چرا نسل دیجیتال ماندن را یاد نمیگیرد؟
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، شبکههای اجتماعی در سالهای اخیر فقط ابزار ارتباطی تازهای در اختیار نوجوانان قرار ندادهاند؛ بلکه بهتدریج بر شیوه دیدن آدمها، انتخاب کردن و حتی تعریف رابطه اثر گذاشتهاند. نوجوانی که بخش قابلتوجهی از زمان خود را در شبکههای اجتماعی سپری میکند، دائماً با آدمهای جدید، سبکهای متفاوت زندگی و روایتهایی از روابط دیگران مواجه است؛ روایتهایی که البته اغلب گزیدهشده، ویرایششده و دور از تمام واقعیت زندگی صاحبانشان هستند.
در چنین فضایی، ذهن نوجوان ممکن است به این تصور برسد که همیشه گزینهای بهتر در جای دیگری وجود دارد؛ آدمی جذابتر، رابطهای راحتتر یا زندگیای بیدردسرتر. این همان جایی است که «توهم انتخابهای بیپایان» میتواند بر کیفیت روابط واقعی اثر بگذارد.
وقتی رابطه هم شبیه یک فهرست انتخاب میشود
در فضای دیجیتال، جایگزین کردن بسیار ساده است. محتوایی که جذاب نیست، با یک اسکرول کنار گذاشته میشود؛ فردی که مورد پسند نیست، آنفالو میشود و در صورت شکلگیری اختلاف، بلاک کردن میتواند ارتباط را در چند ثانیه قطع کند.
این منطق اگرچه در بسیاری از موقعیتهای فضای مجازی طبیعی است، اما انتقال آن به روابط انسانی میتواند مسئلهساز شود. رابطه واقعی برخلاف یک صفحه اجتماعی، مجموعهای از لحظههای خوب و بد، سوءتفاهم، اختلاف نظر، گفتوگو و تلاش برای شناخت متقابل است.
با این حال، نوجوانی که دائماً در معرض تصویرهای جذاب و انتخابهای متعدد قرار دارد، ممکن است در مواجهه با نخستین مشکل، به جای تلاش برای فهم مسئله، به این نتیجه برسد که انتخاب بهتری هم وجود دارد.
ویترین زندگی دیگران، واقعیت زندگی آنها نیست
یکی از مسائل مهم در این میان، فاصله میان «تصویر» و «واقعیت» است. آنچه نوجوان در شبکههای اجتماعی میبیند، معمولاً بخش انتخابشدهای از زندگی دیگران است؛ عکسهای موفقیت، لحظات شاد، سفرها، دوستیها و رابطههایی که کمتر اثری از اختلاف و ناکامی در آنها دیده میشود.
اما هیچ صفحهای نمیتواند تمام واقعیت یک انسان را نمایش دهد. پشت یک پروفایل جذاب، انسانی با ضعفها، نگرانیها، اشتباهات و محدودیتهای خودش قرار دارد. نادیده گرفتن این واقعیت میتواند باعث شود نوجوان، آدمهای واقعی اطراف خود را با تصویری مقایسه کند که اساساً برای نمایش بهترین بخشهای یک زندگی ساخته شده است.
در نتیجه، ممکن است رابطه واقعی در برابر تصویری غیرواقعی قرار بگیرد و هر مشکل طبیعی در یک رابطه، بهعنوان نشانهای از «انتخاب اشتباه» تفسیر شود.
مشکل فقط اینستاگرام نیست
البته نمیتوان همه مشکلات روابط نوجوانان را به یک شبکه اجتماعی نسبت داد. شکلگیری رابطه سالم به عوامل مختلفی از جمله خانواده، تربیت، مهارتهای ارتباطی، شخصیت فرد، تجربههای اجتماعی و محیط زندگی بستگی دارد.
اما شبکههای اجتماعی بخشی از محیطی هستند که نوجوان امروز در آن رشد میکند و نمیتوان اثرات فرهنگی و رفتاری این محیط را نادیده گرفت.
مسئله اصلی شاید خودِ فناوری نباشد؛ بلکه الگویی باشد که فناوری میتواند تقویت کند: سرعت بیشتر، انتخابهای بیشتر و تحمل کمتر برای ماندن در موقعیتهای دشوار.
سواد رسانهای؛ فراتر از آموزش چند تکنیک
در چنین شرایطی، سواد رسانهای نباید صرفاً به آموزش نحوه استفاده از شبکههای اجتماعی، حفظ حریم خصوصی یا تشخیص اخبار جعلی محدود شود. نوجوان باید یاد بگیرد آنچه روی صفحه میبیند، تمام واقعیت نیست.
او باید بتواند میان تصویر و واقعیت، انتخاب و مصرف، ارتباط و رابطه تفاوت بگذارد. یکی از مهمترین مهارتها نیز همین است که نوجوان بداند هر رابطهای در نخستین اختلاف به پایان نمیرسد و هر انسان واقعی قرار نیست مانند یک محتوای دیجیتال، همیشه جذاب و بدون نقص باشد.
رابطه سالم، برخلاف منطق اسکرول، با عبور سریع از گزینهها ساخته نمیشود. نیازمند گفتوگو، شناخت، تحمل تفاوتها، اصلاح اشتباهات و گاهی صبر کردن است.
نسلی که از کودکی با امکان انتخابهای بیپایان بزرگ شده، بیش از هر چیز باید «مهارت انتخاب کردن» و در کنار آن «مهارت ماندن» را یاد بگیرد.
قرار نیست نوجوان از دنیای دیجیتال فاصله بگیرد؛ قرار است یاد بگیرد زندگی واقعی را با منطق ویترینهای دیجیتال اشتباه نگیرد. آدمها محصولاتی نیستند که هر وقت گزینه جذابتری پیدا شد، کنار گذاشته شوند و رابطه واقعی هم چیزی نیست که با یک اسکرول بتوان از آن عبور کرد.