت زیادی پیدا کرد. هارالد از نسلی بود که سلطنت نروژ را نه صرفاً به عنوان یک ساختار تشریفاتی، بلکه به عنوان نمادی از استمرار کشور در دوره‌ای پرآشوب تجربه کرده بود.

او پس از بازگشت به نروژ مسیر تحصیلی و نظامی خود را دنبال کرد و بعدها در آکسفورد نیز تحصیل کرد. در ادامه وارد فعالیت‌های نظامی شد و به درجات عالی نظامی رسید.

در دوران سلطنت، او رسماً درجه ژنرال چهارستاره و دریاسالار داشت و فرمانده عالی نیروهای مسلح نروژ محسوب می‌شد.

اما شاید یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های شخصیتی هارالد در جایی دیگر بود: علاقه عمیق او به ورزش، به‌ویژه قایقرانی.

هارالد در سه دوره بازی‌های المپیک، در رشته قایقرانی نماینده نروژ بود؛ حضوری که برای یک عضو خاندان سلطنتی در آن دوران چندان معمول نبود.

او در المپیک‌های ۱۹۶۴ توکیو، ۱۹۶۸ مکزیکوسیتی و ۱۹۷۲ مونیخ شرکت کرد و بعدها نیز در مسابقات جهانی و اروپایی قایقرانی موفقیت‌هایی به دست آورد. همین وجه ورزشی، تصویری متفاوت از او در ذهن مردم نروژ ایجاد کرد: پادشاهی که فقط در کاخ و مراسم رسمی دیده نمی‌شد، بلکه با دریا، ورزش و سبک زندگی نروژی نیز پیوند داشت.

 

 

از پرونده پستین تا ۳۵ سال سلطنت؛ پادشاه نروژ که بود؟

 

پادشاهی که سلطنتش از یک عشق شروع شد

 

شاید یکی از مهم‌ترین فصل‌های زندگی هارالد پیش از آنکه پادشاه شود، رابطه او با سونیا هارالدسن بود.سونیا از خانواده‌ای سلطنتی نبود.

همین موضوع در ابتدا برای خاندان سلطنتی مسئله‌ای جدی محسوب می‌شد. هارالد و سونیا سال‌ها با یکدیگر رابطه داشتند، اما ازدواج یک ولیعهد با زنی از طبقه غیرسلطنتی در آن زمان می‌توانست پیامدهای سیاسی و حتی قانونی داشته باشد.

هارالد اما حاضر نبود از این رابطه دست بکشد.

بر اساس گزارش‌های تاریخی، او به پدرش، اولاف پنجم، اعلام کرده بود که اگر اجازه ازدواج با سونیا را نداشته باشد، ازدواج نخواهد کرد. این مسئله از آن جهت اهمیت داشت که هارالد تنها وارث مرد مستقیم تاج‌وتخت بود و چنین تصمیمی می‌توانست آینده خاندان سلطنتی را با بحران جانشینی روبه‌رو کند. در نهایت، این ازدواج در سال ۱۹۶۸ انجام شد.

سونیا هارالدسن به این ترتیب وارد خاندان سلطنتی شد و بعدها، با رسیدن هارالد به سلطنت، ملکه نروژ شد.

 

از ولیعهد تا پادشاه؛ ۱۷ ژانویه ۱۹۹۱

 

مرگ اولاف پنجم در ژانویه ۱۹۹۱ مسیر زندگی هارالد را تغییر داد.او در ۱۷ ژانویه همان سال پادشاه نروژ شد.

هارالد پنجم در حالی تاج‌وتخت را تحویل گرفت که نروژ دیگر کشوری فقیر و منزوی نبود. جامعه نروژ به سرعت در حال تغییر بود و نظام سلطنتی نیز مجبور بود خود را با ارزش‌های جدید اجتماعی، فرهنگی و سیاسی هماهنگ کند.

نقش پادشاه نروژ عمدتاً تشریفاتی و نمادین است. مطابق ساختار قانون اساسی، پادشاه رئیس کشور است و مهم‌ترین وظایف او نمایندگی نروژ، انجام مسئولیت‌های تشریفاتی و ایفای نقش نمادین در ساختار سیاسی کشور است. وب‌سایت رسمی خاندان سلطنتی نیز تأکید می‌کند که مهم‌ترین وظایف پادشاه در قانون اساسی تعریف شده و مسئولیت‌های او عمدتاً نمایندگی و تشریفاتی هستند.

اما این به معنای بی‌اهمیت بودن پادشاه نیست.در نروژ، همانند دیگر سلطنت‌های مشروطه اروپایی، اعتبار پادشاه بیشتر از قدرت اجرایی او اهمیت دارد.

 

چرا هارالد استعفا نداد؟

 

در سال‌های پایانی عمر، وضعیت جسمانی هارالد بارها موضوع خبرها شد.او چندین مرتبه به دلیل مشکلات جسمانی در بیمارستان بستری شد و سفرهای رسمی او نیز محدودتر شد.

با این حال، برخلاف برخی پادشاهان اروپایی، حاضر نشد از سلطنت کناره‌گیری کند.

هارالد پیش‌تر گفته بود سوگندی که برای خدمت به عنوان پادشاه یاد کرده، تعهدی مادام‌العمر است.

در سال ۲۰۲۴ نیز اعلام شد که او به دلیل سن و شرایط جسمانی، میزان فعالیت‌های رسمی خود را کاهش خواهد داد، اما این تصمیم به معنای کناره‌گیری از سلطنت نبود.

این تصمیم اکنون معنای دیگری پیدا کرده است.

هارالد تا آخرین روز زندگی خود پادشاه ماند.

 

بیماری هارالد؛ از کم‌خونی تا آخرین روزها

 

مرگ هارالد پس از دوره‌ای از وخامت جسمانی اتفاق افتاد.او به کم‌خونی همولیتیک مبتلا بود؛ بیماری‌ای که در آن گلبول‌های قرمز خون سریع‌تر از میزان جایگزینی طبیعی آنها از بین می‌روند.

در روزهای پایانی، وضعیت سلامتی او پیچیده‌تر شد.

کاخ سلطنتی اعلام کرده بود که هارالد در بیمارستان تحت درمان قرار دارد و همچنین با عفونت باکتریایی جریان خون روبه‌رو شده است. در ۲۳ اوت، خاندان سلطنتی اعلام کرده بود که وضعیت او پس از دریافت آنتی‌بیوتیک برای عفونت باکتریایی خون، پیچیده شده اما به درمان پاسخ داده است.

با این حال، در ۲۷ اوت وضعیت او «بسیار وخیم» اعلام شد.در همان زمان، هاکون که در دوره بیماری پدر وظایف سلطنتی را به عنوان نایب‌السلطنه انجام می‌داد، برنامه‌های خود را تغییر داد.

ملکه سونیا نیز برنامه‌های رسمی خود را لغو کرد.

خانواده سلطنتی در بیمارستان گرد هم آمدند.

و صبح روز بعد، خبر مرگ منتشر شد.کاخ سلطنتی اعلام کرد هارالد در ساعت ۶:۳۵ صبح جمعه ۲۸ اوت، در بیمارستان دانشگاهی اسلو و در کنار خانواده‌اش، به آرامی درگذشت.

به این ترتیب، پایان یکی از طولانی‌ترین دوره‌های سلطنت معاصر اروپا رقم خورد.

مرگ هارالد از نظر نسلی نیز اهمیت دارد.او متعلق به نسلی از خاندان‌های سلطنتی اروپا بود که جنگ جهانی دوم را تجربه کرده بودند.

با بسیاری از خاندان‌های سلطنتی اروپایی پیوند خانوادگی داشت.

در منابع زندگی‌نامه‌ای موجود، هارالد از نوادگان ادوارد هفتم بریتانیا معرفی شده و با خاندان‌های سلطنتی دانمارک، سوئد، بلژیک و لوکزامبورگ نیز نسبت خانوادگی داشت.این شبکه پیچیده خانوادگی نشان می‌دهد که سلطنت‌های اروپایی تا چه اندازه به یکدیگر پیوند خورده‌اند.

 

تاج‌وتخت چگونه به هاکون رسید؟

 

با مرگ هارالد، دیگر خبری از دوران انتظار برای جانشینی نبود.هاکون، پسر هارالد، بلافاصله جانشین پدر شد.

در نظام سلطنتی نروژ، انتقال تاج‌وتخت بر اساس قانون اساسی و خط جانشینی انجام می‌شود و برای تبدیل شدن وارث قانونی به پادشاه، مراسم جداگانه‌ای برای «شروع» سلطنت لازم نیست.

وب‌سایت رسمی خاندان سلطنتی توضیح می‌دهد که جانشینی به صورت خطی انجام می‌شود و فرزند ارشد فرد واجد شرایط، صرف‌نظر از جنسیت، در اولویت قرار دارد؛ البته اصلاحات سال ۱۹۹۰ نسبت به افراد متولد پیش از اجرای قانون، اثر عطف به ماسبق نداشت. به همین دلیل هاکون همچنان وارث اول بود و پس از او دخترش اینگرید الکساندرا قرار داشت.

هاکون اکنون در ۵۳ سالگی پادشاه شده است.او در سال‌های اخیر عملاً بخشی از بار سلطنت را بر دوش کشیده بود.

هر بار که پدرش به دلیل بیماری قادر به انجام وظایف رسمی نبود، هاکون به عنوان نایب‌السلطنه وارد میدان شد.

بنابراین انتقال قدرت برای او کاملاً ناگهانی نیست.او سال‌ها برای این لحظه آماده شده بود.

اما مسئله اصلی این است که هاکون در چه شرایطی سلطنت را تحویل می‌گیرد.

 

هاکون؛ پادشاهی در سایه یک بحران

 

هاکون وارث پادشاهی‌ای است که هنوز از حمایت اکثریت مردم برخوردار است، اما این حمایت مانند گذشته بی‌چالش نیست.این نکته بسیار مهم است.

بحران کنونی به معنای فروپاشی سلطنت نروژ نیست.

در فوریه ۲۰۲۶، پارلمان نروژ با اکثریت قابل توجهی از ادامه نظام سلطنتی حمایت کرد؛ ۱۴۱ نماینده از مجموع ۱۶۹ نماینده با تغییر ساختار کشور به جمهوری مخالفت کردند و تنها ۲۶ نماینده از آن حمایت کردند.

اما در سطح افکار عمومی، نشانه‌های هشدار ظاهر شده است.

یک نظرسنجی Norstat که برای Dagbladet و NRK انجام شد، نشان داد ۶۶ درصد مردم همچنان از سلطنت حمایت می‌کنند؛ این رقم نسبت به ۷۳ درصد در نظرسنجی مشابه قبلی کاهش داشت.

در همان نظرسنجی، ۴۴ درصد گفتند مته‌مریت برای ملکه شدن مناسب نیست، در حالی که تنها ۲۲ درصد او را مناسب می‌دانستند و ۳۵ درصد مردد بودند. همچنین ۷۶ درصد گفته بودند افشاگری‌های مربوط به ارتباط او با اپستین اعتمادشان به ولیعهد را کاهش داده است. 

نظرسنجی دیگری که برای VG انجام شده بود نیز حمایت از سلطنت را ۶۰.۹ درصد نشان می‌داد؛ در سال قبل این رقم ۷۲ درصد بود.

پس مسئله هاکون این نیست که فردا جمهوری‌خواهان قدرت را در دست می‌گیرند.

مسئله این است که او باید سلطنت را در شرایطی تحویل بگیرد که سرمایه اجتماعی آن نسبت به چند سال قبل کاهش یافته است.

مته‌مریت تسِم هویبی، همسر هاکون، سال‌ها پیش از ورود به خاندان سلطنتی زندگی متفاوتی داشت.

او از خانواده‌ای سلطنتی نبود.وقتی رابطه‌اش با هاکون علنی شد، زندگی گذشته‌اش به یکی از موضوعات اصلی رسانه‌های نروژ تبدیل شد.

اما هارالد و سونیا از ازدواج این زوج حمایت کردند.

هاکون و مته‌مریت در سال ۲۰۰۱ ازدواج کردند و او به عضوی از خاندان سلطنتی تبدیل شد.

این ازدواج نیز ادامه همان روندی بود که هارالد خود دهه‌ها قبل آغاز کرده بود: نزدیک کردن سلطنت به جامعه عادی.

هارالد خود زمانی برای ازدواج با یک زن غیرسلطنتی جنگیده بود.اکنون پسرش نیز با زنی ازدواج کرده بود که پیشینه‌ای خارج از خاندان‌های سلطنتی داشت.

 

 

از پرونده پستین تا ۳۵ سال سلطنت؛ پادشاه نروژ که بود؟

 

اپستین چگونه وارد کاخ سلطنتی نروژ شد؟

 

پرونده جفری اپستین یکی از بزرگ‌ترین بحران‌های حیثیتی خاندان سلطنتی نروژ در سال ۲۰۲۶ شد.

اسناد منتشرشده از سوی وزارت دادگستری آمریکا نشان دادند که مته‌مریت طی سال‌های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۴ با اپستین ارتباط و مکاتبات قابل توجهی داشته است.

گزارش گاردین بر اساس این اسناد اعلام کرد که نام مته‌مریت در نزدیک به هزار مورد در مجموعه اسناد منتشرشده دیده می‌شود و ده‌ها ایمیل میان او و اپستین وجود داشته است. موضوع فقط این نبود که نام او در فهرست یا دفترچه تلفن اپستین آمده باشد.

اسناد از ارتباط مستقیم و مکاتبات شخصی حکایت داشتند.

این مسئله حساسیت ماجرا را چند برابر کرد.زیرا اپستین سال‌ها پیش از این مکاتبات به جرائم جنسی اعتراف کرده بود و سابقه محکومیت داشت.مته‌مریت بعداً گفت که از ماهیت واقعی شخصیت اپستین آگاه نبوده و فریب خورده است.

مته‌مریت پس از افشای اسناد، از طریق خاندان سلطنتی اعلام کرد که عمیقاً از ارتباط خود با اپستین متأسف است.او همچنین از شرایطی که این ارتباط برای خانواده سلطنتی، به ویژه هارالد و سونیا، ایجاد کرده بود عذرخواهی کرد.اما آنچه این بحران را از یک رسوایی خانوادگی معمولی فراتر برد، واکنش نخست‌وزیر نروژ بود.

یوناس گاهر استوره، نخست‌وزیر، در اظهاراتی کم‌سابقه گفت که مته‌مریت «قضاوت ضعیفی» از خود نشان داده است.

این مداخله سیاسی اهمیت زیادی داشت.

در نظام سلطنتی مشروطه، دولت معمولاً تلاش می‌کند میان خود و خاندان سلطنتی فاصله‌ای مشخص حفظ کند.

اما وقتی نخست‌وزیر کشور به صورت علنی درباره رفتار یکی از اعضای ارشد خاندان سلطنتی اظهار نظر منفی می‌کند، معنای آن این است که مسئله از سطح حاشیه‌های رسانه‌ای فراتر رفته است.

گاردین نیز این انتقاد را از جمله مداخلات سیاسی نادر درباره رفتار یک عضو ارشد خاندان سلطنتی توصیف کرد.

 

ایمیل‌هایی که بحران را عمیق‌تر کردند

 

برخی از ایمیل‌های منتشرشده، تصویر بسیار شخصی‌تری از رابطه مته‌مریت و اپستین ارائه کردند.

در یکی از مکاتبات سال ۲۰۱۲، مته‌مریت اپستین را با لحنی صمیمی خطاب کرده بود.

در مکاتبه‌ای دیگر نیز محتوایی درباره پسر نوجوانش و تصاویر پس‌زمینه تلفن یا رایانه مطرح شده بود که به دلیل ارتباط آن با اپستین و محتوای جنسی، در رسانه‌های نروژی و بین‌المللی بازتاب گسترده‌ای یافت.

مته‌مریت بعدها تلاش کرد میان محتوای برخی پیام‌ها و تصویری که از خود به عنوان یک عضو خانواده سلطنتی دارد فاصله بگذارد.

او گفت برخی از محتوای پیام‌ها نمایانگر شخصیتی که می‌خواهد باشد نیست.

همچنین بابت قرار گرفتن پادشاه و ملکه در این موقعیت عذرخواهی کرد.

گزارش‌های منتشرشده نشان می‌دهد که مته‌مریت بعداً درباره این ارتباط گفت که اپستین او را «فریب داده» و «دستکاری کرده» است. او همچنین مدعی شد که نمی‌دانسته اپستین یک مجرم جنسی است؛ ادعایی که با توجه به برخی مکاتبات و اینکه او پیش‌تر درباره اپستین جست‌وجو کرده بود، به پرسش‌های تازه‌ای منجر شد.

 

 

از پرونده پستین تا ۳۵ سال سلطنت؛ پادشاه نروژ که بود؟

 

آیا هارالد با اپستین ارتباط داشت؟

 

در اینجا باید میان دو موضوع تفاوت گذاشت.اسناد مطرح‌شده در این بحران، مربوط به ارتباط مته‌مریت با جفری اپستین است؛ نه اینکه هارالد پنجم شخصاً در مکاتبات منتشرشده با اپستین نقش داشته باشد.

هارالد در این پرونده متهم به ارتباط با اپستین نشده است.

اهمیت پرونده برای هارالد، در واقع، خانوادگی و نهادی بود.او در آخرین ماه‌های سلطنتش با بحرانی روبه‌رو شد که مستقیماً به اعتبار خانواده سلطنتی مربوط بود.

و درست در همان زمانی که کشور برای انتقال تاج‌وتخت آماده می‌شد، این بحران به آینده پادشاهی پسرش نیز سرایت کرد.

 

ماریوس هویبی؛ بحران دوم

 

اگر پرونده اپستین به مته‌مریت مربوط بود، بحران دوم به پسر او مربوط می‌شد.

ماریوس بورگ هویبی، پسر مته‌مریت از رابطه‌ای پیش از ازدواج او با هاکون است.او عنوان سلطنتی ندارد، اما به دلیل عضویت مادرش در خاندان سلطنتی و جایگاه ناپدری‌اش، سال‌ها در مرکز توجه رسانه‌های نروژی قرار داشته است.

پرونده قضایی او به یکی از سنگین‌ترین بحران‌های حیثیتی خاندان سلطنتی تبدیل شد.

هویبی با مجموعاً ۴۰ اتهام روبه‌رو بود.این اتهامات شامل تجاوز، خشونت خانگی، حمله، تهدید، جرائم مرتبط با مواد مخدر و برخی جرائم دیگر بود.

در نهایت دادگاه او را در ۳۴ مورد از ۴۰ اتهام مجرم شناخت.

او در دو مورد تجاوز محکوم شد و در دو اتهام دیگر تجاوز تبرئه شد.

همچنین در پرونده خشونت خانگی و جرائم دیگر محکوم شد.

دادگاه در ژوئن ۲۰۲۶ او را به چهار سال زندان محکوم کرد. 

این نکته مهم است، زیرا در برخی روایت‌های اولیه از پرونده، از «چهار تجاوز» سخن گفته شده است؛ اما چهار مورد اتهام تجاوز با چهار مورد محکومیت یکی نیست. هویبی در نهایت از دو مورد تجاوز تبرئه و در دو مورد محکوم شد.

او به حکم اعتراض کرده است.بنابراین پرونده هنوز از منظر حقوقی پایان کامل نیافته است.

 

چرا پرونده ماریوس برای سلطنت اهمیت دارد؟

 

ممکن است این پرسش مطرح شود که چرا رفتار یک فرد فاقد عنوان سلطنتی باید اعتبار یک نظام سیاسی را تحت تأثیر قرار دهد؟

پاسخ این است که خاندان سلطنتی فقط مجموعه‌ای از افراد نیست.

در نظام سلطنتی، اعتبار عمومی خانواده به شکل مستقیم با اعتبار نهاد سلطنت پیوند می‌خورد.

وقتی فردی که در خانه ولیعهد زندگی کرده و در مراسم خانوادگی کنار پادشاه دیده شده، با یک پرونده جنایی سنگین روبه‌رو می‌شود، افکار عمومی به صورت طبیعی درباره نحوه اداره خانواده سلطنتی و میزان مسئولیت اعضای آن پرسش می‌کند.

در مورد هویبی، حساسیت زمانی بیشتر شد که پرونده او تقریباً همزمان با افشای ارتباط مته‌مریت با اپستین مطرح شد.

در نتیجه، خاندان سلطنتی نروژ با دو بحران کاملاً متفاوت اما همزمان مواجه شد:

یک بحران اخلاقی و حیثیتی در ارتباط با اپستین و یک بحران قضایی و جنایی در پرونده هویبی.

 

بحران مته‌مریت فقط به اپستین محدود نشد

 

مته‌مریت در سال‌های اخیر علاوه بر بحران‌های خانوادگی، با مشکلات جدی جسمانی نیز مواجه بوده است.

او از بیماری ریوی مزمن رنج می‌برد و در سال ۲۰۲۶ تحت پیوند ریه قرار گرفت.

در ژوئیه ۲۰۲۶، خاندان سلطنتی اعلام کرد که او پس از پیوند ریه از بیمارستان دانشگاهی اسلو مرخص شده است.

بنابراین در سالی که هارالد درگذشت، خانواده سلطنتی نروژ همزمان با چند بحران مواجه بود:

بیماری و سالخوردگی پادشاه؛

بستری شدن مته‌مریت و پیوند ریه؛

پرونده قضایی ماریوس هویبی؛

افشای مکاتبات مته‌مریت با اپستین؛

کاهش حمایت عمومی از سلطنت؛

و در نهایت مرگ پادشاه و انتقال تاج‌وتخت.

این ترکیب، شرایط را برای آغاز سلطنت هاکون بسیار پیچیده کرده است.

 

سلطنت نروژ چقدر آسیب دیده است؟

 

با وجود همه این بحران‌ها، سخن گفتن از «فروپاشی سلطنت نروژ» اغراق‌آمیز است.پارلمان همچنان از سلطنت حمایت می‌کند.

اکثریت افکار عمومی نیز در نظرسنجی‌های سال ۲۰۲۶ همچنان از ادامه نظام سلطنتی حمایت کرده‌اند.

اما مسئله مهم کاهش میزان حمایت است.

در نظرسنجی Norstat، حمایت از سلطنت از ۷۳ درصد به ۶۶ درصد کاهش یافت.

در نظرسنجی VG نیز این میزان ۶۰.۹ درصد بود، در حالی که سال قبل ۷۲ درصد گزارش شده بود.

این اعداد نشان می‌دهند که هنوز اکثریت مردم نروژ سلطنت را ترجیح می‌دهند.

 

هاکون چه نوع پادشاهی خواهد بود؟

 

هاکون ۵۳ ساله است.او سال‌ها در سایه پدرش برای این نقش آماده شده است.

در حوزه تحصیلی نیز مسیر متفاوتی را تجربه کرده و در علوم سیاسی و مطالعات توسعه تحصیل کرده است.

او همچنین سابقه آموزش نظامی دارد و در فعالیت‌های دیپلماتیک و رسمی حضور گسترده‌ای داشته است.

برخلاف هارالد که بخش مهمی از زندگی خود را در جهان پیش از اینترنت، شبکه‌های اجتماعی و سیاست رسانه‌ای گذراند، هاکون پادشاه نسلی است که سلطنت باید در محیطی کاملاً متفاوت عمل کند.

امروز هر رفتار یک عضو خاندان سلطنتی می‌تواند ظرف چند دقیقه در سراسر جهان منتشر شود.

پرونده اپستین دقیقاً نشان داد که این مسئله تا چه حد مهم است.

ارتباطی که سال‌ها قبل اتفاق افتاده بود، اکنون با انتشار هزاران سند در آمریکا به یک بحران سیاسی در نروژ تبدیل شده است.

 

هاکون و مته‌مریت؛ آزمون دشوار یک زوج سلطنتی

 

اکنون یکی از مهم‌ترین پرسش‌ها این است که هاکون چگونه از همسرش حمایت خواهد کرد.

او در دوران بحران پیشین نیز کنار مته‌مریت ایستاده بود.اما اکنون شرایط تغییر کرده است.

او دیگر ولیعهد نیست.او پادشاه است.

هر اقدامی که انجام دهد، مستقیماً بر اعتبار تاج‌وتخت تأثیر می‌گذارد.از سوی دیگر، مته‌مریت اکنون دیگر فقط «همسر ولیعهد» نیست.

با مرگ هارالد، او همسر پادشاه است و در جایگاه ملکه نروژ قرار می‌گیرد.

به همین دلیل، پرونده اپستین برای نخستین بار مستقیماً با جایگاه ملکه آینده یا اکنون ملکه نروژ پیوند خورده است.

خود مته‌مریت تلاش کرده با عذرخواهی و توضیح درباره گذشته، بحران را مدیریت کند.

در مارس ۲۰۲۶، او در گفت‌وگویی عمومی گفت که توسط اپستین فریب خورده و تحت تأثیر او قرار گرفته است.

او همچنین پذیرفت که در ارتباط با او قضاوت درستی نداشته است.

۴۴ درصد از پاسخ‌دهندگان در یک نظرسنجی گفته بودند مته‌مریت را برای ملکه شدن مناسب نمی‌دانند و تنها ۲۲ درصد با این دیدگاه مخالف بودند. 

در نظرسنجی دیگری نیز ۴۴ درصد با ادامه مسیر او به عنوان ملکه مخالفت کردند.

پربازدیدترین آخرین اخبار