ترامپ و سندروم تسلط بر شریان‌های تجارت جهان؛ چرا تنگه‌های راهبردی به اولویت جدید واشنگتن تبدیل شده‌اند؟
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۲۲۲۷۴
گزارش|

ترامپ و سندروم تسلط بر شریان‌های تجارت جهان؛ چرا تنگه‌های راهبردی به اولویت جدید واشنگتن تبدیل شده‌اند؟

تنگه هرمز، کانال سوئز، کانال پاناما و مالاکا به کانون رقابت قدرت‌های جهانی تبدیل شده‌اند. بررسی سیاست‌های ترامپ نشان می‌دهد کنترل شریان‌های تجارت و انرژی جهان به یکی از مهم‌ترین اهداف راهبردی واشنگتن بدل شده است.
ترامپ

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری دانشجو؛ در دنیای امروز، قدرت تنها با تعداد ناوهای جنگی یا زرادخانه‌های نظامی سنجیده نمی‌شود؛ گاهی کنترل یک تنگه یا یک کانال دریایی، به اندازه در اختیار داشتن یک ارتش بزرگ اهمیت پیدا می‌کند. به همین دلیل، رقابت قدرت‌های بزرگ برای نفوذ بر مهم‌ترین گذرگاه‌های دریایی جهان در سال‌های اخیر وارد مرحله تازه‌ای شده است.

در میان این رقابت‌ها، سیاست‌های دونالد ترامپ بیش از گذشته بر تنگه‌ها و کانال‌هایی متمرکز شده که بخش عمده تجارت جهانی از آنها عبور می‌کند. از تنگه هرمز گرفته تا کانال پاناما و کانال سوئز، مجموعه مواضع و اقدامات واشنگتن نشان می‌دهد این مسیرها به یکی از مهم‌ترین اولویت‌های راهبردی آمریکا تبدیل شده‌اند.

جنگ اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران نیز در همین چارچوب قابل بررسی است. در همان روزهای نخست درگیری‌ها، نشانه‌هایی از تلاش واشنگتن برای افزایش نفوذ بر تنگه هرمز دیده می‌شد؛ گذرگاهی که یکی از مهم‌ترین شریان‌های انتقال انرژی در جهان به شمار می‌رود.

 

تنگه هرمز؛ هدفی که محقق نشد

 

از نخستین روزهای جنگ، تلاش آمریکا برای تغییر معادلات امنیتی تنگه هرمز آشکار بود؛ اما روند تحولات میدانی برخلاف محاسبات اولیه واشنگتن پیش رفت.

توان دفاعی و ظرفیت‌های نظامی ایران باعث شد امکان اعمال کنترل مستقیم بر این گذرگاه راهبردی عملاً از دستور کار خارج شود. پس از آن، آمریکا تلاش کرد شرایط را به وضعیت پیش از آغاز جنگ بازگرداند، اما این روند نیز با واکنش ایران روبه‌رو شد و تهران هم در عرصه نظامی و هم در حوزه دیپلماسی با آن مقابله کرد.

در همین چارچوب، حملات اخیر آمریکا و پاسخ سریع ایران را می‌توان بخشی از تقابل بر سر آینده یکی از مهم‌ترین تنگه‌های جهان دانست؛ مسیری که هر تحول امنیتی در آن، بازارهای جهانی انرژی و تجارت بین‌المللی را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

 

 

ترامپ وسندروم تسلط بر شریان‌های تجارت جهان؛ چرا تنگه‌های راهبردی به اولویت جدید واشنگتن تبدیل شده‌اند؟

 

کانال پاناما و کانال سوئز

 

تمرکز دولت ترامپ بر تنگه هرمز، اتفاقی یا مقطعی نیست. رئیس‌جمهور آمریکا پیش از این نیز بارها درباره دیگر گذرگاه‌های راهبردی جهان موضع‌گیری کرده بود.

تهدید به در اختیار گرفتن کانال پاناما، درخواست عبور رایگان کشتی‌های تجاری و نظامی آمریکا از کانال سوئز و طرح ایده‌های مشابه، همگی نشان می‌دهد واشنگتن نگاه ویژه‌ای به مسیرهایی دارد که نبض تجارت جهانی از آنها عبور می‌کند.

این اقدامات در کنار اعمال تعرفه‌های تجاری، فشار بر برخی کشورها و تلاش برای گسترش نفوذ در مناطق راهبردی، بخشی از سیاستی است که افزایش سهم آمریکا در مدیریت اقتصاد جهانی را دنبال می‌کند.

 

چرا تنگه‌های دریایی تا این اندازه اهمیت دارند؟

 

اهمیت تنگه‌ها و کانال‌های بین‌المللی تنها به عبور کشتی‌ها محدود نمی‌شود. این گذرگاه‌ها در عمل شریان‌های اصلی اقتصاد جهان هستند و هرگونه اختلال در آنها می‌تواند زنجیره تأمین کالا، بازار انرژی و تجارت بین‌المللی را دچار بحران کند.

از یک سو، کنترل این مسیرها امکان اثرگذاری بر جریان تجارت و حمل‌ونقل جهانی را فراهم می‌کند و از سوی دیگر، جایگاه سیاسی و ژئوپلیتیکی کشورها را در نظام بین‌الملل ارتقا می‌دهد.

به همین دلیل، رقابت بر سر این گذرگاه‌ها تنها یک رقابت اقتصادی نیست؛ بلکه بخشی از رقابت قدرت‌های بزرگ برای افزایش نفوذ سیاسی و امنیتی در جهان محسوب می‌شود.

 

کانال پاناما؛ شاهراه تجارت آمریکا

 

یکی از مهم‌ترین مسیرهایی که ترامپ بارها درباره آن سخن گفته، کانال پاناما است؛ گذرگاهی که سالانه بیش از ۱۴ هزار کشتی از آن عبور می‌کنند.

ایالات متحده بزرگ‌ترین استفاده‌کننده این کانال به شمار می‌رود و حدود ۴۰ درصد از کل جابه‌جایی کانتینرهای این کشور از همین مسیر انجام می‌شود.

بر اساس آمارهای موجود، بنادر ساحل شرقی آمریکا در سال ۲۰۲۳ بیش از ۱۲۵.۶ میلیون تن کالا از طریق کانال پاناما صادر کردند که حدود ۶۴ درصد آن راهی بازارهای آسیایی شد. در مقابل، بیش از ۶۱.۱ میلیون تن کالا نیز از همین مسیر وارد آمریکا شد که نزدیک به ۶۸ درصد آن از آسیا تأمین شده بود.

همچنین بنادر ساحل غربی آمریکا حدود سه میلیون تن کالا به اروپا صادر و بیش از ۶.۴ میلیون تن کالا از اروپا وارد کردند.

این ارقام نشان می‌دهد هرگونه اختلال در کانال پاناما می‌تواند مستقیماً تجارت خارجی آمریکا را تحت تأثیر قرار دهد.

 

 

ترامپ وسندروم تسلط بر شریان‌های تجارت جهان؛ چرا تنگه‌های راهبردی به اولویت جدید واشنگتن تبدیل شده‌اند؟

 

کانال سوئز؛ شاهراه ارتباطی آسیا و اروپا

 

کانال سوئز نیز یکی دیگر از مهم‌ترین گلوگاه‌های تجارت جهانی محسوب می‌شود. برآوردها نشان می‌دهد حدود ۱۲ درصد تجارت جهان از این کانال عبور می‌کند و ارزش کالاهای جابه‌جا شده از این مسیر روزانه بین سه تا ۹ میلیارد دلار برآورد می‌شود.

علاوه بر این، نزدیک به ۳۰ درصد از کل حمل‌ونقل کانتینری جهان نیز از کانال سوئز انجام می‌شود؛ موضوعی که اهمیت آن را در اقتصاد بین‌الملل دوچندان کرده است.

در چنین شرایطی، درخواست ترامپ برای عبور رایگان کشتی‌های آمریکایی از این کانال را نمی‌توان صرفاً یک مطالبه اقتصادی دانست؛ بلکه این موضوع در امتداد سیاستی قرار می‌گیرد که به دنبال افزایش نفوذ آمریکا بر مهم‌ترین مسیرهای دریایی جهان است.

 

تنگه هرمز؛ قلب تپنده بازار انرژی

 

در میان تمام گذرگاه‌های راهبردی، تنگه هرمز همچنان جایگاه ویژه‌ای دارد.

حدود ۲۷ درصد تجارت دریایی نفت خام و فرآورده‌های نفتی جهان از این مسیر عبور می‌کند و سالانه بیش از ۳۰ هزار کشتی از آن می‌گذرند.

اگرچه سهم واردات نفت آمریکا از کشورهای حوزه خلیج فارس حدود هفت درصد برآورد می‌شود، اما اهمیت تنگه هرمز برای واشنگتن تنها به واردات انرژی محدود نیست.

وابستگی اقتصادهای بزرگ شرق آسیا به نفت خلیج فارس، نقش این تنگه در امنیت بازار جهانی انرژی و تأثیر آن بر تجارت بین‌المللی، هرمز را به یکی از مهم‌ترین نقاط ژئوپلیتیکی جهان تبدیل کرده است.

 

تنگه مالاکا؛ گلوگاهی که کمتر دیده می‌شود

 

در کنار هرمز، تنگه مالاکا نیز یکی از مهم‌ترین مسیرهای دریایی جهان به شمار می‌رود؛ گذرگاهی که میان سنگاپور، مالزی و اندونزی قرار گرفته است.

حدود ۳۰ درصد تجارت جهانی، معادل نزدیک به ۳.۵ تریلیون دلار، از این مسیر عبور می‌کند و حجم نفت انتقال‌یافته از آن حتی از تنگه هرمز نیز بیشتر است.

همین واقعیت نشان می‌دهد رقابت قدرت‌های بزرگ تنها به خلیج فارس محدود نمی‌شود و تقریباً همه گذرگاه‌های اصلی تجارت جهان را دربر گرفته است.

حتماً. این نسخه با لحن گزارش‌های خبرگزاری، بدون عبارت‌هایی مانند «به باور نویسنده» و کاملاً بازنویسی شده است:

 

 

ترامپ وسندروم تسلط بر شریان‌های تجارت جهان؛ چرا تنگه‌های راهبردی به اولویت جدید واشنگتن تبدیل شده‌اند؟

 

باب‌المندب؛ گذرگاهی که معادلات تجارت جهانی را تغییر داد

 

در کنار تنگه هرمز و مالاکا، باب‌المندب نیز طی ماه‌های اخیر به یکی از مهم‌ترین نقاط راهبردی تجارت دریایی جهان تبدیل شده است. تحولات دریای سرخ نشان داد که مسیرهای آبی تنها شاهراه انتقال کالا نیستند، بلکه می‌توانند به ابزاری تعیین‌کننده در معادلات اقتصادی و امنیتی جهان تبدیل شوند.

محدود شدن تردد برخی کشتی‌ها در باب‌المندب، هزینه حمل‌ونقل دریایی را افزایش داد، مسیرهای تجاری را تغییر داد و شرکت‌های کشتیرانی را ناچار کرد مسیرهای طولانی‌تر و پرهزینه‌تری را برای انتقال کالا انتخاب کنند. همین مسئله بار دیگر اهمیت گذرگاه‌های دریایی را در اقتصاد جهانی آشکار ساخت.

 

 

ترامپ وسندروم تسلط بر شریان‌های تجارت جهان؛ چرا تنگه‌های راهبردی به اولویت جدید واشنگتن تبدیل شده‌اند؟

 

رقابت بر سر گلوگاه‌های دریایی؛ نبردی فراتر از نفت

 

اهمیت تنگه هرمز تنها به انتقال نفت محدود نمی‌شود. اقتصاد جهانی امروز بر پایه شبکه‌ای به‌هم‌پیوسته از زنجیره‌های تأمین شکل گرفته و هرگونه اختلال در یکی از گذرگاه‌های اصلی دریایی می‌تواند بازارهای مالی، صنایع تولیدی و تجارت بین‌المللی را تحت تأثیر قرار دهد.

کنترل یا اعمال نفوذ بر این مسیرها به معنای افزایش قدرت در مدیریت تجارت جهانی، تأثیرگذاری بر هزینه‌های حمل‌ونقل، بازار انرژی و حتی تصمیمات اقتصادی کشورهای مختلف است. از همین رو، اظهارات دونالد ترامپ درباره کانال پاناما، کانال سوئز و تنگه هرمز را باید اجزای یک راهبرد واحد دانست؛ راهبردی که بر افزایش نفوذ آمریکا بر شریان‌های اصلی تجارت جهانی متمرکز است.

سیاست‌های مداخله‌جویانه آمریکا طی حدود یک سال و نیم گذشته، فضای امنیت بین‌المللی را با چالش‌های تازه‌ای روبه‌رو کرده است. افزایش فشار بر برخی کشورهای آمریکای لاتین، تشدید تنش‌های منطقه‌ای و گسترش دامنه بحران‌ها، بخشی از پیامدهایی است که برای این رویکرد برشمرده می‌شود.

در خاورمیانه نیز جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، خطر گسترش درگیری‌ها به سطح یک جنگ منطقه‌ای را افزایش داد؛ رخدادی که می‌توانست پیامدهایی فراتر از مرزهای منطقه به همراه داشته باشد. هم‌زمان، ادامه حمایت واشنگتن از سیاست‌های کابینه بنیامین نتانیاهو نیز موجب استمرار جنگ در غزه و کرانه باختری و تداوم بحران انسانی در سرزمین‌های فلسطینی شده است.

 

اقتصاد جهانی در معرض شوک‌های جدید

 

پیامدهای این تحولات تنها به حوزه امنیت محدود نماند و اقتصاد جهانی نیز از آن متأثر شد. افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل، اختلال در زنجیره تأمین، نوسانات بازار انرژی و کاهش فرصت‌های اقتصادی، بخشی از آثار جنگ و تنش‌های ناشی از آن به شمار می‌رود.

در این گزارش تأکید شده است که اقتصاد جهانی خسارت‌هایی را متحمل شده که جبران آنها در کوتاه‌مدت آسان نخواهد بود. هم‌زمان، بسیاری از گزارش‌های بین‌المللی از تشدید ناامنی غذایی، از بین رفتن فرصت‌های شغلی و کند شدن روند رشد اقتصادی در مناطق مختلف جهان خبر می‌دهند.

در چنین شرایطی، هرگونه تشدید تنش در گذرگاه‌های راهبردی دریایی می‌تواند فشار مضاعفی بر تجارت بین‌المللی وارد کرده و بحران‌های اقتصادی را عمیق‌تر کند.

 

پربازدیدترین آخرین اخبار