رژیم صهیونیستی و فاز سوم استراتژی بقا؛ جمهوری اسلامی
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۸۰۲۳۲
تحلیل جرج فریدمن از وضعیت اسرائیل و خاورمیانه-3

رژیم صهیونیستی و فاز سوم استراتژی بقا؛ جمهوری اسلامی

مشکل استراتژیک اسرائیل این است که باید استراتژی خود را با ایالات متحده آمریکا و با هرکسی که آمریکا آن را برای امنیت ملی خود حیاتی می داند مانند سعودی ها، هماهنگ کند؛ اما ایالات متحده آمریکا منافعی فراتر از ...
گروه بین الملل «خبرگزاری دانشجو»؛ جرج فریدمن، بنیانگذار و مدیرعامل موسسه اطلاعات و امنیت استراتفور در این مقاله به تشریح سومین فاز از استراتژی رژیم صهیونیستی برای حفظ بقای خود پرداخته است. در این بخش از مقاله به موضع گیری رژیم صهیونیستی در قبال ادامه فعالیت های هسته ای ایران می پردازیم. برخی مطالب منتشر شده از سوی این نویسنده مورد تایید خبرگزاری دانشجو نمی باشد.
 
همه چیز درباره ایران در گرو موضوع برنامه هسته ای آن است. از نگاه ما همانگونه که پیشتر گفته ایم، ایرانی ها به یک آزمایش کنترل شده زیرزمینی بسیار نزدیک تر شده اند تا یک سلاح قابل ارائه هسته ای. مشکل اسرائیل این است که ایران در حال ظهور کردن در منطقه به عنوان کشوری در آستانه یک تحول استراتژیک است. این حس که ایران در حال قدعلم کردن به عنوان یک قدرت هسته ای است در آن واحد هم موقعیت ایران را ارتقاء می دهد و هم باعث کاهش تمایل هرکسی برای انجام کاری درباره آن می شود. اسرائیل در حال بکارگیری جنگ روانی علیه ایران است، اما در عین حال با یک مشکل اساسی روبروست: هرچقدر ایران موقعیت خود در خاور میانه را مستحکم کند و به یک سلاح نزدیک تر شود به همان میزان کشورهای بیشتری در خارج از منطقه مجبور به همسازی و همسویی خود با ایران خواهند بود. و این موضوع اسرائیل را آسیب پذیر می کند.
 
کار چندانی درباره سوریه از دست اسرائیل بر نمی آید، اما یک حمله موفقیت آمیز به تاسیسات اتمی ایران می تواند اعتبار ایران در برهه کنونی را که اسرائیل به شدت محتاج انجام دادن کاری درباره ان است ،خدشه دار کند. در اینجا بار دیگر اسرائیل با مشکل استراتژیک خود روبروست. اسرائیل ممکن است بتواند حمله موثری علیه ایران انجام دهد و البته صرفا اگر همانگونه که پیشبینی می شود کشوری مانند آذربایجان تسهیلاتی از جمله حریم هوایی خود را در اختیار او بگذارد. اما حتی با وجود چنین کمکی، نیروی هوایی اسرائیل نسبتا کوچک است به این معنی که هیچ تضمینی برای موفقیت در اختیار نیست. از سوی دیگر اسرائیل نمی تواند بدون اطلاع و تایید آمریکایی ها دست به چنین حمله ای بزند. آمریکایی ها با استفاده از ابزارهای اطلاعاتی خود از هرگونه برنامه حمله اسرائیل به ایران مطلع خواهند شد. پنهان کردن چنین حمله ای چه از آمریکایی ها و چه از روس ها سوای از مشکل بودن می تواند خطراتی را برای اسرائیل در بر داشته باشد.
 
مهمتر اینکه اسرائیل نمی تواند بدون اجازه آمریکا به ایران حمله کند چرا که اسرائیل نمی تواند تضمین کند که ایرانی ها تنگه هرمز را نخواهند بست. تنها ایالات متحده آمریکا است که می تواند به مانع شدن از اقدام ایرانی ها در این خصوص شود امیدوار باشد و ایالات متحده برای انجام این کار نیازمند آغاز درگیری به منظور از بین بردن توان مین گذاری ایرانی ها پیش از اولین حمله هوایی اسرائیل است. با فرض اینکه اسرائیل برای حفظ امنیت ملی خود وابسته به آمریکاست، تصمیم به حمله باید مشترکا اتخاذ شود. یک حمله هماهنگ نشده توسط اسرائیل تنها زمانی ممکن است که اسرائیل بخواهد عامل هرج و مرج اقتصاد جهانی شناخته شود.
 
مشکل استراتژیک اسرائیل این است که باید استراتژی خود را با ایالات متحده آمریکا و با هرکسی که آمریکا آن را برای امنیت ملی خود حیاتی می داند مانند سعودی ها، هماهنگ کند. اما ایالات متحده آمریکا منافعی فراتر از اسرائیل دارد، از این رو اسرائیل همواره محبوس در منافع چندگانه و متنوع حامی خود قرار دارد. این موضوع باعث می شود که حیطه عمل اسرائیل درست مانند حیطه عمل نیروی هوائیش، به شدت محدود شود.
 
اسرائیل از زمان معاهده صلحش با مصر، وابستگی اسرائیل به خارجی ها کم شد. به طور مثال اسرائیل می تواند درباره موضوعاتی مانند شهرک سازی ها، بی توجه به نظر آمریکایی ها راسا عمل کند. این دوران در حال پایان است و زمانی که کاملا به پایان برسد، آن وقت اسرائیل خواهد توانست راه خود را از حامی اش جدا کرده و هزینه های آن را نیز بپردازد. مردم اغلب هر اختلافی میان اسرائیل و آمریکا را در قالب روابط شخصی رئیس جمهور آمریکا باراک اوباما و نخست وزیر اسرائیل بنیامین نتانیاهو ارزیابی می کنند اما این اشتباه است. نا آرامی در مصر و سوریه و قد افراشتن ایران است که یک واقعیت استراتژیک جدید را برای اسرائیل پدید آورده است.
پربازدیدترین آخرین اخبار