امارات، مانند آمریکا و رژیم اسرائیل، در حال عادی سازی وضعیت جنگ دائمی در خاورمیانه است
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو به نقل از میدل ایست آی؛ محمد بن زاید باید تاریخ را بخواند تا بیاموزد که قدرت نرم هر بار بر قدرت سخت غلبه خواهد کرد؛ به ویژه در جهان امروز که مشروعیت، حرف اول را می زند.
شش ماه پس از دومین حمله خود به ایران، دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، همچنان درباره جنگی که نه می تواند از آن خارج شود و نه می تواند ۵۰ هزار نیروی نظامی، ۱۹ ناو جنگی و دو ناو هواپیمابر خود را از آن بیرون بکشد، در دنیای خیالی خود به سر می برد.
هر نامی که بر فعالیت این نیروها گذاشته شود، «جنگ» نیست.ترامپ هفته گذشته گفت: «این چیز مهمی نیست.»
او پیش از این نیز از عبارت هایی مانند «یک درگیری کوچک»، «یک انحراف کوچک» و «یک ماموریت کوچک، برای یکی دو هفته یا چند هفته» استفاده کرده بود.
خدمه خسته ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» که هفته گذشته پس از ۲۸۶ روز حضور در دریا در سواحل تایلند لنگر انداخت، احتمالا با این ارزیابی موافق نیستند.
برخی از آنها هنگام حضور در ساحل پاتایا با پریا سریدهار، خبرنگار پنتاگون شبکه MS Now، صحبت کردند.
سریدهار گفت: «بسیاری از آنها به من گفتند که این، در واقع، بدترین ماموریتی بوده که تا به حال تجربه کرده اند. آنها فقط می خواستند مستقیما به خانه برگردند. آنها می گفتند می ترسند که به دلیل این جنگ، این ماموریت های بسیار طولانی بدون توقف در بنادر، به یک امر عادی تبدیل شود.»
اگر قرار باشد تصویری نمادین از بیهودگی جنگی که ترامپ ظاهرا قادر به متوقف کردن آن نیست وجود داشته باشد، احتمالا همان تصویر این ناو است که در حالی که تحت اسکورت به سوی سن دیگو بازمی گردد، به سختی راه خود را طی می کند.
بر اساس آخرین گزارش های اطلاعاتی آمریکا، ایران اکنون با اعتماد به نفس بیشتری نسبت به توانایی خود برای حمله متقابل ظاهر شده و مصمم است آمریکا را ناکام بگذارد.
مقام های آمریکایی که روزنامه نیویورک تایمز با آنها گفت وگو کرده، گفته اند ایران از این جنگ با درک بسیار بهتری از نقاط قوت نظامی خود بیرون آمده و اطمینان بیشتری نسبت به توانمندی هایش پیدا کرده است.
جنگی بیهوده
در حالی که ترامپ فشار و فرسودگی ناشی از جنگ بر پنتاگون را کم اهمیت جلوه می داد، سرتیپ محمد اکرمی نیا، سخنگوی ارتش ایران، گفت ایران به زودی از وضعیت دفاعی و واکنشی به وضعیت تهاجمی و پیش دستانه تغییر مسیر خواهد داد.
نیا در اظهاراتی که از سوی صداوسیمای ایران پخش شد، افزود که ایران هر جا احساس کند تهدیدی وجود دارد، «عملیات پیش دستانه» انجام خواهد داد.او گفت: «دکترین نظامی ما به سمت دفاع پیش دستانه و عملیات بازدارنده تغییر کرده است.»
آمریکا ورژیم اسرائیل تنها بازیگرانی نیستند که در تلاش برای عادی سازی وضعیت جنگ دائمی هستند.
شکست های پی در پی نظامی ائتلاف غربی نه تنها به عنوان هشداری برای دیگر کشورهای جهان عمل نکرده، بلکه این مداخلات الگویی ایجاد کرده اند که کشورهای کوچک در حال ظهور، با اشتیاق از آن تقلید می کنند.
رهبر دیگری که خود را در وضعیت جنگ دائمی می بیند، محمد بن زاید، رئیس امارات متحده عربی، معروف به MBZ است.
ابوظبی هنوز ناو هواپیمابر ندارد.اما این کشور به پول، مزدوران و ناوگان هواپیماهایی متکی است که به شکل مخفیانه سلاح منتقل می کنند تا امپراتوری دریایی خود را که اکنون تا اعماق آفریقا امتداد یافته است، کنترل کند.
ابوظبی در هنرهای پنهان براندازی و مداخله استاد است؛ اما شاخک های آن به همان اندازه اسرائیل گسترده و جاه طلبی هایش به همان اندازه مرگبار است.
این کشور بدون حضور گسترده نیروهای نظامی متعارف فعالیت می کند.
یکی از تحلیلگران نوشته است: «این رویکرد عمدتا بر سه سازوکار متکی است: پشتیبانی لجستیکی هوایی، تجهیزات نظامی تامین شده برای گروه های متحد و استفاده از بازیگران غیردولتی به عنوان امتداد سیاست خارجی.»
بندر بوساسو در پونتلند سومالی، رسما برای استفاده تجاری توسط شرکت اماراتی DP World اجاره شده است؛ اما در عمل این بندر به عنوان نقطه ای برای عملیات نظامی و ارسال محموله به لیبی و سودان مورد استفاده قرار می گیرد و به تداوم درگیری ها در این کشورها کمک می کند.
بازیگر هرج و مرج
قابلیت انکارپذیری، کلیدی است.این ویژگی به ابوظبی اجازه می دهد در حالی که عملیات هایی برخلاف منافع غرب انجام می دهد، همچنان متحد سرسخت غرب باقی بماند.ابوظبی در ظاهر خود را بالاترین شکل موجودیت عربی معرفی می کند.
این کشور به شما می گوید سرزمینی است با ثروتی افسانه ای که می تواند غیرممکن ها را ممکن کند؛ با بلندترین ساختمان جهان و نامی که بر بهترین باشگاه های فوتبال یا ورزشگاه های آنها در سراسر جهان دیده می شود: منچسترسیتی، آرسنال و ده ها باشگاه دیگر در آمریکا، اسپانیا، فرانسه و ترکیه.امارات قطعا یک پل است؛ پلی برای قاچاقچیان اسلحه، پولشویان، قاچاقچیان طلا، دورزنندگان تحریم ها، مزدوران و جاسوسان.حتی در دولت امارات پستی با عنوان «وزیر تسامح» وجود دارد.
در مقدمه یک سند ۶۸ صفحه ای که هفت سال پیش منتشر شد، زمانی که بن زاید سال ۲۰۱۹ را «سال تسامح» اعلام کرده بود، امارات به عنوان «پل ارتباطی میان مردم جهان و فرهنگ های گوناگون آنها، در محیطی مبتنی بر گشودگی و احترام که افراط گرایی را رد و همزیستی را ترویج می کند» معرفی شده بود.
این کشور قطعا یک پل است؛ اما پلی برای قاچاقچیان اسلحه، پولشویان، قاچاقچیان طلا، دورزنندگان تحریم ها، مزدوران و جاسوسان.
البته همه این فعالیت ها زیر میز انجام می شود.
هیچ کس نمی تواند محمد بن زاید، که در مدارس شبانه روزی اسکاتلند تحصیل کرده، را به تنبلی متهم کند.
از زمانی که بهار عربی دو دیکتاتور را در تونس و مصر سرنگون کرد، بن زاید یک کودتای نظامی در مصر و جنگ های داخلی در لیبی، یمن و سودان را سازماندهی و تامین مالی کرده است.
او محمد بن سلمان، شاهزاده ناشناخته سعودی در آن زمان، را به بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، و سپس خاندان ترامپ معرفی کرد.این اقدام راه را برای تبدیل شدن بن سلمان به ولیعهد و حاکم واقعی عربستان سعودی هموار کرد.
بن زاید بارها رهبران غربی را درباره خطرات ادعایی اسلام سیاسی به طور کلی و اخوان المسلمین به طور خاص توجیه کرده است.
محور امارات و اسرائیل آشکارا در حال همسویی با راست افراطی اروپا است و اسلام هراسی را به عنوان یک ابزار سیاسی به کار می گیرد.
ماه گذشته، در آنچه به نظر می رسید یک کارزار هماهنگ برای دامن زدن به نفرت ضد مسلمانان در بریتانیا باشد، نتانیاهو اظهارات عجیبی مطرح کرد و بریتانیا را «جمهوری اسلامی بریتانیا» خواند.
پس از آن، چندین چهره تاثیرگذار اماراتی با خبرنگاران و اندیشکده های بریتانیایی گفت وگو کردند و درباره تهدید ادعایی اخوان المسلمین هشدار دادند و از وجود «توطئه ای اسلامی» برای تصرف بریتانیا و غرب سخن گفتند.
این اتفاق علاوه بر افشاگری های تکان دهنده درباره عملیات نظارتی امارات علیه انس التکریتی بود.
عوامل بن زاید همچنین به طور فعال به سراغ چهره های راست افراطی مانند نایجل فاراژ، رهبر حزب ریفورم بریتانیا، رفته اند؛ کسی که ظاهرا آنها او را نخست وزیر آینده بریتانیا تصور می کنند.
ژانویه گذشته، در پشت بام هتل ریتز کارلتون در دبی، در یک مهمانی خصوصی که شبکه راست گرای GB News برگزار کرده بود و سلطان احمد الجابر، وزیر صنعت و فناوری پیشرفته امارات، نیز در آن حضور داشت، فاراژ مانند بسیاری دیگر پیش از خود، کاملا مجذوب جلوه ثروت و قدرت شد.
او گفت: «به نخل ها نگاه کنید. می خواهم کلاکتون شبیه اینجا باشد.»
پس از یک تابستان دیگر با موج های گرمای بی سابقه، ممکن است کلاکتون به زودی واقعا شبیه یک بیابان شود.
فاراژ همچنین از امارات به دلیل ممنوع کردن اخوان المسلمین تمجید کرد و به گفته منابع، گفت که دولت ریفورم نیز همین کار را انجام خواهد داد.
او خطاب به مقام های اماراتی حاضر در مراسم گفت: «ما چیزهای زیادی داریم که از شما یاد بگیریم، آقایان عزیز. ما می دانیم شما دوستان ما هستید. لندن پسابرگزیت، لندن تحت دولت ریفورم، شما را به یاد خواهد داشت.»
اما علاقه به امارات تنها به لندن پسابرگزیت محدود نمی شود.
امارات بزرگ ترین شریک تجاری بریتانیا در خاورمیانه است و حجم تجارت دوجانبه دو کشور در سال ۲۰۲۲ به ۲۱.۶ میلیارد پوند، معادل ۲۹ میلیارد دلار، رسید.
بیش از ۵ هزار شرکت بریتانیایی در امارات فعالیت می کنند.
امارات جایگاهی حتی ویژه تر نزد آمریکا دارد.
وزارت بازرگانی آمریکا در ژوئیه امسال جایگاه امارات را در چارچوب مقررات اداره صادرات ارتقا داد و محدودیت ها را برای صادرات تجهیزات نظامی، ماهواره های تجاری و فضاپیماها کاهش داد.
امارات؛ تسهیل کننده جنایات جنگی
اکنون امارات در حالی با اسرائیل وارد یک اتحاد نزدیک شده که نسل کشی در غزه و کرانه باختری اشغالی در جریان است.
در حالی که دولت اندی برنهام، نخست وزیر بریتانیا، قرار است تحریم هایی را علیه کالاهای شهرک های غیرقانونی اعلام کند و در حال بررسی محدودیت های بیشتر بر کمک های نظامی است، شرکت نظامی اسرائیلی «البیت سیستمز» از انعقاد قراردادی ۲.۳ میلیارد دلاری با امارات خبر داده است؛ قراردادی که بزرگ ترین قرارداد در تاریخ اسرائیل محسوب می شود.
همه اینها پوششی برای حوزه واقعی گسترش نفوذ امارات، یعنی آفریقا، فراهم کرده است.
زیرا تجارت واقعی در زیر میز انجام می شود.
جنگ داخلی سودان تاکنون ۵۹ هزار نفر را کشته و ۱۴ میلیون نفر دیگر را آواره کرده است.
اکنون شواهد فراوانی، از گزارش های خود «میدل ایست آی» و منابع متعدد دیگر، درباره جنایات جنگی نیروهای پشتیبانی سریع، موسوم به RSF، در دارفور، الفاشر و مناطق دیگر وجود دارد.
نازهت شمیم خان، معاون دادستان دیوان کیفری بین المللی، از «پیشرفت قابل توجه» در تحقیقات این نهاد خبر داده است.
امارات با استفاده از مسیرهای انتقال از طریق چاد و لیبی، این جنایات جنگی را با تسلیحات و منابع مالی پشتیبانی کرده و همچنین مزدورانی از کلمبیا وارد کرده است.
شرکت های اماراتی نیز طلای سرقت شده از خزانه سودان را به دبی منتقل کرده اند.
یک زن سودانی همراه فرزندش در اردوگاه الرحمانیه برای آوارگان، نزدیک شهر الابیض در منطقه کردفان جنوبی، در ۲۵ ژوئن ۲۰۲۶.
نویسنده بخش حمایت و تبلیغات سازمان Dawn نوشته است:«این یک شکست موردی در بررسی های لازم نیست. این یک سیاست عمدی، مستمر و به خوبی مستند شده از سوی امارات برای مسلح کردن نیرویی است که به طور معتبر به نسل کشی متهم شده است.»
«هر انتقال تسلیحات به امارات خطر همدستی در جنایات فجیع را به همراه دارد. جامعه بین المللی شواهد را در اختیار دارد. آنچه وجود ندارد، اراده برای اقدام است.»
تصویری مشابه را می توان در لیبی نیز مشاهده کرد؛ جایی که جریان مستمری از پروازهای باری نظامی از ابوظبی یا پایگاه هوایی الظفره به بنغازی یا طبرق انجام می شود؛ پروازهایی که توسط شرکت های پوششی اداره می شوند.
این روند به ژنرال خلیفه حفتر، حاکم نظامی بالفعل شرق لیبی و فرمانده نیروهای مسلح عرب لیبی، اجازه می دهد عملیات خود را با وجود تحریم تسلیحاتی سازمان ملل ادامه دهد.
قدرت نرم در برابر قدرت سخت
در بلندمدت، این عملیات های پیچیده شکست می خورند.تونس در آستانه فروپاشی مالی قرار دارد، مصر بیش از هر زمان دیگری ضعیف شده و حفتر و پسرش اکنون در حال بررسی روابط با ترکیه هستند؛ کشوری که مداخله نظامی اش مانع از تصرف طرابلس توسط نیروهای حفتر شد.
عملیات امارات در یمن موجب شکافی تعیین کننده و پایدار با عربستان سعودی شده است؛ عربستانی که سرانجام برای مقابله با عملیات مخفی ابوظبی در یمن، سودان و شاخ آفریقا فعال شده است.واکنش بن زاید به این شکست، پافشاری بیشتر بر مواضع خود است. اما او اکنون آن قدر دشمن برای خود ایجاد کرده که بعید می دانم این سیاست عاقلانه باشد.
ائتلاف نظامی میان ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان در این رقابت، شانس بیشتری برای جذب کشورهای بی طرف دارد تا ائتلاف میان هند، اسرائیل و امارات.
واکنش بن زاید به این شکست، پافشاری بیشتر بر مواضع خود است. اما او اکنون آن قدر دشمن برای خود ایجاد کرده که بعید می دانم این سیاست عاقلانه باشد.
افراد زیادی در اطراف او هستند که خطرات اقداماتش را می بینند.
آنچه برای ابوظبی خوب است، لزوما برای دبی خوب نیست.
در حالی که ابوظبی تجارت با ایران را تحریم کرده است، بانک های ایرانی یک منبع درآمد پرسود برای دبی محسوب می شوند.
مهم تر از همه، محمد بن زاید باید تاریخ را بخواند.
ابوظبی تصویر «اسپارت کوچک» را برای خود ساخته است؛ یک دولت شهر که می تواند بسیار فراتر از وزن واقعی خود ضربه بزند.
اسپارت و متحدانش سرانجام در چهارمین درگیری از چهار جنگ با آتن که امروز به عنوان جنگ پلوپونزی شناخته می شوند پیروز شدند و الیگارشی ها را در سراسر یونان روی کار آوردند؛ درست همان طور که ابوظبی اکنون تلاش می کند در شمال آفریقا انجام دهد.
اما امروز چه کسی به اسپارت سفر می کند و چه کسی آن را به یاد می آورد؟این آتن، یعنی شهر شکست خورده، بود که امپراتوری روم در برابر آن ادای احترام کرد؛ شهری که عصر طلایی یونان کلاسیک را در هنر، تئاتر، فلسفه، معماری و دموکراسی رقم زد.
قدرت نرم هر بار بر قدرت سخت غلبه خواهد کرد؛ به ویژه در جهان امروز که مشروعیت حرف اول را می زند.
این همان دلیلی است که آمریکا و متحدانش از زمان جنگ کوزوو در تمام جنگ های خود شکست خورده اند.
و این همان دلیلی است که ابوظبی روی اسب اشتباه شرط بندی کرده است.