آمريكا و پروژه مهار قدرت‌ها در آسياي مركزي و قفقاز
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۸۱۲۴۲

آمريكا و پروژه مهار قدرت‌ها در آسياي مركزي و قفقاز

با وجود تنوع و تعدد در بسط همكاري‌ها و روابط با كشورهاي آسیای مرکزی و قفقاز، آمريكا از دوران بعد از جنگ سرد در راستاي سياست مداخله جهانشمول خود تلاش فراواني براي نفوذ در اين منطقه انجام داده است.
گروه بین الملل «خبرگزاری دانشجو» رامین وزیری نمدی؛ از زمان اعلام استقلال جمهوري‌هاي سابق شوروي در سال 1991 منطقه آسياي مركزي و قفقاز در روند تحولات ژئوپلتيك و ژئواستراتژيك از اهميت فزاينده‌اي نسبت به قبل برخوردار شد.
 
 اگرچه اين منطقه در دوران حاكميت شوروي تحت سيطره مسكو فاقد توانايي ايفاي نقش موثر توسط بازيگران آن بود با اين حال در همان زمان نيز بسياري از قدرت‌ها خواهان اعمال نفوذ در اين منطقه و بهره‌گيري از مزاياي ويژه آن بودند.
 
 در دوران بعد از حاكميت شوروي و فراهم شدن زمينه براي ايفاي نقش كشورهاي مستقل در اين ناحيه اين منطقه از چند جهت داراي اولويت شده است:
 
1- ذخاير انرژي: منطقه آسياي مركزي و قفقاز از حيث ذخاير انرژي بعد از خاورميانه داراي بيشترين اهميت است. به همين دليل نيز در روند تاريخي علاوه بر روس‌ها در طي جنگ‌ جهاني دوم تصرف اين منطقه براي آلمان‌ها نيز حايز اهميت بود.
 
2- مجاورت منطقه‌اي: جايگاه ژئوپولتيك آسياي مركزي و قفقاز به گونه‌اي است كه نفوذ در آن به معني فراهم شدن زمينه نفوذ در مناطق مجاور است.اين منطقه از سمت شرق به آسياي شرقي و سرزمين چين متصل است و از سمت جنوب به افغانستان و آسياي جنوبي راه داشته و از طريق ايران و تركيه به خاورميانه اتصال مي‌يابد. نواحي غربي اين منطقه به درياي سياه و اروپا و از سمت شمال به روسيه متصل مي‌شود و اين تنوع مجاورتي و جغرافيايي اهميت نفوذ در اين منطقه را در دوران جديد دوچندان كرده است.
 
3- تنوع قومي: منطقه آسياي مركزي و قفقاز يكي از متنوع‌ترين سرزمين‌ها از جهت جمعيت شناختي است و علاوه بر بومي‌ها و مهاجرين روسي در اين منطقه، حضور ايغورها، ترك‌ها، تركمن‌ها و تاجيك‌ها شاخصه‌هاي جمعيت شناختي ويژه‌اي به اين منطقه بخشيده است به طوريكه هر يك از همسايگان اين منطقه به پشتوانه حمايت از قوميتي خاص خود را محق نفوذ و همكاري مي‌داند.
 
 مجموعه ويژگي‌هاي اشاره شده در دوران نوين و در همراهي با استقلال اين كشور شرايط و بسترهاي محيطي لازم را براي نفوذ در اين منطقه مهيا ساخته است. در حالي كه چيني‌ها به بهانه كنترل تحركات تروريستي و رخنه آنها در نواحي مسلمان نشين  خود حضور در اين منطقه را مجاز مي‌شمرند روس‌ها با ناميدن اين نواحي به «خارج نزديك» اين ناحيه را حيات خلوت و كمربند ايمني خود تعريف كرده و با حساسيت خاصي تحولات آن را دنبال مي‌كنند.
 
تركيه از پيوندهاي نژادي و زباني براي حضور در منطقه بهره مي‌گيرد، پاكستان و عربستان با تكيه بر پيوندهاي مذهبي و ترويج الگوهاي افراطي بنيادگرايي پا به عرصه گذارده‌اند و در نهايت ايران نيز با اتكاء به پيوندهاي تمدني و زباني گسترش روابط با اين منطقه را يكي از اولويت‌هاي خود مي‌داند.

با وجود اين تنوع و تعدد در بسط همكاري‌ها و روابط با كشورهاي منطقه، آمريكا از دوران بعد از جنگ سرد در راستاي سياست مداخله جهانشمول خود تلاش فراواني براي نفوذ در اين منطقه به انجام رسانده است. مهار توسعه طلبي روسيه در منطقه، جلوگيري از اعمال قدرت چين در كشورهاي آسياي مركزي به بهانه مبارزه با تروريسم، استفاده از موقعيت ژئوپلتیک جهت دسترسي آسان‌تر به شرق آسيا، خاورميانه و اروپاي شرقي و بهره‌گيري از منابع موجود و تحقق بخشيدن به پروژه مهار ايران مهمترين اهداف آمريكا در اين ناحيه است .با تحقق اين موضووع مهم‌ترين ابزارهاي آن ابزارهاي آن نيز عبارتند از:
 
1.پروژه گسترش ناتو به شرق با هدف ترويج الگوي نظامي و اتحاد و ائتلاف با غرب

2. بهره‌گيري از نيروهاي منطقه‌اي از جمله آذربايجان در انجام تحركات تنش‌زا
 
3. دامن زدن به انجام تحركات تروريستي عليه كشورهاي خواهان نفوذ در منطقه از جمله ايران و چین 
 
4. حمايت از نفوذ اسرائيل و تقويت پيوندهاي آن با كشورهاي منطقه
 
5. استفاده از پروژه انقلاب‌هاي رنگي در كشورهاي منطقه با هدف برانداختن رهبران غيرهمسو
 
6.اخلال در نظام تعیین رژیم حقوقی دریای خزر از طریق تحریک کشورهای مجاور و نیز تشویق عقد قراردادهای نفتی کشورهای مجاور (از جمله آذزبایجان و ترکمنستان) در شریطی که رژیم حقوقی تعیین مرزها و بهره برداری از انرژی در این ناحیه هنوز مشخص نشده است.
 
در تمامي اين اهداف و ابزارها آمريكا اهداف چند جانبه مهار ايران و روسيه را به شدت دنبال كرده و سرمايه گذاري عظيمي را به انجام رسانده است.
 
 با اين حال عدم درك نيازهاي به موقع منطقه، فقدان شناخت كامل از ويژگي‌ها و رهبران در منطقه آسياي مركزي، تاكيد بي‌مورد بر پيوندهاي ناكارآمد در بحث همگرايي و اظهارنظرهاي عجولانه و غيرمسئولانه در سال‌هاي اخير از جمله عواملي بوده است که از جانب ايران نيز در تحقق پروژه آمريكا در نفوذ در منطقه و ايجاد ايران هراسي كاذب دامن زده است.
 
پربازدیدترین آخرین اخبار