تحلیلگران ترکیه درباره سیاست اخیر آنکارا در قبال ایران چه میگویند؟
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو؛ اتفاقات هفتههای اخیر و به ویژه تصمیمات جدید دولت ترکیه درباره هواپیمایی ماهان و بانک ملت، توجه تحلیلگران این کشور را به سوی خود جلب کرده است.
آنان معتقدند که آنکارا باید نگرش محتاطانهای داشته باشد و برای نشان دادن همراهی و همنوایی با رویکردهای تحریمی آمریکا، به روابط منطقهای خود، آسیب نزند.
گروه دیگری از تحلیلگران نیز درباره ائتلاف دفاعی مکه هشدار داده و میگویند: خطاست اگر ترکیه به قیمت همنوایی با عربستان سعودی، خود را وارد تنش با یمن کند.
البته توضیحات رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه درباره ائتلاف دفاعی مکه، موضوع را پیچیدهتر کرد. چرا که او آشکارا اعلام کرد: ائتلاف مکه نه به منظور رویارویی با ایران است و نه اسرائیل.
با این حال، نوع نگرش سیاسی دولت اردوغان به مسائل منطقه، همچنان از نظر تحلیلگران ترکیه مبهم به نظر میرسد و به ویژه درباره تصمیماتی که به روابط آنکارا – تهران لطمه بزند، ابراز نگرانی میکنند.
مصطفی کاراعلی اوغلو، از تحلیلگران مشهور ترکیه، یکی از نویسندگانی است که طی روزهای گذشته درباره این موضوع اظهارنظر کرده است.
ابتدا بخشهایی از تحلیل مصطفی کاراعلی اوغلو را با هم مرور میکنیم و در ادامه، به این مساله خواهیم پرداخت که برایند نگاه تحلیلگران ترکیه به این موضوع، چه نقشه راهی را به مقامات آنکارا توصیه میکند:
آیا در روابط ما و ایران، شکاف به وجود آمده است؟
نمونههای اخیر نشان میدهد که آمریکا میتواند به کشوری آسیب برساند، اما هرگز به نتیجه مطلوب خود نمیرسد. اقدامات انجام شده توسط دولتهای مختلف آمریکا در سالیان اخیر، گاهی از طریق جنگ بسیار وحشیانه و بیرحمانه و گاهی از طریق استفاده از قدرت اقتصادی، از جمله حمله به عراق و افغانستان، نتایج مطلوبی به همراه نداشته است.
آری، آمریکا قدرت مخربی دارد و وقتی به اهدافش نمیرسد، میتواند بدون پرداخت هزینههای سیاسی از موضوع شانه خالی کند و کنار بکشد، اما نتایج سیاسی که در نظر دارد اغلب از هدف مورد نظر خود منحرف میشود و به نقطه شکست میرسد.
ابتکارات آمریکا، به ویژه آنهایی که کشورهای اسلامی را هدف قرار میدهند، مجموعهای از شکستها بودهاند. ویرانیهایی که به جا میگذارد، صلح را برای آن کشور یا منطقه به ارمغان نمیآورد؛ در عوض، خصومتها و تنشهای جدیدی ایجاد میکند و همانطور که میدانیم، واشنگتن به این پیامدها اهمیتی نمیدهد.
ارزیابی مسئله ایران، به ما میگوید که اقدامات بیملاحظه و نسنجیده دولت ترامپ، چه جنگی به دنبال آورد. آمریکا از طریق بمبارانها خسارات قابل توجهی به ایران وارد کرد، اما در رسیدن به هدف نهایی خود یعنی تغییر رژیم شکست خورد و حتی فهمید که این امر غیرممکن است.
با این حال، ترامپ همچنان به تلاش خود ادامه میدهد و اکنون خواستار انزوای کامل ایران است و از جهان میخواهد که به او کمک کنند.
ولی حالا، ترامپ رهبری است که احتمال زیادی دارد در انتخابات میاندورهای نوامبر حمایت مردمی خود را از دست بدهد. اگر او در انتخابات شکست بخورد، نه تنها به یک اردک لنگ تبدیل میشود، بلکه بسته به شدت شکست، به دلایل زیادی، در درجه اول پرونده اپستین، به یک بار سنگین و غیرقابل تحمل تبدیل خواهد شد.
او به احتمال زیاد در سمت خود باقی خواهد ماند، اما قدرت سابق را نخواهد داشت.
اگر روند به این شکل پیش برود، سیاست آمریکا در قبال ایران نیز سست شده و به شکست کامل میانجامد و از دست دادن همین پایگاه حمایتی محدود فعلی او اجتنابناپذیر خواهد بود. به احتمال زیاد، پس از ترامپ - یعنی حداکثر ظرف دو سال - سیاست شکستخورده و ناکارآمد ایالات متحده در قبال ایران نیز آرام خواهد شد و به کانالهای دیپلماتیک ارجاع داده خواهد شد.
اگر اظهارات متناقض و ناهماهنگ ترامپ را بررسی کنیم، پروژه انزوا یا جنگ آمریکا علیه ایران، نشانهای از بیفکری او و تکرار سیاستهای نخنما است. در این شرایط، مشارکت سریع ترکیه در تحریم و انزوا، ممنوعیت فعالیت یک بانک ایرانی و یک شرکت هواپیمایی ایرانی، تصمیم و انتخاب خوبی به نظر نمیرسد.
آن هم در شرایطی که توافق مکه، به شکل غیرمستقیم ایران را هدف قرار داده و آمریکا را بسیار خوشحال کرده است.
حتی اگر اینطور نباشد، به نظر میرسد که ما به طور ناگهانی و آشکار با گامهای نمادین به بلوک ضد ایران نزدیک شدهایم. ولی واقعیت این است که این رویکرد، آورده خاصی ندارد.
به بیانی روشن، ارزش ندارد که روابط بین ترکیه و ایران را به خاطر بازیِ آمریکا به خطر بیندازیم. هیچ دلیلی برای درگیر شدن در تنش غیرضروری بین دو کشور که به هر دو طرف آسیب میرساند، وجود ندارد.
وقتی ایالات متحده دستهایش را بشوید و برود، کشورهای منطقه به حال خود رها خواهند شد. پس برای ترکیه، سناریوی عاقلانه آن است که آرام بمانیم و درگیر هیچ نوع ابتکار عملی علیه ایران نشویم.
در واقع، این نشان میدهد که به جای شریک شدن در سیاست تحریم و انزوا، باید از قدرت سیاسی خود، که همیشه ادعا کردهایم، برای ایفای نقش آشتیجویانه بین دو طرف استفاده کنیم.
کشور ترکیه، رجب طیب اردوغان، دونالد ترامپ، تحریمها علیه جمهوری اسلامی ایران، جمهوری اسلامی ایران.
عربستان سعودی، امارات متحده عربی و به طور کلی کشورهای خلیج فارس ممکن است مشکلات دیرینهای با ایران داشته باشند، مشکلاتی که اخیراً حتی فعالتر هم شدهاند. دوستی نزدیک ما با این کشورها نیز میتواند به ما فشار وارد کند. اما ترکیه، با وجود همه رقابتها، روابط خوبی با ایران داشته و این رابطه را همیشه در سطح خاصی حفظ کردهایم.
دیگران چه میگویند؟
نگاهی اجمالی به تحلیل کاراعلی اوغلو، نشان دهنده این است که او رابطه ایران و ترکیه را از منظر «همسایگی استراتژیک» میبیند، نه از منظر بلوکبندیهای ایدئولوژیک.
او توصیه میکند که ترکیه فاصله استراتژیک خود با ایران را حفظ کند و حتی از ظرفیت خود برای میانجیگری استفاده کند.
این نگرش، با دیدگاههای سینان اولگن از دیگر تحلیلگران مشهور ترکیه همپوشانی دارد که معتقد است «ترکیه نباید به سناریوی فروپاشی ایران بیاندشید. چرا که اولاً پای اهمیت جغرافیا و سابقه چندصدساله همزیستی دو کشور در میان است و دوم این که هر نوع ضربه سنگین به ایران، پیامدهایی برای ترکیه خواهد داشت که به مراتب، سنگینتر از تجارب قبلی درباره عراق و سوریه خواهد بود».
غالب دالای از متخصصین مطالعات راهبردی ترکیه نیز در چتم هاوس به همین موضوع اشاره کرده و میگوید: «بدترین سناریوی منطقهای از منظر منافع ترکیه، سناریویی است که اهداف بلندپروازانه خود را بر اساس ایده تلاش برای فروپاشی ایران بنا کند. بیثباتی در ایران، پیامدهای سنگینی برای ترکیه خواهد داشت».
اما سونر چاغاپتای چهره دانشگاهی ترکیهای مقیم آمریکا، نگاه متفاوتی دارد و میگوید: «ترکیه خواهان هستهای شدن ایران نیست. در عین حال، نمیخواهد به نظام حکمرانی این کشور، لطمه وارد شود. ولی با همه اینها، در جستجوی یک ستون سوم منطقهای است و به زعم خودش، میخواهد با توافق مکه، نوعی موازنه منطقهای تازه ایجاد کند».
کشور ترکیه، رجب طیب اردوغان، دونالد ترامپ، تحریمها علیه جمهوری اسلامی ایران، جمهوری اسلامی ایران.
در یک ارزیابی کلی میتوان گفت: اغلب تحلیلگران مشهور ترکیه در روزها و هفتههای اخیر، در اظهارنظر درباره تصمیمات دولت اردوغان برای افزایش میزان تبعیت از تحریمهای آمریکا علیه ایران، آشکارا مخالفت خود را اعلام کردهاند.
برخی از آنان در بیان دلیل مخالفتهای خود، به ظرفیتهای منطقهای ایران اشاره کرده و برخی دیگر نیز بر این مساله تاکید میکنند که با وجود همه رقابتها، آنکارا و تهران توانستهاند روابط مهم خود را حفظ کنند و حفظ این رابطه نقش مهمی در معماری امنیتی منطقه داشته و چنین دژی نباید به خاطر همراهی با آمریکا، دچار آسیب شود.