پروژه یاس آفرینی رسانه‌های معاند/چگونه اخبار ایران به روایتی برای القای ناامیدی تبدیل می‌شود؟!
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۴۰۹۱۸
گزارش|

پروژه یاس آفرینی رسانه‌های معاند/چگونه اخبار ایران به روایتی برای القای ناامیدی تبدیل می‌شود؟!

واقعیت‌های میدانی و اراده یک ملت، اغلب قدرتمندتر از جریان سازی رسانه‌ها هستند و ایران اسلامی توانست در میدان و خیابان به همت مردم مبعوث شده معادلات را به گونه‌ای تغییر دهد که حتی دشمنانش نیز مجبور به بازنگری در محاسبات خود شوند.
رسانه های ضد انقلاب
مروارید شیری

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو؛ هر گاه نگاهی به تیتر اخبار رسانه‌های معاندو ضد انقلاب بیندازیم، دست‌کم چند تیتر اول صفحه، با کلماتی دقیق و مهندسی‌شده، پیش از آنکه مخاطب وارد متن خبر شود، بار منفی مشخصی را به ذهن او القا می‌کنند؛ پیامی که تداعی کننده این است که همه چیز در ایران و مردم آن درحال نابودی است

جالب است آنها اخبار و تحولات ایران را سال هاست از پنجره‌ای تاریک به گونه‌ای روایت میکنند که انگار؛ ایران اسلامی در حال فروپاشی است، هر روز شمار زیادی از مردم کشته یا اعدام می‌شوند، اقتصاد در وضعیت بحرانی قرار دارد و جنگ ایران را فلج و زمین گیر کرده است.

دراین رسانه ها، خبر دیگر کاربرد اطلاع‌رسانی ندارد بلکه ابزاری برای ترور ذهن مخاطب است. آنها تلاش می‌کنند تا مخاطب پیش از آنکه واقعیت را در میدان و زندگی روزمره خود بسنجد، آن را از دریچه‌ای ببینند که رسانه برایش ساخته است. در وقایع یک سال اخیر، به‌ویژه در میانه جنگ رمضان، این پروژه با قدرت هرچه بیشتر دنبال شد.

از آمارسازی‌های نجومی تا کشته‌سازی و جعل روایت در دی ماه ۱۴۰۴

برجسته‌ترین نمونه از عملیات رسانه‌ای دشمن در یکسال اخیر را می‌توان در وقایع دی‌ماه ۱۴۰۴ دید؛ مقطعی که کشور درگیر یک کودتای خبیثانه بود و هم‌زمان، رسانه‌هایی مانند ایران‌اینترنشنال و BBC فارسی با انتشار روایت‌های دروغین متعدد، تصویری بحرانی از اوضاع ارائه می‌کردند.

در این میان این رسانه‌ها با اجرای پروزه کشته سازی‌های جعلی و اعلام آمار‌های بسیار بالا از شمار کشته‌شدگان، یکی از مهم‌ترین بخش‌های این فضاساز‌ها را اجرایی کردند.

به عنوان مثال ایران‌اینترنشنال درروز‌های ابتدایی بعد از اغتشاشات دی ماه از ۱۲ هزار کشته و چند روز بعد بی بی سی فارسی پا را از این دروغ بزرگ فراتر  گذاشته و ازآماربی مدرک و سند ۳۶ هزار و ۵۰۰ کشته سخن گفت ومتعاقبا اینترنشنال نیز همان آمار را اعلام کردند.

این در حالی است که بعدها، همین رسانه برای لاپوشانی دروغ بزرگی که گفته بود مجبور شد آماردریافتی خود را ۳ هزار جان‌باخته معرفی کند و در مراحل بعدی، فهرستی ساختگی از تصاویر و نام حدود ۱۱۰۰نفر ا ز کشته شدگان منتشر کردکه درادامه بررسی این فهرست نیزرسوایی بزرگی به بار اورد.

طنز ماجرا اینجاست که در این فهرست اسامی تکراری از کشته‌شدگان دیده می‌شد و درباره زمان یا علت مرگ برخی دیگر نیز تناقض‌های فاحشی وجود داشت. حتی در مواردی، افرادی به‌عنوان کشته‌شدگان اغتشاشات ۱۴۰۴ معرفی شدند، اما بعدتر ویدئو‌هایی از خود آنها منتشر شد که حاکی از سلامتی شان بود.

چنین فضاسازی‌هایی درباره کشوری که درگیر بحرانی مانند شبه کودتای دی‌ماه است، می‌تواند پیامد‌های سیاسی و اجتماعی زیادی را به همراه داشته باشد. مخاطبی که به‌صورت مستمر با تصویری سیاه از جامعه و آینده‌ای بدون چشم‌انداز مواجه می‌شود، ممکن است به‌تدریج رادیکال شود و راه‌حل‌های پرهزینه‌مثل جنگ را به عنوان راه حل بپذیرد.

روایت جنگ ودوگانه یاس و امیدواری

با آغاز جنگ رمضان در ۹ دی ماه ۱۴۰۴ و حمله امریکای جنایتکار به خاک کشورمان شاهد ان بودیم که

همزمان، رسانه‌های معاند که به عنوان بازوی دشمن در جنگ روانی مشغول به ایفای نقش کردند وشروع به برجسته‌سازی و پوشش لحظه‌به‌لحظه این تجاوزکردند.

به طوریکه تقریباً هر روز به تحلیل سناریو‌های جنگ احتمالی ایران و آمریکا می‌پرداختند و کوچک‌ترین جابه‌جایی یک ناو یا حتی یک قایق آمریکایی را از قلم نمی‌انداختند.

این در حالی است که پیش از آغاز جنگ نیز چنان از قدرت نظامی آمریکا، ناوگان دریایی، تجهیزات و ظرفیت‌های عملیاتی این کشور سخن می‌گفتند که گویی خود، مسئول رپورتاژ و فروش تسلیحات آمریکایی هستند.

این در حالی است که در مقابل، توان دفاعی و قدرت پاسخگویی ایران عملا جایی در تحلیل‌های جنگی نداشت وامکانات و توان نظامی ایران بی اثر نشان داده می‌شد.

در واقع، رسانه‌های معاند در این مرحله یک دوگانه حساب‌شده را بازتولید می‌کردند؛ «ناامیدی از قدرت داخلی» و «چشم دوختن به اقدامات آمریکا بعنوان یک فرشته نجات».

درواقع شاید بتوان گفت رسانه‌های ضد انقلاب تلاش کردند با بزرگ‌نمایی قدرت نظامی آمریکا و همزمان تحقیر و تخریب توانمندی‌های ایران، تلاش داشتند مخاطب را نسبت به آینده کشور ناامید کنند و در عین حال، رویای جنگ و تحولات پس از آن را به‌عنوان فرصتی برای تغییر وضعیت موجود به مخاطب بفروشند.

مردم برای ایران یاعلیه آن؟

رسانه‌های معاند در ماه‌ها و هفته‌های منتهی به جنگ، بار‌ها تلاش کردند تصویری از جامعه ایران ارائه دهند که در آن، اکثریت مردم ناراضی، خشمگین و آماده پهن کردن فرش قرمزبرای مداخله نیرو‌های خارجی هستند.

اما با آغاز جنگ، آنچه در خیابان‌های ایران رخ داد، با تصویری که این رسانه‌ها ماه‌ها ساخته بودند فاصله بسیارداشت.

ملت ایران، نه تنها از حمله خارجی استقبال نکردند؛ بلکه در نقاط مختلف کشور در کنار نیرو‌های مسلح ایستادند و با حضور در تجمعات شبانه، حمایت خود را از کشور و مدافعان آن نشان دادند. این حضور نیز به روز‌های نخست جنگ محدود نماند و با گذشت هفته‌ها، میدان را خالی نکردند.

روایت‌های جنگ از موشک‌های آبگرمکنی تاواقعییت میدان نبرد

پیش از آغاز جنگ، تحلیل رسانه‌های ضدایرانی درباره توان دفاعی ایران بر یک گزاره مشخص استوار بود: ایران در برابر قدرت نظامی آمریکا شانسی ندارد. آنها نه‌تنها توان نظامی جمهوری اسلامی را نادیده می‌گرفتند، بلکه در مواردی آن را آشکارا به سخره می‌گرفتند. موشک‌های ایرانی در این روایت، سلاح‌هایی کم‌اثر و ابتدایی توصیف می‌شدند و حتی تعابیری مانند «موشک‌های آبگرمکنی» برای تحقیر توان موشکی ایران به کار می‌بردند.

موشک‌های ایرانی کابوس دشمن 

در میدان جنگ موشک‌های ایرانی همان‌هایی که دشمن آن‌ها را موشک‌های آیگرمکنی می‌نامید در موارد متعدد با هدف قرار دادن زیرساخت‌ها و تجهیزات نظامی آمریکا در منطقه، بی نظیر عمل کردند و تصویری را که رسانه‌های ضد ایرانی پیش از جنگ ارائه کرده بودند را، بی اعتبار کرد.

با این حال، حتی پس از پایان دور نخست جنگ نیز این رسانه‌ها از روایت‌سازی دست نکشیدند و این‌بار تلاش کردند واقعیت‌های میدان را وارونه روایت کنند.

از همین روی نمونه روشن این رویکرد را می‌توان در اظهارات مراد ویسی، تحلیلگر ارشد ایران اینترنشنال، پس از آتش‌بس نخست مشاهده کرد. او در یکی از تحلیل‌های خود، مجموعه‌ای از ادعا‌های مطرح‌شده درباره توان قدرت نظامی ایران را «رجز» توصیف کرده بود و مدعی شده بود ایران به هیچ یک از اهدافی که در جنگ تعیین کرده بود دست نیافته است، اما در ادامه تحولات و ادامه دار شدن تجاوز‌های دشمن آمریکایی عملکرد ایران پاسخ مناسبی به این گستاخی‌ها بود

پررویی ممنوع 

ایران نه تنها در جنگ ۴۰ روزه به بسیاری از اهداف خود دست یافت، بلکه آمار و ارقام نشان می‌دهد که در دور بعدی تجاوزات آمریکا، در مدتی یک خسارت چند میلیون دلاری روی دست آمریکا گذاشت

به دنبال اجرای هماهنگ عملیات‌های «صاعقه» و «نصر ۲» توسط نیرو‌های مسلح کشورمان بخش زیادی از پایگاه‌های آمریکایی در منطقه عملا کارایی خود را از دست دادند  و بر اساس آمار اعلام شده : 

۶ مرکز تعمیر و نگهداری جنگنده و بالگرد

۳ مرکز پشتیبانی و لجستیک

۱۲ مخزن سوخت

۱۷ انبار نگهداری تسلیحات و قطعات شناور‌ها و هواگرد‌ها

۶ زاغه موشکی

که در مدت کوتاهی آسیب جدی دیدند و فقط اینها بخشی کوچک از شکست های امریکایی ها در جنگ رمضان است .

تنگه هرمز رجز خوانی یا فلج کردن دشمن؟!

رسانه‌های ضدایرانی پیش از جنگ، تنگه هرمز را «تهدیدی بی‌اثر» و تحت اللفطی می‌دانستند و تصور نمی‌کردند ایران بتواند آن را ببندد. اما معادله جنگ برخلاف پیش‌بینی‌های آنها تغییر کرد. مسئله آمریکا از تغییر نظام در ایران به تلاش برای بازگشایی تنگه هرمز رسید.

ایران با تبدیل تنگه هرمز به اهرم فشار، محاسبات آمریکا را برهم زد و توان این کشور برای پیشبرد اهداف اولیه جنگ را مختل کرد. آمریکا به جای شکست دادن ایران، خود با هزینه‌ها و محدودیت‌هایی مواجه شد که ادامه مسیر را برایش دشوار کرد

در نهایت رسانه‌هایی که پیش از این، توان دفاعی ایران را دست‌کم می‌گرفتند و با روایت هایشان، تصویری از ناامیدی می‌ساختند، امروز با واقعیتی رو‌به‌رو هستند که فراتر از تصوراتشان بود.

واقعیت‌های میدانی و اراده یک ملت، اغلب قدرتمندتر از جریان سازی رسانه‌ها هستند و ایران اسلامی توانست در میدان و خیابان به همت مردم مبعوث شده معادلات را به گونه‌ای تغییر دهد که حتی دشمنانش نیز مجبور به بازنگری در محاسبات خود شوند.

پربازدیدترین آخرین اخبار