کد خبر:۳۱۲۹۲۳
دیدگاه شهید آوینی درباره سینمای هیچکاک؛

شیعه می‌تواند با آثار هیچکاک ارتباط برقرار کند

سید مرتضی آوینی در مقاله‌ای ضمن بررسی دغدغه‌های مضمونی و ساختاری و درونمایه آثار آلفرد هیچکاک می‌نویسد: اگر در میان کارگردانان سینما تنها یک تن باشد که بتوان او را با همه تاریخ سینما همسنگ دانست، او کسی جز هیچکاک نیست.

به گزارش گروه فرهنگی «خبرگزاری دانشجو»، سید مرتضی آوینی در میان سینماگران تاریخ، به آلفرد هیچکاک نظر خاصی داشت و فیلم‌های وی را نمونه سینمای نابی می‌دانست که می‌تواند پارامترهای لازم به لحاظ هنر هفتم دارا باشد. مقاله‌ای که وی در کتاب «هیچکاک، همیشه استاد» درباره این فیلمساز بزرگ تاریخ سینما نوشته گویای دیدگاه آوینی به سینمای مطلوب است.


ماجرای نوشته شدن کتاب هیچکاک همیشه استاد


مسعود فراستی که گردآوری و تنظیم ویژه نامه «هیچکاک» را بر عهده داشته درباره زمینه‌های اقدام به این کار می‌گوید: «یک روز به مرتضی گفتم: این طور نمی‌شود که روشنفکران هر کاری می‌خواهند انجام دهند و ما هم بی‌کار بنشینیم. ما فقط داریم نقد می‌کنیم و بساط آنها را به هم می‌ریزیم اما این کافی نیست، ما باید یک الگوی جایگزین مطرح کنیم. الگوی داخلی‌مان که سینمای جنگ است، باید یک الگوی دیگری را هم در زمینه سینمای خارجی مطرح کنیم». پرسید: «نظرت چیست»؟ گفتم: «روشنفکران و مسئولان که تارکوفسکی را علم کردند. بیا مقابل تارکوفسکی یک آدم حسابی علم کن».

 

گفت: مثلا کی؟ گفتم: هیچکاک، مرتضی گفت: «مسعود! هیچکاک تکنسین بزرگی است ولی به لحاظ نظری مقابل تارکوفسکی کم نمی‌آورد؟ این بابا متفکر است. من در جوانی چند تا فیلم از هیچکاک دیدم اما باید دوباره و بیشترفیلم ببینم. چند تا فیلم بده ببینیم». تارکوفسکی کتاب‌های نظری جدی دارد. کتاب معروفش به نام «پیکر تراشی زمان» که مرتضی هم آن رامی‌شناخت از لحاظ نظری کتاب قابل تأملی است، یا یک گفت‌وگو دارد که حرف حسابی در آن زیاد است. تارکوفسکی اگر فیلم نمی‌ساخت من شخصاً می‌گفتم که نظریه پرداز خوبی است. به ‌هرحال مرتضی تردید داشت که در مقابل این جبهه روشنفکری هیچکاک تاب ایستادن داشته باشد. گفت فیلم برسان به من. 5-4 تا فیلم دید. روز دوم، سوم که فیلم‌ها را می‌‌دید گفت: «مسعود! هیچکاک انتخاب درستی است».

 

شیعه با آثار هیچکاک ارتباط برقرار می کند

 

فراستی می‌گوید: یادم می‌آید دانشکده صدا و سیما فیلم «مرد عوضی» از هیچکاک را گذاشت. مرتضی با خانم امینی آمدند و دیدند. مرتضی بعد از پایان فیلم گفت: «این بی‌نظیر است. این فیلم به معیارهای مورد نظر ما خیلی نزدیک است. ما شیعه جماعت خیلی می‌توانیم با هیچکاک ارتباط برقرار کنیم». خلاصه آوینی مطمئن شد که می‌تواند روی هیچکاک مانور بدهد و مقابل جبهه روشنفکری داخلی مطرحش کند.


دیدگاه شهید آوینی در خصوص سینمای هیچکاک


سید مرتضی آوینی در مقاله خود درباره سینمای هیچکاک ضمن بررسی عناصر مشترک و دغدغه‌های مضمونی ساختاری و همچنین درونمایه آثار آلفرد هیچکاک می‌نویسد: «آنان که در فیلم‌های هیچکاک حرفی برای گفتن نمی‌یابند، از سینما توقعی می‌برند که در آن نیست. عالم سینما عالم دیگری است و هرگز نباید از آن نظرگاه که به ادبیات، شعر، موسیقی و حتی نقاشی می‌نگریم، به تماشای فیلم بنشینیم. سینما که جایی برای حرف زدن نیست؛ اینجا باید نشست و در یک تجربه روحی سهیم شد و در آخر کار هم نباید پرسید: این فیلم چه می‌خواست بگوید؟ فیلم خوب آن نیست که تماشاگر خویش را به دام یک استدلال پیچیده عقلانی بکشاند. فیلم خوب آن است که تماشاگرش را به سفر دل دعوت کند. تماشای فیلم، سلوک به نفس است نه به عقل و البته کیست که نداند در جهان امروز، سینما علی العموم دعوت به تدانی دارد نه تعالی.


سینما، هنری است که برخلاف دیگر هنرهای روز، بدون تماشاگر وجود ندارد. هیچکاک بیش از هر کارگردان دیگری این واقعیت را می‌شناسد و با رضایت به آن گردن می‌نهد و تماشاگر یعنی تماشاگر عام، نه نخبگانی که کتاب‌های داستایفسکی را می‌خوانند. داستایفسکی متعلق به نخبگان است اما هیچکاک چنین نیست. اگرچه باید در اینجا حتما بر این گفته تروفو تاکید ورزید که: «در اینجا جمع اضدادی نهفته است. کارگردانی که آثارش به خاطر روشنی و سادگی، در سراسر جهان، بیش از هر فیلمساز دیگری در دسترس درک و تمتع تماشاگران قرار دارد، درعین حال کارگردانی است که در ساختن فیلم از ظریفترین و نهفته‌ترین روابط بین افراد انسان، نظیر ندارد».


در فیلم‌های هیچکاک سادگی بسیار با دقت و حضوری که از فرط کمال به چشم نمی‌آید، جمع آمده است. هیچیک از تعابیری که در افواه نسبت به هیچکاک وجود دارد، درست نیست، در عین آنکه هیچ یک از آنها نیز غلط نیست.کسی که این قضیه ظاهرا متناقض را در ماهیت سینما درک نکند، یا تماشاگر را از دست خواهد داد و یا اگر به تماشاگر و سلائق او توجه کند، ژرفنایی را که سینما در تامل و تفکر حضوری می‌تواند به آن دست یابد، از دست می‌نهد و این هر دو عدول از ماهیت سینماست.... «سرگرمی» چیزی است که خواه و ناخواه با فیلم خوب به وجود می‌آید ولی غایت آن نیست.


سرگرمی، نوعی بیخودی و یا غفلت از خویشتن است که لزوما مذموم نیست. سرگرمی، اولین شرط محقق سینماست و نقض غرض است اینکه ما سینما را بخواهیم اما با این شرط که تماشاگر در فضای فیلم مستغرق نشود. اصلا سینما برای این استغراق، بیخودی و غفلت از خویش به وجود آمده است، اگرچه تجربه نشان داده است که این استغراق می‌تواند نوعی سلوک روحی و یا روحانی نیز باشد ..... ما در سینما به تماشای رویاهای بشر امروز می‌نشینیم، تماشایی مستغرقانه همراه با تجربه‌ای درونی که می‌توان از آن نوعی تزکیه روانی را نیز انتظار داشت.


اگر بخواهیم در میان کارگردانان سینما یک تن را بیابیم که مستحق عنوان «استاد مطلق» باشد، بدون تردید باید به سراغ هیچکاک برویم. این سخن چه فایده‌ای می‌تواند داشته باشد اگر ما هنر را جز وسیله‌ای در خدمت اغراض و تفکرات خویش ندانیم؟ هیچکاک سینما را وسیله نمی‌داند و این گفته او خطاب به اینگرید برگمن که «اینگرید، این فقط یک فیلم است» نیز به معنای این نیست که که او سینما را جدی نمی‌گیرد.


هیچ یک از هنرهای دیگر را هم نباید به مثابه وسایل و ابزاری که باید در خدمت تبلیغ و یا بیان تفکرات ما درآیند، انگاشت. ممکن است ما درباره نسبت شعر و تفکر بیندیشیم و حتی نهایتا به این نتیجه برسیم که جوهر اصلی شعر، تفکر است اما بالاخره شعر، شعر است و هیچ کس با تفکر در ماهیت شعر شاعر نخواهد شد چه برسد به آنکه بخواهد شاعری همچون حافظ بشود. اگر حافظ بگوید که شعر، وسیله است، باید از او پذیرفت چراکه بر زبان شعر تا آنجا احاطه دارد که می‌تواند با شعر در کمال قدرت و زیبایی هر آنچه را که بخواهد، بیان کند؛ با این همه هرگز حافظ این اشتباه را نخواهد کرد که شعر را در خدمت تدریس فلسفه و عرفان درآورد. او می‌داند که شعر چنین قابلیتی را ندارد و حاج ملا هادی سبزواری نیز جز با عدول از ماهیت شعر توفیق چنین استفاده‌ای را نیافته است. اشعار حاج ملا هادی اگر چه قالب موزون و مقفی دارد اما از روح شعر در آن خبری نیست. اعتبار "منظومه " در نسبت با تدریس فلسفه ظاهر می‌شود نه در نسبت با جوهر شعر که مستقلا صاحب اعتبار و ارزش است.


جوهر سینما نیز مستقل و مجرد از پیام و تفکر وجود دارد و معتبر است و تا کسی این حقیقت را به معاینه و تجربه درنیابد نخواهد توانست که سینما را همچون وسیله‌ای در خدمت بیان معتقدات خویش درآورد. این سخنان را نباید با محصولات مصرفی رسانه ها که خواه و ناخواه گرفتار هر روزینگی و مصرف زدگی هستند، محک زد. راستش این است که سینما از لحاظ فن پیچیده‌ترین هنرهاست. سینما ماهیتا با تماشاگر عام مخاطبه دارد و در میان تماشاگران خویش گزینش نمی‌کند. من هیچ کارگردانی را نمی‌شناسم که بهتر از هیچکاک این واقعیت را دریافته باشد.

 

 

ارسال نظر
captcha
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار