کد خبر:۱۹۷۹۷۵
هنرمند هم نبايد سيب زميني باشد - 18

خراساني: قصد من تقليد از آغاسي نبوده/ مسئولين بايد فضاي شعر انتقادي را فراهم كنند/ تشكيل كارگاه شعر در دوران سربازي براي تربيت شاعر اهل بيت

شاعري را به سربازي مي‌برند و به او پست نگهباني مي‌دهند اين شاعر، سرباز و ...
به گزارش خبرنگار فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ مهمان اين هفته ما شاعري آييني است؛ هر بار شعر خواندن صابر خراساني را مي‌بينم؛ حال و هواي تازه اي برايم ايجاد مي شود؛ صابر خراساني از آن دسته شعرايي است كه  شعر آييني را ختم به اهل بيت و ائمه نمي داند، يكي از گله‌هايي كه خراساني از شعراي اهل بيت داشت عدم امتداد اين فضا بود.
 
اينكه شهدا و خانواده هاي شهدا ادامه دهنده راه اهل بيت هستند و نبايد اين مفاهيم را از شعر آييني جدا كرد.
 
حرف هاي خراساني خواندني بود ... 
 
لطف خدا من را از فلزكاري به شاعري كشاند
 
اصالتا مشهدي هستم و در يك خانواده مذهبي به دنيا آمدم، لطف علي بن موسي الرضا شامل حالم شد و توانستم در مسافرتي كه به تهران داشته‌ام تحولي در من ايجاد شود و با وجود اينكه رشته تحصيلي من فلز بود ناگهان به فضاي شعري وارد شوم.
 
در هنرستان فلزكاري مي‌كردم و بعد از آن شغلم كار در بازار بود 10 و 12 سالي توليدكننده پوشاك بودم و در فضاي شعري هيچ پيشينه‌اي نداشتم حتي خانواده من هم در فضاي ادبيات زمينه‌اي نداشتند تنها نكته خانواده من فرهنگي بودن پدرم بود و آشنا بودن خانواده‌ام با آموزه‌هاي ديني.

در سال 85 ساكن تهران شدم و طي اتفاقي احساس كردم علاقه‌مند به شعر آييني هستم آن زمان من فضاي شعر آييني را نمي شناختم و اصلا نمي‌دانستم شعر چيست با هيچ كدام از صنايع ادبي آشنا نبودم به خاطرهمين معتقدم اگر خدا چيزي بخواهد حتما اتفاق خواهد افتاد قديمي‌ها مي‌گفتند اگر خدا بخواهد كسي را بلند كند بلند مي‌شود و اگر بخواهد كسي را به زمين بزند زمين خواهد خورد اين فضايي بود كه من در زندگي شخصي لمسش كردم.
 
زندگي من از كار در بازار 3800 درجه چرخيد و يك دفعه شاعر شدم
 
خدا خواست يك آدم معمولي كه در فضاي عادي زندگي مي‌كند جهت زندگي‌اش را تغيير دهد شايد بتوانم بگويم 3 هزار و 800 درجه جهت زندگي‌ام تغيير كرد و به سمت شعر آييني رفتم طرز زندگي من در گذشته به اين شكلي كه امروز به هيات و برخي فضاهاي اجتماعي جامعه ارتباط نزديك دارم نبود.
 
 
از زماني كه احساس كردم مي‌توام چيزي بنويسم شروع به نوشتن كردم وقتي به برخي از دوستانم نوشته‌هايم را نشان دادم به من گفتند اينهايي كه من مي‌نويسم شعر است جالب اين است كه من حتي آن زمان نمي‌دانستم شعر چيست.
 
در اوايل شعرگويي ام خيلي ها احساس مي كردند مي خواهم از مرحوم آغاسي تقليد كنم

در اوايلي كه شروع به شعرگويي كرده بودم خيلي‌ها احساس مي‌كردند مي‌خواهم تلقيد و تاسي از كسي كنم ولي واقعا اين طور نبود چون من از ابتدا علاقه‌اي به شعر نداشتم.

مرحوم آغاسي را دو الي 3 بار از تلويزيون ديده بودم فضاي خواندن ايشان را دوست داشتم اما قبل از ورود به فضاي ادبي زماني كه در بازار كار مي‌كردم گرايشي نسبت به فضاي شعري نداشتم كه حالا بخواهم از كسي تقليد هم بكنم.
 
آشنايي من با مرحوم آغاسي
 
خاطرم هست آشنايي من با مرحوم آغاسي از خريد كاست شعرخواني ايشان در يك فروشگاه محصولات فرهنگي در مشهد آغاز شد من بعد از فوت ايشان شروع به فعاليت كردم و اصلا هم مبنايم بر تقليد نبود اينقدر مردم گفتند و اطرافيان پافشاري كردند كه ناخودآگاه اين حس هم در من ايجاد شد.

من در سال 85 كه شروع به شعرگويي كردم در اوايل فعاليتم اصلا اجرا نمي‌كردم فقط مي‌نوشتم آن زمان حتي نوشته‌هاي من شعر اصيل نبود بلكه چون قواعد شعري و اصول قافيه و رديف را رعايت نمي‌كردم بيشتر شبيه به دل‌نوشته بود.
 
بعد از ورود به شعر دوستان شاعر كم كم نوشته هايم را نقد و چكش كاري كردند
 
اينكه مي‌گويم اگر خدا بخواهد كاري را انجام دهد حتما اتفاق خواهد افتاد شرح حال زندگي من است بعد از چند سالي كه گذشت علاقه‌مند شدم شعرهايم را به ديگران نشان دهم تا كارهايم را ملاحظه كنند و شعرهايم چكش‌كاري و نقد شود.

در همين فرآيند كم‌كم با اهالي شعر مثل حميد برقعي آشنا شدم و وارد محافل شعري شدم با دوستان ديگري در استان مشهد مثل علي زماني و در تهران با حامد خاكي و دوستان ديگري كم‌كم آشنا شدم.
 

اين افراد كم‌كم شروع كردند به كمك كردن به من و نقد كردن كارهاي من به من پيشنهاد مي‌دادند كه مثلا فلان منبع را مطالعه كنم آن زمان يكي از دوستانم به نام محمود تاري به من كمك زيادي كرد و به خاطرعلاقه‌اي كه در فضاي ادبيات و شعري براي من ايجاد شده بود به من پيشنهاد داد كه شعرهاي قديمي و جديد را مورد مطالعه قرار دهم.

حتي به خاطره نزديكي‌اي كه ديگران احساس مي كردند فضاي شعرهاي من با شعرهاي مرحوم آقاسي دارند شعرهاي ايشان را هم مي‌خواندم.
 
اطرافيان گفتند صدايت خوب است اجرا كن

 اطرافيان به من تاكيد كردند كه چون صدايت خوب است علاوه بر شعر گفتن شروع به كار اجرا كن من همچين حسي نداشتم و فكر نمي كردم صداي خوبي داشته باشم اين لطف خداست كه اگر بخواهد به چيزي زيبايي بدهد زيبا خواهد شد و لطف اهل بيت است كه چيز زشتي را زيبا نشان مي‌دهند.
 
در حين اينكه كلمات را مي‌نوشتم شروع به اجرا كردم و اطرافيان‌ هم جو مي‌دادند و اجرايم را تاييد مي‌كردند به لطف خدا و علي‌بن‌موسي‌الرضا و دعاي پدر و مادر كم كم در فضاي اجرا فعاليتم جدي‌تر شد آن زمان مدام اطرافيان به من مي‌گفتند غالب‌هاي شعري و طرز شعرخواندنم شبيه به مرحوم آقاسي است.
 
دلم نمي خواست تقليد كنم/سعي كردم از كلمات شعري تا ظاهرم همه را تغيير دهم تا شبيه خودم باشم

جو اطرافيان باعث شده بود كه درون خود من هم اين احساس ايجاد شود اما پيش خودم فكر كردم در فضاي هنر اگر بخواهم رشد كنم كسي كه تقليد كند به نتيجه نخواهد رسيد يكي دو سال در اين تب قرار گرفته بودم كه كارم شبيه به كسي است و بايد تلاش كنم اين شباهت بيشتر شود اما بعد فكر كردم كه جامعه ما صابر خراساني مي‌خواهد يعني موجود جديد احساس كردم اگر بخواهم رشد كنم بايد خودم باشم و خودم بايد چيز جديدي براي ارائه داشته باشم.
 
البته يكي دو سالي است كه اين حرف‌ها كه من شبيه به كسي اجرا مي‌كنم كمتر شده صرفا تك و توك اين حرف‌ها ادامه دارد راجع به فضاي شعري مي‌خواهم به اين نكته اشاره كنم اينكه مرحوم آغاسي در فضاي شعري شخصيت ماندگاري در ذهن مخاطب داشت به دليل نوع خاص شعر و سبك خاص خواندن ايشان بود شعر ايشان از قوت خاصي برخوردار بود اما تمايزهاي ظاهري چه در لحن اجرا و چه در ظاهر اين محبوبيت را دو چندان كرده بود.
 
قبل و بعد از مرحوم آغاسي شاعران بزرگي داشتيم

به غير از آغاسي قبل از ايشان ما فضاي شعري قوي‌اي داشتيم استاد سبزواري، استاد حسام كه صدايش طنين‌انداز و زيبايي خاصي هم داشته و شاعر شعر معروف آمده‌ام شاه پناهم بده كه استاد كريم‌خاني آن را خوانده همه اينها شاعران برجسته‌اي بودند كه با قوت شعر مي‌گفتند ما قبل از مرحوم‌ آقاسي در كنار شعرايي كه نام بردم استاد سازگار داشتيم علي انساني شاعري معروف بود كه سبك شعرخواني زيبايي داشت اين شاعران  را نام بردم كه بگويم قبل و بعد از مرحوم آقاسي هم ما شاعران قوي با سبك‌هاي مختلفي داشته‌ايم.

 سعي كردم براي خودم سبك جديدي داشته باشم و به اين نتيجه رسيدم مردم اگر آقاسي را بخواهند اشعار ايشان هست. پسر خود ايشان هم كار شعر مي‌كند و در فضاي شباهت نزديكي زيادي با فضاي پدرشان دارندبه همين دليل  به اين نتيجه رسيدم امروز همه چيز اعم از هنر، موسيقي و تكنولوژي به سمت جلو حركت مي‌كنداگر قرار باشد بازتاب نفر قبل از خودم باشم كار خاصي نكرده‌ام به همين دليل تلاش كردم تا آينده‌ساز باشم.
 
تلاش كردم لحن اجرا، نوع اجرا و كلمات شعري‌ام را تعيير بدهم از واژه ها و قالب‌هاي شعري قبلي خارج شوم ، علاوه بر شعر كهن در فضاي شعر معاصر هم كار كنم حتي نوع لباس پوشيدنم را عوض كردم و تلاش كردم بيشتر ظاهرم شبيه به خودم باشد تا اينكه جوان معاصر امروز بپسندد.
 
الحمدالله به لطف خدا و علي‌بن‌موسي‌الرضا بازتاب‌هاي خوبي هم ديده‌ام.
 
 
شعر گفتن دو نوع است؛ جوششي و كوششي/اشعار شاعران بزرگ جوششي بوده
 
راجع به شيوه شعرگويي بر اساس تجربه كمي كه به دست آوردم مي‌توانم به دو دسته شعر كوششي و شعر جوششي تقسيم‌بندي كنم منظور از شعر كوششي اين است كه استاد دانشگاه ادبيات چون فضاي صنايع ادبي را مي‌شناسد باوجود اينكه شايد شاعر نباشد اما به دليل تسلط بر قواعد با كوشش و چينش كلمات مي‌تواند شعر بگويداما شعر جوششي صرفا احتياجي به سواد كلاسيك ندارد چرا كه ما بزرگان زيادي را در فضاي ادبي داشتيم كه خداوند به آنها الهام شعري داده و شاعر بودن‌شان معجزه است.
 
استاد مشفق رستگار در مشهد و استاد سازگار در تهران شعرايي هستند كه شايد از جهت كميت از تعداد روز زندگي‌شان هم بيشتر شعر گفته باشند اما لزوما آدم‌هاي اين چنيني داراي سواد آكادميك در فضاي ادبي نيستند اين شعر گفتن‌ها الهام و لطف خداست
 
جوشش بايد با پشتوانه محتوايي باشد
 
در فضاي شعر گفتن علاوه بر جوشش به عنوان مثال در فضاي شعر آييني نكات محتوايي هم مهم است اگر شاعر حتي بخواهد جوششي درونش اتفاق بيفتد بايد برگرفته‌هايي را كه از پاي منبرها و مطالعه و همچنين الهام برايش اتفاق مي‌افتد را به همراه داشته باشد چرا كه به نظرم اگر اين عوامل وجود نداشته باشد شعر بر روي مخاطب تاثير نخواهد داشت.

مردم در مناسبت ها از من شعر جديد مي خواهند
 
من در هر مناسبتي سعي مي‌كنم شعر جديد بگويم روند كار من طوري است كه مردم از من انتظار دارند كه هميشه با شعرهاي جديد براي‌شان برنامه اجرا كنم خاطرم هست چند شب در جايي اجرا داشتم و شعري كه ديشب خواندم را شب بعدي هم تكرار كردم 7 الي 8 خانواده به من گفتند كه شعر امشب‌تان همان شعر ديشبي بود اين نشان‌دهنده حساسيت و توجه مردم است.
 
ارتباط من با مردم برايم اثبات‌كننده دقتي است كه خيلي وقت‌ها توسط آنها صورت مي‌گيرد به همين دليل من سعي مي‌كنم هر سال در فضاي مناسبتي شعر جديد بگويم.
 
شعر گفتن از من چه قدر زمان مي گيرد؟/بعضي وقت ها در لحظه ده بيت مي نويسم بعضي وقت ها هم روزها بيتي به ذهنم نمي رسد
 
در مورد مدت زماني كه گفتن هر شعر از من مي‌گيرد مي‌توانم بگويم چون شعر جوششي است بعضي وقت‌ها ممكن است ده روز بخواهم شعر بگويم اما موفق نشوم چون هدف ما ساختن شعر نيست شعر را بايد از جايي به ما بدهند.
 
خيلي وقت‌ها شده چند روز بگذرد و يك مصراع هم نتوانسته باشم بگويم اما بعضي وقت‌ها در يك لحظه يك دفعه ده بيت نوشته مي‌شود اين يعني جوشش.

البته قبلا هم عرض كردم اين جوشش‌ها بايد برگرفته شده از مفاهيم و دايره لغات قوي‌اي باشد چرا كه به اين شكل تاثير بيشتري روي مخاطب خواهد داشت.
 
مخاطب بايد از شعر ما در ذهنش تصوير بكشد/همه اقشار جامعه بايد بتوانند با شعر ارتباط برقرار كنند
 
به نظر من شعر مثل نقاشي است اگر بخواهيم بازتاب داشته باشد بايد  لغات را طوري كنار هم بچينيم كه مخاطب بتواند با تصاوير شعري ارتباط برقرار كند. اين به تصوير كشيدن كلمات بايد به همراه رعايت كردن صنايع ادبي باشد.

به نظر من شعري كه فقط افراد نخبه ادبي آن را درك كنند كاربردي نيست .ما احتياج به همه نوع شعر داريم اما شعر كاربردي شعري است كه همه اقشار جامعه از كارگر و استاد و دكتر تا قصاب بتوانند با آن ارتباط برقرار كنند.
 
شعر آييني در جايگاه خوبي است
 
به نظر من شعر آييني امروز در جايگاه خوبي است. ارتباط من با مردم باعث شده كه متوجه شوم خيلي از مردم علاقه دارند شعر آييني بگويند. خيلي از شعراي آزاد هم گرايش به شعر آييني دارند. اما نكته مهم اين است كه همان‌طور كه از بين اين همه قاري قرآن صوت امثال حامد شاكرنژاد روي مردم تاثير مي‌گذارد در فضاي شعر آييني هم بايد چيز جديدي براي ارائه باشد.

يكي از عوامل پيشرفت  شعر آييني تاكيد ويژه‌اي است كه خود مقام معظم رهبري روي شعر و به خصوص اين قالب شعري دارند البته. به نظر من پيشرفت در شعر آييني در فضاي ايده‌آل و مطلوبي قرار نگرفته چون هنوز با افق و جايگاه اصلي فاصله داريم.

هنرمند علمدارفرهنگي جامعه است/مردم در وقايع مهم سياسي و اجتماعي چشمشان به دهان هنرمند است
 
به نظر من هنرمند علمدار فرهنگي يك جامعه است. هزينه‌هايي كه الان در جامعه صورت مي‌گيرد اگر از سال‌ها قبل توسط كار فرهنگي و كار هنري اجرا مي‌شد، ديگر لازم نبود امروز بسياري از هزينه‌ها صورت بگيرد.
 
كار فرهنگي كردن در زمان درست هزينه كمتري دارد و تاثيرگذاري و بازتاب بيشتري هم خواهد داشت. اگر امروز با خيلي از مشكلات روبه‌رو هستيم به خاطراين است كه به موقع كار فرهنگي نكرديم.
 
هنرمندان پيش‌روي جامعه هستند و مردم عوام به اين افراد نگاه مي‌كنند. به نظر من يك هنرمند از يك سياست‌گذار تاثير بيشتري دارد، اين صحبت من را مي‌توانيم در بازه‌هاي مختلف زماني امتحان كنيم در زمان انتخابات و زمان‌هايي كه احتياج به موضع‌گيري توسط هنرمندان هست مثل توهيني كه به يكي از معصومين صورت مي‌گيرد، وقتي يك هنرمند از خواننده تا بازيگر موضع‌گيري مي‌كند جامعه به شدت تحت تاثير قرار مي‌گيرد.
 
حمايت از هنرمندان نبايد طيفي باشد/شعرا به پشتوانه حمايت اهل بيت حكومت از بين مي بردند
 
به همين دليل به نظر من چون هنرمند زبان جامعه است بايد به اين قشر توجه بيشتري شود. اما حمايت‌ها نبايد طيفي باشد. به نظر من هر كسي در هر برهه زماني حق را مي‌گويد بايد از او حمايت شود نه اينكه اگر حزب موافق ما ناحق مي‌گويد باز هم از آن دفاع كنيم.
 
در زمان اهل بيت شعراي زمان معصومين شمشير اهل بيت بودند، برخي حكومت‌هاي ظلم را شعرا به پشتوانه اهل بيت پايين‌ آوردند. شاعر معاصر ما بايد شاعر روز خودش باشد و بايد با شمشير برنده‌اش هميشه حق‌گويي كند.
 
مسئولين بايد فضاي شعر انتقادي را فراهم كنند نه اينكه انتقاد از جايي موجب بازخواست شاعر شود
 
هنرمند شمشير حقانيت و درستي است فرقي نمي‌كند هر كجا كه باشد اگر در مجموعه‌اي اشكال وجود دارد هنرمند وظيفه دارد مطالبه‌گري كند البته مسئولين هم بايد فضاي انتقاد و مطالبه گري را ايجاد كنند اگر قرار باشد ما به زبان شعري از يك مجموعه دولتي يا خصوصي انتقاد كنيم و 200 الي 300 نفر ما را بازخواست كنند شاعر پيشيمان مي‌شود.

در زمان اهل بيت شعرا به پشتوانه اهل بيت شمشيردار بودند و به تنهايي نمي‌توانستند كاري كنند امروز هم همين است.
 
شعر شاعر امروز بايد بازتاب كننده مفاهيم سياسي و اجتماعي عصر امروز باشد
 
شعر امروز بايد بازتاب مفاهيم و وقايع تاريخ امروز باشد شما وقتي سعدي و يا فردوسي مي‌خوانيد و يا عطار، نظامي و عمان ساماني. متوجه مي‌شويد كه اين شعرها منتقل‌كننده مفاهيم زمان خودشان هستند پس بنابراين امروز اگر قرار است شعر صابر خراساني و يا مثلا دوست عزيزم حميد برقعي خوانده شود بايد احساس كنيم شعر اين شاعر در برهه مخصوص به خودش گفته شده در يك فضاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي خاص.
 
چرا شعراي آييني احساس مي كنند فقط بايد براي ائمه شعر بگويند مگر شهدا ادامه دهنده آرمان هاي اهل بيت نيسند؟

متاسفانه برخي شعراي آييني ما احساس مي‌كنند چون شاعر اهل بيت هستند فقط بايد شعر اهل بيت بگويند. در حالي كه اين طور نيست خيلي از نگاه‌هاي ديگر در سرزمين ما ريشه در آيين و امامت ما دارد به عنوان مثال بحث شهدا، جانبازان، اسرا و خانواده‌هاي شهدا مفاهيمي است كه ادامه‌دهنده مفاهيم آييني ماست.
 

شهدا و خانواده‌هايشان ادامه‌دهنده آرمان‌هاي اهل بيت هستند. اگر خون شهدا وجود نداشت پرچم اسلام و اهل بيت به دست ما نمي‌رسيد. درست است كه پرچم اهل بيت را خدا حفظ مي‌كند اما حفظ اين پرچم وسيله مي‌خواهد اگر قرار بود خدا خودش ضمانت كند ديگر 124 هزار پيغمبر نمي‌فرستاد.
 

ما سازنده تاريخ‌مان هستيم، وقتي اثر استاد فرشچيان در هر نقطه‌اي از جهان تعلق به ايران را نشان مي‌دهد. اثر شعراي ما هم بايد همين طور باشد مثل شعرهاي استاد علي انساني كه اگر كسي آن را در آفريقا هم بخواند متوجه مي‌شود اين اثر متعلق به مردمي است كه در كشوري زندگي مي‌كنند كه پيشينه تاريخي قوي‌اي داشته اند.
 
اگر هنرمند و يا بازيگري منحرف شده مقصر مسئولين هستند

بازيگر امروز ما يا برخي هنرمندان اگر راه را اشتباه مي‌روند به خاطر عملكرد اشتباه ماست. هيچ جايي در تاريخ وجود ندارد كه صحابه اهل بيت دعوت به خودشان كرده باشند، هميشه مردم را دعوت به امام مي‌كردند يعني سمعا و طاعتا. اگر در جامعه ما در تمام برهه‌هاي زماني اين دستورالعمل انجام مي‌شد امروز خيلي‌ها كه راه‌شان را گم كرده‌اند مسيرشان عوض نمي‌شد. به نظر من تغيير مسير برخي هنرمندان گردن مسئولين رده بالاست. مردم خط فكري‌شان را از مسئولين مي‌گيرند.
 
جو جامعه طوري شده كه برخي هنرمندان مي ترسند از اعتقاداتشان دفاع كنند

متاسفانه شكل جامعه و جو جامعه طوري شده كه برخي هنرمندان مي‌ترسند از ارزش‌هايشان دفاع كنند مقصر هنرمندان نيستند مثلا نگاه كنيد در يك عروسي‌اي كه خيلي بي‌بندوبار است آدم‌هاي معتقد ممكن است براي نماز خواندن جلوي ديگران خجالت بكشند اين به دليل جو و فضايي است كه بر آن محيط ايجاد شده است.
 
همه مردم ولايت فقه و حكومت اسلامي  را دوست دارند
 
من به عنوان كسي كه با مردم در ارتباط هستم ايمان دارم مردم، رهبري و ولايت‌فقيه را دوست دارند مردم حكومت اسلامي و اهل بيت را دوست دارند نمي‌توان مردم ايران را از اين باورها جدا كرد اگر مردم قايم مي‌شوند ويا اداي مخالف‌ها را در مي‌آورند به خاطراين است كه از برخي مسائل رنج مي‌برند.

مشكلات اقتصادي شاعران بايد برطرف شود/از فرصت سربازي براي تربيت نيرو استفاده كنيم
 
مشكلات قشر شاعر را براي شعرگويي بايد برطرف كرد چند شاعر ما بيمه هستند اگر دغدغه ناني وجود داشته باشد ديگر نمي‌توان شعر گفت متاسفانه اغلب شعراي ما از لحاظ بيمه و درآمد دچار مشكل هستند.
 
خيلي وقت‌ها از پتانسيل شعرا و هنرمندان آن طور كه بايد استفاده نمي‌شود مثلا نگاه كنيد شاعري را به سربازي مي‌برند و به او پست نگهباني مي‌دهند اين شاعر، سرباز و گنجينه جامعه است نبايد هنرمند و بازيگر را در سربازي در پست نگهبان قرار دهند هر كسي را خدا براي كاري ساخته من كه نمي‌گويم سربازي نروند و مثل بقيه مردم نباشند چرا به سربازي بروند اما مكانيك را در سربازي بايد در شغل مكانيك قرار داد نه اينكه مكانيك را در آشپزخانه سربازي استفاده كنيم و شاعر را در پست مكانيكي قرار دهيم.

اگر در فضاي سربازي به سرپرستي يك شاعر سرباز كارگاه شعر تشكيل شود سربازان علاقه‌مند به شعر در اين كارگاه توسط اين فرد آموزش مي‌بينند و اگر از اين كارگاه در طول دو سال ده شاعر اهل بيت بيرون بيايد ما توانسته‌ايم از پتانسيل سربازي براي تربيت نيرو و اشتغال‌زايي استفاده كنيم.

خيلي از مشكلات فرهنگي به خاطر سليقه اي عمل كردن است
 
خيلي از مشكلات فرهنگي ما به خاطراين است كه ما سليقه‌اي عمل مي‌كنيم اگر از كاري خوشمان بيايد حمايت مي‌كنيم و اگر خوشمان نيايد مي‌گوييم انجام نشود هر جا ضعف داريم به خاطرهمين سليقه‌اي عمل كردن است همان‌طور كه در كوه اگر حرف زشت يا خوب بزنيم به خودمان بر مي‌گردد در توليدات محصولات فرهنگي هم اگر خوب عمل كنيم بازتاب خوبي خواهيم داشت و بالعكس بد عمل كردن‌ ما باعث بازتاب منفي ماجرا خواهد شد مثلا در همين توليد سريال‌ها دقت كنيد سريالي مثل مختارنامه آبروي پرچم ايران و سيدالشهدا شد من در عراق بودم و مي‌ديدم كه مردم چطور با اشتياق در كوچه و خيابان اين فيلم را نگاه مي كردند و گريه مي‌كردند اين يعني تاثيرگذاري.
 
همين كارگردان‌هاي ارزشي را بعضا ديده مي‌شود برخي مسئولين چقدر سنگ‌اندازي مي‌كنند اما به برخي كارهاي بي‌ارزش‌تر به راحتي مجوز ساخت مي‌دهند.
 
اشتباه مسئولين بازتاب منفي در مردم دارد/آيا همه مسئولين با ظاهر درست عملكرد مثبت دارند؟
 
وقتي مسئولي اشتباه مي‌كند بازتابش را در مردم خواهيم ديد وقتي يك مسئول به كسي بي‌احترامي كند و يا حرمتي را بشكند مردم هم احساس مي‌كنند مي‌شود اين خط را ادامه داد به همين دليل مسئولين نقش بسياري موثري در فرهنگ‌سازي دارند.
 
عملكرد نامناسب برخي مسئولين و خط كشي‌هايي كه بعضي‌ها را با ما و بعضي‌ها را بر ما مي‌دادند اصلا درست نيست معيار براي با ما بودن حق بودن است هر كسي حق بگويد با ماست نبايد سليقه‌اي عمل كرد حتي اگر هنرمندي منحرف شده مسئولين بايد از خودشان سوال كنند تويي كه ظاهرت درست است آيا عملكردت هم درست است اگر ما با ظاهر درست عملكرد اشتباه داشته باشيم انحراف بدتر خواهد شد.

وقتي من صابر خراساني با ظاهر مذهبي براي اجرا مي‌روم و از خانواده شهيد تا بازيگر گرفته به من التماس دعا مي‌گويند اگر مردم بدانند عملكرد من اشتباه است تاثيرگذاري من دو چندان بوده بايد سعي كنيم باطن‌هايمان شبيه به ظاهرهايمان شود اهل بيت مي‌گويند ما بايد شبيه به چيزي باشيم كه مردم از ما انتظار دارند وقتي مردم به ما مي‌گويند مثلا وقتي تو را مي‌بينيم ياد امام رضا مي‌افتيم بايد تلاش كنيم تا شبيه به امام رضا باشيم وقتي مردم به من التماس دعا مي‌گويند در واقع به خود من نمي‌گويند بلكه به كلام من التماس دعا مي‌گويند.
 
چرا فكر مي كنيم خواننده هاي جوان ما متعهد نيستند؟بايد از خواننده هاي جوان حمايت شود

به رسانه‌هاي دنيا اگر نگاه كنيم متوجه مي‌شويم امروز ديوار رسانه‌اي وجود ندارد در هر خانه‌اي رسانه‌اي وارد شده و هجمه موسيقي‌هاي آلوده  وخواننده‌هايي كه مي‌خواهند از خارج از مرزهاي ايران به فضاي فرهنگي ما خط بدهند تكثر يافته به خاطرهمين امروز بايد از خواننده جوان داخل كشور حمايت كرد چرا فكر مي‌كنيم برخي خواننده‌هاي جوان ما متعهد نيستند. اين ذهنيت به خاطراين است كه ما با اين افراد برخورد نداشتيم خيلي از خواننده‌هاي جوان ما همان خط فكري ما را دارند اما بعضي وقت‌ها رفتارهاي متناقض ما باعث دلخوري آنها مي‌شود مگر انقلاب ما خواننده پاپ نمي‌خواهد.
 
بعضي رفتارهاي دوگانه حتي من صابر خراساني كه اهل نماز و روزه هستم در خانواده مذهبي بودم ولي‌فقيه را قبول دارم و شاعر آييني هستم زده مي‌كند

قبل از انقلاب خيلي‌ها سر موسيقي بحث داشتند اما امام خط را مشخص كرده‌اند و راجع به سرود جمهوري اسلامي اشاره مثبتي داشتند مي‌خواهم نمونه‌اي از رفتارهايي كه باعث زدگي افراد مي‌شود را براي‌تان تعريف كنم من در جايي برنامه داشتم و يك سي‌دي آهنگ خام با نت آرامي به مسئولين برنامه دارم تا هنگام اجرا زير صدايم قرار دهند آقايان به من گفتند موسيقي اشكال دارد ما اين را نمي‌گذاريم آخر كسي نيست به اين آدم‌ها بگويد سرود ملي ايران با 70 ساز زده شده همين مجموعه پول مي‌دهد به خواننده‌ها تا براي اهداف خودش شعر بخوانند اين رفتارهاي ضد ونقيض حتي من صابر خراساني كه اهل نماز و روزه هستم در خانواده مذهبي بودم ولي‌فقيه را قبول دارم و شاعر آييني هستم زده مي‌كند ديگر چه برسد به جوان امروزي.

 
ارسال نظر
captcha
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
نظرات شما
بدون نام
-
۰۴ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۰۷:۰۱
خدا توفيقش بدهد هر روز بهتر از روز قبل شود
1
0
محسن
Iran (Islamic Republic of)
۲۱ مهر ۱۳۹۳ - ۰۶:۵۴
با سلام
كساني كه گذسته هاي سخت را زيبا يادآور مي شوند قابل احترام و قدر شناسي هستند.خداوند متعال به ايشان و ديگر هنرمندان توفيق روز افزون عنايت نمايد. تقليد محض پسنديده نيست ولي حفظ سبك هاي دل نشين و مآنوس با عامه جامعه حفظ ميراث معنوي جامعه محسوب مي شود بر آن افتخار كنيم. ممنونم
0
0
پربازدیدترین آخرین اخبار