آیا تنگه هرمز همچنان استراتژیک می‌ماند؟
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۶۷۷۲۲

آیا تنگه هرمز همچنان استراتژیک می‌ماند؟

رزمایش بزرگ ولایت ۹۰ با نشان دادن سیطره غیر قابل خدشه ایران بر آب‌های خلیج فارس و دریای عمان بویژه تنگه استراتژیک هرمز پیام بزرگی را مبنی بر اینکه ایران واقعاَ توانایی مسدود کردن اين تنگه را داراست اعلام كرد.
گروه بین الملل «خبرگزاری دانشجو»- مرتضی اسماعیلی؛ رزمایش بزرگ ولایت ۹۰ که از سوم دی ماه از سوی ارتش جمهوری اسلامی ایران آغاز گردید و تا ۱۰ روز ادامه یافت، با نشان دادن سیطره غیر قابل خدشه ایران بر آب‌های خلیج فارس و دریای عمان و به ویژه تنگه استراتژیک هرمز پیام بزرگی را به جهانیان اعلام نمود؛ مبنی بر اینکه ایران واقعاَ توانایی مسدود کردن تنگه هرمز را دارا می باشد.
 
به دنبال موفقیت این رزمایش، فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران نیز از برگزاری رزمایش بزرگ این نیرو در بهمن‌ماه در منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز خبر داد. حال باید اذعان کرد در صورتی که هدف از انجام رزمایش ولایت 90 را اثبات توانایی ایران برای بستن تنگه و اخلال در صادرات نفت به مثابه یک انرژی حیاتی برای کشورهای غربی و از سوی دیگر درا بودن درجه ای از اعتبار برای این رزمایش بطوری که کشورهای غربی و منطقه به جدی و واقعی بودن این تهدید واقف شوند دانست بدون شک باید پذیرفت که این مانور به اهداف خود نائل آمده است.

اما مشکل کجاست و چرا سخن از پیامدهای ناخواسته و تردید در استراتژیک ماندن تنگه هرمز به میان می آید؟ قبل از پاسخگویی به سوال فوق لازم است اشاره شود که چرا اصولاَ تنگه هرمز را مهم ترین آبراه جهانی و تنگه ای استراتژیک می نامند. اين کانال دريايی که با خط ساحلی ايران در ورودی خليج فارس مشترک است‌، به دليل ميزان عظيم صادرات روزانه نفت به مهم‌ترين مسير آبی جهان مبدل شده است.
 
بر اساس داده های آژانس بين المللی انرژی (IEA) ميزان نفتی که از اين آبراه عبور می کند، برابر با ۴۰ درصد تمام نفت صادراتی جهان است که اين رقم با توليد و بازدهی سازمان اوپک نوسان پيدا می کند.
 
در حال حاضر روزانه بین 16 تا 17 میلیون بشکه نفت خام از این تنگه صادر می شود. علاوه بر آن روزانه دو ميليون بشکه توليدات نفتی از جمله نفت سياه و گاز مايع طبيعی، از طريق اين گذرگاه آبی به ديگر نقاط جهان صادر می شود. با مدنظر قرار دادن موارد پیش گفته به حق باید این تنگه را مهم و استراتژیک خواند و دلیل اصلی آن را نیز باید خاصیت ارتباطی آن و صادرات نفت از این تنگه دانست.
 
با پذیرفتن موارد بالا و همینطور اطمینان از موفقیت آمیز بودن مانور انجام شده، باید دید تحرکات کشورهای غربی و منطقه پس از اطمینان از قدرت ایران برای مسدود کردن این تنگه چه بوده است.

پس از انجام این رزمایش کشورهای غربی و منطقه هر کدام به سهم خود تلاش کردند تا اعتبار این مانور و احتمال مسدود شدن تنگه هرمز را تشدید کنند و از این رهگذر به فکر راه هایی جایگزین برای صادرات نفت از این منطقه باشند.
 
هدف آنها نیز تحریک کشورهای صادرکننده نفت برای یافتن هر چه سریعتر مسیرهای جایگزین تنگه هرمز می باشد. ضمن این که تغییرات دیگری در ساختار تولید و مصرف نفت در سطح جهانی نیز به وقوع خواهد پیوست و این در بلند مدت به سبب کاستن از اهمیت استراتژیک تنگه هرمز به منافع آمریکا خدمت خواهد کرد.
 
از سوی دیگر این روزها سخن از ساخت خط لوله توسط امارات متحده عربی به میان آمده و همینطور توصیه شده است که خط لوله نفت ترکیه به عراق نیز هر چه سریع‌تر تعمیر شود و آغاز به کار کند.
 
از عربستان هم خواسته شده است هر چه زودتر ظرفیت خطوط لوله انتقال نفت خود به دریای سرخ را افزایش دهد و اگر می‌خواهد شریکی قابل اعتماد و باثبات محسوب شود، میلیاردها دلار دیگر خرج کند و خط لوله جدیدی نیز احداث کند.

در این راستا اگر جمهوری اسلامی ایران از قبل خواهان این تحرکات بوده است و با ملحوظ داشتن این اقدامات مبادرت به انجام این مانور نموده است، که اساس این تحلیل سست می شود و سخن گفتن از پیامدهای ناخواسته اشتباهی محض می باشد. اما اگر ما خواهان کم شدن از اهمیت استراتژیک تنگه هرمز نیستیم- که در واقع نیز همین گونه است- باید فرضیه وجود پیامدهایی ناخواسته برای این مانور پذیرفته و در حرکت های آتی خود قبل از هر گونه اقدامی تمامی جوانب امر را رصد كرد. 
پربازدیدترین آخرین اخبار