کد خبر:۱۷۴۸۱۹
در حاشیه انتخابات ریاست جمهوری روسیه؛
مردم روسیه در دوراهی انتخاب بین بد و بدتر
درست است که پوتین امروز از نظر موقعیتی نخست وزیر روسیه است و منتظر انتخاب مجدد خود در ماه مارس برای ورود به کاخ کرملین میباشد، با این حال برای اولین بار با مخالفت از جانب مردم روبروست، حال بايد ديد...
به گزارش خبرنگار حوزه بینالملل «خبرگزاری دانشجو» به نقل از فرانس 24، درست است که پوتین امروز از نظر موقعیتی نخست وزیر روسیه است و منتظر انتخاب مجدد خود در ماه مارس برای ورود به کاخ کرملین می باشد، اما وی در قلب و ذهن مردم روسیه درای عنوان و جایگاه است، با این حال برای اولین بار با مخالفت از جانب مردم روبروست، حال بايد ديد این مخالفت چه میزان گسترده و قابل اعتناست؟
روسیه امروز با بزرگترین تظاهرات از زمان سقوط اتحاد جماهیر شوروی روبروست. کاتالیزور این مخالفت، مبادله قدرت بین پوتین و مدودف در سالهای اخیر است كه این امر با سوءظن مردم به تقلب انتخاباتی در ماه مارس همراه شده است و یک اقلیت در حال رشد مخالف را شکل داده است؛ چراكه مردم فکر می کنند در سالهای گذشته به آنها حقه زده شده است و رای آنها ارزشی نداشته و این دو نفر قدرت را بین خود تقسیم کرده و از آن لذت می برند.
ستون فقرات اپوزوسیون روبه رشد روسیه، طبقه متوسط است که به لحاظ سیاسی حاصل دوران ریاست جمهوری پوتین محسوب می شوند.
بوریس آکونین، نویسنده مشهور روس و یکی از بنیانگذاران «اتحادیه رای دهندگان» می گوید: این طبقه متوسط در حال رشد، بزرگترین مشکل پوتین محسوب می شود. این جامعه را نان و پنیر راضی نمی کند. آنها احترام و توجه به نظرشان در مورد مسائل کشور را خواهان اند و این مسئله ای است که با انتخاب یا عدم انتخاب پوتین، تغییری در آن ایجاد نخواهد شد.
ولادیمیر پوتین با اشاره به دهه 1990، مردم روسیه را از بازگشت به چنین دورانی میترساند و بدینگونه حضور مداوم خود را در قدرت توجیه میکند، اما کاهش رای حزب حاکم روسیه متحد و اعتراض مردم نشان میدهد که روسها به این ادعای پوتین، به چشم مکر و فریب مینگرند.
خبرنگار فرانس 24 در سفر به شهر کورولیو در شمال مسکو، زن و شوهری را ملاقات می کند به نام ایرینا که سردبیر نشریه محلی آنجا می باشند. این دو سالها علیه فساد دستگاه اداری و رشوه خواری در سطوح مختلف جنگیده اند. این دو می گویند: «امروز در شهر ما طرفداران ولادیمیر پوتین تظاهرات بر پا كرده اند. به نظر یوری ایرینا، تظاهرات امروز در شهر آنها کاملا فرمایشی است و تظاهرکنندگان از سوی دولت خریداری شده اند. وی معتقد است اگرچه پوتین توانست روسیه را به لحاظ اقتصاد بین المللی بارشد روبرو کند، اما نتوانست برای فساد اداری و رشوه خواری در درون روسیه کاری انجام دهد»
واضحترین علت تنفر طبقه متوسط از سیاستمداران حاکم سوءاستفاده آنها از موقعیت خود برای دستیابی به ثروت و قدرت بیشتر است. طی چند سال گذشته گزارشهای زیادی در خصوص افراد وابسته به پوتین و احتمالا خود وي منتشر شده که با سیطره خود بر صادرات نفت و دیگر صنایع ثروت زیادی اندوختهاند. رشوه نیز درد دیگر مردم است؛ بر اساس یافتههای مؤسسه INDEM واقع در مسکو، میزان متوسط مبلغ رشوه در روسیه از 60 دلار در سال 2001 به 175 دلار در سال 2010 رسیده است. افزایش میزان رشوه باعث شده بسیاری از مردم از خدمات اساسی دولت بیبهره بمانند.
یلنا، همسر یوری و رئیس سابق بیمارستان این شهر، گفت: «من مجبور شدم به خاطر فساد دستگاه پزشکی و رشوه خواری توسط پزشکان تحت امر خودم، از ریاست بیمارستان استعفا دهم. من علیه آنها پرونده درست کردم، ولی کسی نبود که حرف من را بشنود.»
مردم این شهر برای شرکت در تظاهرات طرفداری از پوتین دلایل مختلفی دارند؛ از جمله «من به او رای می دهم چراكه به نظرم وي بدی کمتری نسبت به بقیه دارد. من به پوتین رای می دهم چراكه او حداقل کاری انجام می دهد». شهروند دیگری می گوید: «احزاب سیاسی می آیند و می روند، اما ما فقط یک رئیس جمهور داریم» دیگری می گوید: «من به پوتین رای می دهم چون فکر می کنم دیگران فقط حرف می زنند».
در یک نگاه گذرا به شرکت کنندگان در این تظاهرات به نظر می رسد آنها به پوتین رای می دهند، چراكه انتخاب دیگری ندارند، به همین سادگی.
اما از سوی دیگر، پوتین نه تنها بین طبقه کارگر، بلکه بین قدرتمندان حول مرکز قدرت نیز طرفدار دارد. گویی آنها نیز می دانند که بین بد و بدتر، پوتین از همه بهتر است.
اپوزوسیون روسیه در حال شکل گیری است، اما هنوز هیچ کاندیدایی که بتواند اعتماد این گروه را کسب کند ظهور نکرده است. به احتمال زیاد پوتین شش سال دیگر نیز در مقام رئیس جمهوری خواهد بود، اما آنچه که اکنون جدید است و برای نخستین بار است که رخ می دهد، این است که پوتین با مردمی روبروست که به لحاظ سیاسی به آگاهی رسیده اند و شروع به یافتن صدای خود در میان انبوه صداهای این کشور پهناور کرده اند.
هدف از طرح موارد پیش گفته تاکید بر تغییرناپذیری اوضاع سیاسی روسیه و اینکه این کشور محکوم است تا ابد بین هرج و مرج و استبداد دست پا بزند، نيست بلكه این رویه را میتوان تغییر داد، حتی در دهه 1990 هم میشد به آن پایان داد. کشورهای دیگر باوجود شکافهای عمیق داخلی و ناهمگونی در جامعه توانستهاند به نظامی دمکراتیک برسند. پوتین نظام فدرال و امور امنیتی را تقویت کرده است، اما در زمینه ایجاد نهادهایی که در بلندمدت بتوانند منازعات را حل و فصل کنند، درجا می زند.
با توجه به موارد پیشگفته، افرادی که در روسیه بهدنبال ایجاد دمکراسی هستند و مشوقان خارجی آنها، باید از احساسات زودگذر بپرهیزند و اجازه ندهند صرفا گروهی جدید قدرت را در دست بگیرد. هر چند انقلابهای رنگی وسوسهانگیز هستند، اما از جهات زیادی فقط یک عبارت بوده و تداومبخش نظامهای سیاسی فاقد نهادهای دمکراتیک هستند؛ نهادهایی که بتوانند منازعات را حل و فصل کنند.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰