دو شاخص شکست آمریکا و علت تمرکز حملات بر پایگاه‌های منطقه
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۳۱۰۵۳
عطوان تحلیل کرد؛

دو شاخص شکست آمریکا و علت تمرکز حملات بر پایگاه‌های منطقه

با گذشت ۱۰ روز از آغاز درگیری نظامی آمریکا و ایران، افزایش شمار مجروحان نیرو‌های آمریکایی، اختلال در تردد نفتکش‌ها در تنگه هرمز و گسترش حملات به پایگاه‌های آمریکا، نشانه‌های ورود جنگ به مرحله‌ای فرسایشی را آشکار کرده است.
عطوان

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری دانشجو به نقل از رای الیوم؛ عبدالباری عطوان در تازه‌ترین سر مقاله خود نوشت که از همان روز نخست، نهاد نظامی آمریکا مخالفت آشکاری با تصمیم دونالد ترامپ برای آغاز حمله نظامی به ایران در خاورمیانه با هدف کنترل تنگه هرمز و مسیرهای کشتیرانی بین‌المللی نشان داد.

 

این اقدام برخلاف دکترین جدید وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) بود که بر پرهیز از ورود به جنگ تا حد امکان تأکید دارد و در صورت اجتناب‌ناپذیر بودن جنگ، آن را باید کوتاه، سریع و با کمترین هزینه انسانی و مادی پیش برد.

 

بسیاری از فرماندهان ارشد ارتش و دستگاه اطلاعات نظامی آمریکا با آنچه «بی‌پروایی ترامپ» و تأثیرپذیری او از «اطلاعات گمراه‌کننده اسرائیل» خوانده شده، مخالفت کردند و بیش از ۲۵ ژنرال، چه از ارتش و چه از نهادهای اطلاعاتی، یا استعفا دادند یا برکنار شدند.

 

ده روز پس از آنکه ترامپ یادداشت تفاهم حاصل‌شده با ایران از طریق میانجیگری پاکستان را نقض کرد و بار دیگر به گزینه نظامی روی آورد ــ اقدامی که به معنای پایان آتش‌بس ۶۰ روزه بود ــ نتایج اولیه میدانی نشان داد ارتش آمریکا در تله‌ای گرفتار شده که ایران برای آن طراحی کرده بود؛ تله‌ای که عنوان آن «جنگ فرسایشی بلندمدت منطقه‌ای» است.

 

دو شاخص نشان می‌دهد که ارتش آمریکا در این جنگ دست‌کم در مرحله نخست به اهداف خود نرسیده و ایران نیز شکست نخورده است.

 

وزارت دفاع آمریکا اعلام کرد شمار نظامیان زخمی آمریکایی مستقر در منطقه خلیج فارس و خاورمیانه طی ده روز نخست درگیری‌ها به ۴۲۷ نفر رسیده است.

 

سپاه پاسداران که مدیریت عملیات جنگی را برعهده دارد، از آسیب دیدن یا انهدام دو نفتکش بر اثر برخورد با مین‌های دریایی در مسیر جنوبی غیررسمی تنگه هرمز خبر داد و اعلام کرد چهار نفتکش دیگر نیز هنگام تلاش برای عبور از این مسیر، بدون دریافت مجوز از ایران، متوقف شده‌اند.

 

وزارت دفاع آمریکا درباره نوع و شدت جراحات نظامیان آمریکایی توضیحی ارائه نکرد و همچنین از اعلام شمار کشته‌شدگان خودداری کرد و تنها آمار مجروحان را منتشر ساخت.

این رویکرد تلاشی برای مدیریت افکار عمومی آمریکا تلقی می‌شود؛ زیرا تجربه جنگ‌های عراق، افغانستان و ویتنام نشان داده است که انتشار آمار تلفات نظامی می‌تواند فشار سیاسی گسترده‌ای بر دولت آمریکا وارد کند.

 

واقعیت این است که هیچ جنگی بدون کشته، زخمی، آسیب به ناوها یا سرنگونی هواپیماهای نظامی نیست.

در همین چارچوب، گفته می‌شود ارتش آمریکا سقوط ۳۵ فروند هواپیمای نظامی را پذیرفته است؛ از جمله یک جنگنده پیشرفته اف-۱۵، هواپیماهای سوخت‌رسان و هواپیماهای هشدار زودهنگام آواکس که ارزش هر فروند آن‌ها بیش از ۳۰۰ میلیون دلار برآورد می‌شود.

 

آسیب دیدن یا انهدام دو نفتکش و توقف چهار نفتکش دیگر در تنگه هرمز، از نگاه تهران، به معنای تحقق عملی محدود شدن تردد دریایی در این آبراه و توقف عبور نفت از آن است؛ موضوعی که با روایت واشنگتن از وضعیت تنگه تفاوت دارد.

 

در مقابل حملات آمریکا به زیرساخت‌های غیرنظامی ایران، از جمله پل‌ها، نیروگاه‌ها، خطوط راه‌آهن و تأسیسات واقع در شهرها و جزایر جنوبی، پاسخ ایران نیز به‌سرعت دامنه‌ای گسترده پیدا کرد.

 

اهداف این حملات شامل پایگاه‌های آمریکا در ساحل غربی خلیج فارس، تأسیسات تولید برق و آب‌شیرین‌کن کشورهای حاشیه خلیج فارس، پایگاه العدید در قطر، پایگاه‌های آمریکا در کویت، مقر ناوگان پنجم آمریکا در بحرین، پایگاه‌های نظامی در اردن و همچنین مراکز نظامی و اطلاعاتی آمریکا در اقلیم کردستان عراق بود.

 

تمرکز بر این اهداف، در چارچوب راهبرد افزایش هزینه حضور نظامی آمریکا در منطقه و وارد کردن فشار بر زیرساخت‌های پشتیبان عملیات نظامی این کشور ارزیابی می‌شود.

 

 آمریکا همانند جنگ‌های عراق و افغانستان، در تحقق اهداف نظامی و سیاسی خود با چالش‌های جدی روبه‌رو شده است. در مقابل، ایران با تکیه بر توان داخلی در تولید موشک، پهپاد، زیردریایی و مین‌های دریایی، تلاش کرده است موازنه را به سود خود تغییر دهد و با گسترش دامنه حملات، هزینه‌های حضور نظامی آمریکا در منطقه را افزایش دهد. از این منظر، روند تحولات می‌تواند نشان دهد که جنگ وارد مرحله‌ای فرسایشی شده و سرنوشت آن بیش از هر چیز به توان دو طرف در ادامه این رویارویی وابسته خواهد بود.

پربازدیدترین آخرین اخبار