به گزارش گروه اجتماعی خبرگزاری دانشجو، عوامل مختلفی، چون افزایش جمعیت، توسعه شهرنشینی، گسترش صنعت و استفاده غلط از منابع طبیعی باعث بروز آلودگی شدید و زیست محیطی در منطقه خلیج فارس گردیده است. این عوامل توانستهاند در اندک زمانی اکوسیستم بی نظیر آنرا تا ۴۷ برابر حدطبیعی آلودگی، آلوده نماید و بدین طریق آبزیان و موجودات آن را با خطر نابودی مواجه سازند. استقرار انواع صنایع (بعلت وجود منابع نفت و گاز) و حمل و نقل و ترافیک دریایی بالا باعث گردیده خلیج فارس شرایط ویژهای داشته باشد. استخراج و حمل ونقل نفت خام، وجود تأسیسات متعدد نفت وگاز، تأسیسات پالایشگاهی و پتروشیمی در دریا و ساحل، این پهنه آبی را به یکی از آلودهترین دریاهای جهان مبدل ساخته، به نحویکه اکوسیستم خلیج فارس در معرض خطر جدی قرار گرفته است. بر اساس برآورد کارشناسان نفتی، ۵۷ تا ۶۶ درصد از ذخایر نفتی جهان در منطقه دریایی خلیج فارس و دریای عمان واقع شده است. به علت موقعیت حساس جغرافیایی، سیاسی و شرایط زمین شناسی، مدیریت زیست محیطی این منطقه را نمیتوان مستقل از ذخائر عظیم نفت و گاز موجود در نظر گرفت. علاوه بر پساب صنایع مختلف، پسابهای شهری و کشاورزی که از استانهای ساحلی جنوب کشور وارد خلیج فارس میشود از عوامل مهم آلودگی آن به شمار میروند؛ بنابراین مهمترین آلایندههای خلیج فارس در درجه اول آلودگی نفتی و پس از آن فاضلابهای شهری و صنعتی است.
خلیجفارس، به عنوان یکی از مهمترین اکوسیستمهای دریایی جهان، سالهاست که با چالشهای زیستمحیطی متعددی روبهرو است. بر اساس گزارشهای سازمان حفاظت محیط زیست ایران، سالانه بیش از ۱۰۰ میلیون مترمکعب پساب صنعتی به خلیجفارس و دریای عمان وارد میشود. سهم صنایع پتروشیمی در این آلودگی قابل توجه است. این صنایع، به دلیل فرآیندهای شیمیایی پیچیده و استفاده از مواد سمی، پسابهایی تولید میکنند که حاوی ترکیبات خطرناکی مانند هیدروکربنهای آروماتیک، فلزات سنگین، و مواد شیمیایی آلی هستند.
بر اساس دادههای منتشر شده توسط شرکت ملی پتروشیمی ایران، در حال حاضر بیش از ۵۰ مجتمع پتروشیمی در حاشیه خلیجفارس و دریای عمان فعالیت میکنند. بسیاری از این مجتمعها فاقد سیستمهای تصفیه پساب پیشرفته هستند و یا سیستمهای موجود به درستی عمل نمیکنند. این موضوع باعث شده است که بخش قابل توجهی از پسابهای سمی بدون تصفیه مناسب به دریا تخلیه شود.
بر اساس گزارش سازمان حفاظت محیط زیست ایران، در سال ۱۴۰۱، حدود ۴۰ درصد از پسابهای صنعتی وارد شده به خلیجفارس و دریای عمان، مربوط به صنایع پتروشیمی بوده است. این رقم معادل ۴۰ میلیون مترمکعب پساب سمی در سال است. همچنین، مطالعات انجام شده توسط پژوهشکده علوم دریایی ایران نشان میدهد که غلظت فلزات سنگین مانند سرب، جیوه، و کادمیوم در آبهای خلیجفارس در برخی مناطق تا ۱۰ برابر بیشتر از حد مجاز بینالمللی است.
یکی از مناطق بحرانی، منطقه ویژه اقتصادی پارس جنوبی است که بزرگترین مجتمع پتروشیمی خاورمیانه در آن واقع شده است. بر اساس گزارشهای محلی، در این منطقه، روزانه بیش از ۲۰۰ هزار مترمکعب پساب صنعتی به رود کارون تخلیه میشود. این حجم عظیم آلودگی، باعث کاهش شدید کیفیت آب و نابودی زیستگاههای دریایی شده است.
ورود پسابهای پتروشیمی به دریا، پیامدهای فاجعهباری برای اکوسیستم دریایی داشته است. بر اساس مطالعات انجام شده توسط دانشگاه تهران، در سالهای اخیر، حدود ۳۰ درصد از مرجانهای خلیجفارس به دلیل آلودگی آب از بین رفتهاند. مرجانها به عنوان یکی از مهمترین زیستگاههای دریایی، نقش کلیدی در حفظ تنوع زیستی ایفا میکنند. نابودی آنها، نه تنها باعث کاهش جمعیت ماهیها و آبزیان شده، بلکه زنجیره غذایی دریایی را نیز مختل کرده است.
همچنین، افزایش غلظت فلزات سنگین در آب، باعث بروز بیماریهای جدی در آبزیان شده است. بر اساس گزارش سازمان دامپزشکی ایران، در سال ۱۴۰۱، بیش از ۱۰۰ مورد مرگ دستهجمعی ماهیها در سواحل خلیجفارس گزارش شده است که علت اصلی آن، مسمومیت ناشی از آلودگی آب بوده است.
آلودگی خلیجفارس و دریای عمان، تنها به محیط زیست محدود نمیشود. این فاجعه، سلامت انسانها و معیشت جوامع محلی را نیز تحت تأثیر قرار داده است. بر اساس گزارش وزارت بهداشت ایران، در سالهای اخیر، موارد ابتلا به بیماریهای پوستی و گوارشی در میان ساکنان مناطق ساحلی افزایش چشمگیری داشته است. این موضوع به دلیل تماس مستقیم با آب آلوده و مصرف ماهیهای آلوده به فلزات سنگین است.
همچنین، آلودگی دریا، صنعت ماهیگیری را نیز با بحران مواجه کرده است. بر اساس آمار سازمان شیلات ایران، در سال ۱۴۰۱، صید ماهی در خلیجفارس نسبت به دهه گذشته کاهش یافته است. این موضوع، باعث کاهش درآمد ماهیگیران و افزایش فقر در مناطق ساحلی شده است.
در سالهای اخیر، سازمان حفاظت محیط زیست ایران بارها نسبت به خطرات ناشی از ورود پسابهای پتروشیمی به دریا هشدار داده است. با این حال، اقدامات انجام شده برای مقابله با این بحران، ناکافی و ناموثر بوده است. بر اساس گزارشهای منتشر شده، تنها ۲۰ درصد از مجتمعهای پتروشیمی از سیستمهای تصفیه پساب پیشرفته برخوردار هستند و بقیه یا فاقد این سیستمها هستند و یا سیستمهای موجود به درستی عمل نمیکنند.
همچنین، قوانین و مقررات موجود در زمینه کنترل آلودگی دریا، به اندازه کافی سختگیرانه نیستند و اجرای آنها نیز با ضعف مواجه است. برای مثال، بر اساس قانون، صنایع آلاینده موظف به پرداخت جریمه هستند، اما میزان این جریمهها به قدری ناچیز است که نمیتواند انگیزهای برای کاهش آلودگی ایجاد کند.
غلامعباس ترکی، معاون حقوق عامه دادستان کل کشور در بازدید از منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی ماهشهر بر ضرورت تسریع در اجرای پروژههای زیستمحیطی این منطقه تاکید کرده و اظهار داشت که اگرچه برخی از شرکتها در حال اجرای پروژههایی برای کاهش آلایندگی هستند، اما شرکتهایی مانند پتروشیمی رازی باید اقدامات خود را با سرعت بیشتری پیش ببرند. صنایع علاوه بر مسئولیتهای قانونی، وظیفه اجتماعی برای صیانت از محیط زیست دارند. بر اساس ماده ۲۷ قانون مالیات بر ارزش افزوده، صنایع آلاینده موظف به پرداخت عوارض آلایندگی هستند و بخش قابل توجهی از این عوارض باید صرف بهبود بهداشت و سلامت محیط زیست منطقه شود.
معاون دادستان کل کشور همچنین هشدار داده بود که ورود پسابهای صنعتی غیراستاندارد به دریا نه تنها باعث آلودگی محیط زیست دریایی میشود، بلکه سلامت ماهیان، آبزیان و ساکنان منطقه را نیز به خطر میاندازد. دادستانی به طور جدی پیگیر اجرای تعهدات زیستمحیطی صنایع خواهد بود.
ورود پسابهای پتروشیمی به خلیجفارس و دریای عمان، یک فاجعه زیستمحیطی است که نیاز به اقدام فوری دارد. اگرچه آمار و ارقام رسمی نشاندهنده ابعاد گسترده این بحران هستند، اما هنوز هم میتوان با اجرای راهحلهای مؤثر، از وخامت اوضاع جلوگیری کرد. نجات خلیجفارس، نه تنها یک وظیفه ملی، بلکه یک مسئولیت بینالمللی است. زمان آن فرا رسیده است که همه ذینفعان، از دولت و صنایع گرفته تا جوامع محلی و سازمانهای بینالمللی، دست به دست هم دهند تا این گنجینه طبیعی را برای نسلهای آینده حفظ کنند.