فیلم «کمی نور» و شاباش جشنواره ونیز؛ برای حوادث دی میرقصید یا برای آمریکا؟!
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، هشتادوسومین دوره جشنواره جهانی فیلم ونیز امروز، شنبه دوازدهم سپتامبر، به پایان میرسد؛ جشنوارهای که در روزهای گذشته میزبان فیلم «کمی نور» نیز بود؛ فیلمی با زبان فارسی که در معرفی آن، روایت فیلم به کشتار دی ۱۴۰۴ گره خورده است.
اما آنچه از «کمی نور» بیش از روایت و محتوای آن در فضای مجازی دستبهدست شد، نه تصویری از رنج و نه موضعی درباره اتفاقات ایران، بلکه رقص و پایکوبی عوامل فیلم در برابر تشویق حاضران جشنواره بود. اینجاست که یک سؤال ساده، اما تلخ شکل میگیرد: برای چه چیزی میرقصید؟
اگر قرار است فیلم درباره رنج مردم ایران حرف بزند، پس چرا تصویری که از عواملش در مهمترین صحنه بینالمللی منتشر میشود، جشن و پایکوبی است؟
و سؤال مهمتر: در روزهایی که ایران با آثار حملات و جنایتهای آمریکا دستوپنجه نرم میکند، این شادمانی در جشنواره ونیز دقیقاً قرار است چه پیامی داشته باشد؟
مسئله، تناقضی است که میان ادعای روایت رنج مردم ایران و رفتار سازندگان اثر در ویترین جهانی سینما شکل گرفته است.
فیلمی که قرار است از ایرانیها بگوید، وقتی به ونیز میرسد، آیا چیزی برای گفتن درباره امروز ایران ندارد؟ آیا هیچ جملهای درباره قربانیان، جنگ، جنایت و مردم ایران وجود ندارد؟ یا همه آن دردها قرار است فقط مواد اولیه یک فیلم برای ورود به جشنوارههای خارجی باشند؟
این همان جایی است که «کمی نور» باید پاسخگو باشد. اگر درد مردم ایران سوژه فیلم است، چرا درد مردم ایران در جشنواره صدایی ندارد؟
چرا در برابر دوربینها، به قول خودتان جای یادآوری قربانیان، تصویر رقص و تشویق منتشر میشود؟ چرا آنچه از این حضور بینالمللی در ذهن مخاطب باقی میماند، نه اعتراض به جنایت و نه همدردی با قربانیان، بلکه صحنهای شادمانه از عوامل فیلم است؟
این ماجرا وقتی حساستر میشود که بدانیم ونیز فقط یک سالن نمایش فیلم نیست؛ یک ویترین بزرگ فرهنگی و رسانهای است. فیلمساز ایرانی وقتی با موضوع ایران وارد چنین ویترینی میشود، ناگزیر تصویری از ایران، مردم ایران و رنج آنها نیز با خود به آنجا میبرد. حالا تصویری که از «کمی نور» بیرون آمده، چه تصویری است؟
کمی نور برای شاباش جشنواره؟
پیش از این نیز حضور برخی فیلمهای ایرانی در جشنوارههای خارجی و رفتار عوامل آنها با حاشیههایی همراه شده بود. حالا «کمی نور» نیز با همین تصاویر، این پرسش را دوباره به میان آورده است که آیا بخشی از سینمای ایران، رنج مردم را روایت میکند یا رنج مردم را به بلیت ورود به ویترینهای جهانی تبدیل کرده است؟
اگر فیلم درباره حوادث دیماه است، حداقل یک لحظه هم برای آنها بایستید. اگر درباره ایران است، حداقل یک کلمه برای ایران بگویید؛ و اگر قرار نیست هیچکدام اتفاق بیفتد و سهم ایران از این حضور فقط رقص، تشویق و شاباش باشد، آنوقت باید پرسید: «کمی نور»؛ فیلمی درباره خون مردم ایران یا نمایشی برای شاباش ونیز است؟