کد خبر:۱۹۰۸۳۱
به بهانه سالروز کشتار میدان تیان آن من؛
درسهایی که «وال استریت» باید از «تیان آن من» بگیرد
جنبش وال استريت باید یاد بگیرد چطور در برابر میراث ساختار سوء استفاده گر سرمایه داری، نظامی گری، و شرکت های بزرگ آمریکایی که چیزی جز بی عدالتی ها، نابرابری ها و نيز فقدان فرصت ها به ارمغان نیاورده است...
به گزارش خبرنگار حوزه بین الملل «خبرگزاری دانشجو» به نقل از آسیاتایمز، بسیاری از دولت ها از حاکمیت مردم می ترسند، و جهانیان این ترس دولت چین را روزی که صدها هزار نفر از اعتصاب غذا کنندگان کارگر و دانشجوی چینی در میدان تیان آن من جمع شده و خواستار یک جامعه آزاد و دموکراتیک شدند، مشاهده کردند.
در آن روز یعنی 5 ژوئن سال 1989، برخی حتی این جرات را پیدا کردند که تصور و فکر کنند که کمونیسم به پایان راه خود رسیده است و یک دولت مردمی به دست آمده است. به همین دلیل، دنگ ژیائوپینگ، تانک و ارتش را به میدان فرستاد تا ضمن سرکوب معترضان، دوچرخه ها و چادرهای آنان را در هم خرد کنند.
ده ها ردیف تن از بدن های بی جان در حوضچه هایی از خون به جا ماندند. تغییر دادن و دموکراتیزه کردن رژیم ها و نهادهای استبدادی سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و تاریخی، نیاز به بسیاری از معترضین و یا کشته شدگان با نام و بی نام دارد که دست به فداکاری های بزرگ بزنند و حتی در بعضی از مواقع از خونشان نیز بگذرند.
در اواسط قرن 17، حرفها و ایده های لو لیو لیانگ در میان میلیون ها نفر از مردم چین، طنین انداز شد. لو لیو لیانگ، فیلسوف و حکیم محبوب، معتقد بود که یک انسان معمولی و یک امپراتور، از یک سرزمین و طبیعت ریشه می گیرند و دولت های دموکراتیک همیشه باید همراه با [حرکت] مردم بوجود بیایند و اینکه نظم و عدالت بهشتی چیزی نیست که حاکمان و وزرایشان بتوانند آنگونه که میل آنهاست بوجود بیاورند.
اما مانند آنچه در غرب و از جمله ایالات متحده اتفاق افتاد و در آن جمهوری ها همیشه وضعیت شبه الیگارشی و استبدادی و دیکتاتوری خود را حفظ می کردند، به نظر میرسید توسعه حاکمیت مردمی در چین نیز که همراه با شورش های متعدد هقانان بوده است، صرفا به تجدید امپراطوریهای چینی و جایگزین شدن یک سلسله با سیستم های دیگر استبدادی می انجامیده است. همیشه جنبش های دموکراتیک و مردمی باید از راه دادن اسطوره ها و ایدئولوژی های محبوب و تاریخهای اسطوره ای به درون خود جلوگیری کنند تا از این طریق، از بوجود آمدن دموکراسی های کاذب و جعلی جلوگیری کنند.
هنوز خون های ریخته شده در میدان تیان آن من، خشک نشده بود که هنری کیسینجر، وزیر امور خارجه سابق ایالات متحده که پس از خدمت در دولت نیکسون، به یک میلیونر تبدیل شده است، در مطلبی نوشت: کشیدن کاریکاتور دنگ ... به عنوان یک ستمگر ناعادلانه است.
اما کیسینجر فراموش کرد که این نکته را نیز بگوید که او به نمایندگی از شرکت های آمریکایی که سرمایه گذاری های عمده ای در چین داشتند، یک شرکت مشاوره در این کشور داشت. وی در طول یک بازدید از پکن، به دنگ، رهبر چینی اطمینان داد که شما همیشه نفوذ زیادی خواهید داشت. دنگ از او پرسید که آیا مخالف استفاده از نیروی نظامی چین [در برابر این تظاهرات] بوده است که کیسینجر پاسخ داد: من موافق این امر هستم.
رسانه ها و صاحب نظران و کارشناسان اخبار در آمریکا، همانهایی که پولهای زیادی در اقتصاد چین سرمایه گذاری کرده بودند، با ملایم کردن لحن انتقادات خود در برابر قتل عام میدان تیان آن من و با انحراف اخبار به سمت رسوایی یکی از بازیگران مشهور هالیوودی، به سانسور دسته جمعی گزارش این قتل عام پرداختند. اگر جنبش اشغال وال استریت می خواهد موثر باشد، باید در سطح جهانی اتحاد خود را حفظ کند.
در واقع تظاهرات طرفداران دمکراسی در میدان تیان آن من پس از مرگ ناگهانی هو یائو بنگ که در تاریخ 15 آوریل درگذشت، آغاز شد. هو یک عضو قدرتمند در کمیته دائمی دفتر سیاسی حزب کمونیست چین (CCP) بود. او یک اصلاح طلب بزرگ بود و قوانین جدیدی را برای حفاظت از حقوق کارگران و دانشجویان و نیز برای مدرن کردن چین ارائه کرده بود. او ثروت و قدرت فوق العاده محافظه کارانی که در کمیته مرکزی CCP تثبیت شده بودند را به باد انتقاد گرفت.
در سال 1987، هنگامی که دانشجویان، کارگران و روشنفکران خواستار برگزاری انتخابات آزاد در سراسر چین و نیز آزادی بیان و آزادی اجتماعات و مطبوعات شدند، هو، بر خلاف تندروها، حاضر به محکوم کردن آنها نشد و به همین خاطر از مقامش پایین کشیده شد. اما وقتی که فوت کرد دانشجویان برای بزرگداشت او، در میدان تیان آن من، تاج های گل قرار دادند. همچنین جنبش «وال استریت را اشغال کنید» باید از مقامات دولتی که از حقوق کارگران و دانشجویان پشتیبانی می کنند، حمایت کند.
این جنبش همچنین باید یاد بگیرد که چطور در برابر ماترک ساختار سوء استفاده گر سرمایه داری، نظامی گری، و شرکت های بزرگ آمریکایی که چیزی جز بی عدالتی ها و نابرابری ها و نیز فقدان فرصت ها به ارمغان نیاورده است، به شکوه گری بپردازد. در حقیقت، نارضایتی ها و شکوه گریها بود که منجر به تدوین اعلامیه استقلال شد. بیان کردن این غم، در واقع گفتگویی درونی و عاطفی است و عملی بسیار انسانی است.
در چین، یاو ویلین، که یک پدر 73 ساله بود، جریان کشته شدن پسرش را که در زمانی که نیروهای امنیتی دولت در حال پاکسازی میدان تیان آن من پکن بودند کشته شده بود، به گوش جهانیان رساند. او به مدت 20 سال، نوشته ای را حمل می کرد که بر روی آن جزئیات مرگ پسرش نوشته شده بود و اعلام کرد از آنجائیکه کسی موضوع کشته شدن پسرش را حل نکرده و آنرا بررسی نکرده است، خود او نیز در یک تظاهرات اعتراضی، کشته خواهد شد. چه می شود اگر که تظاهرکنندگان جنبش وال استریت هم این کار را انجام دهند، به خصوص در زمانی که مورد ضرب و شتم قرار می گیرند و زندانی می شوند. چقدر بهتر می شد اگر خشونتهای اخلاقی و روحی که در طول بازداشتها صورت می گیرد و نیز استفاده از گاز اشک آور و اسپری فلفل، آزارهای FBI و احکام زندان طولانی مدت رهبران جنبش تسخیر، با همین روشها به گوش جهانیان می رسید؟
هدف تحصن در میدان تیان آن من، تنها مربوط به بدست آوردن حقوق بیشتر و برابری در آموزش و پرورش نبود، بلکه تحصن کنندگان خواستار پایان دادن به فساد شرکت ها و دولت بودند. دانشجویان معترض به مدت شش هفته، پلاکارتها و پرچم هایی را در دست داشتند که در آن خواستار دموکراسی و عدالت اقتصادی بودند. بسیاری از ساکنان منطقه و کارگران، با آوردن غذا و نوشیدنی، از تظاهر کنندگان دانشجو حمایت می کردند. در سراسر چین مردم و کارگران با حمل پلاکارتهایی شبیه به دانشجویان معترض، به راهپیمایی پرداختند. رهبران سرکوبگر و نیروهای امنیتی چین، به وسیله مشروعیت و یا حاکمیت مردمی حکومت نمی کردند، بلکه ابزار آنها برای حاکمیت، استفاده از حکومت نظامی و نیروی نظامی بود. روابط نظامی و مادی، مهم تر از عدالت، برابری، و مردم بود.
جنبش تسخیر وال استریت امریکا نیز باید خود را برای حکومت نظامی و رفتارهای توهین آمیز نیروهای امنیتی، که هر چند در حال حاضر هم اتفاق می افتد آماده کند. و اگر این حرکت می خواهد موفقیت آمیز باشد، باید حمایت مردم و کارگران را در سراسر ایالات متحده به خود جلب کند.
درست قبل از قتل عام میدان تیان آن من، سربازان و نیروهای امنیتی ارتش آزادی بخش خلق و پلیس مسلح خلق اعلام کردند که هرگز بر روی تظاهر کنندگان دانشجو آتش نخواهند گشود. اما آنها این کار را انجام دادند. آنها حتی کارگران و ساکنان محلی را که برای کمک به اشغالگران میدان تیان آن من آمده بودند مورد ضرب و شتم قرار دادند و بازداشت کردند. [و از آن زمان تا کنون]، اصلاحات سیاسی و اقتصادی بسیار کند شده اند.
چیز مهم تری که جنبش تسخیر می تواند از تسخیرکنندگان تیانان من یاد بگیرد این است که اگر در آینده، دولت های سرکش و مرتجع، مجسمه آزادی را واژگون کردند، نباید ترسید. اگر دیدید گروهی از نیروهای امنیتی یک دوچرخه سوار را پیاده و دستگیر کردند و یا اگر دیدید یک معترض به تنهایی در مقابل یک ستون از تانک ها ایستاده است، شگفت زده نشوید.
قبل از هر چیزی، باید پایان دادن به حکومت دو حزبی در آمریکا عملی شود. مردم و کارگران باید در از بین بردن سوء استفاده ها و اعمال خشونت آمیز دولت رفاه (متشکل از شرکتهای نظامی corporate-military-government)، به جنبش تسخیر کمک کنند. آنها نباید اجازه دهند که منافع شخصی حاکمان، جای منافع مشترک جامعه را بگیرد و آنگونه که لو لیو هنگ قرن ها نوشت، زمانی که حاکمان مغز استخوان مردم را هم می مکند، از خود شکیبایی نشان ندهند و آنرا تحمل نکنند و مهمتر از همه اینکه تا طلوع آفتاب را نبینند، دست از مبارزه با تاریکی نکشند!
نویسنده: دالاس دارلینگ
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰