فریدون عباسی؛ دانشمند شهیدی که تا آخرین نفس در میدان ماند
به گزارش خبرنگار دانشگاه خبرگزاری دانشجو، ۱۷ شهریور سالروز تولد فریدون عباسی دوانی است؛ دانشمند هستهای که زندگیاش در چهار دهه با علم، دفاع، مدیریت و ایستادگی گره خورد؛ مردی که یکبار از عملیات تروریستی جان سالم به در برد، سالها برای دفاع از دانش و صنعت اتمی در کنار خانواده شهدای هستهای ایستاد و سرانجام در جریان حمله اسرائیل به ایران در خرداد ۱۴۰۴ به شهادت رسید؛ روایتی که نشان میدهد برای او، علم صرفاً یک تخصص نبود، بلکه بخشی از مسئولیتش در قبال ایران بود.
از آبادان تا قلب برنامه هستهای ایران
فریدون عباسی دوانی ۱۷ شهریور ۱۳۳۷ در آبادان متولد شد؛ هرچند ریشه خانوادگی او به روستای دوان در شهرستان کازرون استان فارس بازمیگشت. نسلی که عباسی در آن رشد کرد، خیلی زود با تحولات بزرگ سیاسی و اجتماعی ایران مواجه شد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، او به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست و در سه دوره در جنگ ایران و عراق حضور یافت. اما پایان جنگ برای عباسی پایان یک مسیر نبود؛ آغاز میدان دیگری بود؛ میدانی که این بار به جای سنگر، دانشگاه و آزمایشگاه در مرکز آن قرار داشت.
او تحصیلات خود را ادامه داد و دکترای فیزیک هستهای را از دانشگاه شهید بهشتی دریافت کرد. از سال ۱۳۷۲ به عضویت هیئت علمی دانشکده فیزیک دانشگاه امام حسین درآمد و ریاست گروه فیزیک این دانشگاه را نیز برعهده گرفت. عباسی در سال ۱۳۸۶ به عنوان استاد نمونه کشوری انتخاب شد و عضویت شورای مرکزی انجمن هستهای ایران را نیز در کارنامه داشت.

تصاویری از مدارک و مدالهای شهید فریدون عباسی که در بقایای محل ترور او به بیرون پرتاب شده است
دانشمندی در فهرست تحریمها
مسیر علمی و فعالیتهای تخصصی عباسی در شرایطی ادامه یافت که برنامه هستهای ایران بیش از پیش به یکی از موضوعات مناقشهبرانگیز در عرصه بینالمللی تبدیل شده بود. در سال ۱۳۸۶، نام او در قطعنامه ۱۷۴۷ شورای امنیت سازمان ملل متحد قرار گرفت و مشمول تحریم شد؛ تحریمی که بعدها در چارچوب قطعنامه ۲۲۳۱ لغو شد.
اما آنچه بعدها رقم خورد، نشان داد تهدید علیه دانشمندان هستهای تنها به فشارهای سیاسی و تحریم محدود نخواهد ماند.
ترور اول؛ صبحی که بمب به خودرو چسبید
سال ۱۳۸۹، نام فریدون عباسی در کنار شماری دیگر از دانشمندان هستهای ایران در فهرست اهداف عملیات تروریستی قرار گرفت. تروریستها تلاش کردند با چسباندن بمب به خودرو، زندگی او و همسرش را هدف قرار دهند. روایت همسر عباسی از آن حادثه، یکی از تکاندهندهترین بخشهای این ماجراست.
آنها در حوالی میدان شهید شهریاری بودند که صدایی از سمت راننده شنیده شد. عباسی متوجه شیئی شد که به خودرو چسبیده بود و به سرعت دریافت که با یک عملیات تروریستی مواجه شدهاند.
در چند ثانیه، تصمیمی سرنوشتساز گرفته شد. عباسی از همسرش خواست خودرو را ترک کند و برای نجات او اقدام کرد. انفجار رخ داد و هر دو مجروح شدند؛ اما هدف اصلی عملیات محقق نشد. عباسی زنده ماند. و شاید مهمتر از زنده ماندن، این بود که ترور نتوانست او را از ادامه مسیر بازدارد.
از هدف ترور تا ریاست سازمان انرژی اتمی
فاصله چندانی میان آن حادثه و یکی از مهمترین مسئولیتهای زندگی عباسی وجود نداشت. ۲۴ بهمن ۱۳۸۹، فریدون عباسی به عنوان معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان انرژی اتمی ایران منصوب شد.
مردی که چند ماه پیشتر هدف عملیات تروریستی قرار گرفته بود، حالا مسئولیت یکی از مهمترین نهادهای علمی و راهبردی کشور را برعهده داشت. او تا مرداد ۱۳۹۲ در این سمت باقی ماند. برای عباسی، این مسئولیت در امتداد همان مسیری بود که سالها پیش آغاز کرده بود: دانش، خدمت و تلاش برای تقویت توان علمی کشور.

تصویری از شهید دکتر فریدون عباسی رئیس اسبق سازمان انرژی اتمی کشور هنگام ارائه گزارش در حضور رهبر شهید انقلاب اسلامی

روایتی که خانواده شهدای هستهای از عباسی دارند
اما شاید برای شناخت فریدون عباسی، رزومه علمی و مسئولیتهای مدیریتی او کافی نباشد. یکی از ماندگارترین روایتها درباره شخصیت او را باید در خاطرات خانواده شهدای هستهای جستوجو کرد. پیرانی، همسر شهید داریوش رضایینژاد، در روایتی از روزهای پس از شهادت همسرش، از حضور فریدون عباسی در یکی از سختترین لحظات زندگی خود سخن گفته است.
او روایت کرده است که روز بعد از شهادت داریوش، در حالی که در پزشکی قانونی و سپس سالن تغسیل حضور داشت، ناگهان عباسی را در برابر خود دید؛ مردی که خود نیز در معرض تهدید بود، اما برای همراهی خانواده شهید آمده بود. عباسی در آن روز به جای آنکه صرفاً یک مدیر یا مسئول باشد، در کنار خانواده شهید ایستاد. پیامی که به همسر شهید منتقل کرد، ساده اما عمیق بود: داریوش او را زنی قوی میدانست و باید همان تصویری را که همسر شهید از او داشت، حفظ میکرد. پیرانی بعدها از عباسی به عنوان یکی از خوشفکرترین انسانهایی که در زندگی با او برخورد کرده بود یاد کرد و او را «مأمن» خانوادههای شهدای هستهای دانست.

این روایت، وجه دیگری از زندگی مردی را آشکار میکند که در قاب رسمی عناوین دانشگاهی و مدیریتی کمتر دیده میشود؛ وجه انسانی دانشمندی که خودش طعم تهدید را چشیده بود، اما در روزهای سخت دیگران را تنها نگذاشت.
۱۴ سال بعد؛ ترور دوباره به سراغ عباسی آمد
سالها گذشت. از ترور سال ۱۳۸۹ بیش از یک دهه گذشته بود. اما سایه تهدید همچنان از سر برخی چهرههای علمی و هستهای ایران کنار نرفته بود. در جریان حمله اسرائیل به ایران در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴، محل سکونت فریدون عباسی در شهرک محلاتی تهران هدف قرار گرفت.
انفجار نیمهشب، ساختمان محل سکونت او را ویران کرد. عباسی که در طبقه سیزدهم این ساختمان حضور داشت، بر اثر شدت انفجار به بیرون پرتاب شد. همسر او نیز آسیب دید و برای مدتی زیر آوار گرفتار شد. تعدادی از همسایگان نیز در این حمله کشته یا زخمی شدند.
این بار دیگر حادثه یک ترور نافرجام نبود. فریدون عباسی به شهادت رسید. مردی که یکبار از مرگ گریخت و بار دیگر در برابر تهدید ایستاد. اگر زندگی عباسی را در یک قاب قرار دهیم، چند تصویر پشت سر هم ظاهر میشود: کودکی در آبادان؛ جوانی در سالهای پس از انقلاب؛ رزمندهای در سالهای جنگ؛ استادی در دانشگاه؛ دانشمندی در عرصه هستهای؛ مردی که خودرویش هدف بمب قرار گرفت؛ رئیسی که در رأس سازمان انرژی اتمی قرار گرفت؛ و سرانجام، انسانی که در حملهای دیگر جان خود را از دست داد.

این تصاویر، زندگی مردی را روایت میکنند که مسیرش هیچگاه یک مسیر عادی نبود. تهدید آمد، اما متوقف نشد. ترور آمد، اما عقب ننشست. مسئولیت سنگینتر شد، اما میدان را ترک نکرد. و سرانجام، هنگامی که آسمان تهران بار دیگر شاهد حمله بود، نام فریدون عباسی در شمار شهدای این نبرد ثبت شد.
۱۷ شهریور؛ سالروز تولد، روز بازخوانی یک میراث
امروز، ۱۷ شهریور، سالروز تولد فریدون عباسی است؛ اما روایت او را نمیتوان تنها با یک شناسنامه و چند تاریخ به پایان رساند. زندگی او روایت نسلی است که جنگ را دید و پس از جنگ، سنگر علم را انتخاب کرد؛ نسلی که باور داشت استقلال کشور تنها در میدان نبرد نظامی حفظ نمیشود و دانشگاه، آزمایشگاه و عرصه فناوری نیز میدانهای تعیینکننده قدرت ملی هستند.
عباسی در این مسیر، از دانشگاه تا مدیریت عالی حوزه هستهای کشور پیش رفت؛ هدف ترور قرار گرفت، مجروح شد، اما بازگشت. و شاید همین بخش از زندگی او بیش از هر چیز دیگری اهمیت داشته باشد: ترور، برای او پایان نبود؛ وقفهای کوتاه در مسیری بود که تا آخرین روز ادامه یافت.
نامی که در تاریخ علم ایران ماند
فریدون عباسی امروز دیگر در میان ما نیست، اما زندگی او در میان دو واژه خلاصه نمیشود: «دانشمند» و «شهید». او روایتی از پیوند دانش و مسئولیت بود؛ روایتی از انسانی که از میدان جنگ به دانشگاه رفت، از دانشگاه به عرصه فناوری هستهای رسید، هدف ترور قرار گرفت اما ایستاد، در کنار خانواده شهدای هستهای ماند و سرانجام خود نیز به جمع آنان پیوست.
۱۷ شهریور، برای بازخوانی چنین زندگیهایی است؛ برای یادآوری اینکه پشت هر عنوان علمی، چهره انسانی ایستاده است که انتخاب کرده بخشی از عمر خود را وقف آینده کشورش کند. فریدون عباسی یکبار از انفجار گریخت؛ اما از مسئولیتی که برای خود تعریف کرده بود، هرگز نگریخت.
ترور نتوانست دانش او را خاموش کند؛ تهدید نتوانست قدمهایش را متوقف کند و شهادت نیز نتوانست نامش را از حافظه خانوادههای هستهای و تاریخ علم ایران پاک کند. امروز، در سالروز تولدش، شاید بهترین توصیف برای زندگی او همین باشد: مردی که برای علم ایستاد، برای ایران ماند و سرانجام در راهی که انتخاب کرده بود، به شهادت رسید. یاد و نام فریدون عباسی، دانشمند شهید هستهای ایران، گرامی باد.