صهیونیست‌ها و تجزیه سودان
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۹۷۹۱

صهیونیست‌ها و تجزیه سودان

تحلیلگر روزنامه هاآرتص در مقاله‌اي نوشت: هم اكنون تعدادي از فرستادگان تل آويو در جنوب سودان بسر مي‌برند و به جدايي‌طلبان اين كشور براي تحقق اين مهم كمك‌هاي فكري مي‌كنند؛ به گفته وی اولين سفارتخانه‌اي كه در كشور مستقل جنوب سودان افتتاح مي‌شود، سفارت اسرائيل خواهد بود.  

گروه بین الملل «خبرگزاری دانشجو»؛ بزرگترین کشور آفریقایی و پهناورترین کشور اسلامی به تازگی پس از 21 سال درگیری و جنگ های داخلی شاهد جدایی شمال سودان (منطقه مسلمان نشین) از جنوب اين كشور (مسیحی نشین) بود که این جدایی با پشت پرده اسرائیل، آمریکا و انگلیس انجام گرفت.

 

در حالي كه سوداني‌ها، اعراب و كل جهان منتظر تشكيل يك كشور جديد در جنوب سودان هستند و با توجه به رويكرد‌هاي سياسي، اصول نژادي و گرايش‌هاي فكري و ايدئولوژيكي شان محتاطانه به اين موضوع نظر دارند، به نظر مي‌رسد اسرائيل دچار شعفي وصف ناشدني شده؛ زيرا شاهد تولد كشوري خواهد بود كه از سال‌هاي دور براي تشكيل آن برنامه‌ريزي نموده و از آن حمايت كرده است.
 
سخن گفتن از نقش سياسي يا اقتصادي اسرائيل در جنوب سودان، بدون بررسي عملكرد امنيتي و اطلاعاتي سازمان اطلاعات اسرائيل در اين كشور عربي، سطحي به نظر مي‌رسد.
 
مسلما اين مداخله‌ اسرائيل ناگهاني و خودجوش نبوده، بلكه استراتژي‌اي است كه اسرائيل از همان آغاز شكل‌گيري‌اش آن را دنبال مي‌كرد؛ همان چيزي كه ديويد بن گوريون، بنيانگذار اسرائيل نيز يادآور شده و گفته بود، ما مردم كوچكي هستيم با امكانات و منابع محدود، لذا بايد براي پر كردن شكاف در تعاملات با دشمنان عرب از طريق تشخيص نقاط ضعف آنها، بويژه روابط بين گروه‌هاي نژادي و اقليت‌هاي طايفه‌اي‌شان تلاش كنيم و در دامن زدن به اختلافات و مشكلات بين آن‌ها سهيم باشيم و نهايتا آن را به معضلاتي لاينحل تبديل كنيم.
 
تماس‌هاي اسرائيلي‌ها با جنوبي‌هاي سودان از كنسولگري‌ اسرائيل در آديس‌آبابا، پايتخت اتيوپي آغاز شد و شركت‌هاي اين رژيم نقش پوشش را براي برقراري اين ارتباطات و تماس‌ها ايفا كردند و قبيله «دينكا» به عنوان قوي‌ترين قبيله منطقه تبديل به دري براي ورود و نفوذ اسرائيل به جنوب سودان شد.
 
تسفي بارئيل، روزنامه نگار و تحليلگر روزنامه هاآرتص چندی پیش در مقاله‌اي نوشت: هم اكنون تعدادي از فرستادگان تل آويو در جنوب سودان بسر مي‌برند و به جدايي طلبان اين كشور براي تحقق اين مهم كمك‌هاي فكري مي‌كنند.

 

به گفته اين روزنامه اسرائيلي اولين سفارتخانه‌اي كه در كشور مستقل جنوب سودان افتتاح مي‌شود، سفارت رژيم اسرائيل خواهد بود.

 

اما اين تنها يك ادعا نيست، بلكه مورد تاييد سيلوا كر، رئيس منطقه جدايي طلب جنوب سودان بوده و او چند ماه پيش در گفت و گو با نمايندگان رسانه‌ها بر اين مسئله را تاكيد كرده و خبر داده بود كه اولين اقدامش برقراري روابط با تل آويو خواهد بود.

 

سال 1382 كتابي در رابطه با فعاليت‌هاي موساد در قاره سياه منتشر شد؛ اين كتاب فعاليت‌هاي موساد را در قاره آفريقا به طور اعم و سودان به طور اخص مورد كنكاش قرار داده و در اين چارچوب به ريشه‌هاي روابط رژيم صهيونيستي با جدايي طلبان جنوب سودان پرداخته بود؛ در اين كتاب به نحوه انتقال سلاح به جدايي طلبان و نيز تلاش‌هاي موساد در بحران آفريني در منطقه اشاره شده است.

 

سرهنگ موشه فرجی که پیشینه فعالیت در کشورهای آفریقایي را در چارچوب فعالیت های موساد در این نقطه از جهان دارد، در پاسخ به پرسش مطرح شده، می نویسد: شاید موضع اسرائیل در دخالت در تنش های داخلی سودان که در بدو امر یک حادثه محلی محسوب می شود، تعجب آور و  سوال برانگیز بود.
 
اما به زعم این نویسنده، موساد برای این اقدام خود چند دلیل محکمه پسند در اختیار دارد که اولین آن دور ماندن سودان از رویارویی عربی- صهیونیستی از سال 1948 یعنی زمان شکل گیری رژیم صهیونیستی تا جنگ ژوئن 1967 و اجلاس خارطوم که منجر به جنگ فرسایشی در جبهه مصر شد، است؛ به نحوی که حتی در جنگ های 1956 و جنگ شش روزه هم دخالتی نکرد و همین مسئله مراکز سیاستگذاری صهیونیستی را بر آن داشت تا اقداماتی را برای دور ماندن این کشور از این صحنه در دستور کار قرار دهند.
 
دوم، سودان جزو معدود کشورهایی است که حتی نسبت به رخنه صهیونیست ها به خاك همسایگانش بی تفاوتي نشان داده بود و در دوره ای که صهیونیست ها روابط گسترده ای با «هیلاسلاسی»، رهبر اتیوپی برقرار کرده و بعد از آن به سوی اوگاندا و کنیا هم این نفوذ خود را گسترش می دادند، برخلاف مصر (جمال عبدالناصر) واکنشی به این اقدام از خود نشان نداد.

 

به اعتقاد نویسنده کتاب، این دو مسئله باعث شد تا از نگاه اسرائیل این مواضع دولت سودان به عنوان نقاط ضعف آن قلمداد شده و هدف مناسبی برای یورش محسوب شوند.
 
سازمان های جاسوسی ـ اطلاعاتی صهیونیستی با توجه به دستورالعمل بن گوریون برای استفاده از اقلیت های ساکن کشورهای عربی و برقراری روابط ویژه با آنها جهت گسترش دامنه نفوذ در منطقه، سودان را هم در زمره کشورهایي همچون عراق در محور این پروژه قرار دادند تا در کنار کردها در عراق و دروزی ها در لبنان، جدایی طلبان جنوب سودان نیز مورد حمایت ویژه سازمان های اطلاعاتی رژیم صهیونیستی موساد قرار بگيرند.
 
گر چه میزان و نوع این حمایت طی سال های بعد از 1973دچار جزر و مدهای شدیدی شد، اما به هر شکل بعد از آغاز در آن برهه زمانی تا سال های اولیه قرن بیست و یکم شتاب بسیار زیادی به خود گرفته است.
 
رژیم صهیونیستی ازدهه 1960مسئله تجزیه سودان را دردستور کار خود قرار داد؛ این رژیم با استفاده از همسایگان سودان، دخالت در جنوب این کشور را دنبال کرد.

 

در عصر جعفر نمیری به دلیل وابستگی وی به ایالات متحده آمریکا تا حدودی از میزان دخالت های رژیم صهیونیستی کاسته شد، اما با روی کار آمدن اسلامیون، دخالت غرب و اسرائیل در جنوب سودان شدت پیدا کرد.
 
غربی ها با تحریک و تسلیح سودان سعی کردند دولت شمال را در زنجیره بحران ها گرفتار سازند؛ این دخالت ها با همراه شدن جنگ های داخلی، سرانجام در سال 2005 نتیجه داد و دولت سودان با مخالفان جنوب به توافق رسید که حدود 30 درصد از قدرت سیاسی در اختیار 10 ایالت جنوب باشد و معاون اول رئیس جمهور نیز از مردم جنوب انتخاب شود.
 
آنها در این زمان توافق کردند که درسال 2011 از مردم جنوب نظرخواهی کنند که آیا تمایل به وحدت سودان دارند یا می‌خواهند سودان تجزیه شود.
 
غربی پا را از این مسئله نیز فراتر گذاشتند و برای اینکه سودان نتواند به عمران و آبادانی و حل اختلاف با سودان جنوبی بپردازد، بحران دارفور را برای سودان راه اندازی کردند و از نظر بین المللی دولت این کشور را متهم به نسل کشی کردند، اما درست از زمانی که مسئله تجزیه سودان به رای گذاشته شد و سودان جنوبی به عنوان یک کشور روی نقشه جهان پدیدار گشت، بحران دارفور نیز خاموش گردید.
 
با این وجود، سودان جنوبی به عنوان کشوری نفت خیز، اما وابسته به رژیم صهیونیستی و غرب در شمال آفریقا موجودیت یافته است.

 

در میان شادی کنندگان استقلال در سودان جنوبی، پرچم اسرائیل با ستاره داود به چشم می خورد که حکایت از دخالت این رژیم در سودان داشت.
 
سودان جنوبی از 10 استان برخوردار است؛ دین اغلب آنها مسیحی است و بت پرستی هم در این کشور رایج مي باشد.
 
زبان رسمی مردم زبان انگلیسی است، 98 درصد از نفت سودان در این منطقه قرار دارد، مرزهای سودان جنوبی با پنج کشور همسایه به حدود 2000 کیلومتر می رسد و جمعیت آن بالغ بر هشت میلیون و 800 هزار نفر می شود.
 
از شهرهای مهم سودان جنوبی می‌توان به جوبا به عنوان پایتخت، واو، در کنار دریای غزال و ملکال در حاشیه نیل آبی اشاره كرد.
 
سودان جنوبی متشکل از قبایل مختلفی است که بزرگترین آنها قبیله الدینکا می باشد.
 
با این وجود منطقه ابيی منطقه اختلاف دو کشور به شمار می آید؛ عمده نفت سودان جنوبی در این منطقه است، غربی ها تلاش می‌کنند تا همه این منطقه را از دست سودان جنوبی خارج کنند و برای این امر باز هم متوسل به قبایل ساکن در این منطقه شده اند تا از طریق آنها بتوانند همه نفت منطقه را از دست سودان شمالی خارج کنند.
 
در پایان می توان نتیجه گرفت که رژیم صهیونیستی با تجزیه سودان شمالی توانسته است یکی از مهمترین پایگاه‌های خود را در سودان جنوبی ایجاد کند و یک کشور بزرگ اسلامی را ضمن تجزیه در همان مرزهای خود محدود سازد تا در آفریقا با چالش های کمتری مواجه شود.
 
رژیم صهیونیستی با قرار گرفتن روی سرچشمه رود نیل و ایجاد سدهاي مختلف روی آنها در اتیوپی و اکنون تسلط بر سرچشمه های رود نیل آبی سودان جنوبی، ضمن اینکه شاهرگ های حیاتی کشورهای آفریقایی را در دست می گیرد، علاوه بر سودان، غیرمستقیم فشار روانی مضاعفی را بر مصر نیز وارد می‌کند؛ زیرا با سدسازی و کنترل سرچشمه های رود نیل می تواند کشور مصر را در مضیقه آبی قرار دهد.

پربازدیدترین آخرین اخبار