هنر «رنوآر» را ببینیم + عکس نقاشی ها
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، «پیر-آگوست رنوار» در نقاشیهای امپرسیونیستی ساده خود، تابستان را با لحظههایی سرشار از نور در طبیعت، ساده و زیبا به تصویر کشید.
در ادامه نقاشیهای گرم و رویایی این نقاش را مرور میکنیم.
جهان امپرسیونیستی «رنوآر»
«پیر-آگوست رنوار» (۱۸۴۱–۱۹۱۹) نقاش امپرسیونیست فرانسوی بود که بیشتر عمرش را در پاریس گذراند و در کنار هنرمندانی چون «کلود مونه» و «ادگار دگا» کار کرد. «رنوآر» در سالهای آغازین و پایانی حرفهاش به سبکی سنتیتر گرایش داشت که از کلاسیسیسم الهام میگرفت، اما در دهه ۱۸۷۰ و اوایل دهه ۱۸۸۰ کاملاً بر امپرسیونیسم متمرکز شد. در این دوره، صحنههایی سرشار از رنگهای زنده، لحنی روشن و پرنور نقاشی کرد و مردم را در پاریس و پیرامون آن، کنار آب، در چمنزارها یا در گردهماییهای کافهها و رستورانها به تصویر کشید. ضربات مشخص قلممو که ویژگی جنبش امپرسیونیسم است، به این صحنهها آرامش میدهد.

تابلو نقاشی «قایق کوچک» که در ۱۸۷۵ نقاشی شد، موتیفهایی را در برگرفته است که اغلب در کار «رنوآر» دیده میشوند،؛ همچون زنان شیکپوش، کلاههای حصیری، و قایقهایی بر رود سن. رنگهای اشباعشدهای که در این اثر به کار رفته بهویژه آبی و نارنجی قوی به حس گرمای آن روز تاکید میکنند.
زن با چتر آفتابی در باغ
در همان سال، «رنوار» نقاشی «زن با چتر آفتابی در باغ» را نقاشی کرد. این هنرمند بین سالهای ۱۸۷۵ و ۱۸۷۷، در محله «مونمارتر» در پاریس با کارگاهی کوچک با باغی که بیشتر شبیه پارکی با علفهای بلند، گلهای وحشی و بوتههای بزرگ زندگی میکرد.

«رنوار» در این پسزمینه سرسبز، دو پیکره را نقاشی کرد که یکی از آنها زنی است که چتر آفتابی در دست دارد و دیگری مردی است که به احتمال زیاد برای چیدن گلی خم شده است.
پاروزنان در شاتو
پاروزنی در «شاتو»، شهرکی کوچک درست بیرون پاریس، یکی از فعالیتهای محبوب تابستانی بود.

«رنوآر» در نقاشی «پاروزنان در شاتو» گروه کوچکی از دوستانش را در حال ایستادن در ساحل رود به تصویر میکشد. رود پرجنبوجوش به نظر میرسد؛ با چندین قایق که روی آب شناورند. زن در این گروه «آلین شاریگو» است که در ۱۸۹۰ همسر «رنوار» شد.
مزرعه گندم
«رنوار» تابستانهای بسیاری را در «وارگمونت»، نرماندی گذراند و در آنجا به ملاقات دوستش میرفت. تا آن زمان، «رنوآر» روی پرترههای بسیاری کار میکرد که برایش موفقیت چشمگیری به ارمغان میآوردند. با این حال، نقاشی «مزرعه گندم» لحظهای ساکن در منظره یعنی دشتی زیر آسمانی کمی ابری را نشان میدهد.

در این نقاشی گویی در پایان روزی گرم، طوفانی نزدیک میشود، هوا سنگین است و درختان به نظر میرسد در باد تکان میخورند.
نزدیک دریاچه
وقتی به نقاشیهای تابستانی «رنوآر» نگاه میکنیم، یک چیز مسلم است؛ اینکه قایق تقریبا همیشه بخشی از صحنه است. در نقاشی «نزدیک دریاچه»، قایقی کوچک در پسزمینه پدیدار میشود و پیکرههای روی ایوان پیشزمینه را پر میکنند.

در این نقاشی، استفاده پرشور از رنگ، مشخص میکند که رویکرد او واقعا چقدر زنده بود و این نکته را تایید میکند که او یکی از چشمگیرترین پالتهای رنگی را در میان امپرسیونیستها داشت.
دختران در چمن در حال چیدن دستهگل
«رنوار» در ۱۸۹۰، فصل جدیدی در زندگیاش آغاز کرد. او ازدواج کرد و نقاشیهایش بیشتر شناختهشدند و علاوه بر این سبک نقاشی کردن او تحت تأثیر سفر چند سال قبلش به ایتالیا، کمی تغییر کرد. از این سال به بعد، او اغلب زنان، دوستان و خانوادهاش را در فضای باز نقاشی میکرد و بر لطف و هماهنگی پیکرهها اضافه میکرد.

این تغییر بهوضوح در نقاشی «دختران در چمن در حال چیدن دستهگل» دیده میشود که در آن او دو دختر را در چمنزاری روستایی و آرام به تصویر کشیده است که در حال چیدن گلاند.
درباره «رنوآر»
موضوع نقاشیهای «رنوآر» اغلب مردم و منظره بودند و دوستانش را به عنوان مدل نقاشیهایش انتخاب میکرد. به رغم مقاومتهای اولیه در برابر آثار «رنوآر»، نقاشیهای او به رسمیت شناخته شدند و مورد تحسین قرار گرفتند. حتی دولت فرانسه یکی از نقاشیهای او را خرید. همه چیز به خوبی پیش میرفت اما متاسفانه در سال ۱۸۹۹ به بیماری روماتیسم مفصلی مبتلا شد. این بیماری سبب درد و تورم زیاد در مفاصل و در مواردی سبب تغییر شکل مفاصل میشود. دستهای «رنوآر» دچار تغییر شکل مفصلی شده بودند. به دنبال این بیماری، حرکت «رنوآر» محدود شد و هر حرکت برای او درد و تلاش زیادی را به همراه داشت.
«جین رنوآور» پسر این هنرمند در کتابش با عنوان «پدرم، رنوآر»، واکنش مردم نسبت به نقاشیهای «رنوآر» پس از دیدن دستهای این هنرمند را این طور شرح داده است: «بازدیدکنندگانی که برای این مسئله آماده نبودند نمیتوانستند از تغییر شکل دستهایش چشم بردارند. با اینکه جرأت نمیکردند به این موضوع اشاره کنند اما با عباراتی همچون «این غیر ممکن است!»، «او چطور این نقاشیها را با چنین دستهایی نقاشی کرده است؟» و «حتما رمزی و رازی درباره این موضوع وجود دارد.»، احساساتشان را بروز میدادند.»
با وجود این موضوع، «رنوآر» خلق تابلوهای نقاشی را تا پایان عمرش یعنی تا سال ۱۹۱۹ ادامه داد. او تابلوهای نقاشی خلق کرد که با توجه به اینکه حرکت دادن مچهایش برایش کاری دشوار و دردناک بوده است، به طور حیرتآوری زیبا به تصویر کشیده شدهاند. شاید پاسخ به حیرت درباره زیبایی نقاشیهایش به رغم بیماری «رنوآر» در کلام خودش باشد.
«پیر آگوست رنوآر» در سال ۱۸۴۱ در فرانسه متولد شد. رنگهای زنده تابلوهای نقاشی «رنوآر» رنجی که این هنرمند به خصوص در سالهای پایانی عمرش متحمل شد را پنهان کرده است.
او در سن ۲۱ سالگی وارد مدرسه هنرهای زیبای پاریس شد و توسط «چارلز گلایر» تعلیم دید. در آنجا بود که با «کلود مونه»، «آلفرد سیسلی» و «فردریک بازیل» آشنا و دوست شد.
«رنوآر» در کنار این نقاشها به عنوان یکی از مهمترین هنرمندان امپریسیونیست شناخته میشود. حتی با اینکه تابلوهای نقاشی او همچون دوستانش در ابتدا از سوی مردم و آکادمی رد شدند، «رنوآر» با گذشت زمان به یکی از تحسینشدهترین هنرمندان نسل خود تبدیل شد. محبوبیتی که تا به امروز همچنان باقی مانده است.