کد خبر:۱۹۰۰۱۳
تحولات اخیر خاورمیانه و بازگشت به گذشته
جوانان عرب در طی یکی دو سال اخیر تلاش های زیادی برای استقرار دموکراسی و سرنگون کردن دیکتاتورهای کشورهایشان انجام داده اند اما عدم وجود وحدت در میان مخالفان، به نفع رژیم های حاکم تمام شده است.
به گزارش خبرنگار حوزه بین الملل «خبرگزاری دانشجو» به نقل از آسیا تایمز، خیزشهای قابل توجه در سراسر جهان عرب طی 16 ماه گذشته، باعث سرنگونی و یا به خطر انداختن رهبران عرب در کشورهای مختلفی مانند مصر، تونس، یمن و ... شده است.
با این حال، هیچ یک از این جنبشها در هدف خود برای ایجاد یک نظام جدید سیاسی موفق نبوده اند چه رسد به اینکه بخواهند به دموکراسی برسند. در بسیاری از موارد حاکمان قدیمی از بین رفته اند، اما رژیمهای حکومتی به بقای خود ادامه داده اند و حتی به سرکوب مردم می پردازند.
رهبران رژیم های قدیمی بر این باورند که آنها نیز می توانند مانند رفتار حکومتهای سلطنتی اروپا در مقابل انقلاب جوانان این قاره در سال 1848، صبر کنند و یا شورش های مردمی سرکوب کنند. اکنون جوانان صبور نیستند. سرخوردگی منجر به ناامیدی، مهاجرت، و خشونت خواهد شد. جوانان در جهان عرب امروز، گزینه هایی زیادی از جمله جنگ های چریکی و تروریسم را در برابر سرکوب در دست دارند که رژیم های قدیمی باید این را در نظر داشته باشند.
خیزش های مردمی و واکنش رژیمهای حاکم
مدتها ناظران خاورمیانه به جمعیت عظیم جوانان در بسیاری از کشورهای عربی اشاره کرده و میزان جمعیت زیر سن 22 سال را بالغ بر 50 درصد یا بیشتر برآورد کرده بودند. چنین جمعیتی برای هر کشوری می تواند مشکل ساز باشد، اما در کشورهایی با اقتصاد راکد و نظامهای کهنه سیاسی، این اتفاقات قریب الوقوع می نمود.
این خیزش ها با تظاهرات علیه افزایش قیمت مواد غذایی و اعمال خشونت آمیز شروع شد و طی چند هفته، خشم عمومی بر مواردی چون فساد، ظلم و ستم، کمبود فرصتهای شغلی متمرکز شد.
یک سال قبل کمتر کسی انتظار داشت حسنی مبارک، رئیس جمهور مصر مجبور به کناره گیری شود. اما عدم وجود وحدت در میان مخالفان، به نفع رژیم حاکم تمام شده است. این مخالفان دموکرات، بر سر مسائلی چون تاکتیک ها، جناح بندی ها، و ترس از اسلام گرایی افراطی و سلفی، باهم اختلاف پیدا کرده اند.
خیزش مشابهی در یمن اتفاق افتاد جایی که پس از ماهها تظاهرات، علی عبدلله صالح کسی که 20 سال بر یمن حکمرانی کرده بود، مجبور به رها کردن حکومت شد اما درست به مانند آنچه در مصر اتفاق افتاد، همدستان او، کنترل بخشهای کلیدی از جمله ارتش، بخشهای اقتصادی و بخشهای مهم دلتی را در قبضه کنترل خود نگه داشته اند.
مردم این کشور هنوز هم برای مشاهده یک تغییر واقعی و معنادار، به تظاهرات خود ادامه می دهند.
یمن در حال عضو شدن در شورای همکاری خلیج فارس (GCC)، است که در اینصورت ممکن است کمک های اقتصادی خوبی دریافت کند اما از نظر کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، اصلاحات سیاسی در این کشور قابل قبول نمی باشد.
این قدرتهای سنی مذهب، به خیزشهای اسلامی مردم منطقه به صورت یک تهدید خطرناک برای حکومت مطلقه خود نگاه می کنند و به این امر باور دارند که این رویدادها توطئه ای بین المللی و به کارگردانی شیعیان ایران است. آنها با استفاده از اقدامات دیپلماتیک و امکانات مالی خود، از گسترش دموکراسی در سراسر منطقه جلوگیری می کنند.
گزینه ها
در طول تاریخ رژیمهای استبدادی باعث ناامیدی، عقب نشینی از سیاست، پرداختن به زندگی خصوصی، و مهاجرت شده اند. البته این امر مورد استقبال رژیمهای قدیمی است زیرا از این طریق، فشار برای اصلاحات را خنثی خواهند کرد. کاهش مشارکت مردم در انتخابات بعدی در مصر باعث خشنودی حاکمان خواهد بود.
البته امروزه بعید است که این گزینه ها اتفاق بیافتند زیرا فرصتهای شغلی کمی برای جوانان موجود است و فرصت تشکیل خانواده از آنها دریغ شده است و درضمن مهاجرت هم کار بسیار مشکلی شده و به راحتی گذشته نیست.
تا کنون فعالان جهان عرب با ناسازگاری در برابر حاکمان، سرسختی قابل توجهی را در برابر ظلم به نمایش گذاشته اند. هنوز هم این اعتقاد وجود دارد که فرصت تغییر را از دست نداده اند و شکست در این مرحله می تواند دهه ها، رسیدن به آرمانشان را به عقب بیاندازد.
شاید این جوانان در ادامه راهشان به تغییر تاکتیکی روی بیاورند که در مواردی هم به شکل استفاده از خشونت و تروریسم بروز خواهد کرد. آنها کارکنان نیروهای امنیتی، نظامی، و دولت را هدف قرار خواهند داد. ممکن است گروه های دانشجویی و فعالین شبکه ای، مانند جنبش ضد جنگ در ایالات متحده آمریکا پس از سال 1968 و پس از سرکوب پلیس در شیکاگو و به راه انداختن بمب گذاری، مهارت های سازمانی خود را تغییر دهند و از این طریق همبستگی گروهی خود را نشان دهند.
اما باید دقت کرد که سازمانهای موجود نیز ممکن است همین هدف را دنبال کنند. اخوان المسلمین یا گروه های منشعب از آن، به استفاده از خشونت شناخته شده هستند.
شبکه های سلفی نیز به مدت طولانی نه تنها یک تفسیر سر سختانه و متعصبانه از اسلام را القا می کردند، بلکه ستیزه جویی و شوق به تغییر جهان را نیز در سر می پرورانده اند.
در طول این سالها، بخشی از خواسته القاعده این بوده است که دیکتاتوری های سکولار قابل اصلاح نیستند و تنها می توان از طریق مبارزه مسلحانه آنها را سرنگون کرد و این به نوبه خود عدالت اجتماعی را به ارمغان خواهد آورد. البته خیزش های اخیر جهان عرب نشان دادند که می توان بدون این روشی که القاعده معرفی می کند به عمر دیکتاتوریهای سکولار پایان داد.
در نهایت اینکه تداوم دیکتاتوری سکولار به درک جدیدی از القاعده به عنوان رژیمهای سرسخت و متعصب انجامیده است. ماموران القاعده بدون شک در منطقه ایده ساخت چنین رژیم هایی را دارند و اگر طرفدارانشان زیاد شود، اگر تبدیل به فاجعه نشود، می تواند مشکل ساز باشد.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰