موانع غیر قابل عبور در افغانستان
به گزارش خبرنگار حوزه بین الملل «خبرگزاری دانشجو» به نقل از نشنال اینترست، در این هفته سرلشگر جان تولان، که یک سال است که از فرماندهی نیروهای ناتو در جنوب غربی افغانستان بازگشته در یک سخنرانی در شورای آتلانتیک ، هم بر پیشرفت فوق العاده نیروهای ائتلاف از آغاز حمله به افغانستان تاکید کرد و هم به صراحت اذعان کرد که از چقدر کارها باقی مانده که باید انجام شود.
تولان در بیشتر بخشهای سخنان خود، نسبت به این مسئله که در دو سال گذشته قدرت طالبان به علت عملیات سنگینی که بر علیه آنان صورت گرفته، بی اعتنا بوده است.
تولان در نتیجه گیری از بحث خود توضیح داد که اکنون نیروهای ائتلاف در افغانستان تبدیل به «نیروهای خودی» شده اند در حالیکه طالبان دیگر «خودی» محسوب نمی شود و مجبور است خود را پنهان کند.
تولان اظهار داشت که «هسته مرکزی و سخت» طالبان متعصب بسیار کوچک شده است و بسیاری از اعضای با رتبه میانه و پایین تر، از شبه نظامیانی تشکیل شده که برای تفریح و یا پول می جنگند.
با این حال، تولان در ارزیابی خود، کاملا بی پرده، وضعیت در افغانستان را شکننده توصیف کرد و گفت: "اگر قرار است تمام آنچه بدست آورده ایم را از دست بدهیم، پس بهتر است اجازه دهیم فساد در آنجا ریشه بدواند."
تولان می گوید پلیس به عنوان "مرکز ثقل" امنیت در افغانستان محسوب می شود – یعنی حتی مهمتر از ارتش- و این کاستی در مورد ارتش به این مفهوم است که مردم اعتماد کمتری به آن دارند. اما وی در ادامه افزود که امید است در نهایت پلیس از حالت نظامی درآید اما اتفاق قبل از سال 2014 نخواهد افتاد. و هشدار داد که "در صورتی که به نیروهای امنیتی افغان اجازه نفوذ بر روی عموم مردم داده شده، آنگاه ما مزیت «نیروهای خودی بودن» را از دست خواهیم داد."
کاستی های نظامی افغانستان
در حالی که تولان از سربازان پیاده نظام افغانستان و از هوش و مهارت آنان بسیار ستایش می کرد اما اینطور ادامه داد که پس از سال 2014 نیز چیزهایی به جا خواهد ماند و ما به ارائه کمک به نیروهای امنیتی افغانستان ادامه خواهیم داد.
اولین و مهمترین مورد این است که افغان ها از هیچ قابلیت های فنی واقعی برای جمع آوری و تجزیه و تحلیل هوش مصنوعی برخوردار نیستند. بنابراین، به طور طبیعی، هنوز هم نیاز به حضور ناتو وجود خواهد داشت. این امر غیر منتظره نیست زیرا این ابزار بسیار پیشرفته و بسیار گران قیمت هستند.
دوم اینکه در حال حاضر، ماموریت افغانستان، از بهترین پشتیبانی پزشکی نظامی که تا کنون در جهان شناخته شده برخوردار است. سربازان با دریافت خدمات میدانی و فوری، می توانند در عرض یک ساعت با پرواز، به یک مرکز جراحی انتقال داده شوند. افغان ها هیچ یک از این قابلیت ها را ندارند و حتی در فرایند بوجود آوردن آن نیز نیستند. به طور طبیعی، این بدان معناست که نیاز به حضور ناتو خواهد بود.
سوم اینکه برای موفقیت در برابر طالبان، حضور نیروهای ویژه بسیار مهم و اساسی بوده است و از آنجایی که تعداد کماندوهای افغان بسیار کم است، آنها نمی توانند عملیات پیچیده را انجام دهند و این یکی دیگر از شکافهایی است که نیاز به ناتو را برای آینده قابل پیش بینی می کند.
آنطور که تولان اشاره می کند، نیروهای آمریکایی می توانند در هدفگیری با دقت شگفت انگیز و خوبی عمل کنند اما همتایان افغان آنها نمی توانند این کار را انجام دهند. این مسئله نگران کننده است. به غیر از هوش فنی، تخصص پزشکی و مهارت در عملیات های ویژه که سالها طول می کشد افغانها آنرا فرا بگیرند و داشته باشند، مبارزه و هدف قرار دادن شورشیان می تواند کار بسیار ساده ای باشد؛ حتی آدمهای معمولی پس از پنج هفته آموزش می توانند این کارها را انجام دهند.
البته آن چیزی که این مشکلات را پیچیده می کند، حرکت و جریان آزاد مبارزان، اسلحه، مواد مخدر و پول در سراسر مرز افغانستان و پاکستان است.تولان در این زمینه، این زحمت را به خود نداد که وانمود کند که آمریکا از متحدان صوری خود در اسلام آباد کمک و همکاری دریافت می کند. طالبان افغانستان در سراسر خط دیورند در کویته مستقر شده اند. تولان اعلام کرد که از سپاه هفتم واحد ارتش پاکستان مسئول در این منطقه است، هیچ پشتیبانی دریافت نکرده است و اینکه درخواستهای مداوم او برای برگزاری جلسات توجیهی رد می شده است.
بنا بر این و با توجه به تمام این موانع، نمی توان باور کرد که ظرف کمتر از یک سال، این مشکلات برطرف شوند و یا حتی به سمت حل شدن پیش بروند.