اهداف آشكار و اهداف پنهان جنگ غزه
گروه بين الملل: بسياري از سران سياسي – نظامي رژيم صهيونيستي در سخنراني هاي مختلف خود تاكيد كرده اند كه اسرائيل به تمامي اهداف خود در جنگ غزه رسيده است، بنابراين پيروز از ميدان جنگ بيرون آمده است.
اگر چه مقامات صهيونيستي در ابتدا آشكار كردند كه هدف آنها زمين گير كردن و يا حتي نابود كردن حماس و مقاومت در فلسطين است، اما پس از شكست در اين زمينه و با اذعان به اينكه نمي توان حماس را نابود كرد هدف خود را جلوگيري از پرتاب موشك از سوي حماس به سمت سرزمين هاي اشغالي عنوان كردند.
اما اعلام آتش بس يكطرفه و همچنين عقب نشيني تمامي نيروها از سرزمين غزه در حالي صورت گرفت كه حماس هنوز مقاومت كرده و با پرتاب موشك و خمپاره نيروهاي صهيونيستي را تهديد مي كرد.
بنابراين سوال اين است كه رژيم صهيونيستي در اين جنگ چه اهدافي را دنبال مي كرد و به كدام يك از آنها رسيد؟
براي آشكار شدن پاسخ اين سوال بايد اهداف اين جنگ را به دو دسته اهداف «دوره جنگ» و اهداف «پس از جنگ» تقسيم كرد.
بي شك رژيم صهيونيستي نتوانست به اهداف دوره جنگ خود دست يابد؛ اين اعترافي است كه برخي از مقامات گذشته و حال اين رژيم و همچنين برخي از رسانه هاي صهيونيستي اذعان كرده اند.
روزنامه هاآرتص در اين خصوص نوشت: جنبش حماس هنوز به سمت ما موشك پرتاب كرده و مقاومت را ادامه مي دهد و مهمتر اينكه هنوز حاكميت غزه را در دست دارد، بنابراين نمي تواند دستاوردها و پيروزي هاي مقاومت را در برابر اسرائيل ناديده گرفت.
همچنين سيلوان شالوم، وزير اسبق امور خارجه رژيم صهيونيستي تاكيد كرد: اسرائيل به هيچ يك از اهداف خود در جنگ غزه نرسيد.
اين اعتراف را مي توان در نظرات برخي از مقامات حال حاضر رژيم صهيونيستي نيز مشاهده كرد.
با اين وجود بسياري از سران اين رژيم مدعي هستند كه به تمامي اهداف خود رسيده اند؛ به عنوان مثال تزيپي ليوني، وزير امور خارجه اين رژيم در نشستي كه با وزراي خارجه اتحاديه اروپا در بروكسل داشت، گفت: «ما به همه اهداف خود رسيده ايم.»
از اين رو بايد اهداف اين رژيم را بيش از پيش واكاوي كرده و مشخص كرد كه رژيم صهيونيستي چه اهدافي داشت؟
بنابراين در يك تقسيم بندي ديگر اهداف جنگ غزه را بايد به دو دسته «اهداف آشكار» و «اهداف پنهان» منقسم كرد.
اهداف آشكار هماني است كه در بخش اهداف «دوره جنگ» بايد مورد دقت قرار بگيرند؛ تضعيف و نابودي حماس و مقاومت در اين بخش جاي مي گيرد كه رژيم صهيونيستي در آن شكست خورد.
اما در بخش دوم كه «اهداف پنهان» است و به اهداف «پس از جنگ» مربوط مي شود، رژيم صهيونيستي به كمك بسياري از مقامات بلندپايه غربي و همچنين با استفاده از رسانه هاي قدرتمند جهاني وابسته در پي آن است تا حماس را در دو جبهه شكست دهد.
اين مسئله حماس و حاميانش را وا مي دارد تا استراتژي قدرتمندي در اين خصوص اتخاذ كنند.
رژيم صهيونيستي در اين بخش از اهداف در پي به دست آوردن دو هدف است؛ ابتدا «تروريست» خواندن حماس در عرصه منطقه اي و تبليغ آن در سطح جهان و دوم «دلسرد كردن» مردم فلسطين و بخصوص مردم غزه از جنبش حماس.
در اقدام اول بسياري از رسانه هاي صهيونيستي و همچنين بسياري از رسانه هاي غربي هر جا از حماس صحبت مي كنند با جدا كردن آن از مردم نوار غزه كلمه «تروريست» را در كنار آن مي آورند.
قدرت تاثيرگذاري رسانه ها در كنار بيانات بسياري از مقامات بلندپايه غرب «تروريست» بودن حماس را در جهان القا مي كند و ذهن مخاطبان را آماده مي كند تا بپذيرند كه اين جنبش غيرقانوني است؛ به اين ترتيب توان مبارزه با آن در عرصه ذهن و رسانه در جهان آسان تر باشد.
در بخش دوم رژيم صهيونيستي به كمك بسياري از كشورهاي منطقه اي و فرامنطقه اي درصدد هستند تا ميزان شهدا و مجروحان و همچنين تخريب نوار غزه را به عملكرد نادرست حماس و نپذيرفتن تمديد آتش بس نسبت دهند.
كشورهاي منطقه و فرامنطقه در حمايت از رژيم صهيونيستي، حتي كمك هاي نقدي و غيرنقدي خود را در اختيار اسماعيل هنيه، رئيس دولت قانوني فلسطين قرار نمي دهند و اعلام كرده اند كه آن را به محمود عباس، رئيس تشكيلات خودگردان تحويل مي دهند.
در چنين شرايطي اگر جنبش حماس به دليل كمبود منابع مالي نتواند به بازسازي غزه بپردازد، اما تشكيلات خودگردان در اين كار موفق شود، اذهان عمومي در نوار غزه دست كم بخشي از بازسازي هاي غزه و بازگشت خود به زندگي عادي را به محمود عباس و تشكيلاتش و قدرت چانه زني بين المللي او نسبت خواهد داد.
اين دو هدف پنهان از دو منظر جنبش حماس را تهديد مي كند؛ ابتدا اينكه جنبش حماس به راحتي نتواند به ديپلماسي در عرصه بين الملل بپردازد و در هر جا كه نظري ارائه مي دهد رژيم صهيونيستي و غربي ها القا مي كنند كه اين نظري تندروانه و تروريستي است - البته نبايد فراموش كرد كه به دليل تبليغات شديد رسانه هاي غربي ترس از كلمه تروريست بازار خوبي در جهان دارد، بنابراين اسرائيل و غربي ها سعي مي كنند برگ برنده را در دستان خود حفظ كرده و مدام از آن استفاده كنند - اين مسئله باعث مي شود كه حماس نتواند به راحتي خود را وارد عرصه انتخابات فلسطين كند.
در منظر دوم ناتواني حماس در بازسازي غزه مردم را به اين سمت و سو مي كشاند كه حماس تنها در پي مبارزه است و براي امنيت، آرامش و بازسازي فلسطين طرحي ارائه نمي دهد و تلاشي انجام نمي دهد.
از اين رو جنبش حماس به همراه متحدان و حاميانش پس از جنگ بايد در دو جبهه بسيار فعال عمل كنند؛ ابتدا در «جبهه ديپلماسي» كه چهره واقعي خود را به عنوان دشمن تروريسم معرفي كنند و دوم اينكه با بازسازي و بازگرداندن زندگي عادي در غزه و دلجويي از خانواده هاي شهدا سياست هاي پنهان رژيم صهيونيستي و غرب را خنثي كنند.
در مورد اول اين جنبش بايد ارتباط خود را با افكار عمومي جهان و همچنين كشورهاي منطقه و فرامنطقه كه از درد فلسطين آگاه هستند و همچنين با گروه هاي داخلي و خارجي و حتي سازمان ها و نهادهاي بزرگ بين المللي به عنوان يك دولت و يا گروه قانوني تقويت كند.
در مورد دوم نيز كشورهاي حامي جنبش حماس در كمك هاي نقدي و غيرنقدي خود به حماس بايد از بازسازي اين جنبش در نوار غزه حمايت كنند تا حماس كه در دوره جنگ پيروز ميدان شد، پس از جنگ نيز موفق از كار بيرون آيد./انتهاي پيام/