بررسی چالشهای پرستاری و ساختار نظام سلامت از نگاه یک دانشجوی پرستاری
به گزارش خبرنگار دانشگاه خبرگزاری دانشجو، افزایش تعرفههای پرستاری در حالی با هدف بهبود وضعیت اقتصادی کادر درمان دنبال میشود که همزمان، تورم و افزایش هزینههای زندگی بخش قابلتوجهی از این افزایشها را خنثی میکند. وزیر بهداشت اعلام کرده تعرفههای پرستاری امسال ۶۷ درصد افزایش یافته و کشور ظرفیت افزایش بیشتر را ندارد. اما آیا افزایش تعرفهها بهتنهایی میتواند پاسخگوی مشکلات معیشتی پرستاران باشد؟ برای بررسی این موضوع، با حسین پوررحیمی، دانشجوی پرستاری ورودی ۱۴۰۱ و عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز گفتوگو کردهایم.

پوررحیمی درباره اعلام افزایش ۶۷ درصدی تعرفههای پرستاری در سال جاری و این ادعای وزیر بهداشت که کشور ظرفیت افزایش بیشتر تعرفهها را ندارد، معتقد است مسئله را باید از زاویه دیگری بررسی کرد. به گفته او، اگر کشور ظرفیت افزایش بیشتر تعرفهها را ندارد، این پرسش مطرح میشود که آیا معیشت پرستاران نیز توان تحمل شرایط اقتصادی و تورم موجود را دارد؟
او تأکید میکند که مسئله فقط میزان افزایش تعرفهها نیست، بلکه باید دید این افزایش در شرایط تورمی تا چه اندازه میتواند قدرت خرید پرستاران را واقعاً افزایش دهد. از نگاه پوررحیمی، نمیتوان مشکل را صرفاً در میزان افزایش تعرفهها خلاصه کرد، چراکه بخش مهمی از چالشهای نظام سلامت به ساختار ناکارآمد آن بازمیگردد.
به اعتقاد او، سالهاست به جای انجام اصلاحات اساسی در نظام بیمه، شیوههای پرداخت، فرآیند وصول مطالبات، نحوه توزیع منابع و سیاستهای دارویی، تلاش شده است مشکلات با افزایش ارقام و منابع مدیریت شود؛ در حالی که تورم همزمان بخش قابلتوجهی از این افزایشها را خنثی میکند.
پوررحیمی این وضعیت را شکلگیری یک چرخه معیوب میداند؛ چرخهای که در آن افزایش درآمد به افزایش هزینهها و تورم منجر میشود، سپس قدرت خرید کاهش مییابد و در مرحله بعد دوباره درخواست برای افزایش درآمد مطرح میشود. به گفته او، این چرخه بارها تکرار میشود تا در نهایت دوباره به نقطهای برسیم که گفته شود «دیگر ظرفیت افزایش بیشتر وجود ندارد». بنابراین، اگر ساختار نظام سلامت اصلاح نشود، صرفاً با افزایش تعرفهها نمیتوان این مشکل را برای همیشه حل کرد.
او در ادامه نسبت به پیامدهای این شرایط برای کادر درمان هشدار میدهد و فرسودگی شغلی و مهاجرت نیروهای متخصص را از جمله نتایج جدی آن میداند. به گفته پوررحیمی، کشوری که برای تربیت یک نیروی متخصص سالها هزینه میکند، اما در ادامه به دلیل شرایط اقتصادی و سیاستگذاری نامناسب، همان نیروی انسانی را به سمت مهاجرت سوق میدهد، عملاً سرمایه انسانی خود را از دست میدهد.
از سوی دیگر، به اعتقاد او، پیامدهای این وضعیت تنها متوجه کادر درمان نیست و بیماران نیز تحت تأثیر افزایش هزینههای درمان قرار میگیرند. به همین دلیل، مسئله تعرفهها باید در چارچوب گستردهتری از مشکلات نظام سلامت مورد بررسی قرار گیرد.
پوررحیمی معتقد است افزایش تعرفهها میتواند در کوتاهمدت بخشی از مشکلات را کاهش دهد، اما راهحل اساسی محسوب نمیشود. از نظر او، دولت باید به جای چانهزنی سالانه بر سر درصد افزایش تعرفهها، اصلاح نظام بیمه، شیوههای پرداخت، تأمین مالی، سیاستهای دارویی و سازوکار تخصیص منابع را در اولویت قرار دهد.
او افزایش تعرفه بدون اصلاح ساختار را به «یک مُسکن برای یک بیماری مزمن» تشبیه میکند؛ اقدامی که ممکن است برای مدتی درد را کاهش دهد، اما بیماری را درمان نمیکند.
در نهایت، پوررحیمی معتقد است پرسش اصلی در موضوع تعرفههای پرستاری نباید این باشد که کشور تا چه اندازه ظرفیت افزایش تعرفهها را دارد، بلکه باید پرسید پرستار تا کجا توان ادامه این وضعیت را دارد. از نگاه او، این پرسش اهمیت بیشتری دارد، چراکه اگر نیروی انسانی نظام سلامت فرسوده شود یا مهاجرت کند، افزایش اعداد و ارقام تعرفهها بهتنهایی نمیتواند مشکلات این نظام را حل کند.
او در پایان، مطالبه اصلی از سیاستگذاران را عبور از نگاه صرفاً «افزایش سالانه تعرفه» عنوان میکند و میگوید باید ریشههای مشکلات نظام سلامت، از نظام بیمه و تأمین مالی گرفته تا شیوه پرداخت، تخصیص منابع و سیاستهای دارویی، اصلاح شود. به اعتقاد پوررحیمی، با اصلاح ساختار، هم وضعیت کادر درمان پایدارتر خواهد شد و هم فشار هزینههای درمان بر مردم کاهش پیدا خواهد کرد.