کد خبر:۱۹۱۵۸۲
نگاهي به مذاكرات اخير ايران و 1+5
از نگرش مثبت در استانبول تا بدبيني ها به نشست مسكو
برخلاف آنچه پيش از آغاز دور جديدي از مذاكرات در استانبول به نظر ميرسيد اکنون فضایی مبهم و غبارآلود بر روند مذاکرات طرفین در آستانه نشست مسکو حاکم است.
گروه بينالملل «خبرگزاري دانشجو»؛ زمان اندكي تا آغاز دور بعدي مذاكرات هستهاي كشورمان و گروه موسوم به 1+5 در مسكو باقي مانده است.
برخلاف آنچه كه پيش از آغاز دور جديدي از مذاكرات در استانبول پس از وقفهاي يكساله به نظر ميرسيد فرآيند گفتوگوها همچنان به نتيجه ثمربخش دست نيافته و برخلاف تصور كارشناسان كه مذاكرات اخير را با خوشبيني دنبال ميكردند طرفين به توافقي دست نيافتهاند.
از اين رو برخي تحليلگران بر اين باورند كه روند مذاكرات در مسكو به عنوان آخرين فرصت طرفين جهت دستيابي به توافق محسوب ميشود.
اگرچه در آغاز و پس از مذاكرات استانبول مسئولين مذاكره كننده كشورمان و طرف مقابل نسبت به روند گفتوگوها و دستيابي به نقاط مشترك و تعيين بغداد به عنوان مكان بعدي مذاكرات اظهار رضايت كردند اما فضاي كنوني نسبت به هفتههاي پيشين تغيير يافته و به نظر ميآيد با اصرار طرفين بر مواضع پيشين خود در مسكو طرفين مذاكرات به اتفاق نظر چشمگيري دست نيابند.
در اين نوشتار برآنيم به بررسي عوامل درونزا و برونزا كه موجب تشديد تنشها ميان ايران 1+5 پس از آغاز مذاكرات استانبول شد، بپردازيم.
فضاي مثبت پيش از نشست استانبول:
با بينتيجه ماندن آخرين دور از مذاكرات ايران و 1+5 در سال 2011 طرفين با فضاسازي رسانهاي جهت متهم كردن يكديگر به عنوان عامل عدم دستيابي به توافق پرداختند.
در اين راستا جمهوري اسلامي ايران غرب را متهم به درپيش گرفت سياست چماق و هويج ميكرد و بر اين باور بود كه رفتار خصمانه غرب به منزلهاي عدم پذيرش حقوق هستهاي كشورمان ميباشد.
ايالات متحده و اتحاديه اروپا نيز با قطع مذاكرات بر دامنهاي اتهامات خويش مبني بر عدم شفافيت فعاليتهاي هستهاي ايران تاكيد ميورزيدند، از اين رو بر دامنهاي فشارهاي اقتصادي- سياسي خويش جهت تسليم تهران افزودند.
برقراري برخي تماسها ميان مذاكره كنندگان ايراني و كاترين اشتون مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا و طرف مذاكره كننده با ايران در مسئله هستهاي كشورمان در سال 2012، نظر كشورهاي غربي را به سمت و سويي كشاند كه متصور شدند افزايش فشارهاي اقتصادي بر ايران ثمربخش بوده و اين كشور حاضر به پذيرش شروط غرب در زمينه فعاليتهاي هستهاي خويش است از اين رو بر آغاز مجدد مذاكرات تاكيد كرده و استانبول را به عنوان مكان آتي مذاكرات تعيين كردند.
بحران مالي ايجاد شده در اروپا و تهديدات پيدرپي رژيم صهيونيستي مبني بر حملهاي نظامي به عنوان تنها راه حل مسئله هستهاي ايران، بهره برداري اوباما از تاكتيك فشار به ايران در آستانهاي انتخابات رياست جمهوري ايالات متحده آمريكا و ايجاد فضايي مثبت در افكار عمومي جهت نشاندادن چهره اروپا و آمريكا به عنوان كشورهاي خواهان راهحل مسالمت آميز، غرب را برآغاز دورجديدي از مذاكرات با ايران ترغيب ميكرد.
جمهوري اسلامي ايران نيز جهت نشان دادن اين امر كه قائل به راهحل گفتوگو براي رفع سوءنيتها نسبت به فعاليتهاي هستهاي كشورمان است و همچنين ايجاد ثبات نسبي در اقتصاد كشور كه با اعمال برخي تحريمهاي گسترده دچار نوعي تنش گشته بود نسبت به آغاز دور جديدي از مذاكرات اعلام رضايت نمود.
از اين رو رسانههاي طرفين و مسئولين ارشد مذاكره كنندگان پيش از آغاز مذاكرات در استانبول، فضايي مثبتي را احياء نموده تاجايي كه بسياري از كارشناسان، آغاز اين مذاكرات را راه حلي موثر جهت حل آنچه بحران هستهاي ايران طي يك دهه اخير ناميده ميشد قلمدادكردند.
اما با ادامه مذاكرات و اعلام تلويحي دو طرف مبني بر عدم دستيابي به توافقي چشمگير، فضايي ايجاد شده در آستانه نشست سوم مذاكرهكنندگان در مسكو اندكي مبهم و تيره به نظر ميرسد.
در بررسي علل نگرش منفي ايجاد شده طي هفتههاي اخير به دو عامل اساسي ميتوان اشاره كرد.
الف) عوامل درونزا: نگاهي به مسئله هستهاي ايران طي ساليان متمادي حاكي از نقطهاي بيپايان آن در روند گفتوگوها ميان ايران و شش كشور طرف مذاكره کننده بوده است.
از اين رو دلايل تاريكي فضاي ايجاد شده ميان طرفين در آستانه نشست مسكو منحصر به رخدادهاي هفتههاي اخير نميباشد و بسياري از مسائل ريشه در مشكلات گذشته دارد.
1- عدم پايبندي كشورهاي 1+5 به حقوق جمهوري اسلامي ايران در دستيابي به فعاليتهاي هستهاي صلح آميز. كشورهاي طرف مذاكره به ويژه آمريكا و مجموعه غرب بارها خواهان تعليق كليه برنامههاي هستهاي كشورمان شدهاند.
اظهارات آنها مبني بر تعليق تا زمان ايجاد اعتماد نسبت به صلحآميز بودن اين فعاليتها به منزله تعطيلي برنامه هستهاي ايران براي هميشه ميباشد. تعليق داوطلبانه نطنز و يو سي اف اصفهان براي مدتي طولاني از سوي ايران و عدم جلب اعتماد غرب گواه اين مطلب ميباشد.
2.سنگاندازي ايالات متحده در روند گفتوگوها؛ مقامات آمريكايي بارها خواهان مذاكره مستقيم با مسئولين ايراني جهت حل آنچه بحران هستهاي ايران ناميده ميشود شدهاند اما جمهوري اسلامي ضمن مذاكره با اعضاي اتحاديه اروپا، چين و روسيه از مذاكره رودررو با ايالات متحده پرهيز كرده از اين رو آمريكا خواهان حل اين مسئله بدون دخالت مستقيم خويش نميباشد.
حسن روحاني مسئول رشد پيشين مذاكرات هستهاي كشورمان در كتاب امنيت ملي و ديپلماسي هستهاي به نقل از مقامات ارشد روسيه آورده است كه: «آنها (روسها) اعلام كردند بدون حضور آمريكا هيچ چيزي در پرونده هستهاي ايران پيش نميرود» وي سپس به نقل از يوشكا فیشر وزير خارجه آلمان آورده است كه: «ما با شما به توافق رسيده بوديم اما آمريكاييها نگذاشتند»
3.بدبيني طرفين به يكديگر: كشورهاي عضو گروه 1+5 بارها تلاش كردهاند برنامه هستهاي ايران را غير شفاف و خارج از فعاليتهاي متعارف نشان داده و آن را در مسير دستيابي به سلاح هستهاي نشان دهند، ايران نيز به دليل برخي اقدامات خصمانه نظير عدم تحويل سوخت براي راكتور تهران نسبت به غرب بياعتماد است.
راهاندازي سايت فرود و عدم پايبندي آژانس به تعهدات خود در قبال كشورهاي عضو، انتشار ويروس استاکس نت و فلیم جهت اخلال در فعاليتهاي ايران از ديگر نمونههايي است كه گواه اين مطلب است.
4.مواضع متناقض اعضاي 1+5 ؛در حالي كه ايالات متحده و اتحاديه اروپا اقدام به اعمال فشارهايي فراتر از آنچه شوراي امنيت تعيين كرده است نمودهاند، روسها و چينيها مخالف هرگونه اقدام خارج از تصميمات اين شورا هستند. روسها برخلاف غرب كه خواهان تعليق همه فعاليتها در برار ارائه برخي مشوقات هستند،قائل به ارائه طرحي گام به گام ميباشند.
6.نگرش سياسي به موضوع فعاليتهاي هستهاي ايران. به نظر ميرسد دغدغه ايالات متحده و اتحاديه بيش از آنكه ناشي از تخلفات فني احتمالي ناشي از فعاليت هستهاي ايران باشد برگرفته از مشي سياسي آنها در اين باره است. به واقع ميتوان گفت ريشه اصلي مشكلات غرب با ايران فراتر از فعاليتهاي هستهاي كشورمان ميباشد و ناشي از ديدگاههاي انقلاب اسلامي در رابطه با تحولات منطقه و جهان غرب است.
7.در پيش گرفتن برخي تاكتيكهاي نادرست از سوي ايران؛ اتكاي يك سويه ايران به شرق جهت حل بحران هستهاي كشورمان بدون توجه به ظرفيت ديگر كشورها نظير اعضاي اتحاديه اروپا يا انتظار بيش از حد از كشورهاي جهان سوم نظير تركيه جهت حل اين مسئله تاكتيك نادرستي است كه برخي مواقع از سوي جمهوري اسلامي اتحاذ شده است. اين در حالي است كه برخي از اين كشورها نظير روسيه در بسياري از مواقع با قرباني كردن ايران و كسب امتياز بزرگتري از غرب در اعمال فشارها بر كشورمان مشاركت جستهاند.
نكته ديگر در اين ارتباط فقدان استراتژي واحد در نظام تصميمسازي و تصميمگيري در كشور در اين ارتباط است اتخاذ برخي مواضع متفاوت از سوي وزارت امور خارجه و شوراي عالي امنيت ملي نمونهاي در اين زمينه ميباشد.
ب) عواملي برونزا: علاوه بر اختلافات ريشهاي ميان ايران و غرب كه همواره مسائل كليدي جمهوري اسلامي نظير مسئله هستهاي كشورمان را تحت تاثير قرار داده است برخي عوام برونزا نيز در تشديد فضاي ايجاد شده دخيلاند.
1.رژيم صهيونيستي:
تنش ميان جمهوري اسلامي و اسرائيل با پيروزي انقلاب اسلامي در ايران و حمايت از آرمان فلسطين آغاز شده و همچنان ادامه دارد. رژيم اشغالگر حمايت ايران از جريان مقاومت را بهانه ای براي حمله به تاسيسات هستهاي ايران قرار داده است و عنوان داشته است دستيابي ايران به تسليحات اتمي ماهيت اين رژيم را به خطر خواهد انداخت از اين رو و با توجه به نفوذ گسترده جريانهاي صهيونيستي در محافل سرمايهداري و تاثير آنها بر تصميمگيريهاي اتخاذ شده از سوي ابرقدرت به عنوان يكي از موانع تحقق توافق ميان مذاكرهكنندگان است.
اسرائيل تلاش دارد نشان دهد كه گفتوگوهاي ايجاد شده بيهوده بوده و تنها فرصت بيشتري را در اختيار ايران قرار خواهد داد مسئولين اين رژيم تنها راه حل مسئله هستهاي ايران را توقف كامل فعاليتها يا حمله جامعه جهاني به مراكز هستهاي ايران ميدانند از اين رو و در آستانه انتخابات رياست جمهوري در آمريكا اقدامات صهيونيست تاثير بسزايي در مواضع آمريكا در قبال فعاليتهاي هستهاي جمهوري اسلامي ايران دارد.
2.نظامهاي عربي محافظهكار منطقه:
عربستان سعودي و قطر به همراه برخي ديگر از كشورهاي عربي منطقه از حل مسالمتآميز مسئله هستهاي ايران نگرانند به اعتقاد آنها حل اين بحران به كاهش فشارها بر ايران خواهد انجاميد كه ممكن است موازنه قدرت را در سطح منطقه به زيان آنها و به نفع ايران تغيير دهد.
سرنگوني صدام حسين در عراق و رژيم طالبان در افغانستان و همچنين نفوذ گسترده جمهوري اسلامي در منطقه طي ساليان اخير موضع اعراب را در قبال ايران به شدت تضعيف كرده است از اين رو آنها از هرگونه دستيابي به توافقي ميان ايران و غرب به شدت نگرانند از اين رو رسانههاي آنها همواره بر طبل خطر فعاليتهاي هسته اي ايران و پيامدهاي آن ميكوبند.
3.وقوع تحولات مردمي در منطقه:
وقوع تحركات مردمي در كشورهاي منطقه به خصوص در بحرين و سوريه سبب تشديد اختلافات ميان ايران و غرب شده است از اين رو طرفين به دنبال كسب امتيازاتي در اين رابطه در خلال گفتوگوهاي هستهاي ميباشند پيش كشيدن موضوعاتي نظير بحران سوريه و دخالت نظاميان سعودي در بحرين در اين مذاكرات و گره زدن آن و همچنين توافق آمريكا با افغانستان به مسئله فعاليتهاي هستهاي ايران سبب سردرگمي هر چه بيشتر طرفين مذاكرات و لاينحل ماندن آن شده است.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰