استبداد و ويراني حاصل انقلاب رنگي و دل سپردن به وعده ها
آخرین اخبار:
کد خبر:۳۵۹۷۴
متخصصان غربی انقلاب های رنگین اعلام کردند(2):

استبداد و ويراني حاصل انقلاب رنگي و دل سپردن به وعده ها

يك متخصص فرانسوي انقلاب هاي رنگي با اشاره به انقلاب رنگي شكست خورده چين، انقلاب لاله در قزاقستان، انقلاب گل سرخ در گرجستان و ديگر انقلاب هاي رنگي، استبداد و ويراني را حاصل اين انقلاب ها عليرغم وعده هاي خارجي ارزيابي کرد.

به گزارش «شبکه خبر دانشجو»، تيري ميسان از متخصصين انقلاب هاي رنگي و فعالان سياسي و رسانه اي فرانسه در بررسي انقلاب هاي رنگي و در نهايت انقلاب سبز در ايران در مقاله اي نوشت: اولين انقلاب رنگي در سال 1989 به شكست انجاميد، هدف از اين كودتا بركناري دن شيائوپينگ رهبر چين با استفاده از يكي از نزديك ترين دستياران وي يعني زائو زيانگ دبير كل حزب كمونيست چين و به منظور باز كردن بازار چين به روي سرمايه گذاران آمريكايي بود تا چين نيز در چرخه مورد نظر واشنگتن قرار گيرد.

 

در اين انقلاب رنگي، حاميان جوان زائو به ميدان تيانمن يورش بردند، رسانه هاي غربي از آنها تحت عنوان دانشجويان غيرسياسي كه براي آزادي خود از بند محافظه كاران مي جنگند نام بردند اما در واقع جنگ، جنگ بين طرفداران آمريكايي و ملي گرايان وفادار به چين در چرخه قدرت بود.

 

دن شيائو پينگ بعد از دوران طولاني التهاب براي تسلط بر اوضاع از زور استفاده كرد كه سركوب اين انقلاب از سيصد تا هزار كشته در برداشت.

 

بيست سال بعد از اين انقلاب شكست خورده، در حالي كه مطبوعات غربي همچنان در سالگرد اين حادثه از آن تحت عنوان يك خيزش بزرگ نام مي برند، تعجب آور آن است كه مردم پكن بخاطر اينكه اين انقلاب در بطن خواسته هاي آنها جايگاهي نداشته است، آنرا بخاطر نمي آورند.

 

اولين انقلاب رنگي موفق در سال 1990 انجام شد كه در اين سال كه با فروپاشي اتحاد جماهير شوروي سابق همراه بود، جيمز بيكر وزير خارجه وقت ايالات متحده به بلغارستان رفت تا در رقابت انتخاباتي طرفدراران آمريكا در اين كشور كه به شدت مورد حمايت مالي ان اي دي بودند، شركت كند.

 

باوجود فشار زياد انگليس، مردم بلغارستان هراسان از نتايج اجتماعي ملتهب موجود و گذار از اتحاد جماهير شوروي سابق به اقتصاد بازار، گناه نابخشودني انتخاب يك اكثريت كمونيست را در انتخابات پارلماني مرتكب شد. در حالي كه ناظران جامعه اروپا مشروعيت فرايند انتخابات را تاييد كردند، مخالفان طرفدار آمريكا در اين جمهوري سابق شوروي فرياد تقلب سردادند و به خيابان ها ريختند.

 

مخالفان طرفدار آمريكا در مركز سوفيا اردو زدند و كشور را براي شش ماه در هرج و مرج فرو بردند تا بالاخره پارلمان بلغارستان مجبور به انتخاب زلايو زلو حامي آمريكا به رياست جمهوري شد.

 

از اين زمان تاكنون، واشنگتن محرك تغيير نظام در همه جاي جهان با استفاده از اعتراضات خياباني به جاي حملات نظامي  بوده است.

 

اين بسيار مهم است كه بدانيم در چنين شرايطي چه چيزي در خطر است، پشت آهنگ نرم ارتقاي دموكراسي واشنگتن، تحميل رژيم هايي به مردم است كه بازار را به روي آمريكا بدون پيش شرط باز كرده و سياست خارجي خود را با واشنگتن هماهنگ كنند.

 

اگرچه، اهداف واقعي انجام انقلاب رنگي توسط رهبران اين انقلاب ها پذيرفته شده است، جمعيت هاي خياباني معترض هيچ اطلاعي از آنها ندارند.

 

در چنين حوادثي معمولا مردم پس از انقلاب رنگي و مشاهده سياست هاي تحميلي همراستا با منافع غرب تصميم مي گيرند وضعيت را به گذشته برگردانند اما ديگر دير است و بازگشت جمعيت به خيابانها براي مردمي كه كشور خود را به بيگانه فروخته اند دموكراتيك محسوب نمي شود.

 

در سال 2005، مخالفان دولت قرقيزستان به نتايج انتخابات اعتراض كرده و معترضين را از جنوب كشور به بيشكك منتقل كردند.

 

 معترضين در قزاقستان عسگر آقايف را كنار زدند كه انقلاب لاله ناميده شد و به اين ترتيب، مجمع ملي كورمان بيگ باقي اف را به عنوان رئيس جمهور انتخاب كرد.

 

 وي ناتوان از كنترل هواداران خود كه در حال چپاول پايتخت بودند اعلام كرد كه ديكتاتوري را از كشور بيرون كرده و آماده ايجاد دولت وحدت ملي است.

 

 رئيس جمهور جديد، ژنرال فيليكس كولوف شهردار سابق بيشكك را از زندان آزاد و نخست وزير كرد.  باقي اف بعد از تسلط بر اوضاع، كولوف را بركنار و منابع ملي قرقيزستان را بدون انجام مناقصه به شركت هاي آمريكايي فروخت و پايگاهي نظامي در ماناس براي آمريكايي ها ايجاد كرد.

 

اين در حالي بود كه در اين دوران استاندارد زندگي مردم قزاقستان به پايين ترين سطح خود رسيد.

 

كولوف پيشنهاد كرد كشور به حالت فدرالي گذشته با روسيه برگردد اما طرح اين موضوع باعث بازگشت وي به زندان شد.

 

در اكثر موارد، گرچه انقلاب هاي رنگي ظاهرا دموكراسي براي ملت هاي هدف مي آورند اما در حقيقت مستبدتر از نظام هاي ديگر هستند.

 

در سال 2003، واشنگتن، لندن و پاريس انقلاب گل سرخ را در گرجستان طرح ريزي كردند.

 

 طبق نقشه قديمي انجام انقلاب هاي رنگي، مخالفان با شعار تقلب روانه خيابان ها شده و رئيس جمهور ادوارد شواردنازه را مجبور به فرار كرده و قدرت را بدست گرفتند.

 

ميخائيل ساكاشويلي جانشين وي بعد از روي كار آمدن اقتصاد كشور را در اختيار ايالات متحده قرار داد و روابط خصمانه با روسيه را در پيش گرفت. كمك اقتصادي وعده داده شده از سوي واشنگتن كه قرار بود جايگزين كمك اقتصادي روسيه به گرجستان شود، هرگز نيامد و اقتصاد ضعيف اين كشور از هم فروپاشيد.

 

ساكاشويلي به منظور كنترل اوضاع خفقان را بر كشور حاكم كرد كه در نتيجه آن زندان ها پر شدند اما رسانه هاي غربي همچنان وي را دموكراتيك ناميدند.

 

ساكاشويلي براي تقويت وضعيت سياسي آشفته خود به كمك دولت جرج بوش رئيس جمهور سابق آمريكا و همچنين اسرائيل كه به آن پايگاه نظامي اجاره داده بود، اوستياي جنوبي را بمباران كرد و هزار و ششصد نفر را كه اكثرا تابعيت روسي داشتند را كشت.

 

به اين ترتيب مسكو به اين حمله پاسخ داد، مستشاران آمريكايي و اسرائيلي گريختند و گرجستان ويران باقي ماند.

 

مترجم: حمداله عمادي حيدري

پربازدیدترین آخرین اخبار