عاقبت ناو آبراهام لینکلن؛ غول آمریکایی چگونه به زانو درآمد؟
- گروه بین الملل خبرگزای دانشجو؛ ناو هواپیمابر «یواساس آبراهام لینکلن» که گفته میشد قرار است نماد قدرت آمریکا در منطقه باشد؛ غولی فولادی با طول بیش از ۳۳۰ متر، نزدیک به ۱۰۰ هزار تن وزن، دو راکتور هستهای، دهها هواپیمای جنگی و حدود پنج هزار ملوان و تفنگدار دریایی. ناوی که ورودش به منطقه قرار بود برای ایران پیام قدرت، تهدید و بازدارندگی داشته باشد، اما سرانجام پس از ۲۸۶ روز حضور در دریا، در حالی راهی تایلند شد که تصاویر منتشرشده از آن، بدنهای زنگزده و رنگورورفته را نشان میداد و گزارشهای رسانههای آمریکایی از خستگی شدید خدمه، مشکلات تدارکاتی، کمبود برخی مواد غذایی و حتی بحران سلامت روان در میان کارکنان حکایت داشت.
این پایان مأموریت ناوی بود که واشنگتن میخواست با آن هیبت قدرت نظامی آمریکا را به رخ بکشد؛ اما در پایان، آنچه بیشتر از هر چیز دیده شد، آثار فرسایش حضور طولانی آمریکا و شکست در منطقه بود.
آبراهام لینکلن؛ شهر شناور هستهای آمریکا
«یواساس آبراهام لینکلن» با شماره بدنه «سیویان-۷۲» از ناوهای هواپیمابر کلاس نیمیتز نیروی دریایی آمریکاست که در سال ۱۹۸۹ وارد خدمت شد.
این ناو حدود ۳۳۳ متر طول دارد و وزن آن در حالت بارگیری کامل به حدود ۱۰۰ هزار تن میرسد. دو راکتور هستهای، نیروی محرکه آن را تأمین میکنند و سرعت آن به بیش از ۳۰ گره دریایی میرسد.
عرشه پرواز عظیم لینکلن میتواند دهها هواگرد را در خود جای دهد؛ از جنگندههای اف-۱۸ هورنت و سوپر هورنت گرفته تا هواپیمای هشدار زودهنگامای-۲ هاوکآی، هواپیمای جنگ الکترونیکایای-۱۸جی گرولر و بالگردهای سیاچ-۶۰ و اساچ-۶۰.
در واقع، آبراهام لینکلن را باید یک پایگاه هوایی شناور دانست؛ پایگاهی که آمریکا میتواند هزاران کیلومتر دورتر از خاک خود مستقر کند

.
۲۸۶ روز؛ مأموریتی که به کابوس تبدیل شد
آبراهام لینکلن در ۲۱ نوامبر ۲۰۲۵ بندر سندیگو را ترک کرد.
قرار بود مأموریتی دریایی را انجام دهد، اما با تشدید تنش میان ایران و آمریکا، این ناو به منطقه خاورمیانه منتقل شد و بخش عمدهای از مأموریت خود را در عملیات علیه ایران و حمایت از محاصره دریایی سپری کرد.
بر اساس اعلام نیروی دریایی آمریکا، لینکلن سرانجام ۲۸۶ روز در دریا بود؛ رقمی که آن را به یکی از طولانیترین استقرارهای ناوهای هواپیمابر آمریکایی در دوران معاصر تبدیل کرد.
اما بخش مهمتر ماجرا این است که طبق گزارشهای رسانههای آمریکایی، لینکلن برای ماهها امکان استفاده از یک «بندر آزادی» معمول را نداشت؛ بندری که ملوانان بتوانند از کشتی پیاده شوند، چند روز استراحت کنند و دوباره به مأموریت بازگردند.
بحرین؛ ضربهای به قلب لجستیک آمریکا
یکی از مهمترین بخشهای داستان لینکلن به بحرین بازمیگردد.
روزنامه آمریکایی نیویورکتایمز گزارش داد که مشکلات تأمین و تدارکات ناوهای آمریکایی پس از حمله ایران و آسیب شدید به تأسیسات نیروی دریایی آمریکا در بحرین آغاز شد.
پایگاه «مرکز پشتیبانی نیروی دریایی بحرین» یکی از مهمترین مراکز پشتیبانی آمریکا در منطقه و محل استقرار ناوگان پنجم این کشور است.
با آسیب دیدن این زیرساخت، آمریکا مجبور شد بخش مهمی از شبکه تدارکاتی خود را به دیهگو گارسیا در اقیانوس هند منتقل کند؛ جزیرهای دورافتاده که حدود ۲۲۰۰ مایل با نیروهای آمریکایی فعال در دریای عمان فاصله دارد.
گزارش نیویورکتایمز که بعداً توسط رسانههایی مانند تسکاندپرپِس بازتاب یافت، توضیح میدهد که این تغییر مسیر، فاصله انتقال تجهیزات را بهشدت افزایش داد و باعث شد رساندن تدارکات به ناوهای آمریکایی دشوارتر و کندتر شود.
به نوشته تسکاندپرپس، کشتیهای تدارکاتی در برخی مسیرها مجبور بودند بیش از چهار هزار مایل برای رساندن تجهیزات به نیروهای آمریکایی طی کنند. این رسانه همچنین به نقل از کارشناسان دریایی تأکید کرد که ناوهای هواپیمابر در شرایط معمول به شکل منظم به تأمین مجدد نیاز دارند.
به زبان سادهتر، جنگ به زنجیره تدارکاتی آمریکا ضربه زد و فاصله میان انبار و ناو جنگی را هزاران کیلومتر افزایش داد.
دیهگو گارسیا؛ پناهگاه دوردست آمریکا هم امن نماند
ماجرا حتی در دیهگو گارسیا نیز بدون حادثه نماند.
طبق گزارشی که درباره این مسئله منتشر شد، پس از تبدیل شدن دیهگو گارسیا به مرکز اصلی تدارکات آمریکا، ایران در ۲۰ مارس دو موشک بالستیک میانبرد به سمت این جزیره شلیک کرد.
بر اساس همان گزارش، یکی از موشکها پیش از رسیدن به جزیره در اقیانوس هند سقوط کرد و دیگری توسط یک ناو جنگی آمریکایی رهگیری شد.
این مسئله از منظر راهبردی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا آمریکا برای دور کردن زنجیره تدارکاتی خود از تیررس منطقه، مجبور شد آن را به جزیرهای در فاصله هزاران کیلومتری منتقل کند؛ اما همان نقطه نیز از فشار جنگ در امان نماند.
وقتی روی عرشه جنگندههای میلیارددلاری بود و زیر عرشه غذا کم میآمد
گزارشهای منتشرشده درباره زندگی خدمه لینکلن شاید تکاندهندهترین بخش این ماجرا باشد.
روزنامه ایندیپندنت به نقل از خانوادههای برخی خدمه از کمبود غذا، خرابی توالتها، دوشهای کپکزده، مشکلات آب گرم و اختلال در خدمات رختشویی خبر داد.
در برخی روایتها حتی از نبود طولانیمدت شیر و کاهش دسترسی به مواد غذایی تازه سخن گفته شد.
گزارش تسکاندپرپس نیز به مشکلات تأمین مواد غذایی پرداخت و توضیح داد که طولانی شدن مسیرهای تدارکاتی، رساندن مواد فاسدشدنی را دشوار کرده است. این رسانه به نقل از یک کارشناس دریایی نوشت که ناوهای هواپیمابر معمولاً بسته به شدت عملیات، هر چند روز یکبار به تأمین مجدد نیاز دارند

گزارش پاملا براون؛ سه روز در دلغول آمریکایی
اما روایت از داخل لینکلن فقط به گفته خانوادهها محدود نشد.
پاملا براون، خبرنگار سیانان، در ماه ژوئیه اجازه یافت برای چند روز روی آبراهام لینکلن حضور داشته باشد.
براون پس از این سفر نوشت که سه روز حضور در ناو و گفتوگو با دهها ملوان، تصویری بسیار پیچیدهتر از آنچه در اخبار دیده میشود، پیش روی او گذاشت.
او تأکید کرد که تجربه همه خدمه یکسان نیست؛ برخی همچنان از مأموریت خود دفاع میکردند و به کارشان افتخار داشتند، اما در میان شماری از ملوانان، خستگی و افت روحیه کاملاً محسوس بود.
براون همچنین گزارش کرد که حدود نیمی از خدمه زیر ۲۵ سال سن دارند و بسیاری از نیروهای جوان ماهها در محیطی بسته، با شیفتهای طولانی و بدون امکان عادی مرخصی ساحلی زندگی کردهاند.
یکی از ملوانان وضعیت روحی کشتی را بسیار ضعیف توصیف کرد.
گزارش سیانان نشان میداد که برای برخی ملوانان، زندگی به چرخهای تکراری تبدیل شده بود: کار، خواب، عملیات و دوباره کار.
روزها میگذشتند، اما خشکی دیده نمیشد.
تاریکترین بخش ماجرا؛ تلاش برای پریدن به دریا
و سپس موضوعی بسیار حساستر مطرح شد: سلامت روان خدمه.
در هفتههای گذشته گزارشهایی درباره تلاش برخی اعضای خدمه برای رفتن به داخل آب منتشر شد.
سیانان گزارش داد که در یکی از این موارد، یک ملوان در اوایل ماه اوت وارد آب شد. به گفته پاملا براون، این ملوان جلیقه نجات به تن داشت و حدود یک ساعت بعد نجات داده شد.
این فرد پس از نجات مورد ارزیابی پزشکی قرار گرفت و برای مراقبت بیشتر از ناو خارج شد. نکته قابل توجه این بود که مقامهای نیروی دریایی آمریکا این حادثه را با سلامت روان مرتبط دانستند.
در گزارشهای رسانههای آمریکایی همچنین به موارد دیگری از جلوگیری از پریدن افراد از ناو اشاره شده است.
برخی رسانهها از این حوادث با عنوان «تلاش برای خودکشی» یاد کردند
در شرایطی که این گزارشها منتشر میشد، دونالد ترامپ نگرانیها درباره طولانی شدن مأموریت را رد کرد.
او گفت استقرار لینکلن «حتی نزدیک به اندازه کافی طولانی نبوده است.»
این اظهارنظر زمانی بحثبرانگیزتر شد که گزارشهای مربوط به کمبود غذا، خستگی، مشکلات بهداشتی و فشار روانی خدمه در رسانهها منتشر شده بود.
پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، نیز روایتهای منتشرشده درباره وضعیت ناو را رد کرد و آنها را اغراقآمیز یا تحریفشده دانست.
اما در مقابل، خانواده برخی خدمه و شماری از نمایندگان کنگره آمریکا خواستار پاسخگویی پنتاگون شدند.
غولی که زنگ زد
سرانجام در دوم سپتامبر، آبراهام لینکلن وارد بندر لام چابانگ در تایلند شد؛ و تصاویر، بیش از هر سخنرانی دیگری حرف زدند.
بدنه عظیم ناو از قسمتهای مختلف، بهخصوص اطراف خط آب، با لکههای گسترده زنگزدگی و آثار فرسودگی دیده میشد.
خبرگزاری رویترز نیز در گزارش خود از ورود لینکلن به تایلند، به آثار زنگزدگی روی بدنه ناو و کشتیهای همراه آن اشاره کرد.
روزنامه تایمز آو ایندیا نیز تصاویر منتشرشده را نشانه آشکار ماهها عملیات دریایی و فرسودگی بدنه توصیف کرد.
از منظر رسانهای، تصویر بسیار معنادار بود. ناوی که با هیبت یک غول جنگی وارد منطقه شده بود، حالا با چهرهای زنگزده و فرسوده به ساحل رسیده بود.
۳۰ روز برای ترمیم زخمهای غول
کارل شوستر، ناخدای بازنشسته نیروی دریایی آمریکا که سه دوره روی ناوهای هواپیمابر کلاس نیمیتز خدمت کرده، در گفتوگو با سیانان توضیح داد که زنگزدگی در کشتیای که دهها روز در آب شور عملیات مداوم داشته، غیرعادی نیست.
اما به گفته او، برای رفع کامل این وضعیت باید خدمه بخشهای مختلف بدنه را پاکسازی و سنبادهکاری کنند، سپس چند لایه پوشش ضدزنگ و رنگ مخصوص روی بدنه اعمال شود.
برآورد او این بود که برای رسیدگی کامل به چنین حجم زنگزدگی، حدود ۳۰ روز عملیات نگهداری و تعمیر لازم است.
شوستر همچنین توضیح داد که در یک توقف کوتاه بندری، نمیتوان تمام این کارها را انجام داد و اولویت با بخشهایی است که بیشترین فشار را تحمل میکنند.
به بیان دیگر، لینکلن نه برای یک جشن پیروزی، بلکه برای استراحت خدمه، تأمین مجدد و رسیدگی به فرسودگی وارد تایلند شد.
پنج هزار ملوان؛ آزادی در برابر یک جفت جوراب و پدیکور!
تصاویر ورود خدمه به تایلند، بخش دیگری از این داستان را روایت کرد.
خبرنگار گاردین در گزارش چهارم سپتامبر نوشت که ملوانان پس از ورود به پاتایا برای سادهترین چیزهایی که در ماههای گذشته از آنها محروم بودند، صف کشیدند؛ از خرید و غذای بیرون گرفته تا پدیکور و حتی خرید یک جفت جوراب.
این تصویر شاید از همه چیز گویاتر باشد.
پنج هزار نیروی نظامی که روی یکی از پیشرفتهترین ناوهای جهان زندگی میکنند، پس از ۲۸۶ روز دریا برای تجربه چند ساعت زندگی عادی در خشکی هیجانزده بودند.
خبرگزاری رویترز نیز گزارش داد که توقف پنجروزه در تایلند برای استراحت و بازیابی خدمه در نظر گرفته شده بود.
این دیگر صرفاً مسئله یک کشتی نیست؛ مسئله انسانی است که در قلب یکی از بزرگترین ماشینهای جنگی جهان قرار دارد.
آبراهام لینکلن؛ نماد قدرتی که زمینگیر شد
یک غول فولادی ۳۳۳ متری که پس از ۲۸۶ روز به ساحل رسید؛ بدنهاش زنگ زده بود، خدمهاش ماهها خسته و دور از خانواده بودند و رسانههای آمریکایی از مشکلاتی سخن میگفتند که حتی پنتاگون نمیتوانست همه آنها را نادیده بگیرد.
اما از منظر روانی و رسانهای، ماجرا برای آمریکا سنگین است.
زیرا ناوی که قرار بود نماد هیبت و اقتدار واشنگتن باشد، اکنون با تصویری از فرسودگی، خستگی و فشار از صحنه خارج شده است.
غول آمریکایی شکستناپذیر نیست. این شاید مهمترین پیام ۲۸۶ روز حضور لینکلن در منطقه باشد؛ و آبراهام لینکلن دقیقاً چنین تصویری را با خود به تایلند برد:
غولی که با هیبت وارد شد، اما با آثار فرسودگی، خستگی و هزینه سنگین جنگ از منطقه خارج شد؛ تصویری که برای رقبای آمریکا، بیش از یک عکس از یک ناو زنگزده، یک پیام راهبردی دارد: نمایش قدرت آسان است؛ حفظ آن در یک جنگ فرسایشی، نه.