کد خبر:۲۶۶۶۵۹
آیا می شود برای ازدواج «سن» تعیین کرد؟

هر وقت دهانت بوی شیر نداد، ازدواج کن!

سن ازدواج، همواره از آن بحث هایی است که مورد اختلاف کارشناسان جامعه شناسی و روانشناسی بوده و هست و احتمالا خواهد بود.
هر وقت دهانت بوی شیر نداد، ازدواج کن!

گروه اجتماعی «خبرگزاری دانشجو»؛ زهرا مهاجری- سن ازدواج، همواره از آن بحث هاییست که مورد اختلاف کارشناسان جامعه شناسی و روانشناسی بوده و هست و احتمالا خواهد بود.


 اما این که آیا می شود اصلا برای ازدواج سن و سال تعیین کرد یا نه، ملاحظاتی دارد که باید به آنها توجه کرد. چه بسیار افرادی که زود ازدواج کرده اند و به خاطر تجربه ی خوبشان، موافق این امر هستند و زیادند افرادی که سن و سال کم را برای ازدواج مناسب نمی دانند.


این قضیه در بین کارشناسان هم مورد اختلاف است. روانشناسان مختلف دیدگاه های متفاوتی برای تعیین سن ازدواج دارند و بهترین سن برای ازدواج دخترها 23 تا 26 و برای پسرها 27 تا 29 سال است.


در این بین برخی از روانشناسان بیشترین سن را برای ازدواج و برخی کمترین سن را در نظر گرفته اند.


اما چیزی که در بین همه ی کارشناسان مشترک است این است که سن ازدواج، آن زمانی ایست که فرد به بلوغ کافی رسیده باشد و بتواند مسئولیت بپذیرد که این امر، شاید هیچ ربطی به سن و سال نداشته باشد.


براساس این تفکر، می توان فهمید که ازدواج زمان تعیین شده و ثابتی نمی تواند داشته باشد و سن ازدواج بر اساس نیاز فردی، تربیت خانوادگی، شرایط اجتماعی و خیلی عوامل دیگر تعیین می شود.

 

سن ازدواج از نظر قرآن کریم


قرآن کریم بلوغ را سن ازدواج می‌داند و از آن با تعبیر بلوغ نکاح یاد می‌کند. روایات ائمه و تفاسیر مختلف نیز همین امر را نشان می دهد که سن ازدواج، سن تمایل است و هر گاه ترک این امر، موجب به گناه افتادن فرد شود، ازدواج واجب می شود.

 

 


از این مورد هم می توان چنین استخراج کرد که ازدواج سن خاصی ندارد و نمی توان قانون ثابتی برای آن وضع کرد.


ازدواج در سن پایین؛ خوبی ها و بدی ها


در زمان های گذشته، زمان پدربزرگ ها و مادربزرگ هایمان، رسم بر این بود که دخترها زود به خانه بخت بروند و اصلا اگر دختری به سن 18 می رسید، روی دست خانواده اش می ماند!


اما با گذشت زمان و تغییراتی که در نسل و شرایط اجتماعی پدید آمده، علاوه بر نوع ازدواج، سن ازدواج هم دستخوش تغییراتی شده است. همین امر باعث شده تا نظریات مختلفی در مورد ازدواج در سنین پایین شکل بگیرد و اغلب این اتفاق را مبارک ندانند.

 

مخالفان می گویند: «وقتی دختر و پسری در سنین پایین و بدون آمادگی جسمانی، عقلی و عاطفی با یکدیگر ازدواج می کنند دچار مشکلات زیادی می شوند. یکی از این مشکلات، عدم شناخت خود است. به این معنا که دختری که هنوز شناخت کاملی نسبت به خودش و علایقش ندارد، نمی تواند انتخاب درستی داشته باشد و چه بسا شخصیتش در سال های آینده دستخوش تغییراتی شود که تفکرات و علایق و سلایقش را تغییر دهد. پس مادامی که شخصیت فرد به ثبات لازم نرسیده، نباید دست به این اقدام بزند.»


«مشکل دیگری که گریبان این افراد را می گیرد، تنها شدنشان است. به این معنا که این افراد که تا پیش از این در بین همسالان و دوستان خود مورد پذیرش بوده اند، اینک به خاطر شرایط جدید، دیگر نمی توانند در جمع های قبلی حضور داشته باشند و شاید حتی از این محافل طرد شوند که این هم خود عامل بروز مشکلاتی است.»

 

 


اما موافقان ازدواج در سنین پایین نیز بی دلیل نیستند. این افراد معتقدند انگیزه اصلی ازدواج، تأمین نیاز‌های روانی است و بخش دیگری از آن در تأمین نیاز‌های جنسی خلاصه می‌شود. وقتی ازدواج به تأخیر بیفتد، در درجه اول گسترش خلأ‌های عاطفی رخ می‌دهد. وقتی خلأ‌ها، بروز کند، به دنبال آن مشکلاتی چون افسردگی، ناامیدی، ‌اضطراب، تشنجات، خشونت، پرخاشگری، را در پی خواهد داشت.


از دیگر دلایل موافقت با ازدواج در سنین پایین، فرار از توسعه ی بی عفتی است. این افراد معتقدند پسر یا دختری‌که ازدواج آن‌ها به تأخیر افتاده‌است قدرت کنترل غرایز جنسی را نخواهد داشت و به ورطه بی‌عفتی خواهند افتاد که در نتیجه، بی‌عفتی چنین افرادی، دامن‌گیر خانواده‌های آنان نیز خواهد شد.


موافقین ازدواج در سن پایین، از آثار سوء تاخیر در ازدواج هم می گویند و اعتقاد دارند که یکی از آثار سوء تأخیر ازدواج،‌ تأخیر کمالات انسانی است. ازدواج صحیح و به‌هنگام،‌ کمال‌یابی و کمال‌دهی انسان را منتج می شود و به همین دلیل است که در روایات آمده که انسان به واسطه ازدواج، نصف دینش کامل می‌شود. به معنای دیگر، جوان با ازدواج ارتقاء پیدا می کند و با تاخیر در ازدواج، این رشد متوقف و یا کم سرعت خواهد شد.


چرا دیر ازدواج می کنیم؟


نکته ای که در بین همه ی نظرات صاحبنظران مشترک است این است که یک فرد باید زمانی ازدواج کند که به بلوغ روانی و بلوغ اجتماعی رسیده باشد. بلوغ اجتماعی به معنی توانمندی لازم برای اداره امور خانواده، همسر و فرزندان است.


این امر، مستلزم برآورده‌شدن نیازهای اقتصادی، بهداشتی،‌ علمی، آموزشی و... برای گذراندن زندگی است تا فرد بتواند با آن، مسکن و حداقل نیازهای خانواده را تامین کند.


رسیدن به بلوغ اجتماعی، کاملا بستگی به فرد دارد. یک فرد ممکن است در سن 20 سالگی زمینه‌های فوق را یکجا و کامل پیدا کند. در حالی که فردی دیگر در سنین بالاتر هم نتواند به آنها دست یابد.

یک دختر جوان ممکن است در سن 14 تا 15 سالگی به رشد کامل جسمانی رسیده باشد اما رشد روانی و شخصیتی او کامل نشده و توانایی ایجاد یک رابطه درست با همسر، فرزند، اطرافیان خود و از جمله خانواده جدیدی که با او پیوند می‌خورد یعنی خانواده شوهر را نداشته باشد. در این صورت تبعات آن نه تنها به فرد و خانواده بلکه به جامعه هم کشیده می‌شود.

 

از عوارض ازدواج در سنین بالا می توان به از بین رفتن شادی دختر و پسر و سردرگم شدن آنان، ایجاد فاصله سنی زیاد با فرزندان و مشکلات برقراری روابط با آنان، نبود آرامش روانی و ... اشاره کرد.

 

دیر ازدواج کردن هم خودش عواملی دارد که از جمله آنها شرایط اقتصادی، فرهنگی و تربیتی یک فرد است.


مدرک بگیرم، سربازی بروم، کار پیدا کنم، خانه و ماشین بخرم؛ بعد!


جمله ی بالا را خیلی هایمان از افرادی که در سن ازدواج هستند شنیده ایم. چیزی که اگر بخواهیم منصف باشیم می بینیم خیلی هم نابجا نیست و نمی توان به راحتی از کنارش رد شد. اما نکته ی ظریفی که در کنار همه ی این حرف ها باید به آن اشاره شود این است که این تفکر، نباید منجر به زیاده خواهی شود. می توان به حداقل هایی بسنده کرد و یک یاعلی گفت و زندگی را شروع کرد. اگر فرد در خودش توانمندی‌های شخصیتی، اجتماعی، اقتصادی حتی در حد پایین و حداقلی را ببیند، نباید به خاطر فاصله داشتن با ایده آل ها ازدواج را به سال های بالاتر موکول کند.


در هر حال بحث و اختلاف نظر در مورد سن ازدواج همیشه بوده و نسخه ی یکسانی نمی توان برای هر فرد پیچید. هر کس باید خودش با توجه به توانمندی های روحی و جسمی و اجتماعی، پا به این عرصه بگذارد. قدیمی ها حرف خوبی می زنند؛ می گویند: «هر وقت دهانت دیگر بوی شیر نداد، ازدواج کن!»
 

ارسال نظر
captcha
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
نظرات بینندگان
رافعي
-
۱۵ مهر ۱۳۹۲ - ۱۰:۳۷
دلتون خوشه؟! ازدواج کنيم؟ چطوري؟
8
12
جامعه شناس
-
۱۵ مهر ۱۳۹۲ - ۱۰:۵۷
الان براي جلوگيري از فساد بايد زود ازدواج داد جوانها را
17
2
سيد
-
۱۵ مهر ۱۳۹۲ - ۱۱:۵۱
با سلام
وقتي پدر کسي که من ميخوام باهاش ازدواج کنم خودش دفتر ازدواج دارد و مخالفت ميکند و ميگه دختر بايد ليسانس بگيرد و بعد ازدواج کند همين ميشود.؟

دو نفر به هم الان علاقه دارند و ميگويند 5سال ديگه دختر بايد دانشگاه بخواند و پسر هم 25 سالش هست درحال حاضر و کارمند اينجوري رفتار ميکنند ميخوايد چي بشه؟
سن ازدواج بالا ميره؟
خودکشي بالاميره؟
کسي به ازدواج ديگه اهميت نميده؟
همه ميرن با دنبال هوس راني و راه هاي ديگه براي ارزاي خود؟
بعضي هم معتاد ميشوند؟
انتظار نداشته باشيد وضعيت از بدتر هم خواهد شد...
من متأسفم براي کسي که خودش هم آخوند هست و هم دفتر ازدواج دارد و هم در دنياي امروزي زندگي ميکند چرا اين رفتا را مي کند؟
9
2
خانم دکتر
۱۵ مهر ۱۳۹۲ - ۱۷:۵۰
سلام سيد
مثل اينکه خيلي دلت پره...
خداييش وقتي يکي رفته دانشگاه اگه ازدواج نکنه و بگه درس دارم خيلي اشتباهه!
ان شاالله مشکلتون برطرف بشه.:)
ايراني
۱۵ مهر ۱۳۹۲ - ۱۸:۴۱
دوست عزيز شما اول بهتره درس ادبيات دوره راهنمايي رو يه مروري کني بلکه نحوه استفاده از علامت سوال رو بهتر ياد بگيري بعدش در مورد ازدواج صحبت کن.آفرين
زهرا دانش
۱۶ مهر ۱۳۹۲ - ۰۷:۴۹
سلام.نميدونم دليل علاقمندي شما به اين خانم چيه، شايد از نظر شخصيتي کاملا به توافق رسيده باشيد، اما اگر واقعا خصوصيت خاصي در بين نيست، بهتره به مورد ديگه اي فکر کنيد، متاسفانه اين قضيه داره تو جامعه ما رواج پيدا ميکنه اما به نظرم اگر آقايون زير بار اين مسئله نرن، خانواده دختر هم کوتاه ميان. من خودم يه خانمم و در برخورد با دختران و خانواده هاشون ميبينم که چطور برخي آداب و رسوم اشتباه همينطوري شايع ميشه و ميشه يه مانع جديد!در واقع متاسفانه گاهي اوقات خانواده دختر از وابستگي يک پسر به دخترشون سوءاستفاده ميکنن و شروط عجيب غريبي رو مطرح ميکنن و تازمانيکه آقا دامادکوتاه مياد،کوتاه نميان.خوبه خانواده ها رو يکسري مسائل حساس باشن اما در صورتيکه منطقي باشه.بهر حال اميدوارم مشکلتون هرچه سريعتر حل بشه.
سيد
۱۶ مهر ۱۳۹۲ - ۰۸:۳۶
سلام خانم دانش:
اين دختري که من انتخاب کردم ميشه گفت باهم انتخاب کرديم هديگر رو و من خيلي تحقيق کردم قبل از اينکه بخوام ببينمش و حتي اون هم تحقيق کرده بود ميخوام بگم ما با چشم و فقط تو يکبار ديدن انتخاب نکرديم همو که راحت بخوايم از هم بگذريم و کسي که دنبالش بودم رو پيدا کردم.
متأسفانه مشکل جاي ديگه است آبجي اينکه باباش فقط ميگه درس ولي با بقيه چيزا مشکلي نداره...
خودت فکروشو بکن يکي بهت اعتماد کامل داره و بهت وابسته شده و بعداز سالها آرامش بهش دست داده و حتي خود من چطور ميتونم به فکر يکي ديگه باشم آينده دختره چي ميشه؟ عذاب وجدان چي؟
سيد
۱۶ مهر ۱۳۹۲ - ۰۸:۴۴
من هميشه يه چيز به دوستانم ميگم اگه رفتيد خواستگاري و به توافق نرسيديد حتي اگه دختر مشکلي داشته باشه بگيد خودتون مشکل داشتيد و به توافق نرسيديد نه دختر چون اون دختر محدود ميشه و شايد ديگه کسي نياد خواستگاريش ولي براي پسر اينجوري نيست تا هرچند تا بخواد ميتونه بره خواستگاري و غيره.
ميخوام اين رو بگم من تا آخرش هستم باهاش و بهش هم گفتم همه چي دست خودت و اگه تا قبل از ازدواج فکر کردي و ديدي من اون شخصي که تو ميخواستي نيستم بگو من ميرم کنار تا راحت به زندگيت ادامه بدي...
همه موافق هستن به غيراز باباش توروخدا برام دعا کنيد.
درست خيلي سخته فراموش کردن اما آدم بايد به همه چي منطقي برخورد کنه.
سيد
۱۶ مهر ۱۳۹۲ - ۰۸:۴۷
انشاءالله مشکل همه جوونا حل بشه تا به فساد و راه هاي ديگه کشيده نشن.
واقعاً ديگه نميدونم چيکار کنم
ياعلي بن موسي الرضا
زهرا دانش
۱۶ مهر ۱۳۹۲ - ۱۷:۰۶
سلام
من که همون اول گفتم اگر از نظر شخصيتي به هم مي خوريد يه بحث ديگه است، شايد ديگه نشه موقعيتي اين جوري پيدا کنيد. من بيشتر روي صحبتم با آقايون و حتي دختراني هست که بدون دليل رو يک مورد خاص پافشاري ميکنن و تن به هر شرطي ميدن، چند سال بعد وقتي ديگه از تب و تاب عاشقي ميفتن تازه چشمشون باز ميشه که نمي تونن از پس اين همه توقعات بربيان، به نظرم اون وقت ديگه حق اعتراض ندارن چون کسي که خربزه ميخوره پاي لرزش هم بايد بنشينه و مدارا کنه و با روشهاي منطقي هرچند زمان بر اوضاع رو تغيير بده!
در ضمن از کلام شما پيداست انسان فهميده و منطقي هستيد، انشاءالله هرچه زودتر خدا راه حلي پيش پاتون ميگذاره، شايد پدر دختر خانم هم رضايت دادند. اين تأخير رو هم بگذاريد به حساب حکمتي که شايد از شما پوشيده باشه.
علاقه مند به ازدواج
-
۱۵ مهر ۱۳۹۲ - ۱۱:۵۳
از شرايط اقتصادي بنويسيد
8
4
بهار
۱۷ مهر ۱۳۹۲ - ۰۴:۰۳
مخالفم
1010
-
۱۵ مهر ۱۳۹۲ - ۱۱:۵۵
دمت گرم تااونايي ک گفتي رو پسرنداشته باشه دختر بهش نميدنننننن!!!!!
يکي نيس بگه شما پدر رو مادرا هم همين جور ازدواج کردين؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
13
0
حامد
-
۱۵ مهر ۱۳۹۲ - ۱۲:۰۵
من که دهنم بوي شير مي ده با بيست و پنج سال سن اما پسرخاله ام نوزده سالشه يک ساله زن داره!
17
1
javad
۱۶ مهر ۱۳۹۲ - ۱۰:۰۰
پسرخاله ت عاقله
تهمينه
-
۱۵ مهر ۱۳۹۲ - ۱۲:۴۷
تبديل شده به رويا...روياي ازدواج
14
1
عليرضاعباسي
-
۱۵ مهر ۱۳۹۲ - ۱۳:۰۳
من نياز شديدي به ازدواج دارم.اما حس ميکنم به بلوغ شخصيتي نرسيدم .اگه ميشه کمکم کنيد
3
5
بدون نام
-
۱۵ مهر ۱۳۹۲ - ۲۲:۰۵
به نظر من ازدواج يعني محدوديت يعني وقتي توي خودت موندي سعي کني يکي ديگه رو هم بشناسي من حکمت هيچي و نفهمم بايد حکمت اين ازدواج و بفهمم که چرا خدا مي گه ازدواج کنيد نصف دينتون کامل مي شه! من اگه بخاطر حرف مردم نباشه 10/12 سال ديگه هم ازدواج نمي کنم اون موقع دهنم بو شير که نه ولي بو بد ميده چون ديگه رمق واسه مسواک زدن ندارم/هرهرهر
1
7
بدون نام
-
۱۶ مهر ۱۳۹۲ - ۰۷:۳۴
آقاي عباسي شايد کلاس هاي مجردهاي حجت الاسلام شهاب مرادي براتون مفيد باشه، تو سايتشون دربارش توضيح دادن فکر ميکنم.
3
0
بنده خدا
-
۱۶ مهر ۱۳۹۲ - ۰۸:۵۹
راستش رو بخواييد سن بالاي ازدواج دلايل خودش رو داره يکيش ايينه که همه فکر مي کنند که تا پولدار نشن نبايد زن بگيرند ولي نمي دونن تا زن نگيري پولدار نميشي . وقتي زن بگيري انگار درهاي رحمت باز ميشه . البته خودم مجردم ها از دوستام و فاميلها شنيدم و تو روايات. دليل بعدي بي مسئوليتي پسرانه . اينقدر گفتند درس درس که همه تا سن 24 يا 27 يا 32 سالگي حرفه اي بلد نيستند فقط درس خوندند تو اين مدت هم خرجي رو کي داده پدر گرام . اخه ادم تا اين سن کار نکنه چطور تازه بره خدمت بعد کار کنه تازه پس انداز کنه زمان قديم مردم ما سن 15 مي رسيدند مي رفتند سر کاري بقالي نجاري چيزي حرفه ا ي ياد مي گرفتند تا 20 که مي رسيدند هم پس اداز داشتند هم حرفه کاري . دلبل بعدي زنهاي جامعه ما هستند که دخترهاشون رو پول پرست بار آوردند مي گن چون ما سختي کشيديم دخترمون نکشه اينقدر مي گن تا خواستگار پولدار بياد غافل از اينکه سن دختر بالا مي ره و کسي متوجه نيست. اينقدر کفتند که ما سختي کشيديم نمي ذاريم بچه هامون سختي بکشند نه اجازه مي دمن پسرهاشون مسوليت بپذيرند نه اجازه مي دهند دخترهاشون زود ازدواحج کنند. مي گن بايد جووني کنه يني چي وقتي چنين چيزي باشه کي تضمين مي کنه از حرام جووني نکنه .
13
0
بنده خدا
-
۱۶ مهر ۱۳۹۲ - ۰۹:۰۶
مصيبت ما از سر طرح توانمندسازي بانوان زمان اصلاحات شروع شد . به خدا تربيت فرزند باي زن کرانقدر تر از سرکار رفتنشه . چرا با گسترش عقده ها فمينيستي طرح برابري زن و مرد ين اتيش رو انداختيم تو جونمون . وقتي 60 درصد دانشجويان ما دختر هستند مسلما با کسي که مدرک پايين تر ازدوواج نمي کنند و البته کوچيکتر از خودشون . پسرها هم که بايد برند خدمت سربازي اونوقت تا کار پيدا کنند دخترها مدرک هاي بالاتر گرفتند و پسرها مدارک پايين دارند. زن وظيفش زن بودنه نه کار يدي کردن نه مثل مرد کار کردن نه تو معدن کار کردن اينها ننگه نه افتخار . زن بايد روحيه اش لطيف بمونه ولي نه مهربوني ياد مي گيره . دانشگاه سمه .برا دختر و پسر اول بايد کار داشته باشند بعدا سر فرصت درس بخونند چوندکار دارند و شغل درسي رو مي هخونند که دوست دارند نه اجبار . دانشگاه رو کرديم بت هيچ چيز هم ياد نمي گيريم همش شب امتحاني
15
1
پربازدیدترین آخرین اخبار