شنای لاله مرزبان در ونیز پشت به ایران؛ نماینده کدام زنان هستید؟
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۵۴۳۸۱

شنای لاله مرزبان در ونیز پشت به ایران؛ نماینده کدام زنان هستید؟

جایزه بهترین بازیگر زن بخش «افق‌ها»ی ونیز برای لاله مرزبان، بیش از آنکه یک موفقیت سینمایی به نظر برسد، در امتداد همان روایت سیاسی و یک‌سویه‌ای قرار گرفت که سال‌هاست سینمای زیرزمینی در جشنواره‌های خارجی از ایران ارائه می‌کند؛ روایتی که این بار نیز با سخن گفتن از «زنان ایران»، پشت به واقعیت زنان ایرانی و ایستادگی آنها در ماه‌های اخیر کرد.
جشنواره فیلم ونیز

به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، هشتادوسومین جشنواره ونیز آن‌قدر سیاسی بود که خودش هم از خودش می‌ترسید! حضور دو فیلم با زبان فارسی و مسئله ایران نیز باعث شد رسانه‌ها بیشتر روی آن حساس شوند.

پیش‌فرض همه این است که وقتی نام «ایران» این روزها در جهان یکی از پرکلیک‌ترین عناوین است، هرکس با این نام پای در جشنواره‌های سینمایی می‌گذارد، باید جنایت بزرگ‌تر را ببیند، حرف این مردم را که در ماه‌های گذشته تحت بزرگ‌ترین جنایات بوده‌اند بشنود، سکوت شکسته شود و به نفع مردم حرفی زده شود.

اما باز هم سینمای زیرزمینی و نمایندگان آن نشان دادند ارزشی برای حرف اصلی مردم ایران قائل نیستند و با حاشیه‌سازی علیه کشورشان، آب را به آسیاب دشمن می‌ریزند. این بار نوبت لاله مرزبان است که چشمش شیر طلایی هشتادوسومین جشنواره فیلم ونیز را بگیرد.

 

«مراقب»؛ جایزه‌ای در سایه یک نمایش سیاسی

 

لاله مرزبان، برنده جایزه بهترین بازیگر زن از بخش افق‌های فستیوال ونیز برای فیلم زیرزمینی «مراقب» شد؛ جایزه‌ای که باید در آن شک کرد که برای فیلم است یا برای نمایش و سخنانی که بعد از حضور برای دریافت جایزه گفته شد. فیلم «مراقب» محسن قرایی آن‌قدر ضعیف بود که نقدهای زیادی از خود منتقدان اصلی سینمایی جشنواره دریافت کرد.

اما شاید یک متن و کمی اشک تمساح و بازی در زمین سیاست‌های غربی در مورد مردم و به‌خصوص زنان ایران کافی باشد تا وارونه‌سازی مسئله سهمی در جوایز این جشنواره داشته باشد.

لاله مرزبان؛ این بار شنا کردن در ونیز را خوب یاد گرفته!

لاله مرزبان، بازیگری که در سریال‌ها و سینمای ایرانی همیشه یک بازیگر متوسط بوده، این بار شنا کردن در ونیز را خوب یاد گرفته! او در حالی که کشورش در شش ماه اخیر مردمش را در مقابل یک جنگ تحمیلی تمام‌عیار ایستاده مشاهده کرد و زنانی را دید که فرزندانشان را فدای ایران کردند و کودکانشان جلوی چشمشان پرپر شدند، ترجیح داد باز هم در یک زمین سوخته و تاریخ مصرف‌گذشته بازی کند. او یاد آزادی زنان ایران افتاد و همین کلیدواژه‌ها که گویی از قبل متنش آماده شده بود، جملاتی ساخت و سهمش را از جشنواره ونیز گرفت.

 

نمایندگی کدام زنان؟

 

اما حالا پرسش اصلی این است که خانم مرزبان، خانم ریما رامین‌فر و سایر عوامل فیلم زیرزمینی «مراقب»، این حرف‌ها برای شما چه اعتباری، جز یک جایزه و کمی عکس و ژست آتلیه‌ای روی فرش قرمز و صحنه جشنواره ونیز، خواهد داشت؟

چگونه در چشمان مادران کودک‌های مینابی، ملاردی و سیریکی نگاه خواهید کرد؟ زن ایرانی فقط آن تصویری نیست که در جشنواره‌های خارجی از او ساخته می‌شود. زن ایرانی را می‌توان در میان همان مادرانی دید که فرزندانشان را فدای ایران کردند، در میان زنانی که در روزهای سخت کنار خانواده و کشورشان ایستادند و در میان زنانی که هزینه سنگین بحران و جنگ را در زندگی واقعی خود پرداختند.

اما روایت جشنواره‌ای از زن ایرانی، بار دیگر همان تصویر آشنا را انتخاب می‌کند؛ تصویری که ایران را در زمین سوخته می‌بیند و زن ایرانی را در قاب قربانی، معترض و ضعیف تعریف می‌کند.

آیا این شنا ارزشش را دارد؟

آیا شنا در ونیز ارزشش را دارد که با آن نابازیگری اصلی خود را پنهان کنید و پشت دشمنان قسم‌خورده ایران پناه بگیرید؟ آیا ارزشش را دارد که جملاتی را تکرار کنید که اسم رمز عملیات نظامی علیه کشورتان باشد؟

اینها همان پرسش‌هایی است که در پس یک جایزه سینمایی قرار گرفته‌اند؛ جایزه‌ای که قرار بود نشانه موفقیت یک بازیگر باشد، اما سخنان پس از دریافت آن، آن را به بخشی از یک روایت سیاسی درباره ایران تبدیل کرد.

سیاست‌های جشنواره‌هایی مثل ونیز، حمایت از قرائت غیررسمی و اصطلاحاً زیرزمینی است؛ قرائتی که بیشتر نزدیک به خون‌شویی از اتفاقات کشور عزیزمان و سفید کردن چهره جنایتکاران اصلی و حامیان آن در جهان غرب است.

در این میان، سینمای زیرزمینی نیز به ابزاری برای بازتولید همین تصویر تبدیل شده است؛ تصویری که در آن آنچه برای جشنواره جذاب است، الزاماً همان چیزی نیست که مردم ایران می‌خواهند درباره خودشان دیده و شنیده شود.

پول‌پاشی جشنواره‌ها و جوایز پوشالی

این نیز بگذرد. سرنوشت پول‌پاشی‌ها علیه ایران در جشنواره‌های خارجی و این تحریکات برای مزخرف‌گویی در جشنواره‌های خارجی و درو کردن جوایز پوشالی تمام خواهد شد. فرش قرمزها جمع می‌شوند، دوربین‌ها خاموش می‌شوند و جایزه‌ها به قفسه‌ها می‌روند؛ اما آنچه خواهد ماند، حافظه مردم ایران از این روزهاست.

آنچه خواهد ماند قهرمانان زن و مرد واقعی ایران است؛ همان‌هایی که در روزهای سخت ایستادند، هزینه دادند، فرزندانشان را از دست دادند و پشت به کشورشان نکردند. این نیز خواهد گذشت و آنچه باقی می‌ماند، نه ژست‌های آتلیه‌ای روی فرش قرمز ونیز، بلکه تصویری است که مردم ایران از کسانی به یاد خواهند آورد که در روزهای سخت، کنار آنها ایستادند.

حالا به شنای خود در ونیز و زیر زمینی که دالان چاه آن برای همه مشخص است ادامه دهید!

پربازدیدترین آخرین اخبار