کد خبر:۱۷۸۸۷۳
پیام نوروزی اوباما و تکرار ادعاهای یک سویه
دولت آمریکا و به طور خاص غرب از اوایل انقلاب اسلامی تاکنون تلاش های بسیار و در عین حال بیهوده ای به انجام رسانده اند تا صرفا نشان دهند که ایران در قبال جامعه جهانی و سایر کشورها پاسخگوی رفتارهای خود نیست.
گروه بين الملل «خبرگزاري دانشجو»؛ باراک اوباما، ریئس جمهور آمریکا به مانند سال های گذشته در اولین روز سال جدید شمسی از ظرفیت پیام نوروزی برای انتقال مواضع غرب و کشور خود در قبال فارسی زبانان به ویژه ایران استفاده کرد. با وجود این که چندین هفته از ارائه این پیام می گذرد واکاوی ابعاد و زوایای این پیام نشان گر تکرار ادعاهای یک سویه است. اوباما در سال های پیش نیز از این مناسبت استفاده کرده و تلاش نمود تا در قالب این پیام دعاوی دولت متبوع خود را ارائه دهد. با این حال پیام نوروزی سال 1391 حاوی چند محور قابل توجه است:
1.اهمیت قدرت نرم: ارائه پیام های تبریک بنا به مناسبت های گوناگون یکی از منظرهای عادی آداب و تشریفات دیپلماتیک است. انتخاب یا انتصاب یک مقام بلندپایه دولتی به سمتی مهم و یا فوت یک شخصیت مهم و نظایر آن از جمله زمان هایی است که پیام های دوستانه و تسلیت ارایه می شود و از این جهت یک کشور پیام های مودت و غیر آن را در قالب های دیپلماتیک بیان می کند. با این حال ارایه پیام به مناسبت سال جدید از سوی مقامات آمریکا به فارسی زبانان به ویژه ایران چندان مطابق معمول صورت نمی گیرد. اهمیت یافتن توجه به قدرت نرم و نفوذ در افکار عمومی یکی از انگیزه های اصلی ارایه این گونه پیام هاست.
2.تاکید بر مسئولیت پذیری: پیام اوباما حاوی یک نکته مهم بود و آن مسئولیت پذیری ایران است. اوباما بدون اشاره به به مسئولیت ها و وظایف جامعه بین المللی و سایر کشورها در قبال همکاری های ایران با جامعه جهانی صرفا خواستار مسئولیت پذیری ایران در قبال رفتارهای خود شد.
3.شکاف در میان دولت و ملت: حربه دیرینه آمریکا نشان دادن جدایی اهداف دولت و ملت در ایران است. با این که این حربه بارها با حضور به موقع اقشار گوناگون مردم و حمایت قاطع آنها از اهداف کشور نقش بر آب شده است تلاش برای ایجاد جدایی میان دو حوزه مهم همچنان ادامه دارد که این نکته در پیام نوروزی اوباما واضح و مشخص بود.
سه محور مهم فوق که در سخنان اوباما و پیام نوروزی وی مستتر بود خود نشانگر چند مسئله مهم است؛ اولین مسئله به تکرار ادعاهای یک سویه باز می گردد. دولت آمریکا و به طور خاص غرب از اوایل انقلاب اسلامی تاکنون تلاش های بسیار و در عین حال بیهوده ای به انجام رسانده اند تا صرفا نشان دهند که ایران در قبال جامعه جهانی و سایر کشورها پاسخ گوی رفتارهای خود نیست. صرف نظر از نوع تعریف واژگان مسئولیت پذیری و جامعه جهانی که هریک به نوبه خود نیازمند واکاوی و بررسی دقیق و بی طرفانه دارد امر قابل تامل لزوم مسئولیت پذیری ایران در مقابل بی مسئولیتی جامعه جهانی است.
در حالی که از ایران انتظار می رود تا فعالیت های قانونی و صلح آمیز خود را در حصار تنگ نظرانه و منفعت جویانه غرب و متحدان آن قرار دهد به این نکته پرداخته نمی شود که وظایف جامعه جهانی در قبال ایران چیست. آیا جامعه جهانی با پیشگامی غرب همچنان به خصوصیت ورزی در برابر ایران ادامه می دهد؟ آیا زمان آن نرسیده تا جامعه جهانی در قبال رفتارهای تک سویه و حذفی خود در برابر ایران پاسخ گو باشد؟آیا وقت آن نرسیده تا جامعه جهانی به حقوق و حاکمیت کشورها احترام بگذارد؟ آیا زمان آن فرا نرسیده تا مفهوم جامعه جهانی اجماع نظر را جایگزین تصمیم گیری یک یا چند کشور برای سایرین بنمایاند؟آیا جامعه بین المللی این مسئولیت را برای خود در نظر می گیرد که پاسخ اعتماد را با اعتماد دهد؟
دومین مسئله به وظایف سیاست خارجی ایران مرتبط است. هرچند از رفتار مکرر غرب این انتظار نمی رود تا چنبره محدود فکری خود را تعدیل کند اما می توان از سیاست خارجی خود این انتظار را داشت تا با تکیه بر مهارت، تخصص و شناخت صحیح و به موقع از و ضعیت جاری امور به ایجاد تحول در رفتار سایرین مبادرت ورزد.
در نظرگیری کانال های ارتباطی بیشتر برای سخن گفتن با ملت های غرب به ویژه آمریکا و شناساندن ویژگی و شاخص های رفتاری ایران، اهتمام در واقع نگری به مسائل بین المللی، پرهیز از کلیشه گویی و رفتارهای متناقض، جلوگیری از اظهارنظرهای غیر مسئولانه افراد دسته چندم و اجماع فکری و نظری پیرامون مراجع تصمیم گیری از جمله دستور کارهایی است که می تواند ضمن کمک به سیاست خارجی در تحکیم موقعیت و ظرفیت قدرت نرم ایران موثر باشد.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰